TAKNET - نقش شیطان درزندگی انسان

نقش شیطان درزندگی انسان

در مقاله حاضر نويسنده با معرفي شيطان و شياطين انسي و جني، به نحوه القائات و وسوسه هاي آنها به انسان مي پردازد و به برخي روشهاي آنها براي گمراهي انسانها و تأثيرگذاري بر زندگي فردي و جمعي بشر اشاره مي کند اينک با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

 

بازخواني ماهيت و نقش شيطان

شيطان به عنوان کسي که با سرکشي از فرمان هاي خداوند در مسير تکاملي ديگران قرار مي گيرد، دشمن واقعي انسان است. اين موجود مي تواند ابليس و يا جنيان و يا نوع بشر باشد. از اين رو قرآن در آيات بسياري به شياطين جني و انسي اشاره مي کند و در سوره ناس به انسان گوشزد مي کند که از شر شياطين انساني و جني به خداوند پناه ببرد، زيرا شياطين به دليل دو رويي و نيرنگ، رفتاري را در پيش مي گيرند که آدمي را مي فريبد و به نام دوست کينه و حسادت و حقد خويش را چون خنجري از پشت بر جان آدمي و زندگي پاک و طيب او وارد مي سازد و از مسير تکامل و رشد و بالندگي فردي و اجتماعي باز مي دارد.

هر چند که در بسياري از آيات، واژه شيطان بر نماد اصلي شيطنت يعني ابليس جني بار مي شود ولي اين مورد از باب انطباق و بيان مصداق کامل و تمام است و انصراف به مصداق اتم و کامل، مخصص عموم معنايي و مفهومي آن نيست و معناي آن را به اين فرد کامل، اختصاص نمي دهد. از اين رو، رفتارها و کردارهايي که در قرآن به شيطان به معني ابليس نسبت داده مي شود مي توان بر هر موجود شيطنت بازي از انسان و يا جن صدق کند. بنابراين وقتي از القائات شيطاني سخن به ميان مي آيد مي تواند به هر فرمان رمزي و وسوسه و الهامي اطلاق شود که از سوي شياطين انسي و جني القا مي شود.

برخي از نظريه ها و سبک هاي زندگي که از سوي برخي از کشورها و مجامع به ظاهر علمي ارايه مي شود و در داخل جامعه اسلامي از سوي برخي ديگر از دوستان ايشان تکرار و واگويه و يا بومي سازي مي گردد در اين حوزه قرار مي گيرد.

بازخواني نقش شيطان در زندگي با توجه به آموزه هاي وحياني قرآن به معني آن است که قرآن همواره زنده است و همانند خورشيد بر جهان آدمي و محيط زيست او نورافشاني مي کند. زنده بودن آيات به اين معناست که با توجه به مصاديق امروزي بايد آيات را تطبيق کرد و به تعبير علامه از روش جري و تطبيق بهره برد.

اگر در گذشته قومي به نام واقفيه به عنوان «مغضوب عليهم» ناميده مي شدند، امروز مي تواند فرقه هاي باطلي باشند که در گوشه و کنار ايران و جهان اسلام به عنوان فرقه هاي مذهبي قدعلم مي کنند و اگر در گذشته «مغضوب عليهم» به يهود و غاصبان خلافت و مانند آن اطلاق مي شد امروز بر گروه هاي ديگر تطبيق داده مي شود.

نقش تخريبي که قرآن براي شياطين جني و انسي بيان مي کند نشان مي دهد که آدمي با دشمنان خطرناکي رو به رو است که جز تباهي و نابودي او را نمي خواهند و از آن جايي که شناخت جامع و کاملي از توانايي ها و قدرت هاي آدمي دارند مي کوشند با روش هاي مقبول و مورد پسند آدميان در درون دل ها و يا جوامع آنان نفوذ کرده و آنان را از درون، مديريت و مهار کرده و ولايت خود را بر ايشان اعمال نمايند.

خداوند از مؤمنان مي خواهد با شناخت از اين دشمنان خطرناک، خود را براي مقابله با هر گونه توطئه و دسيسه آنها آماده سازند. در اين جا به برخي از رفتارهاي شياطين براي تاثيرگذاري در زندگي فردي و جمعي بشر اشاره و راه هاي مقابله با آن در حد امکان براساس آيات توضيح داده مي شود.

 

القائات شيطاني

شياطين سخنان باطل و نارواي خويش را هرگز به طور مستقيم بيان نمي کنند بلکه آن را آراسته و با بهره گيري از همه سازوکارهاي روان شناسي و آرايه هاي ادبي در بهترين و زيباترين شکل عرضه مي کنند. خداوند در آيه 112 سوره انعام به ظاهر پسنديده و زيباي کلام و نظريات و برنامه هاي آنان اشاره مي کند و مي گويد: يوحي بعضهم الي بعض زخرف القول غرورا؛ آنان سخنان تزيين شده و آراسته اي را به يک ديگر القا مي کنند که جز غرور در آن چيزي نيست.

بارها در جامعه ديده شده که عده اي از دوستان آمريکا و هواداران نظريه ليبرال دمکراسي غربي نظريه هايي را در قالب علمي از آمريکايي ها گرفته و آن را در شکل بومي سازي شده در جامعه به صورت گفتمان طرح مي کنند و با بهره گيري از روش روان شناسي غرقه سازي، جامعه را در جو و فضايي قرار مي دهند تا ناخواسته همان مسايل را تکرار کند.

 

بهره گيري از همه اصول روان شناسي و مردم شناسي و آرايه هاي ادبي و کلامي، اين امکان را به آنان مي بخشد تا با ظاهري زيبا، کالاي بنجل و بي ارزش خود را عرضه کنند و گروهي را فريب دهند. شگفت اين که قرآن بيان مي کند اولين کساني که در دام القائات شيطاني قرار مي گيرند کساني هستند که به عنوان دوستان آنان در داخل حرکت مي کنند. اين سخنان و القائات شيطاني و نظريه هاي به ظاهر علمي و آراسته و مفيد، موجبات غرور و فريب دوستان داخلي ايشان را فراهم مي کند و گمان مي کنند به بلندترين و کامل ترين نظريه هاي علمي و سازنده دست يافته اند و آن را ناخودآگاه تحت تاثير غرور بي جا تکرار مي کنند و بي آن که داراي پشتوانه علمي و مردمي باشد مي کوشند تا آن را اجرايي کنند و اين گونه است که از نظر قرآن نخستين زيان کنندگان همان دوستان فريب خورده ايشان هستند.

تاکيد بر واژگان «زخرف القول» و «غرور» بر اين اساس است که اين نظريه ها و آموزه هاي دستوري و برنامه هاي القايي از سوي شياطين بيروني، تنها داراي ظاهري آراسته و فريبنده است و در دورن از محتواي بلند و قابل قبول تهي است. از سوي ديگر شيوه بيان و ارائه آن از سوي شياطين بيروني به گونه اي است که دوستان دروني آنان را گرفتار غرور مي کند و اين گمان در آنان تقويت مي شود که مي توانند بدان اعتماد کرده و براي دست يابي به قدرت و حکومت از آن شيوه ها و برنامه ها سود برند، در حالي که اين واژگان و برنامه ها و نظريه هاي القايي جز غرور و فريب چيزي نيست.

خداوند در آيات 221 و 225 به برخي از برنامه هاي فريبنده شياطين بيروني اشاره مي کند که چگونه با خط دهي و ترسيم خطوط اصلي و جزيي مي کوشند تا دوستان داخلي شان از آنها بهره برده و اهداف شياطين بيروني را اجرايي کنند. در اين آيات سخن از کساني است که با توليد اشعار و ترانه هاي باطل و زشت و نابهنجار مي کوشند جو جامعه را آلوده و فضا را براي نفوذ افکار و انديشه هاي باطل فراهم سازند.

در جهان امروز اين روش هر چند در شکل و قالب ترانه هاي زشت و زننده ادامه دارد و برخي از ترانه سرايان با القاء مفاهيم و واژگان زشت، فضاي نابهنجار را گسترش مي دهند و بر انجام زشتي ها و بزهکاري ها تشويق مي کنند ولي با بهره گيري از ابزارهاي جديدتر آن را به روز کرده اند در حال حاضر شياطين داخلي متاثر از شياطين بيروني و القائات آنان مفاهيم زشت و زننده اي را در شکل فيلم ها و تصاوير ماهواره اي به سمت وسوي دوستان خويش مي فرستند و آنان همان مفاهيم و فيلم ها را تکرار مي کنند تا زمينه هاي هنجارشکني جمعي را فراهم آورند.

قرآن در اين آيات به مومنان جامعه هشدار مي دهد که اگر مي خواهيد دوست را از دشمن بشناسيد به کساني بنگريد که با بهره گيري از القائات شياطين، بيروني، واژگان و مفاهيم زشت را در جامعه گسترش مي دهند و با توليد سوژه هاي تو خالي جذاب، مردم را به هر سوي مي کشانند.

 

استفاده از فطرت زيبائي دوستي

تاکيد آيات بر اين که شياطين با بهره گيري از روان شناسي و ابزارها و سازوکارهاي موردپسند اقدام مي کنند از آن روست که آدمي را زماني مي توان به هر سمت و سو کشاند که براساس فطرت و طبيعت ذاتي او امري زيبا و پسنديده به وي نمايانده و مفاهيم باطل در قالب هاي پسنديده به وي عرضه شود. آن گاه است که افراد جامعه ناخودآگاه به هر سمت و سويي که آنان مي خواهند حرکت مي کنند. اين همان چيزي است که قرآن از آن به «واديهيمون» تعبير مي کند.

اين القائات شيطاني همواره مورد رضايت منکران به خدا و معاد (انعام آيه 112 و 113) دروغگويان گناهکار (شعراء آيه 221 و 223) شاعران منحرف (همان) و در زمان ما فيلم سازان منحرف و هنرمندان زشت کار و نيز کساني است که به خدا کافر هستند (انعام آيه 112 و 113)؛ زيرا آنان کساني اند که سود خويش را در زشت کاري مي جويند و افزايش نابهنجاري در جامعه و دامن زدن به آن موجب مي شود تا شرايط براي بهره گيري و استثمار و استعمار آن فراهم تر گردد و آنان بتوانند مردم را به هر سويي که مي خواهند ببرند و برگرده شان سوار شوند.

 

تاثيرپذيري از شياطين

البته در هر جامعه اي گروهي از افراد سست ايمان و بيمار دل وجود دارد که اگر زمينه هاي مناسبي براي آنان فراهم شود به سوي باطل و زشت و نابهنجار گرايش مي يابند و در صورت سلامت جامعه در مسير کمالي قرار مي گيرند.

نخستين کساني که تحت تاثير القائات شياطين بيروني و دوستان دروني و داخلي آنان قرار مي گيرند همين گروه بيماردلان هستند (حج آيه 52 و 53) اينان انسان هاي عاطفي و احساسي هستند که تحت تاثير جو و فضاي فرهنگي و گفتمان ها قرار مي گيرند و اگر گفتمان به شکلي باشد که نابهنجاري ها را القا کند بدان سمت کشيده مي شوند و خود ناخودگاه و يا آگاهانه بدان دامن مي زنند.

دومين دسته از تاثيرپذيرندگان گفتمان ها و غرقه سازي هاي دشمنان و شياطين، برخي از دوستان نادان و ناآگاه هستند که متاثر از زيبايي ها و زخرف القول دشمنان عمل مي کنند. خداوند در آيه 121 سوره انعام به مديران و مسئولان سياسي و اجتماعي و فرهنگي هشدار مي دهد که مواظب اين گروه باشند؛ زيرا هنگامي که دشمنان به دوستان داخلي خود مسايل و مفاهيمي را القا مي کنند آنان با بهره گيري از همين فضاي جهل و ناداني سود جسته و به مجادله و گفت وگوي جدلي مي پردازند و شبهاتي را القا مي کنند که دوستان نادان جذب اين القائات شيطاني مي شوند. بنابراين ضرورت آمادگي براي مقابله با شبهات و القائات جدلي آنان امري لازم و بايسته است و زمينه هاي فرهنگي به گونه اي بايد فراهم شود که به سرعت به مقابله با اين گفتمان جدلي و شبهات شيطاني برخيزند تا عموم افراد جامعه که توده مردم معمولي و عادي هستند از آن متاثر نشوند.

 

تزيين و بهره گيري از آرايه ها

چنان که گفته شد انسان به طور طبيعي و فطري به زيبايي ها گرايش دارد؛ زيرا کمال را در زيبايي ها مي بيند و چون آدمي به کمال گرايش دارد و از نقص گريزان است، به زيبايي ها دل مي بندد. اين مساله خود عاملي مهم براي فريب و گمراهي آدمي مي شود و لذا شياطين با بهره گيري از انواع مسايل فريبنده و زيبا، به جنگ ملتي مي روند که مي کوشد به کمال دست يابد و شکوفايي را تجربه کند.

خداوند در آيه 112 به مسئله بهره برداري شياطين از هنر تبليغاتي و آراستن باطل و نظريه هاي نادرست و رفتارهاي نابهنجار خود براي فريب توده مردم اشاره مي کند و مي فرمايد اين گونه رفتارها همواره در طول تاريخ وجود داشته است و در برابر هر پيام آور حق، دشمناني بوده اند که با آراستن کلام باطل و نظريه هاي خلاف وحي و حق و حقيقت مي کوشيدند تا جايگزين هايي براي آن قرار دهند. از اين رو گفته شده در برابر هم علم حقي که در طول تاريخ افراشته شده ده ها و صدها علم باطل همانند و هم رنگ آن افراشته شده و مي شود.

مهم ترين نقشي که ابليس به عنوان سرمدار و نماد حرکت هاي شيطاني در اين حوزه بازي مي کند اين است که هر باطلي را به گونه اي تزيين مي کند که بتواند مردم را بفريبد و به سوي هبوط و سقوط بکشاند. (انفال آيه 112)

خداوند در آيه 48 سوره انفال به نمونه تاريخي تزيين ابليس اشاره مي کند و مي گويد ابليس به ياران خويش چنين القا کرده بودکه آنان پيروزند و مي توانند باحمله به پيامبر(ص) و يارانش، جامعه را در امنيت قرار دهند و سنت هاي خود را حفظ کنند.

درحقيقت تلاش شيطان اين است که سنت ها و قوانين باطل و خرافي را به شکلي تزيين کند که مورد پسند باشد. در همين آيه سخن از تزيين اعمال و رفتار دوستان شياطين است که چگونه ابليس آن را مي آرايد. چنان که اعمال زشت برخي ها چون فرعون را براي او آراست و براي وي و دوستان درباري اش چنين القا کرد که اعمال و رفتار شما درست است و اگر به موسي ايمان آوريد شما را از سرزمينتان بيرون مي راند و عزت و اقتدارتان را تصاحب مي کند.

آيه 42 و 43 سوره انعام نيز به اين نقش تزيين گر و آراستن شياطين اشاره مي کند و در آيه 63 سوره نحل آن را به تمام طول تاريخ بشريت تعميم مي دهد.

اين گونه بود که تزيين اعمال نادرست و نابهنجار مردم موجب شد تا قوم عاد و ثمود با وسوسه هاي شيطاني و تزيين او، گرفتار خشم و عذاب الهي شوند. (عنکبوت آيه 38)

 

شبهه افکني

شياطين جني و انسي همواره مي کوشند تا شبهات مختلف را در جامعه القا و مردم را از پذيرش حق و اطاعت آن بازدارند. (حج آيه 52) اين شبهات همه حوزه ها را شامل مي شود و بيش ترين تلاش شياطين اين است که حوزه بينشي و اعتقادي انسان ها را مورد هجوم شبهات خويش قرار دهند تا تزلزل در آن، موجب تغيير در رفتارهاي ايشان شود. اين گونه است که دشمنان همواره نوک تيز حملات خويش را به سوي اعتقادات و باورهاي مردم مي گيرند.

شبهات اخيري که در غرب از سوي شياطين و دوستان ايشان در داخل تکرار مي شود شبهاتي است که اصل وحي را مورد تهديد قرار داده و بنياد اسلام را تضعيف مي کند. در اين حالت است که خداوند از مومنان مي خواهد در برابر اين گونه شبهه افکني هاي دشمنان به خداوند پناه ببرند. البته خداوند خود حفظ دين و اصل آن را تضمين کرده است (حج آيه 52) ولي بر ماست که خود را در برابر دشمنان و القائات آنان آماده کنيم.

شياطين نقش هاي بسيار مخربي در زندگي بشر دارند که در اين جا به تعداد محدودي از آن ها اشاره شد و بيان همه آنها مقاله اي تفصيلي مي طلبد.

بازخوانی ماهیت و نقش شیطان

شیطان به عنوان کسی که با سرکشی از فرمان های خداوند در مسیر تکاملی دیگران قرار می گیرد، دشمن واقعی انسان است. این موجود می تواند ابلیس و یا جنیان و یا نوع بشر باشد. از این رو قرآن در آیات بسیاری به شیاطین جنی و انسی اشاره می کند و در سوره ناس به انسان گوشزد می کند که از شر شیاطین انسانی و جنی به خداوند پناه ببرد، زیرا شیاطین به دلیل دو رویی و نیرنگ، رفتاری را در پیش می گیرند که آدمی را می فریبد و به نام دوست کینه و حسادت و حقد خویش را چون خنجری از پشت بر جان آدمی و زندگی پاک و طیب او وارد می سازد و از مسیر تکامل و رشد و بالندگی فردی و اجتماعی باز می دارد.

هر چند که در بسیاری از آیات، واژه شیطان بر نماد اصلی شیطنت یعنی ابلیس جنی بار می شود ولی این مورد از باب انطباق و بیان مصداق کامل و تمام است و انصراف به مصداق اتم و کامل، مخصص عموم معنایی و مفهومی آن نیست و معنای آن را به این فرد کامل، اختصاص نمی دهد. از این رو، رفتارها و کردارهایی که در قرآن به شیطان به معنی ابلیس نسبت داده می شود می توان بر هر موجود شیطنت بازی از انسان و یا جن صدق کند. بنابراین وقتی از القائات شیطانی سخن به میان می آید می تواند به هر فرمان رمزی و وسوسه و الهامی اطلاق شود که از سوی شیاطین انسی و جنی القا می شود.

برخی از نظریه ها و سبک های زندگی که از سوی برخی از کشورها و مجامع به ظاهر علمی ارایه می شود و در داخل جامعه اسلامی از سوی برخی دیگر از دوستان ایشان تکرار و واگویه و یا بومی سازی می گردد در این حوزه قرار می گیرد.

بازخوانی نقش شیطان در زندگی با توجه به آموزه های وحیانی قرآن به معنی آن است که قرآن همواره زنده است و همانند خورشید بر جهان آدمی و محیط زیست او نورافشانی می کند. زنده بودن آیات به این معناست که با توجه به مصادیق امروزی باید آیات را تطبیق کرد و به تعبیر علامه از روش جری و تطبیق بهره برد.

اگر در گذشته قومی به نام واقفیه به عنوان «مغضوب علیهم» نامیده می شدند، امروز می تواند فرقه های باطلی باشند که در گوشه و کنار ایران و جهان اسلام به عنوان فرقه های مذهبی قدعلم می کنند و اگر در گذشته «مغضوب علیهم» به یهود و غاصبان خلافت و مانند آن اطلاق می شد امروز بر گروه های دیگر تطبیق داده می شود.

نقش تخریبی که قرآن برای شیاطین جنی و انسی بیان می کند نشان می دهد که آدمی با دشمنان خطرناکی رو به رو است که جز تباهی و نابودی او را نمی خواهند و از آن جایی که شناخت جامع و کاملی از توانایی ها و قدرت های آدمی دارند می کوشند با روش های مقبول و مورد پسند آدمیان در درون دل ها و یا جوامع آنان نفوذ کرده و آنان را از درون، مدیریت و مهار کرده و ولایت خود را بر ایشان اعمال نمایند.

خداوند از مؤمنان می خواهد با شناخت از این دشمنان خطرناک، خود را برای مقابله با هر گونه توطئه و دسیسه آنها آماده سازند. در این جا به برخی از رفتارهای شیاطین برای تاثیرگذاری در زندگی فردی و جمعی بشر اشاره و راه های مقابله با آن در حد امکان براساس آیات توضیح داده می شود.

 

ابليس؛ شيطان يا Satan اين واژه قريب و عجيب و غريب و اين مفهوم برزخي از كودكي برايمان در مقابل خدا قرار گرفته است! نوعي ثنويت كه همگي بدان مبتلاييم! اگر خدا هست، اگر خدا خوب است، اگر خدا رحمان و رحيم است! اگر خدا هادي است! اگر خدا بهشت دارد! ابليس هم هست، ابليس هم در مقابل بد است، ابليس هم رجيم است و فريبنده! و ابليس و دنباله روي از او در پي اش دوزخ است! ابليس به مانند خدا، جنسيت و مكان و زمان ندارد... ابليس آنقدر بد است كه جلوي خدا با آن عظمتش ايستاده! ابليس است كه ما را به خطا مي برد! ابليس است كه مقابل آدمي سجده نكرد و عهد كرد و سوگند خورد كه آدم را بفريبد تا وقت معلوم! و عجب كه خدا نيز اين مهلت را به آن رانده شده داد تا آدمي را بيازمايد! گو اين كه اگر شيطان نبود، خدا، خداييت نمي يافت يا اگر اين مظهر بدي‌ها و صياد شهوت آدميان نبود، پرستنده خالص و مخلص از سست ايمان بي تقوا تمييز داده نمي شد!

اين ها اسطوره، افسانه يا عقيده هر چه كه باشد با ماست! سالهاست كه انسانها با هر دين و مرامي از شيطان مي هراسند از شر او به خداي پناه مي برند و او را لعن و نفرين مي گويند و حتي آنجا كه ابليس بر ابراهيم ظاهر شد بر آن هاله كه امروز سنگش كرده اند، سنگ مي اندازند و رجمش مي كنند! واقعيت اين است كه غير از فرد، جامعه نيز رابطه متقابل و وسيعي با اين مفهوم دارد... تقابل انسان با ابليس موجد و موجب روابطي بس گسترده ميان جامعه و شيطان شده است... نقش جامعه در شكل دهي به شيطان از ساخته و پرداخته شدن شيطان در ذهن آدميان گرفته، نوعي هراس و فوبياي دائمي از ابليس، بالا بردن آن در جوامع سنتي، مقابل خدا قرار دادن، دوست داشتن و تكريم و تقديس آن نزد صوفيان وعرفا، تا كم اهميت شدن آن در زندگي مدرن و متقابلا نقش شيطان نيز در جامعه در روابط اجتماعي، اخلاق اجتماعي، تاثيرات رواني بر انسانها، شكل دهي ويژه به نهاد دين و دين مداري انسانها، تاثير اسمي و ظاهري و نيز معنوي و باطني در روابط و ساختار اقتصادي و سياسي و فرهنگي، شيطان خواندن انسانهايي در دوران هاي مختلف مثل جادوگران يا شيطان تلقي كردن مفاهيمي در دوران حاضر مثل دموكراسي و حقوق بشر و سرمايه داري، نقش آن در ادبيات و هنر و فرهنگ، ظهور جريانهاي شيطان پرستي و... هميشه در همه جا و همه زمان وجود داشته است. به هر روي رابطه انسان و شيطان و جامعه، رابطه اي است به وسعت تاريخ و به اندازه فرهنگ بشري!

در دو رويكرد دو نگاه متفاوت به ابليس وجود دارد كه واكاوي هر يك جالب به نظر ميرسد، گرچه مي دانم اينجا مقال اين واكاوي نيست! (بايد اشاره كنم كه اين دو نگاه را در دايره المعارف بزرگ اسلامي و نيز كتاب جامعه شناسي روشنفكري ديني نوشته دكتر عباس كاظمي دنبال كرده ام).

1 - ابليس يا شيطان كه رانده شده از درگاه خدا معرفي شده و در كتب مقدس خصوصا قرآن كريم بارها از او به بدي ياد شده چرا كه برخلاف اذن خدا بر آدم سجده نكرد! اين شيطان در نگاه عارفانه و صوفي گرايي چندان هم بد نيست! عرفا و صوفيان بزرگي از جمله غزالي، عين القضات، ميبدي، بايزيد، سنائي، مولوي، عطار و سرآمد آنان، منصور حلاج با نگاه خاص به وحدانيت خدا و همه چيز را از خدا ديدن، رويكردي حتي مثبت و تقديس شده به ابليس دارند! حسن بصري مي گويد: اگر او نور خود را بر خلق ظاهر كند، به خدايي پرستيده ميشود! بايزيد بسطامي، بر حال او دل مي سوزاند و طلب بخشش مي كند! ذوالنون مصري از كمال اخلاص ابليس در بندگي با تحسين ياد مي كند! برخي سنگ انداختن بر او را حتي دو را جوانمردي مي دانند! معتقدند شيطان از صفت جباريت خدا بوجود آمده، گناه ابليس، عشق به خداست و او اگر يقين داشت با سجود به آدم نجات مي يافت، هر آينه چنين مي كرد! و همانطور كه نور مصطفي از جمال الهي است، نور ابليس از جلال الهي!

2 – شيطان در قرائت رسمي و فقهي از دين، مظهر شر است كه آدميان بيشماري را در چنگ خود قرار مي دهد... هر كس كه گناه كند، به فقه عمل نكند، غير شيعه باشد (از نگاه ما)، بي دين باشد، كافر باشد، به علوم غير ديني توجه كند وقس عليهذا... او بي شك گرفتار شيطان است! در هر دين و مذهبي اين نگاه وجود دارد، پيروان سرسخت هر ديني معتقدند آنها تنها راه حقيقت را مي پيمايند، ديگران گرفتار شيطان اند و اسير شر! و اين نگاه در طول تاريخ هماره وجود داشته است. اما در زندگي مدرن با پذيرش تكثر و پلوراليسم، نقش شيطان كم رنگ و كم رنگ تر مي شود! در بينش جديد به دين، حقيقت تنها نزد ما نيست، همه، بندگان خدا هستند، صفت هادي بودن براي خدا موجب هدايت عامه براي جهانيان است نه تنها ما يا فرقه ما! گناه و اشتباه حق آدمي است! همين خطاها و كجروي ها خود در زندگي فردي و اجتماعي موجب كمال و ترقي آدمي است، حق به همان اندازه پخش است كه شر! يقين و حقيقت خيلي دور و سخت است و لذا در زندگي مدرن، گرچه شيطان حضور دارد... اما جايگاهش معلوم نيست! گستره و نفوذش بسان گذشته نيست و روز به روز ضعيفتر مي شود! با قرائت هاي جديد از دين، با تفسير هاي نو با فرقه هاي نو و با تلقي ها و مصداق ها نو از دين داري نمي توان گفت:
در ديگري شيطان حلول كرده، شيطان در جلدش رفته و به سمت شر رفته است! يا بايد با نوعي تحجر و سخت ديني و قشري گرايي و انحصار گرايي به آن برسيم كه تنها ما حقيم و هر ديگري شيطان يا در مسير اوست! يا با پذيرش شمول گرايي و فراتر از آن، كثرت گرايي بدانجا برسيم كه اگر مذهب و مراممان حق است، ديگران نيز مي توانند حق باشند، ديگران نيز مشمول هدايت خدايي اند! هر كس خطا كرد حتما شيطان و شيطاني نيست و از اينجاست كه شيطان در زندگي مدرن رو به مردن است! قبل از آن كه نيچه كشف كند خدا مرده است! شيطان مرده بود! شيطاني كه روزي بخش عظيمي از انديشه آدمي را همراه با خدا دربرمي گرفت، قبل از آدمي بود، مايه گمراهي و نزول آدم از بهشت برين شد، در مقابل هر اهورا و خدايي، او نيز شاخص و مطرح ميشد... او از آغاز مدرنيته مرد! نقش او امروز تنها اسطوره اي است كه گاهي سر بر مي آورد! گرچه هنوز كساني ياد و نام او را زنده نگه مي دارند، او را مي پرستند! درباره او و گذشته و آينده اش داستانها مي سازند! يا 42 ميليون صفحه در اينترنت به نام اوست! و برخي هنوز از شيطان بزرگ يا محور شرارت دم مي زنند، يا برخي هر چه به مذاقشان خوش نيايد حتي دموكراسي و مدرنيته را شيطان مي دانند! اما شيطان آن قلمرواش را از دست داد... امروز اگر هم آدمي خطا و انحراف و گناه مي كند... نامي از ابليس نيست، اين شهوت و احساس و عقل ناقص انسان است كه او را منحرف مي كند و به خطا مي برد كه با انسان گرايي دوران ما، اين نيز نه بر دوش شيطان گذاشته مي شود كه به خود آدمي مربوط است... آدمي در جبر شيطاني نيست، او مختار است و از همين جاست كه مسئول كردار خويش است و خطاي خود را به چيزي موهوم حواله نمي دهد!

بنابراين اگر نگاه جامعه شناسانه تاريخي و تطبيقي به مقوله شيطان داشته باشيم، بي شك كاهش نقش و كاركرد شيطان چه در زندگي فردي و چه حيات اجتماعي ما قابل ملاحظه است. با اين واقعيت كه در جوامع سنت گراتر، دين مدارتر، با ساخت فرهنگي ديني و ايدئولوژيك اين كاهش سرعت كمتري دارد، همانگونه كه سرعت اين تغيير در روستايي ها نسبت به شهريها، محافظه كاران، پيرترها و افرادي با دين مداري قشري و معيشت انديش، و نيز در كم سوادتر ها كمتر از ديگران است!

 

نگاهی به دنیای تاریك شیطان‌پرستی

 در ادامه گفت‌وگو با حجه الاسلام ادبی پیرامون هدف انسان از پرستش شیطان و اینکه چرا بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است؛ توجه شما را به قسمت پایانی این گفت و گو جلب می کنیم.

* شیطان‌پرستی، به عنوان یكی از این مكاتب نوپدید دینی است كه بحث اصلی این گفت‌وگو نیز می‌باشد.شیطان كیست و یا چیست؟ از انسان چه می‌خواهد؟ انسان از پرستش شیطان چه هدفی را دنبال می‌كند؟

هر ساعت از نو، قبله‌ای با بت‌پرستی می‌رسد توحید بر ما عرضه كن تا بشكنیم اصنام را. در طول تاریخ بشریت، شیطان یك مفهوم و نماد وسوسه‌ انسانی‌ست، كسی و یا چیزی است كه در فضای زندگی بشر، او را به سوی دوزخ، افول، زندگی همراه با نكبت فرا می‌خواند.

شیطان، در برابر قوانین الهی می‌ایستد، قوانین جامعه را به سخره می‌گیرد، نوعی زندگی سرشار از نفرت، تهی وارگی و همراه با نوعی خشم و نسبت به اخلاقیات را به همراه دارد.

شیطان در ادبیات عرفانی ما، شخصیتی است كه مظهر وسوسه‌های عمیق انسانی است. در ادبیات ادیان، جایگاه و پایگاه او ضد مسیح است و در مرتبه بالاتر ضد خداوند است. اما در هستی، به معنویات و اخلاقیات معنا می‌دهد، البته این معنا دادن به معنی داوری نیست.

اگر شیطان نبود كه انسان را وسوسه كند، اگر فضای زندگی انسان یك‌سره در بهشت بود و هبوطی رخ نمی‌داد، معنای زندگی برای بشر دست‌نیافتنی نبود، اگر امكان وسوسه نبود، سره از ناسره تشخیص داده نمی شد، در اكثر ادیان كلاسیك، شیطان كسی است كه در هستی جایگاهی دارد، این جایگاه هم به واسطه، وسوسه انسان است. بر اساس عرفان اسلامی با كشتی گرفتن با او، موحدین از غیر موحدین تشخیص داده می‌شوند. شیطان نقش یك وسوسه‌گر را دارد. جایگاه شیطان، از هستی و زندگی انسان قابل حذف نیست، نقش شیطان در هستی یك‌سره منفی است، اما برای توحید و برای رستگاری، جایگاه شیطان، قابل توجه است. با وجود شیطان است كه می‌توان به معنای فضلیت و رذیلت پی برد. امكان اختیار و زندگی اخلاقی در مقابل زندگی غیر اخلاقی با شأن و جایگاه منفی اما حقیقی شیطان قابل بررسی است.

 

راز پرستش شیطان چیست؟

 قدرتی كه بشر امروز با شیطان‌پرستی به دنبال آن است با اقتدار معنوی تفاوت دارد، قدرت شیطان‌پرستی، قدرت زودگذری است كه در فضاهای مختلف نمی‌تواند خودش را در بالاترین جایگاه قرار دهد اما اقتدار معنوی به واسطه پشتوانه و جایگاهی كه نسبت به خداوند عالم و نسبت به وحی الهی دارد، همیشه در بالاترین موقعیت می‌ایستد. نور خداوند همیشه - حتی اگر مشركان نخواهند- انتشار می‌یابد. رسولان الهی آمده‌اند تا نور و شفقت الهی را گسترش بدهند. علت اینكه چرا انسان‌ها در دوران مدرن دنباله‌رو شیطان می‌شوند و شیطان پرستی را ملجا خود قرار می‌دهند،دلایل مختلفی دارد، بخشی از آن تحلیل روانی دارد و بخش دیگری نیز تحلیل دینی و جامعه شناختی است. انسان‌هایی كه از درون، افسار گسیخته هستند و به آرامش درونی و آسایش بیرونی دست نیافته‌اند به دنبال ملجا و جایگاهی برای جبران افسار گسیختگی شان هستند، شیطان پرستی بهترین ملجا و پناه برای این افراد است. در شیطان پرستی همه چیز مجاز است، در این آیین سیاه، هر نوع لباس و پوشاك و هر نوع خوراكی مجاز است و هر نوع رفتار و ادبیاتی بدون محدودیت و بدون هیچ ساختار مشخصی آزاد است.

انسان افسار گسیخته‌ای كه از محدودیت فراری است و مسئولیت اعمال خود را به هیچ عنوان نمی‌پذیرد، بهترین ملجا و پناهش شیطان پرستی است. شیطانی كه از عالم تاریكی و عمق بدی و پلشتی، ندا می‌دهد كه آزادی مطلق و هر آنچه كه می خواهید نزد من است. به سوی من بیایید بدون هیچ محدودیتی. شیطان با شیپور انكار خودش بسیاری از انسانهای برون جسته از فضای وحدانی را به سمت خود می‌كشد و موجب می‌شود تا شاخه‌ای در دین پژوهی تحت عنوان «شیطان‌پرستی» بوجود بیاید یا به بیان دقیق‌تر كلیسای شیطان شكل بگیرد. هر چند در نگاه دینی، شیطان نادیده انگاشته می‌شود.

در نگاه جامعه شناختی، پیروان شیطان افرادی هستند كه ادعاهای خاصی دارند و تصور می‌كنند، راه نجات را یافته‌اند و می‌خواهند آن را به بشر ارائه دهند.

 

 شیطان پرستی، دارای دسته‌بندی‌هایی هم هست؟

 برای این آیین دروغین ، دسته‌بندی‌هایی وجود دارد، كه اغلب به دو دسته شیطان پرستان فلسفی و دینی تقسیم می‌شوند.

شیطان پرستی فلسفی، مبادی زندگی وحدانی و عدالت الهی را در كائنات زیر سوال می‌برد، خداوند را به عنوان قدرت وجود كائنات می‌پذیرد،اما علم و حیات و قدرت مطلق خداوند و آخرت را نمی‌پذیرد. به طور استعاری می‌توان گفت كه دستان خداوند را فرو می‌بندد. این نوع از شیطان‌پرستی سعی می‌كند كه حضور خداوند را در زندگی انسان كم كند.

در شیطان پرستی دینی، خدا به محاق می‌رود و شیطان در جایگاه خدا می‌نشیند. نمادهای تخیلی-وهمی همراه با بت پرستی جدید كه در قالب‌های پوشاك، رفتار، ادبیات و نوع خاصی از آرایش است. مطلقا نمی‌توان اذعان كرد كه شیطان پرستان به معنای فلسفی شیطان پرستی رسیده‌اند، اما نمی‌توان انكار كرد كه این افرادممكن است به شیطان پرستی دینی هم برسند. برخی افراد هم بواسطه متفاوت بودن شیطان پرستی را می‌پذیرند.

به هر حال نقطه آغاز گرایش به شیطان متفاوت است. خطر و پلیدی شیطان پرستی دینی به مراتب شدیدتر و جدی‌تر از شیطان‌پرستی فلسفی است. شیطان پرستی دینی، بر زندگی و روان فرد تاثیراتی را می‌گذارد كه باعث اغتشاشاتی در اجتماع و از بین رفتن نهاد خانواده، نابودی امنیت فردی و در نهایت به مسائلی چون خودكشی و استفاده از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان ختم می‌شود.

* ادیان مختلف آیین‌ها، مناسك، مراسم خود را دارند، آیین‌ و مناسك شیطان پرستی چیست؟ و پیروان شیطان در مناسك خود چه اعمالی را انجام می‌دهند؟

 

برای آشنایی بهتر لازم است نگاهی به كلیسای شیطان بیندازیم. كلیسای شیطان در سال 1966 در شیكاگو توسط «آنتوان لوی» بنیان گذاشته شد. لوی در 30 آوریل همین سال خود را «اسقف اعظم كلیسای شیطان» می‌نامد و لقب پاپ سیاه را برای خود برمی‌گزیند. در كلیسا قرار می‌گیرد اما اعمال غیر متعارفی را انجام می‌دهد. اعمالی چون استفاده و نوشیدن خون، غسل تعمید با خون و استفاده از اجساد مردار حیوانات جزیی از شعائر آنها به شمار می‌رود. به بیان دقیق‌تر؛ زنای با محارم، تجاوز و سوء استفاده جنسی كودكان در انظار عمومی، عریان شدن در میان جمع همراه با رقص آتش، همراهی با موسیقی دهشتناك و مدرن و استفاده از نمادهایی كه گاهی صهیونیستی است، بخش دیگری از شعائر شیطان پرستان است. استفاده از مشروبات الكلی، مواد مخدر و موادی كه در زندگی مورد توجه نیستند و اكثرا ناپاك به شمار می‌روند در شیطان‌پرستی مباح است. در واقع در این آیین ناپاكی جایگزین پاكی می‌شود. در این آیین هیچ‌گونه، حریم و یا خط قرمزی وجود ندارد. مسئولیت‌پذیری انسان نادیده گرفته می‌شود، همه چیز در زمان حال وجود دارد. مردان زن پرست، دختران تن پرست، چشمان هرزه بین، گام‌های هرزه پو.

قدرتی كه بشر امروز با شیطان‌پرستی به دنبال آن است با اقتدار معنوی تفاوت دارد، قدرت شیطان‌پرستی، قدرت زودگذری است كه در فضاهای مختلف نمی‌تواند خودش را در بالاترین جایگاه قرار دهد اما اقتدار معنوی به واسطه پشتوانه و جایگاهی كه نسبت به خداوند عالم و نسبت به وحی الهی دارد، همیشه در بالاترین موقعیت می‌ایستد.

* لباس، آرایش و مد ، یكی از ابزارهای شیطان پرستی است، متأسفانه این روزها در خیابان‌های شهرمان شاهد جوانانی هستیم كه ظاهر و پوشش‌شان بیانگر شیطان پرستی است، درباره لباس و آرایش شیطان پرستان توضیح بیشتری دهید؟

 

مدگرایی، سطحی‌ترین زاویه برخورد ما با شیطان پرستی است. اولین فصل متمایز شیطان پرستی نوع لباس، پوشاك و ادبیات است. استفاده از نمادهایی كه در آن عدد شش به كار رفته ، صلیب شكسته معكوس، مثلثی كه در درون آن عكس یك بز وحشی در داخل یك دایره قرار گرفته، ستاره پنج پر كه نماد اصلی صهیونیستی‌هاست ، استفاده فراوان و شدید از رنگ قرمز و سیاه در آرایش‌ها، آرایش موی سر به شكلی كه هیچ گونه نظمی در آن نباشد به رنگ‌های سیاه، قرمز و نارنجی، كوتاه‌كردن موهای سر به شكل‌های عجیب و به نحوی خاص، نزدیك شدن به نمادهای فاشیستی و هیتلری در فضای جدید امروزی، پوشیدن لباس‌های كاملا غیرمتعارفی كه هم بدن را نشان می‌دهد و هم نشان نمی‌دهد. اینها بخشی از اقدامات شیطان پرستان در مدگرایی است.

 

* با این تفاسیر جوانان باید آگاهانه لباس بپوشند، اما این آگاهی به طور صحیح و اصولی به جوانان ارائه نشده است؟

 

شیطان پرستی به معنای دینی و حتی فلسفی آن در كشورمان، طرفداران بسیار اندك و ناچیزی دارد. اما به لحاظ نمادها، در سطح شهرها، نمادها و پوشش‌های شیطانی مشاهده می‌شود.

در گفت وگوهایی كه با جوانان با پوشش‌ها و تیپ‌های شیطانی داشته‌ام همگی اقرار كرده‌اند هدفشان از این نوع پوشش فقط متفاوت و متمایز بودن از دیگران است. اصلا از موضوعی به نام شیطان‌پرستی اطلاعی ندارند، با این تفاسیر آنان شیطان‌پرست نیستند. مد همیشه معنای منفی ندارد و در صورتی كه به سنت‌ها، باورها، تاریخ و هویت‌مان بازگردد، مثبت می‌شود. مد اگر به صورت غذایی نیم خورده از غرب به ما برسد، موجب می‌شود تا آن غذای نیم خورده را نشخوار كنیم.

 

* آیا آماری در زمینه شیطان‌پرستی و جایگاه و تعداد آنان در كشور وجود دارد؟

 

آمارهای رسمی و غیررسمی كه در این زمینه در دسترس پژوهشگران وجود دارد، نمایانگر این است كه در كشور، مجالس و مهمانی‌هایی به نام شیطان و شیطان‌پرستی برگزار می شود. در این مهمانی‌ها بیشتر، موسیقی‌های راك، هوی متال و موسیقی هایی كه خشونت در آن مجاز می باشد به همراه رقص‌های آتش، استفاده از مشروبات الكلی، مواد مخدر صنعتی و روانگردان نمایان است.

اگر دستاوردهای عمیق عرفان اسلامی به جوانان معرفی شود و پوچی و تهی وارگی شیطان پرستی را نمایان كنیم، شاهد ریزش پیروان هر چند ناچیز شیطان پرستی خواهیم بود.

هدف اصلی شیطان پرستی، پوچ جلوه دادن زندگی بشری و نادیده انگاشتن معنویت و به محاق بردن پروردگار عالم ، معلق نگه داشتن جوان ایرانی بین زمین و آسمان و معلق میان دین و خانواده، معلق بین اسلام و ایران، معلق بین حقیقت و مجاز است تا به پوچی برسد. اكثر افرادی كه پیرو شیطان پرستی هستند در نهایت به پوچی رسیده و خودكشی می‌كنند.

 

* آمار قطعی و یا به صورت درصدی وجود ندارد؟

 

البته، آمارهای دقیقی در برخی زمینه‌ها وجود دارد. اما شیطان‌پرستی آن‌گونه که در انگلستان،‌آمریكا و كشورهای غربی وجود دارد به هیچ‌وجه و با آن شدت و گستردگی در ایران وجود ندارد. شیطان‌پرستی در ایران در سطح نمایش و نمادها جلوه‌گری می‌كند. تعداد افرادی كه به معنای خاص شیطان‌پرست باشند بسیار ناچیز و انگشت‌شمار است.

 * علت اصلی گسترش خودكشی میان شیطان پرستان چیست؟

 شیطان پرستی به انسان می آموزد كه باید روح خود را با خودكشی به شیطان هبه كرد. با گذشتن از مهمترین هدیه خداوند كه همان جان انسان است باید روح خود را در اختیار شیطان قرار دهی. باید تنها فرصت زندگی ات را به شیطان بفروشی با نادیده گرفتن عدالت الهی و افق امید به آینده زندگی كه پیشروی یك جوان وجود دارد.

 * شیطان پرستان در چه حوزه‌ها و عرصه‌هایی به فعالیت می‌پردازند؟

سینما، یكی از مهمترین حوزه‌های فعالیت شیطان پرستان است. از موسیقی برای ترویج و تبلیغ نهایت استفاده را می برند. ورزش هم از حوزه‌هایی كه شیطان پرستان در آن فعالیت دارند البته به صورت پنهان اقدام می‌كنند، برخی از ورزشكاران مطرح در غرب پیرو شیطان پرستی هستند و عده‌ای دیگر از این ورزشكاران خود را در حیطه ای كه منجر به شیطان پرستی است قرار می‌دهند.

شاخه‌هایی از شیطان پرستی و حتی برخی مكاتب نوپدید دینی با صهیونیسم در ارتباط هستند به لحاظ مالی از صهیونیستها كمك می‌گیرند البته نمی‌توان همه مكاتب نوپدید دینی را به صهیونیسم ارتباط داد. نگاهی كه همه چیز را در این عرصه توطئه‌آمیز ببیند پژوهشگرانه و علمی نیست.مداركی وجود دارد گواهی می‌دهند كه صهیونیستها در كمك و مساعدت به شیطان پرستی و دیگر فرقه‌های نوظهور، از هیچ كوششی دریغ نمی‌كنند. عرفان یهودی كه تحت عنوان قباله یا اصطلاح انگلیسی آن «كابالا» است، زمینه‌های، مكاتب نوپدید دینی و از جمله شیطان‌پرستی را فراهم می‌كند. عرفان عدد، عرفان نماد، عرفان قدرت پیدا كردن در هستی، عرفان تصرف در كائنات در معنای منفی خودش، از جمله مواردی است كه بشر گسسته از عالم معنا به دنبال آن است. بشر گسسته از خدا، به دنبال نوعی اقتدار مجازی است كه البته هیچ‌گاه به آن دست نخواهد یافت، به دلیل اینكه تنها وهم و سرابی از این اقتدار را تجربه كرده است.

* هدف صهیونیسم،از كمك به شیطان‌پرستی و ایجاد ادیان جدید چیست؟اقدامات صهیونیست‌ها و یهود از پرداختن به مباحثی چون فراماسونری، پرستش شیطان و دیگر گروه‌های این چنینی چه كمكی به آنان می‌كند؟

البته فراماسونری، شیطان‌پرستی نیست. فراماسونری دسیسه‌ وسیع سیاسی و اجتماعی است، برای به انحراف كشاندن نخبگان یك جامعه است. هر چند بخشی از اقدامات فراماسون‌ها می‌تواند شیطان‌پرستی و یا استفاده از نمادهای شیطانی و یا مجاز شمردن برخی از اعمال شیطان‌پرستان باشد. صهیونیسم، در پی‌رخنه در ادیان كلاسیك است، صهیونیسم، خود یك مكتب نوپدید دینی است و موقعیتی مجازی و خود ساخته دارد و از مكاتب وهمی است. هرجا كه ندای تفرعن و ندای تاریكی و رذالت به میان می‌آید، در پس‌پرده و نقاب، صهیونیسم مخفی شده است. ثروت، رسانه‌ها و موقعیت خاص رسانه‌ای ابزار های اصلی صهیونیست‌هاست. دستاوردهای خاصی كه از همكاری و همراهی رسانه و صهیونیسم، در قالب فیلم ، موسیقی، كتاب، مجلات و عكس بدست می‌آید و بهره‌ی كه حاصل می‌شود ، همگی حكایت از پشتیبانی صهونیست‌ها در این عرصه دارد. صهیونیست‌ها غیر حقیقی هستند و هرجا كه غیرحقیقتی وجود دارد، خودشان را با آن همراه كنند. صهیونیسم یك انحراف دینی است.

 *در شیطان‌پرستی، با عناوینی چون كلیسای شیطان، انجیل سیاه و... كه برگرفته از مسیحیت است برمی‌خوریم، علت چیست؟

 اناجیل اربعه، تنها دستاورد جدی و قابل پذیرش در عالم مسیحیت هستند. انجیل هفتاد سال پس از مصلوب شدن عیسی، نوشته شده است. یك فاصله تاریخی بین عیسی (ص) و انجیل وجود دارد. در كنار انجیل‌های قانونی، شاهد انجیل‌های غیرقانونی و غیر رسمی (اپوكریفا) هم هستیم. این انجیل‌ها كه تعداد فراوانی هم دارند، در میان «مورمون‌ها»، «متدیست‌ها» و حتی در فضاهای غیر رسمی پروتستان‌ها هم وجود دارد، می‌توان یك كتاب جدید به نام انجیل شیطان (bible of satan) هم وجود داشته باشد. حوزه اناجیل این فرصت را فراهم می‌كند تا هركسی بتواند به نام انجیل و عیسی سخنی بگوید و از حقیقت ندایی در بیاورد!

اسلام تنها دینی است، كه پیامبر بر سر متن دین ایستاده و از ابتدا و تا انتها به واسطه‌ای این كه متون كاملاً الهی هستند، نظارت كرده و نوشته شده است. به همین دلیل است كه در اسلام كمترین جنبش‌ها و مكاتب‌ دینی را شاهد هستیم. معدود مكاتبی هم كه وجود دارند ناشی از فعالیت و خواست استعمار است. بهایی‌ها و وهابیون، با حمایت و پشتیبانی آمریكا، انگلیس و صهیونیست‌ها بوجود آمده‌اند. بیشترین مكاتب نوپدید دینی در آیین مسیحیت بوجود آمده است.

 *علت پیدایش این همه مكاتب نوپدید از آیین مسیحیت چیست؟

 

حضرت مسیح، غیر از چند مورد معدود، هیچ‌گاه خود را پیامبر معرفی نكرده، ثانیاً انجیل‌ها پس از مصلوب شدنش نگاشته شده‌اند، ثالثاً تشتت در كلیساهای مسیحی و تلاش برخی برای اینكه با زبان خود و فهم خود، با مسیح همراهی كنند، مزید بر علت شد تا این آتش افروخته‌تر شود. امروزه كلیساهای فراوانی وجود دارند كه هیچ‌كدام دیگری را به رسمیت نمی‌شناسند. در چنین فضایی تشتت و مسمومی، امكان روییدن قارچ‌های سمی هم وجود دارد.

 *وضعیت شیطان‌پرستی در جوامع اسلامی را چگونه می‌بینید؟

 در كشورهای عربی، به دلیل نگرش سنت و یا همان سنی بودن، در نسل‌های گذشته، شیطان پرستی جایگاهی نداشته است، در نسل‌های جدید، مگر به واسطه ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی،شاید تا حدی ورود پیدا كرده باشد، شیطان‌پرستی در كشورهای عربی جایگاه مستحكمی ندارد.

 *نقش سرویس‌های امنیتی غربی مثل سیا، موساد و.... را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

 به عنوان یك كارشناس دین‌پژوهی نمی‌توانم پاسخ روشنی بدهم. این سؤال را باید از متخصصان امنیتی پرسید. سازمان‌های جاسوسی، حتماً از این ابزار كه خیلی هم فانتزی است بهره می‌برند هدف‌شان هم كسب اطلاعات از جوامع و از بین بردن فرهنگ‌ها و رسوخ در جوامع است.

  * برای جلوگیری از گسترش شیطانی پرستی و دیگر مكاتب نو پدید و عرفانی‌های دروغین چه باید كرد؟

 دفاع عارفانه از دین، بهترین و مهمترین عامل است. پرداختن به پرسش‌های جدید جوانان بدون هیچ محدودیت و هیچ انگ و برچسب تخریب‌كننده‌ای ، پذیرفتن این نكته كه دین در همه زمان‌ها و مكان‌ها و در میان همه اقشار می‌تواند حرف نو و جدیدی برای گفتن داشته باشد، باید هنر استخراج این یافته‌های نو را داشته باشیم. و از همه مهمتر آشنایی عالمان و حاكمان دینی، با مكاتب نوپدید و انحرافات آنهاست. همراهی بیشتر با جوانان و شفقت بیشتر با طیف جوان كه مملو از انرژی، زندگی و در عین حال متفاوت بودن است.البته باید حساسیت بیشتری را نسبت به موضوعات و مسائل اعتقادی و عرفانی جامعه و جوانانمان داشته باشیم.

 

+ نوشته شده در Fri 30 Apr 2010ساعت 13 توسط تک نت |