شعر پول
تو قاطع تر ز هر برهانی ای پول تو محکم تر ز هر فرمانی ای پول
تویی برنده تر از تیغ و چاقو / تو گوی گرد هر میدانی ای پول
کلید باب های بسته ای تو / تو شیطان تر ز هر شیطانی ای پول
به روی تو دری بسته نباشد / کلید قلب مهرویانی ای پول
تو خوبی ، نازنینی بس عزیزی / تو شمع محفل رندانی ، ای پول
تو جراحی ، طبیبی ، فیلسوفی / بهر درد و مرض درمانی ، ای پول
هر آن جایی که باشی غم نباشد / تو آرام دل و هم جانی ، ای پول
تویی لایق به تعظیم فراوان / که صاحب قدرت و عنوانی ، ای پول
بود میزان عدل اندر کف تو / به از قاضی قانون دانی ، ای پول
تو خون بی گناهان می کنی لوث / تو یار قاتل و دزدانی ، ای پول
به استادی چنان کارت رود پیش / که گویی پیر استادانی ، ای پول
کنم تکرار حرف اولم را / تو قاطع تر ز هر برهانی ، ای پول
فقر چیست؟
بر خلاف اکثر ایرانی ها که می گن فقر اقتصادی فقر فرهنگی میاره، این فقر فرهنگیه که فقر اقتصادی میاره. یه بار یک مستند در بی بی سی درباره هند میدیدم، و یکی از مسئولان هند می گفت که فقر بزرگترین آلاینده است، و البته منظور او هم از فقر چیزی بیش از حقوق آخر ماه بود.
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛
فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛
فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛
فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛
فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛
فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛
فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛
فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛
فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛
فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛
فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛
فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛
گیاه همیشه بهار
گیاه همیشه بهار
· شناسنامه
· شرح گیاه
· مقدمه
· ویژگی های گیاه شناسی
· نیاز های اکو لوژیکی
· مواد و عناصر غذائی مورد نیاز گیاه
· کاشت
· داشت
· برداشت
· مراقبت و نگهداری
· ترکیبت شیمیایی
· خواص دارویی
شرح گیاه
گیاهی علفی، یکساله دارای ساقه ای به طول 20 تا 50 سانتی متر است ، برگهایی ساده بیضوی ، دراز ،پوشیده از کرک ، با کناره های موجدار و به رنگ سبز، مایل به قهوه ای روشن دارد، روی ساقه منشعب آن کاپیتولهای درشت و زیبا ظاهر می گردد که به تناسب گرما و رطوبت محیط زندگی ، به طور منظم صبح ها در فاصله ساعت 9 تا 10 شکفته و سپس در بعد از ظهرها بین ساعات 4 تا 5 جمع می گردد. کاپیتولهای آن دارای دو نوع گل یکی لوله ای و دیگر زبانه ای به رنگ زرد مایل به نارنجی و واقع در حاشیه نهنج است.میوه فندقه و قهوه ای رنگ و سطح آن نا صاف می باشد. تذکر : گیاه Calendula arvensis L. ظاهری شبیه C. officinalis دارد و به حالت وحشی در نواحی مختلف کشور پراکنده است.
نیاز اکولوژیکی
از آنجائیکه منشأ این گیاه نواحی گرم مدیترانه است، در طول رویش به گرما و همچنین تابش نور نیاز دارد. همیشه بهار قادر است بخوبی خشکی را تحمل نماید. بذور در دمای 8 تا 10 درجه سانتی گراد پس از 4 تا 5 روز جوانه می زنند. کشت این گیاه در مناطقی که میانگین درجه حرارت در ماه خرداد 17 تا 18 درجه سانتی گراد و در ماههای تیر و مرداد 19 تا 20 درجه سانتی گراد باشد موفقیت آمیز خواهد بود. همیشه بهار درجه حرارتهای پائین را بخوبی تحمل می کند حتی برای مدت محدودی قادر به تحمل درجه حرارتهای زیر صفر است. بافت خاکهایی که در آن همیشه بهار کشت می شود باید طوری باشد که عمل تهویه به سهولت انجام گیرد (خاکهای سنگی رسی مناسب نیست) سطح زمین باید صاف باشد زیرا پستی و بلندی سبب آب ایستایی شده که برای رویش گیاه خطرناک است. رطوبت زیاد برای همیشه بهار مضر است. PH مناسب خاک برای همیشه بهار بین 5/4 تا 2/8 می باشد
مقدمه :
همیشه بهار تا مدتها به عنوان گیاهی زینتی کشت می شد تا این که خواص دارویی آن شناخته شد و به عنوان گیاه دارویی مورد استفاده قرارگرفت . کشت این گیاه در اروپا از قرن هفتم آغاز شد . در برخی از فارماکوپه ها به عنوان دارو معرفی شده اند و برای مداوای بیماری های معده و روده ای استفاده می شوند . مواد رنگی استخراج شده از گل همیشه بهار در رنگ کردن موادغذایی و همچنین در رنگ کردن بعضی از انواع چربی ها استفاده می شود . گل همیشه بهار 500 سال پیش پراکندگی وسیعی در ایتالیا داشته است .
این گیاه در کشورهای آلمان ، استرالیا، چک اسلواکی ، اطریش ، سوییس ، مجارستان و به تازگی در مصر و سوریه به عنوان گیاهی دارویی کشت می شود .
ویژگی های گیاه شناسی
گل همیشه بهار (Calendula officinalis L.) گیاهی زیبا و علفی و یک ساله است از خانواده مرکبان که منشاء آن مدیترانه و غرب آسیا و اروپای مرکزی گزارش شده است . در این گیاه ریشه مخروطی شکل است و به طور مستقیم در عمق خاک فرو می رود . ارتفاع ساقه بین 40 تا 70 سانتی متر است . از قسمت تحتانی ساقه ، شاخه های فراوان و کوتاهی منشعب می شوند .
برگ ها بلند ، باریک ، کم و بیش کرکدار و بدون دندانه هستند و به صورت متناوب روی شاخه قرار گرفته اند . رنگ آنها سبز روشن است . گل ها درشت و قطر آنها بین 4 تا 7 سانتی متر است . گلچه های زبانه ای روی محورهای دایره ای متحدالمرکز که تعداد آن ها 4 تا 8 یا بیشتر است ، قرار می گیرند . رنگ گل ها زرد یا نارنجی است که به تناسب گرما و رطوبت محیط زندگی ، به طور منظم صبح ها در فاصله ساعت 9 تا 10 شکفته و سپس در بعد از ظهر بین ساعات 4 تا 5 جمع می شود . میوه فندقی و قهوه ای رنگ و سطح آن ناصاف است . وزن هزار دانه 8 تا 12 گرم است .
نیازهای اکولوژیکی
از آن جایی که منشأ این گیاه نواحی گرم مدیترانه ای است ، در طول رویش به گرما و همچنین تابش نور نیاز دارد . همیشه بهار به خوبی قادر است خشکی را تحمل نماید . بذور در دمای 8 تا 10 درجه سانتی گراد پس از 4 تا 5 روز جوانه می زنند . بذور تا 5 الی 6 سال از قوه رویشی مناسبی برخوردارند .
همیشه بهار درجه حرارت های پایین را به خوبی تحمل می کند . حتی برای مدت محدودی قادر به تحمل درجه حرارت های زیر صفر است . اگر چه این گیاه در خاک های فقیر (از نظر مواد غذایی) نیز گل های زیبایی تولید می کند ، ولی در این شرایط حداقل مقدار ماده موثره را خواهند داشت . بافت خاک هایی که در آن همیشه بهار کشت
می شود باید طوری باشد که عمل تهویه به سهولت انجام گیرد . سطح زمین باید به طور کامل صاف باشد زیرا پستی و بلندی سبب آب ایستایی شده که برای رویش گیاه خطرناک است. رطوبت زیاد برای همیشه بهار مضر است و خطر گسترش بیماری های قارچی را افزایش می دهد . ph خاک برای همیشه بهار بین 5/4 تا 2/8 مناسب است .
مواد و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه
ازت زیاد برای همیشه بهار مناسب نیست زیرا سبب تحریک رشد رویشی و کاهش رشد زایشی آن و در نتیجه کاهش تعداد گل ها می شود . افزودن 60 تا 80کیلو گرم در هکتار اکسید فسفر و 80 تا 100 کیلو گرم در هکتار اکسید پتاس به خاک در فصل پاییز به هنگام آماده ساختن زمین برای گیاهان مفید است . در فصل بهار و پس از رویش گیاهان (بین ماه های خرداد ـ تیر ) 40 تا60 کیلو گرم در هکتار ازت به زمین می افزایند . زمین هایی که همیشه بهار در آن ها کشت می شود ، نباید مواد آلی فراوان داشته باشند . از این رو اضافه کردن کود های حیوانی به خاک باید با دقت انجام گیرد .
آماده سازی خاک
در فصل پاییز زمین را شخم عمیق زده ، پس از افزودن کودهای شیمیایی مورد نیاز ، آن ها را با دیسک به عمق 15 تا 20 سانتی متری زمین فرو می کنند و اواخر زمستان زمین را تسطیح می کنند . عمق تسطیح باید به خوبی صورت گیرد به طوری که زمین بدون هرگونه پستی و بلندی گردد تا سبب آب ایسایی نشود .
کاشت
اواخر زمستان زمان مناسبی برای کاشت همیشه بهار است. بذور در ردیف هایی به فاصله 40 تا 50 سانتی متر کشت می شوند. عمق بذر همیشه بهار در موقع کشت باید 2 تا 3 سانتی متر باشد . برای هر هکتار زمین به 6 تا 8 کیلو گرم بذر با کیفیت مناسب نیاز است.
جهت تسریع و هماهنگی در رویش بذر، آبیاری زمین پس از کاشت ضرورت دارد.
برداشت
گیاهان بسرعت رشد می کنند و گلها غالباً از اواخر بهار)اوایل خرداد) باز شده و قابل برداشت می شوند. پس از چیدن گلها، همواره گلهای جدیدی بوجود می آیند بطوریکه برداشت گلها را می توان تا قبل از بروز سرما همچنان ادامه داد. برای تسریع در کار بهتر است گلها به همراه کاسبرگها برداشت شوند.آنگاه کاسبرگها را از گلها جدا نمود. البته می توان گلها و کاسبرگها را با هم خشک کرد. برای اینکه گلبرگها رنگ خود را از دست ندهند و از کیفیت مطلوبی برخوردار باشند گلها را باید بسرعت خشک کرد. اگر مقدار گلها کم باشد می توان آنها را در سایه و در سطح زمین با ضخامت کم پخش کرد ولی چنانچه مقدار آنها زیاد باشد باید از خشک کن های الکتریکی با دمای 35 تا 40 درجه سانتی گراد استفاده کرد. مقدار محصول گل خشک شده به همراه کاسبرگها 1 تا 2 تن در هکتار و بدون کاسبرگ 350 تا 400 کیلوگرم در هکتار خواهد بود.نسبت گل تازه(به همراه کاسبرگ) به گل خشک 5 به 1 و نسبت گل تازه(بدون کاسبرگ)به گل خشک 6 به 1 می باشد.
مراقبت و نگهداری
پس از رویش، زمانی که گیاهان 3 تا 5 برگی شدند، چنانچه در طول ردیف ها تراکم زیادی داشته باشند آنها را طوری باید تنک کرد که فاصله دو بوته از هم به 5 تا 8 سانتی متر برسد. چون دوره رویشی همیشه بهار طولانی است، باید علفهای هرز را در طول رویش گیاهان 1 تا 2 بار وجین کرد. برای مبارزه با علفهای هرز می توان از علف کش های مناسب مانند مالوران و دوآل استفاده کرد.
ممکن است گیاهان از اوایل تابستان به وسیله برخی عوامل بیماری زای قارچی مانند سفیدک آلوده شوند. برای مبارزه می توان از قارچ کش های سولفوره استفاده کرد.
برخی آفات نیز در طول رویش همیشه بهار خسارت زیادی به بار می آورند. از آفات مهم این گیاه می توان از شب پره برگخوار و جالیز و صیفی نام برد. رعایت فاصله کشت، وجین علفهای هرز و مبارزه شیمیایی با لارو های سن اول نقش عمده ای در مبارزه با آن دارد. برداشت گیاهان به سرعت رشد می کنند و گل ها بیشتر از اواخر بهار باز شده و قابل برداشت می شوند. پس از چیدن گل ها ، همواره گل های جدیدی به وجود می آید به طوری که برداشت گل ها را می توان تا قبل از بروز سرما همچنان ادام داد.
برای اینکه گلبرگها رنگ خود را از دست ندهند و از کیفیت مطلوبی برخوردار باشند، گل ها را باید به سرعت خشک کرد .
گل ها اگر کم باشند آنها را در سایه و اگر مقدار آن زیاد باشد در خشک کن های الکتریکی در دمای 30 تا 40 درجه سانتی گراد خشک می کنند .
مقدار محصول گل خشک شده به همراه کاسبرگ 1 تا 2 تن در هکتار و بدون کاسبرگ 350 تا 400 کیلوگرم در هکتار خواهد بود .
ترکیبات شیمیایی
مواد موثره این گیاه در گل ها ساخته و ذخیره می شود . مهمترین آنها فلاونوییدهای محلول در آب ، کارتونویید ها ، اسانس ، مواد موسیلاژی و ویتامین "E" و همچنین دارای ماده ای به نام کالاندولین است . تحقیقات اخیر نشان می دهد که بذور همیشه بهار دارای روغن است.
خواص دارویی
امروزه این گیاه به عنوان گیاهی تزئینی و دارویی کشت می کنند . نوع پرتقالی رنگ آن از نظر دارویی برتری دارد چرا که دارای مقدار زیادی مواد موثره است .
گل همیشه بهار دارای خاصیت معرق با اثر قوی ، تصفیه کننده خون ، التیام دهنده ، نیرو دهنده، ضد تشنج و دفع قی استفاده به عمل می آورند.
از دیگر خواص آن رفع التهاب و زخم معده و دستگاه گوارش، درمان اختلالات کبدی و زردی در پایین آوردن کلسترول خون برای رفع جوش های صورت ، کورک و پینه مورد استفاده قرار می گیرد . همچنین صنعت تولید لوازم آرایشی در خیلی از موارد از این گیاه برای نرم کردن پوست ، حمام ها ومصارف موضعی استفاده می کند
گیاه رازیانه
گیاه رازیانه
o شناسنامه
o شرح گیاه
o کاشت
o برداشت
o دامنه انتشار(گستردگی جغرافیایی)
شرح گیاه
گیاهی علفی ، معطر به ارتقاع 1 تا 2 متر ودارای برگهایی با پهنک منقسم به قطعات نازک ونخی شکل است . به حالت وحشی به صورت گیاه چند ساله است ولی اگر پرورش یابد دارای وضع 2ساله می شود برروی شاخه های منشعب آن خطوط طولی مشخص تشخیص داده می شوند دمبرگ برگهای آن نیز درفاصله معینی ازساقه حالت غلاف مانند پیدا می کند . گلهای آن زرد رنگ ومجتمع به صورت چتر مرکب است .اشعه چترهای آن بلند وشامل پایه های نامساوی است. بطوریکه تعداد آنها به 15 نیز می رسد . پهنای گل آذینی چتری آن درحدود 15 سانتی متر است . میوه آن کوچک به طول 6تا 12 و عرض 2تا4 میلیمتر ودارای بوی معطر است .
نیاز های اکولوژیکی
رازیانه گیاهی است مدیترانه ای ، هوای گرم برای رشد ونمو آن مطلوب می باشد بطور کلی کشت این گیاه درمناطق باهوای گرم ( که تابستان طولانی وزمستان سرد زیاد نداشته باشند ) موفقیت آمیز است . جوانه زنی بزودی در دمای 6 تا8 درجه سانتی گراد انجام می گیرد ولی درجه حرارت مطلوب برای جوانه زنی 65 تا 16 درجه سانتی گراد می باشد . PH خاک برای رازیانه بین 8/4 تا8 مناسب است. خاکهای لوم رسی با مواد وعناصرغذایی وترکیبات هوموسی کافی خاکهای مناسبی برای رویش این گیاه می باشند کشت باید درزمینهای باآب کافی باشد. دمای مطلوب درطول رویش ودرطی زمان تشکیل میوه 20تا22 درجه سانتی گراد است.در زمستانهای طولانی و بسیار سرد ریشه گیاه دچار سرمازدگی می شوند . آبیاری درزمان مناسب تاثیر مثبتی برکمیت و کیفیت مواد موثر رازیانه دارد.بهترین زمان برای ابتکار ابتدای رویش گیاه ، مرحله تشکیل ساقه و همچنین مرحله نمو گلها می باشد.
آماده سازی خاک
رازبانه درطول رویش به مواد غذایی نسبتاً زیادی نیاز دارد کود های حیوانی کاملا نپوسیده تاثیر نامناسبی برریشه این گیاه دارند. ازاین رو نهایت دقت درافزودن کودهای حیوانی به زمینهای که درآنها رازیانه کشت می شود الزامی است. دقت دراضافه کردن کودهای ازته به آین گیاه نیز ضرورت دارد زیرا کودهای ازته به مقدار زیاد سبب تحریک رشد رویشی گیاه می شوند رشد زایشی ( گل دهی وتشکیل میوه ) گیاه را مختل می کند وسبب کاهش شدید عملکرد می گردند ضمناً افزایش نامناسب ازت خاک علاوه بر کاهش و عملکرد سبب کاهش مقاومت گیاه درمقابل سرمای زمستان نیز خواهد شد . پس اواخر تابستان کودهای کاملا پوسیده رابه زمین می افزایند سپس شخم عمیقی زده می شود وکودهای شیمیایی مورد نیاز گیاه را به خاک می افزایند وآنرا به وسیله دیسک به عمق 20 تا25 سانتی متری خاک می فرستند سپس زمین راتسطیح نموده وبستر خاک رابرای کاشت آماده می نمایند .
تاریخ و فواصل کاشت
رازیانه دوره رویش نسبتاً بلندی دارد. لذا کاشت این گیاه باید اوایل سال ( اواخر زمستان ، اوایل بهار ) انجام پذیرد. بذوری که درپاییز کاشته شده اند (دربهار سال بعد دردرجه حرارت 6 تا 8 درجه سانتی گراد درشرایط مناسب ازنظر رطوبت خاک و... ) رویش می نمایند. بذور درردیفهایی به فاصله 36 تا 48 سانتی متر کشت می شوند چانچه فاصله ردیفها کمتراز اندازه ذکر شده باشد نقش موثری درکاهش عملکرد دارد. عمق بذر رازیانه درموقع کاشت 2تا 3 سانتی متر باید باشد تعداد بذردردرهرمتر طول ردیف 60تا80 عدد ومقدار بذر برای هرهکتارزمین 8 تا10 کیلوگرم مناسب است.
کاشت
ازآنجا ئیکه بذررازبانه ازقوه رویشی مناسبی برخوردار است کشت مستقیم درزمین اصلی نتایج مطلوبی دارد ودراکثر کشورها برای کشت رازیانه روش کشت مستقیم استفاده میشود . کشت رازیانه به صورت ردیفی وبااستفاده ازردیف کار غلات انجام می گیرد. پس از کشت زمین را باید آبیاری نمود .
داشت(مراقبت و نگهداری)وجین علفهای هرز درفصل بهار ( خرداد ) ضروری می باشد. بااستفاده ازعلف کشهای مناسب نیز می توان به مبارزه با علفهای هرز پرداخت. ازبین این علف کشها می توان مرکازین (Merkazin)آفالون (Afalon)را نام برد.آفات درطول رویش ممکن است خسارات سنگینی به رازبانه وارد نمایند. رازیانه را هیچگاه نباید درمجاورت گیاهان سمی مانند بذرالبنج وگیاهانی ازاین قبیل کشت نمود زیرا هنگام برداشت ممکن است بذر رازیانه با بذور این گیاهان مخلوط شوند و استفاده ازآن ایجاد مسمومیت نماید.
برداشت
میوه های رازبانه به طور همزمان نمی رسند پس ازرسیدن ازگیاه جدا و به اطراف پراکنده می شوند. ازاینرو قبل ازریزش باید محصول رابرداشت نمود .چون رازیانه ساقه بلند دارد معمولا برداشت محصول آن کم وبیش مشکل است بااستفاده ازماشین برداشت غلات می توان دانه های رازیانه رانیز برداشت کرد . زمان مناسب برای برداشت محصول درسال اول رویش اوایل مهر می باشد درحالیکه درسال دوم وسوم این زمان به اوایل شهریور تغییر می یابد .محصول رامی توان دردومرحله برداشت کرد . درمرحله اول شاخه ها وسر شاخه های حامل چتر ( به طول 30 تا 50 سانتی متر) رابرداشت می کنند وبه مدت 7 تا 14 روز روی زمین باقی می گذارند .(این مدت به آب و هوای منطقه بستگی دارد ). درمرحله دوم این اندامها رابا کمباین برداشت وبذور را ازسایر قسمتها جدا می نمایند .برداشت گیاهان در دو مرحله بستگی به اوضاع اقلیمی محل کشت گیاه دارد. درصورت نامساعد بودن هوا، رطوبت بالا برداشت دردو مرحله توصیه نمی شود زیرا ممکن است طی مدتی که اندامها روی زمین قرار دارند مورد حمله قارچها، باکتریها وسایر عوامل مخرب قرارگیرند واثرات نامطلوبی برکمیت وکیفیت مواد موثر آن بگذارند. ازاینرو بهتراست برداشت محصول دریک مرحله انجام شود دراینصورت شاخه ها و سرشاخه های حامل چتر برداشت می شوند . رطوبت بیش ازحد مجاز دربذر رازیانه مناسب نیست وبرکیفیت رویشی و همچنین مواد موثر آنها تاثیر منفی دارد ازاینرو پس از برداشت آنها راباید خشک کرد عمل خشک کردن بذر رامی توان درسایه یا با استفاده از خشک کن های الکتریکی انجام داد. عملکرد رازیانه متفاوت است و بستگی شرایط اقلیمی محل رویش دارد.بطور کلی عملکرد درسال اول 4/0تا 6/0 تن درهکتار درسال دوم 1تا 2 تن درهکتار دارد سال سوم رویش 6/0 تا 5/1 تن درهکتار می رسد .
دامنه انتشار(گستردگی جغرافیایی)
گرگان ، حاجی لنگ در ارتفاعات 200 متری، رحیم آباد بین فارسیان و امام شهر در550 متری ، وتپه مراوه مازندران : پنجاب دردره هراز در1000متری آذربایجان : تبریز ( پرورش یافته ) کردستان : کوه شاهو ، کوه کلیسر در2100متری کرمان : ده بکری در1900 متری خراسان : 8 کیلومتری شمال غربی علی آباد به سمت اسفک در800متری گیلان :شمال منجیل کناررود خانه
روز مرگم...
روز مرگم هر که را شیون کند از دورو برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر؛ شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلمه تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
عشق از نگاه مولانا
عشق از نگاه مولانا
خطرپذیری مولانا در راه عشق
درباره شخصیت برجسته مولانا بحثهای فراوانی وجود دارد. عده ای می پرسند: مولانا که فرد صاحب کرامات، معلومات، هوش و ذکاوت بود چطور در برخورد با شمس اسیر و تسلیم وی شد و همه چیز را رها کرد و به دنبال او به راه افتاد. به تعبیر دیگر شمس در نظام فکری مولانا چه تحولی را بوجود آورد که او دل به دریا زد و مصایب فراوان را تحمل کرد. بدون تردید هدف از ابتدا مشخص نبود. اما مولانا که در دل دچار تحولاتی شده بود، راه عشق را انتخاب کرد او سالها در تلاش وتکاپو در مسیر عقلانیت قلم زده بود. اما اکنون وقت آن رسیده بود که دنیای جدید را آزمایش کند. تفاوتی را که عموما بین حافظ و مولانا قائل می شوند در همین نکته قابل ارائه و تمییز است.حافظ مردی خردمند و هوشمند بود و راه عشق را می شناخت اما جسارت دل به دریا زدن را نداشت.
حافظ صریحا به ما می گوید:
الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها *** که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشاید *** ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
بر این اساس حافظ اول مسیر عشق را آسان و سهل می بیند اما به محض اینکه به اواسط راه می رسد دشواریها آغاز می شود و او خود را ناتوان می بیند.
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود *** ندانستم که این دریاچه موج خون فشان دارد
اما تجربه عشقی مولانا، چیز دیگری را نشان می دهد.
عشق از اول چرا خونی بود *** تا گریزد آنکه بیرونی بود
به تعبیری در واقع شمس تبریزی به مولوی پیشنهاد یک قمار کرد، قماری که در آن هیچ امیدی به پیروزی و برد وجود نداشت شمس به او گفت تنها نصیب و پاداش تو این است که بتوانی در قماری که امید بردن در آن نیست، شرکت کنی، اگر این دلیری را داری همین پاداش توست. مولوی هم اجابت کرد این همان خطرپذیری است که در حافظ نمی بینیم.
خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش *** بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
آشنایان راه عشق و عشقبازی
پس چه باشد عشق؟ دریای عدم! *** در شکسته عقل را آنجا قدم!
نباید پنداشت که عشق به آسانی، با هر کس همدم می شود.
آنکه ارزد صید را عشق است و بس *** لیک او، کی گنجد اندر دام کس!!
زیرکان ناجوانمرد، بی همت و دستخوش بیم وترس، از عشق بیگانه اند و خواهند بود.
تو به یک خواری، گریزانی زعشق! *** تو به جز نامی چه می دانی زعشق؟
عشق را صد ناز واستکبار هست، *** عشق با صد ناز می آید به دست!
عشق چون وافی است، وافی می خرد *** در حریف بی وفا، می ننگرد!
عشق مسیر پر رمز و راز وآزمایش و آزمون است. آزمونی که جوهر وجودی انسان را نشانه می رود و تحول انقلابی را در خرد پدید می آورد.
با من ای عشق، امتحانها می کنی! *** واقفی بر عجزم، اما می کنی!
هم تو اندر سینه آتش می زنی، *** هم شکایت را تو پیدا می کنی!
عارفان را نقد شربت می دهی *** زاهدان را مست فردا می کنی!
مرغ مرگ اندیش را غم می دهی، *** بلبلان را مست و گویا می کنی
مولانا و بسیاری دیگر از عرفا توصیه می کنند علیرغم دشواری ها، عارف هیچگاه نباید در راه تحصیل عشق مأیوس و ناامید شود، بلکه باید بداند لطف خداوندی چنان است که با وجود گناهان، او را پاک، مصفا و مطهر نموده و به جایگاهی که فراخور استحقاق و شایستگی اوست خواهد رساند.
عشق ز اوصاف خدای بی نیاز *** عاشقی بر غیر او باشدمجاز
عشق آن زنده گزین کو باقی است *** وز شراب جانفزایت ساقی است
عشق آن بگزین که جمله انبیا *** یافته از عشق او کار وکیا
تو مگو ما را بدان شه بار نیست *** با کریمان کارها دشوار نیست
در این باره شعرای دیگر ایران نیز نظریاتی مشابه دادها ند مثلا سعدی اشاره دارد:
مرا مگوی که: سعدی طریق عشق رها کن! *** سخن چه فایده گفتن، چون پند می نه نیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل *** که گر مراد نیابم به قدر سعی بکوشم
و یا عراقی می گوید:
هر چند به ورسیه نتوان *** لیکن چه کنیم؟ هم بکوشیم
و یا اقبال لاهوری به زیبایی راه عشق را چنین ترسیم می کند:
می شود پرده چشم پرکاهی گاهی *** دیده ام هر دو جهان را بنگاهی گاهی
وادی عشق بسی دور و دراز است ولی *** طی شود جاده صد ساله به آهی گاهی
در طلب کوش و مده دامن امید زدست *** دولتی هست که یابی سرراهی گاهی
مولوی را بی تردید می توان جزو ستارگان عالم عرفان دانست. او در طی طریق و سلوک عارفانه در رتبه ممتاز قرار دارد و اسوه ای بی مانند برای تمام قرون است. امروز با گذشت قرنها از دوران او، گفتار و زندگیش برای ما قابلیت رجوع و الگوبرداری را دارد. او ویژگی های یک انسان کامل را ارائه می دهد و همه انسانها را دعوت به حرکت به سوی رستگاری می کند. او معتقد است اگر انسان اراده به سوی کمال نکند، هیچ ندا و امداد غیبی نمی تواند او را رهسپار کوی کمال سازد.از نظر مولوی برخی از انسانها پنبه در گوش کرده اند تا حقایق را نشنوند.
گوش بعضی زین تغالوها کر است *** هر ستوری را صطبلی دیگر است
منهزم گردند بعضی زین ندا *** هست هر اسبی طویله او جدا
در راه رسیدن به کمال، موانع متعددی وجود دارد که انسان با شناخت آنها می تواند مسیر را بی دغدغه بپیماید. هواهای نفس مهمترین دشمن مسیر پرواز روح تلقی می شود.
این جهان زندان و ما زندانیان *** حرفه کن زندان وخود را وارهان
با سگان بگذار این مردار را *** خرد بشکن شیشه پندار را
ملکتی کان می نماید جاودان *** ای دلت خفته، تو آن را خواب دان
اما مولانا راه را به همه نشان می دهد وامیدوار است که انسانها با غلبه بر نفسانیات در این راه قدم بردارند. به زعم مولانا وجود ما در این جهان بخاطر این است که عشق بیاموزیم و آن را به دیگران نیز بیاموزانیم. عشق لطیفه ای است قدسی و ودیعه و هدیه ای است الهی و میراثی است از فطرت که در نهاد آفرینش و به ویژه در وجود اشرف آن یعنی آدمی به ودیعه نهاده شده است. هر آن کس که دارای فطرت و سرشتی پاک و باصفا بوده باشد از این موهبت وهدیه الهی سهم و بهره ای داراست و هر قدر نهاد و طینت او پاکتر و مصفاتر بوده و از دانش و بینش بهره مندتر باشد از نعمت الهی عشق برخوردار خواهد شد. بنابراین جای آن دارد که این ودیعه خدایی را که در نهاد همه انسانهای جامعه به ودیعت نهاده شده پرورش داده و آتش نهان محبت وعشق را درکانون دلها و وجدانهای آنها فروزانتر نمود. اما لازم به ذکر است که این عشق کلاس و درس ندارد و با روشهای معمول و مرسوم به دست نمی آید.
ای بی خبر از سوخته و سوختنی *** عشق آمدنی بود نه آموختنی
حدیث عشق بگفتن نمی توان آموخت *** مگر کسی که بود در طبیعتش مجعول
هزارگونه ادب جان زعشق آموزد *** که آن ادب نتوان یافتن به مکتبها
پس در نهایت این عشق چیست؟ مولانا در ابتدا می گوید این عشق اصیل با عشقهای مادی وغیرواقعی متفاوت است و اگر تو ای انسان راضی به عشق زمینی شوی، عاقبتی جز سیه بختی و تیره روزی نداری.
عشقهایی کز پی رنگی بود *** عشق نبود، عاقبت ننگی بود.
نگاه مولوی به عشق ورزی عامه البته مولانا عشق عامه را به کلی منکر نمی شود و معتقد است اگر متکی بر صدق و راستی باشد، قدرت بیکرانی دارد.
تلخ، از شیرین لبان خوش می شود *** خار، از گلزار دلکش می شود
ای بسا از نازنینان، خارکش *** بر امید گلعذاری ماه وش
ای بسا حمال، گشته پشت ریش *** از برای دلبر مهروی خویش
کرده آهنگر جمال خود سیاه *** تا که شب آید، ببوسد روی ماه
خواجه، تا شب، بر دکانی چارمیخ *** زآنکه سروی در دلش کرده ست بیخ
تاجری دریا و خشکی می رود *** آن به مهر خانه شینی، می رود
وان دروگر، روی آورده به چوب *** بهر خوب خود، گزیده رنج کوب
این قدرت عشق مجازی گاهی سحرانگیز است و:
آنچنانکه مادر دل برده ای *** پیش گور بچه ی نو مرده ای
رازها گوید به جد و اجتهاد *** می نماید زنده او را، آن جماد
پیش او هر ذره آن خاک گور *** گوش دارد، هوش دارد، وقت شور
حی و قائم داند او آن خاک را *** چشم و گوشی داند، آن خاشاک را
مستعمع داند به جد آن خاک را *** خوش نگر این عشق ساحرناک را
مولانا با تفسیر عشق مجازی، دشواری راه عشق الهی را گوشزد می نماید.
ای دل، اندر عاشقی، تو نام نیکو ترک کن *** کابتدای عشق رسوایی و بدنامیست آن
اندرون بحر عشقش، جامه جان زحمتست *** نام و نان جستن، به عشق اندر، دلا، خامیست آن
عشق عامه خلق، خود، این خاصیت دارد، دلا *** خاصه این عشقی که زان مجلس سامیست آن
پیکار عقل و عشق ادبیات عرفانی با پیکار عقل و عشق گره خورده و هریک از مردان خدا از دریچه ای این قضیه را توضیح داده و بر مبناهایی خاص تبیین کرده اند. البته در برابر عشق گرایان، جبهه عقل گرایان با ادله و برهانهای منطقی تلاش کرده اند رجحان عقل را بر همه امور به اثبات برسانند. اما عرفا که اکثرا زمانی سیر عقلانیت را طی کرده اند معتقدند کمیت عقل لنگ است و آدمی را به سر منزل مقصود نمی رساند و جز سرگردانی و حیرانی حاصلی به بار نمی آورد. عاقلی ساحت خوف و احتیاط و عدم اقدام و دست به عصا بودن است، در حالی که وادی عشق، وادی جرأت و عدم احتیاط و اقدام گستاخانه و خلاصه مرد کار بودن است.دکتر الکسیس کارل در این باره می گوید: «عقل خلاق علم وفلسفه است و هنگامی که متعادل باشد راهنمای خوبیست، ولی به ما حس زندگی و قدرت زیستن نمی بخشد و جزو یکی از فعالیتهای روانی نیست. اگر به تنهایی رشد کند و همراه با احساس نباشد افراد را از یکدیگر دور و از انسانیت خارج می کند. منطق به تنهایی برای اتحاد افراد کافی نیست و نمی تواند مهر بورزد و کینه بتوزد. احساس مستقیم تر از عقل، حقیقت را درک می کند. عقل به زندگی خارجی نظر دارد و عشق برعکس به زندگی درونی می پردازد. الکسیس کارل در ادامه می افزاید: «آنچه آدمی را به اوج سرنوشتش می رساند احساسات است نه عقل... روان به وسیله رنج و شوق بیشتر تعالی می پذیرد تا به کمک عقل و در این سیر در جایی عقل را که بار گرانی شده است به پشت سر می گذارد و به جوهره روان که عشق است منحصر می گردد و فقط در میان شب عقل از زمان و مکان می گذرد و به کیفیتی که حتی عرفای بزرگ نیز نتوانسته اند آن را توصیف کنند به «جوهره وصف ناپذیر اشیاء» می پیوندد. شاید این پیوستگی به خداوند همان غایت مجهولی است که فرد از لحظه ای که تخم شروع به تقسیم و جنین در زهدان مادر رشد می کند در طلب اوست.»
اما مولانا در این خصوص گنج بی کران و پنهانی است که کمتر کسی به او رجوع کرده است. او در مقام مقایسه میان مقام عشق و مقام عقل چنین تشبیهی را به کار می برد.
«جهاد» اقتصادی؟
«اصلاح الگوی مصرف»، «همت مضاعف و کار مضاعف»، «جهاد اقتصادی»؛ اینها نامهایی هستند که رهبر معظم انقلاب برای سالهای اخیر برگزیدهاند و مسئولان و مردم را به برنامهریزی و اقدام در مسیر تحقق آن فراخواندهاند. نگاهی به نامگذاری سالها تا به امروز و مقایسه آن با سالهای اخیر نشان از یک هدفگذاری دقیق و هدفمند از سوی حضرت آیتالله خامنهای در سالهای اخیر برای ارائه الگوی پیشرفت ایران اسلامی دارد؛ البته در سالهای پیشین هم ایشان با ارائه الگوهایی نظیر «پاسخگویی مسئولین» چنین برنامه مدونی را برای مردم و مسئولان ارائه کرده بودند اما این مساله در سالهای اخیر پررنگتر شده و حکایت از تاکید ویژه مقام معظم رهبری بر بهبود شرایط زندگی مردم و پیشرفت کشور دارد.
این موضوع از آنجایی اهمیت مییابد که حوادثی که در سال ۸۸ رخ داد، زمینهساز نوعی خدشه در روند اجرایی کارهای کشور و کسب و کار مردم شد؛ تا جایی که رهبر انقلاب برای جبران تمامی خساراتی که فتنه ۸۸ بر روند تعالی و پیشرفت کشور وارد کرد، سال ۸۹ را سال همت مضاعف و کار مضاعف ناگذاری کردند تا مردم و مسئولان که توانسته بودند دوران سخت فتنه را با موفقیت پشت سر بگذارند، اکنون خود را آماده جبران ضررهای ناشی از آن کنند.
حضرت آیتالله خامنهای نام امسال را هم بنا به سنت این چند سال، به سوی زندگی مردم و جامعه ایران سوق دادند و با اعلام سال «جهاد اقتصادی» همگان را متوجه مسئولیتشان در برابر آینده ایران عزیز کردند؛ آیندهای که تحقق سیاستهای کلی چشم اندار ۲۰ ساله در سال ۱۴۰۴ تنها بخش کوچکی از آرمانهای بلند مردمان این سرزمین است.
جهاد در کلام «آقا»
اکثر کارشناسان بر روی این موضوع اتفاق نظر دارند که نامهای سال که از سوی رهبر انقلاب انتخاب میشوند، دارای جزئیات و ظرایفی هستند که توجه ویژه به آن ضروری است و میتواند زمینهساز تحولهای جدی و گوناگون در عرصه خدمترسانی به مردم باشد. به عنوان مثال، سال گذشته برخی عنوان کردند که به جای عنوان «همت مضاعف و کار مضاعف» میشد یکی از کلمات را حذف کرد و از عبارت «همت و کار مضاعف» استفاده کرد اما بعدا مشخص شد که علت تکرار کلمه مضاعف در نام سال ۸۹، تاکید ویژه مقام معظم رهبری بر همت و تلاش مردم برای جبران ایراداتی بود که در سال ۸۸ و در حین فتنه بروز کرده بود.
امسال نیز انتخاب نام «جهاد اقتصادی» فعالان سیاسی و کارشناسان را به تامل بیشتر در علت انتخاب واژه جهاد از سوی ایشان واداشته است؛ واژهای که بار معنایی بسیار غنی و پربارتری نسبت به کلماتی همچون تلاش و کار دارد. بررسی سخنان رهبر مظعم انقلاب هم مشخص میکند که جهاد از نظر ایشان تعریف ویژه و مقدسی دارد.
به عنوان مثال، حضرت آیتالله خامنهای چند سال پیش و در دیدار اعضای جهاد دانشگاهی با اشاره به نام این سازمان، تاکید کردند:... از طرفى شما مشغول جهاد هستید. جهاد یعنى مبارزه براى یک هدف والا و مقدس. میدانهایى دارد؛ یکى از میدانهایش حضور در نبردهاى مسلحانهى رایج جهانى است. میدان سیاست هم دارد؛ میدان علم هم دارد؛ میدان اخلاق هم دارد. ملاک در صدق جهاد این است که این حرکتى که انجام مىگیرد، جهتدار و مواجه با موانعى باشد که همت بر زدودن این موانع گماشته مىشود؛ این مىشود مبارزه. جهاد یعنى یک چنین مبارزهیى، که وقتى داراى جهت و هدف الهى بود، آنوقت جنبهى تقدس هم پیدا مىکند.
ایشان همچنین درباره تفاوتهای «تلاش» و «جهاد» فرمودهاند:... جهاد با جهد و تلاش از لحاظ ریشه یکىاند؛ یعنى در آن معناى جهد و کوشش وجود دارد؛ اما جهاد فقط این نیست؛ جهاد یعنى مبارزه؛ مبارزهى در همین اصطلاح متعارف فارسىِ امروز ما. مبارزه انواع و اقسامى دارد: مبارزهى علمى داریم، مبارزهى مطبوعاتى داریم، مبارزهى سیاسى داریم، مبارزهى اقتصادى داریم، مبارزهى نظامى داریم، مبارزهى آشکار داریم، مبارزهى پنهان داریم؛ اما یک نقطهى مشترک در همهى اینها وجود دارد و آن اینکه در مقابلِ یک خصم است؛ در مقابلِ یک مانع است. مبارزه با دوست معنى ندارد؛ مبارزه در مقابلِ یک دشمن است.
فرض کنید در دوران اختناق، کسى هر هفته مثلاً پنج تا کتاب میخواند؛ خیلى کار بود؛ اما لزوماً مبارزه نبود؛ جهد بود، جهاد نبود. اگر میخواست جهاد باشد، باید کتابى را میخواند که در حرکت او در مواجههى با رژیم طاغوت و رژیم اختناق، تأثیر داشت؛ آنوقت میشد جهاد. خاصیت جهاد این است.
لزوم آمادگی مسئولان و مردم برای جهاد با دشمنان
تاکید ویژه رهبر انقلاب بر جهاد اقتصادی و بازخوانی سخنان ایشان درباره ماهیت کلمه جهاد این موضوع را عیان میکند که ایشان قصد دارند تا مردم را نسبت به موانع و سختیهای این اقدام آگاه کنند؛ اقدامی که در همان ابتدای طرح شدن و حتی قبل از اینکه به اجرا در بیاید، با دشمنیهای فراوانی روبرو شد و حتی به گفته مسئولان، ستادهایی برای ایجاد فتنه اقتصادی در سراسر کشور ایجاد شد.
طرح تحول اقتصادی و به ویژه هدفمند کردن یارانهها اگرچه با تدابیر و اقدامات مناسب دولت به برگ زرینی از افتخارات جمهوری اسلامی ایران در خدمت رسانی به مردم ثبت شد اما نباید فراموش کرد که هنوز در ابتدای راه هستیم و مخالفان ایران و انقلاب برنامههای بسیاری برای ضربه زدن به کشور و مردم در دستور کار خود دارند.
تشکیل ستادهای مختلف برای ضربه زدن به اقتصاد کشور، دامن زدن به شایعت بیاساس درباره تبعات اجرای طرح تحول اقتصادی، کارشکنی در راه اقدامات سانده دولت به منظور حمایت و پشتیبانی از مردم و همچنین فضاسازی تبلیغاتی و روانی با استفاده از رسانههای ضدانقلاب فارسی زبان تنها بخشی از اقدامات دشمنان برای ایجاد مانع بر سر راه پیشرفت ایران است.
همین کینهتوزیها و سنگاندازیها است که سبب شده تا حضرت آیتالله خامنهای از مردم و مسئولان بخواهند تا با روحیه جهادی به این میدان وارد شوند و در برابر ناملایمات و سختیها، به خداوند متعال توکل کنند و از اقدامات گسترده دشمن علیه خود و ایران عزیز واهمه نداشته باشند؛ چرا که این وعده الهی است که «کم من فئته قلیل غلبت فئته کثیره باذن الله.»
استفاده از فناوري در آموزش
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه:
موج سوم شیوه به راستي نوینی از زندگی با خود آورده بر نهادی نوین که می توان آن را کلبه الکترونیک نامید مبتنی است چیزی که بوسيله مارشال مك لوهان در يك عبارت خلاصه شده است و آن «تبديل جهان به يك دهكده جهاني» است، بدين معنا كه مردم نقاط مختلف در كشورهاي سراسر كره زمين به مثابه ساكنان يك دهكده امكان برقراري ارتباط با يكديگر و اطلاع از اخبار و رويدادهاي جهاني را دارند. نفوذ سريع فناوري اطلاعات در ميان آحاد مردم موجب تغيير شيوه زندگي در بسياري از افرادشده است . اطلاعات به مفهوم عام به عنوان انرژي غالب سده جديد، با سرعتي شگفت آور جايگزين صنعت متكي به انرژي هاي فناپذير مي شود . تحولات سريع ناشي ازكاربرد فناوري اعم از فناوري مولد و فناوري اطلاعاتي در زندگي بشر تغييرات شگرفي را در ساختارهاي صنعتي ، اقتصادي ،سياسي و مدني جوامع بوجود آورد چنان كه بسياري از انقلاب هاي اجتماعي قرون نوزدهم و بيستم ميلادي ريشه در تحولات اجتماعي ناشي از گسترش وجوه مختلف فناوري در زندگي بشر دارد. دكتر فرامرز رفيع پور در بررسي علل انقلاب اسلامي ايران به نقش مدرنيزاسيون در تشديد نابرابري و نقش رسانه هاي جمعي بخصوص تلويزيون و تسهيل مسافرت هاي داخلي و خارجي و ... در ادراك نابرابري اشاره مي كند و استفاده انقلابيون و بخصوص رهبر هوشمند انقلاب را از ابزارهاي جديد همچون نوار كاست و ...در كنار شيوه هاي سنتي همچون هيأت ها و مساجد براي بسيج مردم در اشاعه نارضايتي و در نتيجه پيروزي انقلاب مؤثر مي داند.
اصلاح الگوي مصرف در مدارس
اصلاح الگوي مصرف در مدارس ، چگونه؟
رهبر معظم انقلاب سال 1388 خورشيدي را سال حركت مردم و مسوولان به سوي اصلاح الگوي مصرف نامگذاري كردند و ايشان در سخنراني خود تاكيد داشتند مساله صرفهجويي و اجتناب از اسراف فقط يك مساله اقتصادي نيست، بلكه هم اقتصادي است هم اجتماعي و هم فرهنگي و آينده كشور را تهديد ميكند.
از آنجا كه ميان فرهنگسازي در اصلاح الگوي مصرف، امري حياتي و ضروري به نظر ميرسد، برخي كارشناسان معتقدند، الگوي مصرف را بايد از كل به جزء اصلاح كنيم. يعني ابتدا بايد زيرساختها را فراهم كنيم، به آموزشهاي لازم و تبليغات صحيح بپردازيم.
با توجه به اين كه وزارت آموزش و پرورش نقش بسزايي در نهادينه كردن اصلاح الگوي مصرف دارد، اجراي دقيق و همهجانبه اين شعار در اين وزارتخانه منجر به بهينهسازي و بهينهگرايي در سطوح خرد و كلان جامعه براي اقشار مختلف ميشود.
اين سازمان دولتي بستر مناسبي براي پرورش نسل نوانديش و آشنا كردن آنها با محدوديتهاي موجود اعم از محدوديتهاي زماني، منابع موجود و... و همچنين تغيير رويه از كميتگرايي به سوي كيفيتگرايي است.
اصلاح الگوي مصرف در گام اول به اصلاح رفتار نياز دارد و اصلاح رفتار نيز نيازمند تغيير وسيع برنامهها و استراتژي هاست. اين وزارتخانه به منظور نهادينه كردن اين فرهنگ بايد نسلي را تربيت كند كه محدوديتهاي موجود زمان خويش را بشناسد.
گفتني است براي تداومبخشي به اين اصل بايد از افراط خودداري كرد تا كارايي و اثربخشي لازم را در تمام جهات موردنظر بوضوح ببينيم و زمينه انگيزش را براي جامعه آماري بزرگي كه درگير آن است (از نظر پرسنل و دانشآموختگان و خانواده ايشان) فراهم آوريم.
راهكارهاي عملي براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و اسرافزدايي در وزارت آموزش و پرورش كه تنها با مديريت مستمر و نظارت دقيق اثر خود را طي زمان بر جاي ميگذارند،ميتواند شامل موارد زير باشد:
1- ثبتنام اينترنتي دانشآموختگان كه در اين صورت از اتلاف وقت افراد بيشماري جلوگيري به عمل ميآيد.
2- حذف كاغذبازي مرسوم در آموزش و پرورش به كمك ابزارهاي الكترونيكي موجود.
به طور متوسط روزانه 5 برگ كاغذ4A به مدارس ارسال ميشود. در شهر كوچكي كه داراي 100 مدرسه است، خود ميشود به عبارت 500 برگه در روز، 3 هزار برگه در هفته، 75 هزار برگه در ماه، 900 هزار برگه در سال و با احتساب هزينه خود كاغذ و چاپ آن و به ازاي هر برگه 10 تومان ، مبلغي در حدود 9 ميليون تومان در سال، آن هم تنها براي ارسال بخشنامه و دستورالعملهايي كه گاهي تكرار ميشود، هزينه ميشود.
حال در سطح يك استان و در نهايت كشور محاسبه كنيد. حتما متوجه ميشويد كه اين كار چه هزينه گزافي بر آموزش و پرورش بحران زده (از نظر بودجهاي) تحميل ميكند.
لذا مزاياي اين كار و ميزان صرفهجويي حاصل از اجراي اين كار در موارد زير خلاصه ميشود:
- صرفهجويي مبلغي ميلياردي در سطح كشور و جلوگيري از واردات بيش از اندازه كاغذ به كشور .
- صرفهجويي در نيروي انساني، چرا كه با اجراي اين طرح تنها نياز به كاربري است كه اين بخشنامهها را در اينترنت يا شبكه قرار دهد و ديگر نيازي به قسمتهايي چون بايگاني و دبيرخانه و نامهرسان در ادارات نيست، چون خود همان رايانه براحتي در نقش هر كدام از افراد بالا ايفاي نقش ميكند.
- جلوگيري از سفرهاي زائد درونشهري توسط مديران مدارس يا نامهرسانها به ادارات يا مدارس براي آوردن بخشنامههاي كاغذي و به تبع اين كم شدن سفرهاي زائد، آلودگي هواي شهرها نيز كاهش مييابد.
- صرفهجويي در وقت كه هميشه طلايي ناب و باارزش بوده و هست، چرا كه ديگر نيازي به ثبت اين نامهها در دفاتر مختلف براي بايگاني نيست، دسترسي به آنها به تبع استفاده از رايانه در هر زمان و مكان بسيار راحت بوده و اطلاعرساني به اين شيوه در كسري از ثانيه انجام ميگيرد.
- استفاده از تختههاي سفيد به جاي تختههاي سبز براي جلوگيري از مصرف بيرويه قلمهاي گچي
3- در زمينه منابع انرژي: ايزوله كردن، 2 جداره كردن و استفاده از سامانه گرمايشي و سرمايشي استاندارد و همچنين قرار دادن لامپهاي كممصرف در قسمتهاي مورد نياز.
4- با تعريف و اجراي برنامهها و استراتژيهاي كارآمد، استفاده چند باره از كتابهاي درسي چاپ شده را متداول كنيم كه با اين تدابير، بسياري از هزينهها كاهش پيدا كرده و از اتلاف اعتبارات كلان جلوگيري ميشود.
5- آموزش به دانشآموختگان در زمينه مصرف مواد غذايي (شير و نان) كه با صرف هزينههاي بالا اعم از هزينه توليد، توزيع و... در دسترسشان قرار ميگيرد كه به اين وسيله از هدر رفتن منابع غذايي به طور چشمگيري جلوگيري ميشود.
راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف
مصرف گرايي
پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.
در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.
امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند:
«الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف»
«آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»
كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
علامه طباطبايي (ره) در توضيح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:
ولا تسرفوا معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مفيد است تجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد، ولي نمي توانيد در خوردن و بذل و بخشش آن زياده روي كنيد و يا در غير مصرفي كه خدا معين فرموده به كار ببريد، مثلا در راه معصيت خدا صرف نماييد و همچنين فقيري كه از شما مي گيرد نمي تواند در آن اسراف كند و آن را تضييع نمايد. پس مفهوم آيه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالك و چه فقير مي شود.
بنابراين از اين آيه شريفه استفاده مي شود كه زياده روي و مصرف گرايي كاري حرام و نكوهيده است. اميرالمومنين علي(ع) نيز با احتياط در مصارف به خصوص در مصرف بيت المال عالي ترين نظارت را داشته و در كمال بي نيازي در قناعت و ساده زيستي بهترين الگوي مصرف را كه همان اعتدال و ميانه روي در مصارف بوده سفارش مي كردند و به شدت اسراف، زياد روي و مصرف گرايي را نكوهش مي كردند؛ به ويژه اين امر را از واليان حكومتي غيرقابل پذيرش مي دانستند.
در اين خصوص در نامه اي به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مي نويسد:
«پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي او شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟(2)
امام خميني نيز درخصوص دقت در مصرف و همچنين پرهيز از مصرف بي جا مي فرمايند:
حتي مطبوعات بايد اين را توجه داشته باشند كه چيزهايي را كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف آن نكنند، بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد كه اين بيت المال مسلمين است وقتش صرف چيزهايي كه مربوط به مصالح مسلمين است شود، مسئوليت دارد اين ها بايد اشخاصي كه مقاماتي كه هستند ملاحظه كنند كه به اندازه ضرورت مشاور بگيرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگيرند نه به اندازه دلخواه و اين معنا را بايد همه ما بدانيم كه دلخواه هاي ما آخر ندارد. (3)
بر همين اساس با توجه به نهي شديد مصرف گرايي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد چرا كه مصرف به خودي خود عاملي موثر در توليد و رشد و توسعه اقتصادي مي باشد؛ و باعث ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي گردد. اما آنچه كه مذموم و باعث هدررفتن منابع ملي مي شود مصرف نامناسب و نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه مي باشد كه اين امر باعث مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي گردد. لذا فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح همه زمينه الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.
نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي
1) تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد. (4)
در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:
اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد. (5)
در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نياز، خويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش. (6)
ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملا غيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تأثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تأكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.
2) يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تأثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد. (7)
در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد. (8)
بنابراين از مهمترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي كه مي تواند باعث كم رنگ شدن ارزش ها و آموزه هاي ديني و معنوي شود به موارد زير مي توان اشاره نمود. الف) محروميت از دوستي خدا
خداوند متعال در آيه 141 سوره انعام مي فرمايد: «... انه لا يحب المسرفين»
«خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
ب) فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.
قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:
«فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»
«پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»
ج) گمراهي و محروميت از هدايت الهي: يكي ديگر از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي گمراهي و محروميت از هدايت الهي است.
خداوند متعال در آيه 34 سوره غافر مي گويد:
«... كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب»
«اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي سازد». (9)
3) مصرف گرايي در جامعه داراي اثرات مخرب و زيان بار ديگري است كه از مهمترين آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) افزايش واردات
اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز باعث سيل ورودي كالاهاي خارجي جهت رفع نيازهاي فرد و جامعه «نيازمند» به توليدكنندگان خارجي و باعث افزايش واردات و تضعيف توليدكنندگان داخلي مي شود.
ب) كمبود گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي
در جامعه اي مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه ديگر ميلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيرساختي جامعه كه زمان بر مي باشد ندارند و همه به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف و فعاليت هاي زودبازده مي باشند، به همين دليل مصرف گرايي باعث كاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي و عمراني در جامعه خواهد شد.
راهكارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف
آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.”. بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.
فرهنگ سازي
1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي باشد.
مديريت قوي
2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد؟
طراحي ساز وكار
3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.
جلب مشاركت مردم
4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.
5) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.
6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف
7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري
8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان برق مي تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه هاي قبوض مصرفي مشتركين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.
9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين كشور
10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني
11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.
همه چیز در مورد شیمی
همه چیز در مورد شیمی
شیمی نفت
تاریخچه
این ماده را از قرنها پیش بصورت گاز در آتشکده و یا به فرم قیر (کاده ای که پس از تبخیر مواد فرار یا سبک نفت از آن باقی میماند) میشناختهاند یا بطوری که در کتب مقدس و تاریخی اشاره شده است که در ساختمان برج بابل از قیر استفاده گردیده و کشتی نوح و گهواره موسی نیز به قیر اندوده بوده است. بابلیها از قیر بعنوان ماده قابل احتراق در چراغها و تهیه ساروج جهت غیر قابل نفوذ نمودن سدها و بالاخره جهت استحکام جادهها استفاده میکردهاند.
مدت زمان مدیدی ، مورد استعمال نفت فقط برای مصارف خانگی و یا به عنوان چربکنندهها بود، اما از آغاز قرن شانزدهم میلادی روز به روز موارد استعمال آن رو به افزایش نهاد تا اینکه در سال 1854 دو نفر داروساز وجود یک فراکسیون سبک قابل اشتعال را در روغن زمینی تشخیص دادند و همچنین به کمک تقطیر ، مواد دیگری بدست آوردند که برای ایجاد روشنایی بکار میرفت. بر اساس این کار آزمایشگاهی بود که بعدا دستگاههای عظیم تصفیه نفت طرحریزی و مورد بهره برداری قرار گرفت. صنعت نفت در آتازونی در سال 1859 شروع شد.
تاریخچه استخراج نفت در ایران
صنعت نفت ایران نیز از سال 1908 پس از هفت سال تفحص مکتشفین و کشف نفت در مسجدسلیمان واقع در دامنه جبال زاگرس ، پا به عرصه وجود گذاشت.
نفت خام
امروزه چاههای نفت متعددی در سراسر جهان وجود دارد که از آنها نفت استخراج میکنند و به نفتی که از چاه بیرون کشیده میشود، نفت خام میگویند. نفت خام را تصفیه میکنند، یعنی هیدروکربنهای گوناگونی را که نفت خام از آنها تشکیل شده است از یکدیگر جدا میکنند که به این کار پالایش نفت میگویند و در پالایشگاهها این کار انجام میشود. نفت منبع انرژی و سرچشمه مواد اولیه بسیاری از ترکیبات شیمیایی است و این دور از عوامل اصلی اقتصادی مدرن بشمار میرود. در صنایع جدید از ثروت بیکران و تغییر و تبدیل مواد خام اولیه آن بیاندازه استفاده میشود.
تشکیل نفت
نحوه پیدایش نفت دقیقا تشخیص داده نشده و در این مورد فرضیات گوناگونی پیشنهاد شده است. برخی از این تئوریها ، مربوط به مواد معدنی و بعضی دیگر مربوط به ترکیبات آلی میباشد.
تشکیل نفت از مواد معدنی
اساس این فرضیه بر این است که کربورهای فلزی تشکیل شده در اعماق زمین در اثر تماس با آبهایی که در زمین نفوذ مینماید، ابتدا ایجاد هیدروکربورهای استیلنی با رشته زنجیر کوتاه میکند. سپس هیدروکربورهای حاصل در اثر تراکم و پلیمریزه شدن ایجاد ترکیبات پیچیده و کمپلکس را می نماید که اغلب آنها اشباع شده است.
تشکیل نفت از مواد آلی
بر اساس این فرضیه تشکیل نفت را در اثر تجزیه بدن حیوانات در مجاورت آب و دور از هوا میدانند. زیرا در این شرایط ، قسمت اعظم مواد ازته و گوگردی تخریب و مواد چرب باقیمانده در اثر آب ، هیدرولیز میگردد. اسیدهای چرب حاصله ، تحت اثر فشار و درجه حرارت با از دست دادن عوامل اسیدی تولید هیدروکربورهائی با یک اتم کربن کمتر مینماید.
"انگلر Engler" از تقطیر حیوانات دریائی توانسته است مواد نفتی را تهیه نماید و با توجه به خاصیت "چرخش نوری" مواد نفتی که علت آن وجود گلسترین است (ماده ای که در بدن حیوانات وجود دارد) این فرضیه بیان و مورد تایید شده است. در صورتی که فرضیه های دیگر که مبتنی بر اساس مواد معدنی در تشکیل نفت میباشد، هیچگونه توضیح و دلیل قانع کننده ای در مورد این ویژگی نمیتواند بیان نماید.
همچنین نفت میتواند از تجزیه گیاهان تولید گردد. در این حالت ، خاصیت چرخش نور را به علت وجود ترکیب مشابه گلسترین یعنی پلی استرولها میدانند."مرازک Mrazec" ، میکروبها را در این تغییر و تبدیل موثر میداند.
تئوری تشکیل نفت بر مبنای مواد آلی ، فعلا بیشتر مورد قبول میباشد و اختلاف قابل ملاحظهای را که بین ژیزمانها (منابع نفتی) مشاهده میگردد، بعلت شرایط و عوامل مختلف تشیکل ژیزمانها میدانند.
مواد سازنده نفت خام
مواد سازنده نفت از نظر نوع هیدروکربور و همچنین از نظر نوع ترکیبات هترواتم دار بستگی به محل و شرایط تشکیل آن دارد. بنابراین مقدار درصد مواد سازنده نفت خام در یک منبع نسبت به منبع دیگر تغییر میکند. بطور کلی مواد سازنده نفت شامل: هیدروکربورها- ترکیبات اکسیژنه - سولفوره - ازته و مواد معدنی میباشد.
خواص نفت خام
گرانی
چگالی نفتهای خام را بیشتر بر حسب درجه A.P.I به جای گرانی ویژه (چگالی نسبی) بیان میکنند. ارتباط بین این دو ، به گونه ای است که افزایش گرانی API با کاهش گرانی ویژه مطابقت میکند. گرانی نفت خام میتواند بین پایینتر از 10API تا بالاتر از 50API قرار بگیرد، ولی گرانی اکثر نفتهای خام در گستره بین 20 تا 45API قرار دارد. گرانی API همواره به نمونه مایع در 60 درجه فارینهایت اشاره دارد.
مقدار گوگرد
مقدار گوگرد و گرانی API دو خاصیتی هستند که بیشترین اثر را به ارزشگذاری نفت خام دارند. مقدار گوگرد بر حسب درصد وزنی گوگرد بیان میشود و بین 0,1 در صد تا 5 درصد تغییر میکند. نفتهایی که بیش از 0,5 درصد گوگرد دارند، در مقایسه با نفتهای کمگوگردتر ، معمولا محتاج فراورشهای گستردهتری هستند.
نقطه ریزش
نقطه ریزش نفت خام بر حسب F˚ یا c˚ معرف تقریبی پارافینی بودن یا آروماتیکی بودن نسبی آن است. هرچه نقطه ریزش پایینتر باشد، مقدار پارافین کمتر و مقدار آروماتیک بیشتر است.
حلالیت
قابلیت انحلال هیدروکربورها در آب عموما خیلی کم میباشد. مقدار آب موجود در هیدروکربورها با افزایش درجه حرارت زیاد میشود. حلالیت هیدروکربورها در کلروفرم ، سولفورکربن و تتراکلریدکربن حائز اهمیت است که با افزایش درجه حرارت ، زیاد و با افزایش وزن مولکولی کاسته میگردد. قابلیت انحلال آروماتیکها بیشتر بوده و بعد از آنها اولفینها - نفتنها - متانیها قرار دارد.
ضمنا قابلیت انحلال ترکیبات اکسیژنه - ازته - سولفوره ، کمتر از هیدروکربورها میباشد. بالاخره نفت ، حلال هیدروکربورهای گازیشکل و تقریبا تمام هیدرورکربورهای جامد - گریسها - رزینها - گوگرد و ید میباشد.
نقطه جوش
نقطه جوش هیدروکربورهای خالص با وزن مولکولی و همچنین برای سریهای مختلف با تعداد مساوی اتم کربن بترتیب از هیدروکربورهای اشباعشده به اولفینها - نفتنها و آروماتیکها افزایش مییابد. بدین ترتیب نقطه جوش هیدروکربورهای اشباع شده و اولفینها از همه کمتر و سیکلوآلکانها و آروماتیکها از سایرین بیشتر میباشد.
برای برشهای نفتی که مخلوطی از هیدروکربورهای مختلف میباشند، یک نقطه جوش ابتدائی و یک نقطه جوش انتهایی در نظر گرفته میشود و حد فاصل بین این دو نقطه برای یک برش به نوع مواد سازنده اغلب زیاد و متغیر میباشد که به این حد فاصل بین دو نقطه "گستره تقطیر" گفته میشود.
گرمای نهان تبخیر
گرمای نهان تبخیر در یک سری همولوگ از هیدروکربنها بترتیب از مواد سبک به سنگین کاهش مییابد و همچنین مقدار آن از یک سری به سری دیگر ، مثلا بترتیب از آروماتیکها به نفتنها و هیدروکربورهای اشباع شده نقصان مییابد. بنابراین گرمای نهان تبخیر با دانسیته فراکسیون مربوط بستگی دارد.
قدرت حرارتی
قدرت حرارتی عبارت از مقدار کالری است که از سوختن یک گرم ماده حاصل میشود. قدرت حرارتی هیدروکربورها به ساختمان مولکولی آنها و قدرت حرارتی یک برش نفتی به نوع و مواد سازنده آن سبتگی دارد. قدرت حرارتی متان بیشتر از سایر هیدروکربورها و برابر با 13310 کیلوکالری به ازای یک کیلوگرم میباشد و مواد سنگین حاصله از نفت خام دارای قدرت حرارتی در حدود 10000 کیلو کالری میباشد.
اثر اسید نیتریک هیدروکربورها در اثر اسید نیتریک به ترکیبات نیتره یا پلینیتره تبدیل میشود. نیتراسیون برخی از مواد نفتی منجر به تهیه ترکیبات منفجره یا مواد رنگین میگردد.
موارد استعمال برخی از برش های نفتی بدست آمده از نفت خام
1- شیرین کردن آب دریا
یکی از موارد استعمال گازهای نفتی در صنایع وابسته به پالایشگاهها تهیه آب شیرین از آب شور میباشد.
2- به عنوان سوخت
از جمله ، بنزین برای سوخت موتورهای مختلف ، کروزون سوخت اغلب تراکتورها و ماشینهای مورد استفاده در کشاورزی و همچنین موتورهای جت هواپیماها اغلب از کروزون یا نفت سفید میباشد، گازوئیل که موتورهای دیزل بعنوان سوخت از نفت گاز (گازوئیل) استفاده مینمایند، نفت کوره یا مازوت یک جسم قابل احتراق با قدرت حرارتی 10500 کالری بوده که بخوبی میتواند جانشین زغال سنگ گردد و سوختن آن تقریبا بدون دود انجام میگیرد.
3- روشنایی
از کروزون جهت روشنایی و همچنین برای علامت دادن به کمک آتش استفاده میشود، چون نقطه اشتعال کروزون بالاتر از 35 درجه است، لذا از نظر آتشسوزی خطری ندارد.
4- حلال
از هیدروکربورهای C4 تا C10 میتوان برشهائی با دانسیته و نقاط جوش ابتدائی و انتهایی متفاوت تهیه نمود که مورد استعمال آنها اغلب بعنوان حلال میباشد. بعنوان مثال ، اتر نفت یک حلال سبک با نقطه جوش 75-30 درجه سانتیگراد و وایت اسپیریت (حلال سنگین) که از تقطیر بنزین بدست میآید بعنوان حلال ، رنگهای نقاشی و ورنی ها استفاده میگردد. همچنین برای تمیز کردن الیاف گیاهی و حیوانی و یا سطح فلزات از برشهای خیلی فرار (تقطیر شده قبل از 110 درجه سانتیگراد) استفاده میشود.
5- روان کاری
روغنهای چرب کننده: نوعی روغن که جهت روان کاری بکار میرود. بستگی به شارژ ، سرعت ، درجه حرارت دستگاه دارد. انواع روغنها عبارتند از:
روغن دوک برای چرب کردن دوک ، موتورهای الکتریکی کوچک و ماشین های نساجی و سانتریفوژهای کوچک
روغن ماشینهای یخ سازی جهت روغنکاری کمپرسورهای آمونیاکی کارخانجات یخسازی
روغن ماشینهای سبک جهت روان کاری موتورهای الکتریکی ، دینامها و سانتریفوژهای با قدرت متوسط
روغن ماشینهای سنگین مخصوص روغنکاری موتورهای دیزلی است مانند دیزلهای سورشارژه و غیره روغن برای سیلندرهای ماشین بخار
روغن برای توربین ها
روغن برای موتورهای انفجاری (اتومبیل و غیره)
روغن دنده
روغن موتورهایی که دائما با آب در تماس است.
گریس ها: یک روان کننده نیمه جامد است و متشکل از یک روغن نفتی و یک پر کننده (از سری صابونهای فلزی) یا سفتکننده (از مواد پلیمری) میباشد. کاربرد گریس بیشتر برای اتومبیلها و برخی صنایع مناسب میباشد.
آسفالت و قیراندودی: در حال حاضر 75 درصد از باقیمانده حاصل از عمل تقطیر در خلاء برای پوشش جادهها مورد استفاده قرار میگیرد.
موارد استعمال داروئی: از قبیل وازلین باعث نرم شدن پوست بدن گردیده و برای بهبود سرمازدگی نیز موثر است.
پارافین: از پارافین ذوب شده و خالص شده جهت ساخت داروهای زیبائی استفاده میگردد.
گلیسیرین: مقدار قابل ملاحظه ای از این ماده ، از نفت تهیه میگردد. علاوه بر مصارفی که گلیسیرین در صنعت (برای تهیه باروت دینامیت ، مرکب و غیره) دارد، از آن برای فرم نگه داشتن پوست بدن و یا تهیه داروهائی از قبیل گلیسیرین یده استفاده میشود.
اصلاح خاکهای شور و قلیا
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانبار خاکهای شور و قلیا ، آنها را به راههای مختلف اصلاح میکنند تا گیاهان مختلف قادر به تحمل این خاکها باشند.
دید کلی
تجمع املاح در خاک ، تاثیر عمدهای بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی رس و هوموس داشته، کمیت و کیفیت جامعه نباتی عالی و پست خاک را تعیین میکند. اغلب وجود املاح سدیم موجب انتشار ذرات رس و هوموس شده، لایه یا افق بسیار متراکمی در زیر خاک تشکیل میشود که مانع عبور آب و هوا به ریشه نباتات میشود. املاح موجود در خاک ، فشار اسمزی محلول خاک را افزایش داده، بدین ترتیب قدرت جذب آب را توسط گیاهان کاهش میدهند. از طرفی تعادل یونی را به هم زده و در بعضی مواد مانند املاح بر برای گیاهان سمی هستند. محصول گیاهان مزروعی در مناطق شور قلیایی ناچیز و کمیت و کیفیت محصول نیز قابل توجه نیست. این گیاهان در مقابل امراض و افات نیز مقاومت کمتری دارند.
چگونگی رشد گیاهان در خاکهای هالومورفیک
در خاکهای شور و شور _ قلیا که Ph آنها کمتر از 8.5 است، صدمات وارده به گیاهان از غلظت زیاد نمک در محلول خاک ناشی میشود. سلولهای گیاه در محلولهای نمکی آب خود را از دست داده و به اصطلاح پلاسمولیزه میشوند. این پدیده از این امر ناشی میشود که حرکت آب طبق خاصیت اسمز از محیط رقیقتر داخل سلولی به محیط غلیظ خارج صورت میگیرد. شدت وقوع این پدیده به عواملی مانند نوع نمک ، نوع سلول گیاهی و شرایط فیزکی خاک بستگی دارد.
محیط خاکهای قلیای با سدیم زیاد به سه طریق روی گیاه اثر نامطلوب بر جای میگذارد:
اثرات مضر قلیائیت زیاد تحت تاثیر غلظت های بالای کربنات و بیکربنات سدیم.
اثرات سمی یونهای بیکربنات ، Oh و ...
اثرات مضر سدیم روی متابولیزم و تغذیه.
این آثار نه تنها در خاکهای قلیایی ظاهر میشوند، بلکه در خاکهای شور و قلیای که نمکهای خنثای آنها شسته شدهاند، نیز آشکار میگردند.
اصلاح و اداره خاکهای شور و قلیایی
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانآور خاکهای شور و قلیایی به سه طریق مختلف با این خاکها رفتار میشود: روش اول از میان بردن این نمکها است. روش دوم تبدیل نمکهای مضر به نمکهای کم ضررتر میباشد. روش سوم را میتوان کنترل نامید. در دو روش اول هدف دفع نمکها و یا تغییر و تبدیل آنها است، در حالی که در روش سوم نحوه اداره خاک و عملیات کشاورزی را طوری تنظیم میکنند که نمک بطور یکنواخت در تمام خاک پخش شده و از تمرکز غلظت زیاد نمک در یک نقطه جلوگیری شود.
دفع نمک
معمولترین راههای خروج نمک از خاک دو نوع است: زهکشی زیرزمینی و شستشوی خاک. بکار بردن این دو طریق تواما ، یعنی شستشوی خاک پس از گذاردن زهکشها در آن موثرترین و رضایتبخشترین وسیله برای دفع نمک از خاک است. نمکهایی که از طریق بارندگی یا آبیاری وارد محلول خاک میشوند، از طریق زهکشها خارج میگردند.
اصلاح خاکهای شور و قلیایی موقعی موثر است که آب بکار رفته دارای نمک زیاد، ولی سدیم کم باشد، زیرا استفاده از آبهای کم نمک ، ممکن است به علت دفع نمکهای خنثی مساله قلیائیت را حادتر نماید. خروج نمکهای خنثی درصد سدیم قابل تعویض را در خاک بیشتر نموده و در نتیجه باعث افزایش غلظت یون Oh در محلول خاک میشود. این پدیده نامطلوب را میتوان با تبدیل کربناتها و بیکربنات سدیم به سولفات سدیم دفع کرد. این امر را میتوان با اضافه کردن سولفات کلسیم یا ژیپس ، به خاک قبل از شستشو انجام داد
خاکهای شور و قلیا
خاکهای شور و قلیا مخصوص مناطق نیمه مرطوب یا خشک بوده و زهکشی در آنها نامناسب است. این خاکها دارای مقدار زیادی املاح محلول هستند که فقط گیاهان نمک دوست در این خاکها قابلیت زیست دارند. خاکهای قلیا اغلب در خاکهای شور به صورت نقاط پراکنده یافت میشوند.
دید کلی
مناطق خشک به مناطقی گفته میشود که میزان باران سالیانه آنها معمولا کمتر از 50 سانتیمتر است. به علت عدم شسته شدن طبیعی مواد در این موارد ، مقدار کاتیونهای بازی این خاکها زیاد است. در بعضی از افقهای این خاکها تجمع کربنات کلسیم () به مقدار زیاد صورت گرفته و هر قدر مقدار بارندگی کمتر باشد، این لایه کربناتی نزدیکتر به سطح خاک قرار دارد. PH این خاکها بازی است. خاک بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک سرشار از املاح محلول است که منشا متفاوتی دارد.
در بعضی خاکها ، سنگ مادر خود محتوی املاح است و در برخی دیگر در اثر هوازدگی ، املاح محلول از سنگ مادر آزاد میشود، ولی چون مقدار رطوبت کم است، نمیتواند آبشویی یافته و از خاک خارج شود. وزش باد نیز میتواند املاحی را از سطح دریا و اقیانوس انتقال داده و در سواحل به جای گذارد. این نوع خاکها اصطلاحا هالومورفیک نامیده میشوند، به سه گروه شور ، شور و قلیایی و قلیایی تقسیم بندی میشوند.
خاکهای شور (Saline Soils)
مقدار نمکهای خنثی در این خاکها به حدی است که در رشد طبیعی بیشتر گیاهان اختلالاتی ایجاد میشود. PH این خاکها معمولا کمتر از 8.5 است. آنیونهای عمده کلر ، سولفات کلسیم ، منیزیم و سدیم در بعضی مواد نیترات و بیکربنات است که به آسانی قابل شستشو بوده ولی شستشوی آنها سبب بالا رفتن PH خاک نمیشود. به علت وجود لکههای سفید پراکنده نمک در سطح این خاکها به آنها خاکهای قلیایی سفید (White alkali) گفته میشود.
انواع خاکهای شور
انواع مهم خاکهای شور عبارتند از:
خاک شور نیتراتی ، که محتوی املاح نیترات سدیم و نیترات پتاسیم است.
خاک شور کلروری ، محتوی املاح کلرور سدیم ، منیزیم و کلسیم است. این خاکها بیشتر در نقاط ساحلی قرار دارد و شوری آب زیرزمینی نیز قابل توجه است.
خاک شور سولفات و کلرور ، دارای درصد متفاوتی از کلر و سولفات بوده و کلر بیشتر از سولفات است.
خاک شور سولفاتی ، دارای سولفاتهای سدیم ، منیزیم و کلسیم بوده ، آبشویی و اصلاح آن آسان است.
خاکهای شور کربناتی ، این خاکها محتوی کربنات و بیکربنات سدیم بوده و PH بین 9 تا 11 نوسان دارد.
خاک شور بوراتی ، این خاکها در نواحی آتشفشانی مشاهده شده، محتوی املاح بورات هستند. بوراتها معمولا با کلرورها و سولفاتها یافت میشوند و از حاصلخیزی خاک میکاهند.
خاکهای شور قلیایی
در این خاکها میزان نمکهای محلول زیاده بوده، علیرغم سدیم زیاد ، وجود نمکهای خنثی همچنان PH را در حد کمتر از 8.5 حفظ مینماید، ولی بر عکس خاکهای شور شستشوی این خاکها ، سبب بالا رفتن PH میگردد، زیرا با شسته شدن نمکهای خنثی قسمتی از سدیم قابل تعویض هیدرولیز شده و مقدار یون در محلول بالا میرود. سدیم همچنین در صورت شسته شدن سایر نمکها سبب از هم پاشیدگی ذرات خاک شده و قابلیت نفوذ آن را به شدت کاهش میدهد. علاوه بر این اثرات نامطلوب سدیم بطور مستقیم میتواند برای گیاهان اثر سمی نیز داشته باشد.
درباره خاکهای شور و قلیا مطالعات فراوانی در کشورهای مختلف صورت گرفته و سازمان بینالمللی یونسکو نیز از سال 1952 مطالب جالبی در این موارد منتشر کرده است. رسوب املاح در خاکهای مختلف با نوع خاصی از پستی و بلندی همراه است و بطور کلی زمینهای شور و قلیا همیشه در نقاط پست مانند دلتا ، تراسهای رودخانهای و دریاچهای وجود دارند و سفره آب زیرزمینی در این مناطق نیز چندان عمیق نیست.
خاک قلیایی
مقدار نمکهای محلول در این خاکها ، کم ، ولی مقدار سدیم آن زیاد است. به علت هیدرولیز شدن قابل ملاحظه سدیم ، PH خاک بالا رفته، ممکن است حتی تا 10 هم برسد. اثرات مضر این خاکها روی رشد گیاهان از سدیم و یون OH زیاد ناشی میشود. به علت اثر از هم پاشیدگی سدیم ، این خاکها دارای شرایط فیزیکی نامناسب میباشند. محیط قلیایی زیاد این خاکها سبب حل هوموس خاک و حمل آن به سطح خاک و تیره کردن رنگ آن میشود. به همین دلیل به این خاکها نام قلیایی سیاه هم داده شده است.
روابط بین شوری و قلیائیت خاک
مطالعات دانشمندان در نقاط مختلف دنیا حاکی از این است که بین شوری و قلیائیت خاک همبستگی خاص وجود دارد. اگر غلظت املاح در خاک کمتر از 4 گرم در لیتر باشد، PH چنین محلولی معمولا از 8 کمتر است. هرچه میزان املاح افزایش یابد، میزان قلیائیت رو به کاهش میگذارد. خاکهای بسیار شور در مناطقی ایجاد میشوند که آب زیرزمینی فوقالعاده شور بوده، قلیائیت آن بسیار اندک است و خاکهای قلیایی نیز در مناطقی تشکیل میشوند که مقدار املاح آنها کمتر باشد.
ساختمان خاکهای شور و قلیا
سطح خاکهای مناطق شور و قلیا ، اغلب ساختمان ورقهای دارد که رگبارهای فصلی نیز بر تراکم آن میافزاید. در زیر این قشر سطحی ساختمان اغلب تکهای ، منشوری و یا ستونی است. وجود املاح سدیم و تا حدی منیزیم تاثیر عمدهای در ساختمان خاک دارد، زیرا املاح موجب تجمع ذرات رس شده و هرچه مقدار املاح بیشتر باشد، خاک دانههای حاصل ساختمان سختتری پیدا میکند.
وجود سدیم سبب میشود که ذرات سطح خاک به حالت انتشار در آمده، حتی در شیبهای کمتر از یک درصد نیز فرسایش قابل توجهی صورت گیرد. آبیاری خاکهای شور و قلیا همواره با خرابی ساختمان خاک همراه است، مگر اقدامات اصلاحی انجام شود.
کانیهای رسی خاکهای شور و قلیایی
کانیهای رسی ، استعداد حاصلخیزی هر خاک را تعیین میکنند. مونتموریلونیت ، میکا ، کلریت و کوارتز مهمترین کانیهای مناطق شور و قلیا میباشد. چون شرایط اقلیمی مناطق خشک برای تغییر و تحول کانیها مساعد نیست، لذا اغلب کانیهای این خاکها مشابه کانیهای سنگ بستر یا سنگ مادر است
شیمی در کشاورزی
نگاه اجمالی
برای کمک به تولید مقدار مواد غذایی کلان ، کشاورزی ما باید به روش علمی جدید انجام گیرد و در این صورت به انواع مواد شیمیایی کشاورزی ، از جمله کودهای گوناگون ، انواع داروی بیماریهای حیوانی و گیاهی ، مواد آفت کش ، مواد مکمل غذایی و بسیاری دیگر از این قبیل نیازمندیم که باید آنها را به طریق صنعتی تهیه کنیم. بدیهی است که تهیه غذای کافی برای جمعیت در حال انفجار روی زمین ، فقط با درک شیمیایی تولید مواد غذایی و بکار بستن همه جانبه فنون جدید تولید مواد غذایی میسر میشود.
گیاهان ، منبع اصلی مواد غذایی ما هستند. ما گیاهان یا گوشت جانوران گیاهخوار را میخوریم. رشد گیاهان مستلزم دمای مناسب ، مواد مغذی ، هوا ، آب ، و گرفتار نشدن به انواع بیماری ناشی از آفات مضر علفهای هرز است. برای گیاهان ، مواد مغذی مناسب و موادی برای رهانیدن آنها از ابتلا به بیماریهای گوناگون فراهم میآورد.
تاریخچه
بعضی از تمدنهای باستانی به تجربیات مفیدی در کارهای کشاورزی دست یافتهاند که بطور مستقیم در تاریخ ثبت نشده است. در عصر رومیان ، "کاتوی کبیر" اشاراتی دارد به انتخاب تخم ، تهیه کود سبز با گیاهان تیره نخود ، آزمایش خاصیت اسیدی خاک ، استفاده از خاکهای آهکی ، ارزش یونجه و شبدر ، ترکیب نگهداری و استفاده از کود حیوانی ، ترتیب چرای حیوانات ، اهمیت چارپایان در عملیات کشاورزی و مانند آنها. این گونه پیشرفت ما که مبنای تجربه عملی داشته، گاه به گاه در جریان تاریخ ، بدست آمده و از میان رفته است.
"آرتوریانگ" ، در قرن هیجدهم در انگلیس ، علم جدید کشاورزی را بنیان نهاد. او به عنوان نخستین پژوهشگر مشهور کشاورزی گسترده ، سیستمی برای اشاعه اطلاعات کشاورزی به راه انداخت که امروزه گسترشی جهانمشمول یافته است. در سال 1840 "یوستوس فون لیبیگ" ، کتاب خود را به عنوان کاربردهای شیمی آلی در کشاورزی و فیزیولوژی منتشر کرد. لیبیگ را به خاطر کارهایی را که انجام داده بود، پدر علم جدید خاک شناسی نامیدهاند.
انقلاب صنعتی ، ابزار و توان بهتری فراهم آورد که کارهای فیریکی-کشاورزی را نسبتا آسان کرد. اما ، حتی امروزه با بهترین تخمین ، دو سوم کشاورزی جهان عقب مانده است.
رشد گیاهان
خاکهای طبیعی منبع مواد مغذی برای گیاهان است. خاک سطحی شامل بیشترین مقدار ماده زنده و هوموس ، حاصل از موجودات مرده است. خاک زیرین شامل مواد معدنی و مواد آلی است. اکسایش جزئی مواد آلی در فضای بسته زیر خاک و مصرف اکسیژن آن ، باعث تولید دیاکسید کربن میشود. افزایش این گاز در خاک ، باعث اسیدی شدن آبهای جاری در زیر زمین میشود.
علت عمده جذب و جذب سطحی آب در خاک ، وفور اکسیژن در ساختمان شیمیایی غالب مواد خاکی است که چند نمونه آنها سیلیکاتها (SiO3-2) ، فسفاتها (PO4-3) و کربناتها (CO3-2) هستند. خاکهای که تراوایی خوبی دارند، آب را در جریان طبیعی از تمام منافذ کوچک خود میگذارنند.
جاری شدن آب از میان خاک ، امری ضروری است، زیرا برای کشت و تهیه یک کیلو گرم ماده غذایی ، صدها لیتر آب لازم است. خاکها ، نه تنها به علت اکسید شده مواد آلی ، بلکه به علت آب شویی گزینشی توسط جریان آب در زمین ، نیز اسیدی میشوند.
تاثیر عناصر موجود در خاک در رشد گیاهان
نمکهای فلزات قلیایی و قلیایی خاکی ، بیشتر از نمکهای فلزات گروه (III) و فلزات وابسته در آب محلولند. گیاهانی که در خاک پُرسلنیم میرویند، مقداری از عنصر را جذب میکنند و برای انسان مضر و سمی هستند. اگر هموس که منبع مواد مغذی برای گیاه است تجریه نشود، خاک ارزش حاصلخیزی ندارد و به آنها کودهای فسفات و پتاس می افزایند. ترکیبات شیمیایی خاکها ، منعکس کننده ترکیب پوسته زمین ، ترکیب سنگهای مادر و فعالیتهای فیزیکی و شیمیایی است که در حین تشکیل خاک و پس از آن ، صورت میگیرد.
سلیسیم در مقایسه با اکسیژن ، عنصر محوری خاک است. خاک سیاه ، ماده آلی فراوان دارد. خاک قرمز ، احتمالا آهن زیاد دارد و خاک سفید ، شدیدا آبشویی شدهاست و کیفیت مناسبی ندارد. مواد مغذی اولیه خاک نیتروژن ، فسفر و پتاسیم است. غالب گیاهان در خاکهای غنی از نیترات رشد میکنند. منبع عمده ذخیره نیتروژن در خاک ، موجودات مرده و فضولات حیوانی است.
فسفر نیز مانند نیتروژن باید به صورت یک ماده معدنی یا غیر آلی در آید تا مورد استفاده گیاه قرار گیرد. یون پتاسیم یک عنصر کلیدی در کنترل آنزیمی تبادل قندها ، نشاستهها و سلولز است. کلسیم و منیزیم به صورت یونهای (Ca+2) و (Mg+2) ، مواد مغذی ثانویه برای گیاه هستند. آهن ، یک جز اصلی کاتالیزوری است که در تشکیل کلروفیل یا سبزینه گیاه دخالت دارد.
کودهای طبیعی مکمل خاک
کود شیمیایی علاوه بر داشتن یون مطلوب ، آن یون را به صورتی در خاک جای میدهد که گیاه بتواند آن را به طور مستقیم جذب کند. کودهای نیترات جامد از آمونیاک تهیه میشود. اوره یکی از مهمترین مواد شیمیایی جهان بشمار میآید. زیرا هم به عنوان کود و هم به عنوان ماده مکمل غذایی چارپایان مصرف میشود. سنگ فسفات و پتاس ، دو ماده معدنی مهمی هستند که میتوان آنها را از معدن استخراج کرد، سایید و به صورت گرد ، آنها را مستقیما به خاکهای فاقد این مواد افزود.
کودهای فسفات به صورت سوپر فسفات که انحلال پذیری بیشتری دارد، استفاده میشود.
ایجاد رشد برتر در گیاهان
علاوه بر کودهایی که به فرایندهای طبیعی رشد زیست شیمیایی گیاهان یاری میدهند، موادی به نام افزاینده رشد گیاهان ، موجب نوعی رشد متعارفی یا غیر طبیعی میشوند. اتیلن یا استیلن ، شکوفایی و گل دهی آناناس را زیاد میکنند. اکسینها موجب دراز شدن سلولهای نهال میشوند. شاید مهمترین تنظیم کنندهای رشد گیاه ، گروهی از مواد باشند که به نام گیب برلینها معروفند.
حفاظت گیاهان برای تولید مواد غذایی بیشتر
هرساله ، یک سوم محصولات غذایی جهان بر اثر آفات (بیماریهای ناشی از ویروسها ، باکتریها ، قارچها ، جلبکها ، علفهای هرز و کرم حشرات گیاه خوار) از میان میرود. آفت کشها دفاع شیمیایی برای کنترل آفت بشمار میروند. دو نوع آفت کش داریم که عبارتند از:
حشره کشها و آفت کشها
مصرف حشره کشهایی مانند (DDT) موجب شده است که به دیگر اشکال حیوانی ، مانند ماهیها و پرندگان ، آسیب جدی برسد. بسیاری از حشره کشها ، برای انسان ، بسیار سمیتر از (ِDDT) است. از این جمله مواد غیر آلی ، ترکیبات آرسینک دار و انواع بسیاری از مشتقات فسفر که ما آنها را در محیط زندگی خود و در منابع آب وارد میکنیم. از طرف دیگر اگر استفاده از آنها را کنار بگذاریم باید با انواع بیماریها مواجه باشیم.
علف کشها
علف کشها ، گیاهان را میکشند. این مواد ممکن است گزینشی باشند و فقط گروه خاصی از گیاهان را از بین ببرند، یا ممکن است غیر گزینشی باشند و زمین را از هر گونه حیات گیاهی پاک کنند.
شیمی کاغذ
دید کلی
برخلاف این تصور که تولید کاغذ اساسا یک فرآیند مکانیکی است، در این فرآیند ، پدیدههای شیمیایی نقش برجستهای دارند. از تبدیل چوب به خمیر کاغذ گرفته تا تشکیل کاغذ ، اصول شیمیایی دخالت آشکاری دارند. لیگنین زدایی از یک منبع گیاهی مناسب ، معمولا چوب ، یک فرآیند شیمیایی ناهمگن است که در دما و فشار زیاد انجام میشود.
دامنه شیمی کاغذ ، وسیع و جالب است شامل مباحثی از قبیل شیمی کربوهیدراتها ، رنگدانههای معدنی ، رزینهای آلی طبیعی و سنتزی و افزودنیهای پلیمری متعدد میباشد. در فرآیند تشکیل نیز تا حد زیادی شیمی کلوئید و شیمی سطح دخالت دارد. نقش پلیمر ، شیمی محیط زیست و شیمی تجزیه را نیز نباید فراموش کرد.
ترکیب شیمیایی کاغذ
از آنجا که کاغذ از الیافی ساخته میشود که قبلا تحت تاثیر تیمارهای فیزیکی و شیمیایی قرار گرفتهاند، سلولهای گیاهی حاصل از ترکیب شیمیایی ثابتی نسبت به ساختار منابع گیاهی اولیه برخوردار نیستند. سلولهای گیاهی عمدتا از پلیمرهای کربوهیدراتی آغشته شده به مقادیر مختلف لیگنین (یک ترکیب پلیمری آروماتیک که میزان آن با افزایش سن گیاه افزایش مییابد و در حین فرآیند لیگنینی شدن تولید میگردد) تشکیل شدهاند. بخش کربو هیدراتی سلول بطور عمده از پلی ساکارید سلولز تشکیل شده است. بخشی از این ترکیبات شامل پلی ساکاریدهای غیر ساختمانی با وزن مولکولی کم به نام همی سلولز هستند، که نقش بسیار مهمی در خصوصیات خمیر و کاغذ دارند.
به نظر میرسید که با توجه به نام همی سلولزها ، این ترکیبات با سلولز ارتباط داشته باشند و به روش مشابهی با سلولز بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر بخوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر به خوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز میشوند و نقش ویژهای در دیواره سلول گیاهان ایفا میکنند. علاوه بر این ترکیبات مهم ، مقادیر کمی از مواد آلی قابل استخراج و مقادر بسیار کمی از مواد معدنی نیز در دیواره سلولی الیاف وجود دارد.
سلولز (%) همی سلولزها (%) لیگنین(%) مواد عصارهای و اندک (%)
سوزنی برگان 40 تا 45 20 25 تا 35 10>
پهن برگان 40 تا 45 15 تا 35 17 تا 25 10>
ترکیب کلی استخراج الیاف گیاهی از نظر درصد کربن ، هیدروژن و اکسیژن بسته به درجه لیگنین شدن متغیر است. میزان این عناصر برای چوب حدود 50% کربن ، 6% هیدروژن و 44% اکسیژن است. از آنجایی که ترکیب عنصری کربوهیدراتها کم و بیش به صورت CH2O)n) است، میزان کربن موجود تقریبا حدود 40% است. لیگنین یک ترکیب آروماتیک با فرمول تقریبی C10H11O4 میباشد. بنابراین ، میزان کربن آن بطور متوسط حدود 65 - 60% است.
سلولز
سلولز مهمترین ترکیب ساختاری دیوارههای سلول است و بعد از حذف لیگنین و انواع دیگر مواد استخراجی نیز مهمترین ترکیب ساختاری کاغذ محسوب میشود. از نظر شیمیایی ، سلولز یک پلیمر دارای ساختمان میکرو فیبریلی شبه بلوری متشکل از واحدهای D-β گلوکوپیرانوزی با اتصالات (4 <---- 1) گلیکوزیدی است. همچون بسیاری از پلی ساکاریدها ، سلولز پلیمری بسپاشیده با وزن مولکولی زیاد است. بسته به نوع منبع سلولزی، درجه پلیمریزاسیون سلولز از 10000 تا 15000 متفاوت است.
سلولز 100% بلوری شناخته نشده است، اما ساختمان سلولز دارای یک بخش بلوری و یک بخش غیر بلوری یا بیشکل است. درجه بلورینگی بستگی به منشاء سلولز دارد. سلولز پنبه و انواع جلبکها مانند والونیا درجه بلورینگی بسیار بالایی است. در حالیکه سلولز چوب درجه بلورینگی پایینی دارد. سلولز بوسیله باکتریها نیز تولید میگردد که البته به عنوان منابع سلولزی برای کاغذ کاربردی ندارند.
همی سلولزها
همی سلولزها گروهی از پلی ساکاریدهای غیر ساختاری با وزن مولکولی کم و اغلب ناهمگن هستند که ارتباطی با سلولز نداشته و از راه بیوسنتز متفاوتی تولید میشوند. نام همی سلولزها نشان دهنده ارتباط یا نزدیکی آنها با سلولز نیست. نقش همی سلولزها در دیوراه سلول بخوبی شناخته شده نیست، اما وزن مولکولی خیلی کم آنها نمیتواند همی سلولزها را به عنوان یک پلیمر ساختاری مطرح کند (درجه پلیمریزاسیون آنها بین 150 - 200 است).
تحقیقات نظری در این زمینه نشان میدهد که همی سلولزها ممکن است نقشی در انتقال آب داشته باشند. همی سلولزها معمولا از واحدهای مونومری هگزوزی مثل D- گلوکوپیرانوز ، D- مانوپیرانوز و D- گالاکتوپیرانوز و واحدهای پنتوزی مثل D- زایلو پیرانوز و –L آرابینوفورانوز تشکیل شدهاند. بخش قابل توجهی از همی سلولزها حتی بعد از لیگنین زدایی شیمیایی ، در خمیر کاغذ باقی میمانند. مهمترین همی سلولز موجود در سوزنی برگان گالاکتو گلوکومانان است که حدود 20% از وزن خشک چوب را تشکیل میدهد.
لیگنین
لیگنین ، پلیمری آروماتیک با ساختاری بسیار پیچیده است. تقریبا کلیه خصویات لیگنین در کاربردهای کاغذ سازی نقش منفی دارند و کاغذهای با کیفیت خوب از الیافی ساخته میشود که تقریبا عاری از لیگنین هستند. لیگنین سبب شکننده شدن کاغذ میشود و به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروههای رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ میشود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و بطور کلی کلیه خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگنین وجود دارد، چنین اثرهایی را نشان میدهد.
رزینها و مواد استخراجی
چوب حاوی مقدار کمی (کمتر از 5%) از ترکیباتی است که توسط حلالهای آلی مثل اتانول یا دی کلرومتان قابل استخراج هستند. میزان این ترکیبات در پهن برگان و سوزنی برگان و در بین گونههای مختلف چوبی متفاوت است. اگر چه این ترکیبات ممکن است در حین فرآیندهای شیمیایی تهیه خمیر کاغذ حذف شوند، اما همیشه مقداری از آنها در کاغذ باقی میماند. ترکیب شیمیایی این مواد بسیار متغیر است و شامل آلکانها ، آلکنها ، اسیدهای چرب (اشباع یا غیز اشباع) ، استرهای گلیسرول ، مومها ، اسیدهای رزینی ، ترپنها و ترکیبات فنولی هستند.
میزان باقیمانده این ترکیبات این ترکیبات در خمیر و کاغذ بستگی به فرآیند تهیه خمیر مورد استفاده دارد. در مجموع ، ترکیبات اسیدی مثل اسیدهای چرب و رزینی در محیط قلیایی براحتی از طریق تبدیل شدن به نمکهای محلول حل میگردند، اما در خمیر سازی اسیدی ، این ترکیبات براحتی قابل حل و خارج سازی نیستند. چندین محصول فرعی مفید در عملیات خمیر سازی از مواد استخراجی قابل استحصال است که مهمترین آنها شامل تربانتین و روغن تال است. تربانتین مخلوطی از هیدروکربنهای دو حلقهای با فرمول C10H16 است که ترکیبات عمده آن α و β- پنن است.
این ترکیبها به صورت محصولات فرعی فرار با بازده 5-4 لیتر به ازای هر تن چوب (کاج) قابل استحصال بوده و به عنوان حلال مور استفاده اند. روغن تال عمدتا از اسیدهای رزینی به همراه حدود 10% ترکیبات خنثی تشکیل شده است. این اسیدها از نظر ساختمانی ایزومرهای اسید آبیتیک هستند و به عنوان مواد افزودنی شیمیایی و مواد آهارزنی در تهیه کاغذ مصرف میشوند.
شیمی نساجی
تاریخچه
از آغاز پیدایش انسان ، همواره چگونگی پوشش و نجات او از سرما مطرح بوده است. مصریها نزدیک به 5500 سال پیش هنر ریسندگی و بافندگی پنبه را آموختند و چینیها با پرورش کرم ابریشم در حدود 3600 سال پیش مشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگلیسی به نام رابرت هوک "Robert- Hooke" پیشنهاد کرد که میتوان الیاف را با توجه به شیوهای که کرم ابریشم عمل میکند تولید نمود.
پس از آن ، یک بافنده انگلیسی به نام لویزشواب Lois- Schwabe توانست الیاف بسیار ظریف شیشه را با عبور شیشه مذاب از منافذ بسیار ریز تهیه نماید. پس از چندی ، سایر دانشمندان موفق به استخراج سلولز چوب و در نتیجه تولید الیاف شدند در سدههای هجده و نوزدهم، همراه با انقلاب صنعتی ، رسیدگی و بافندگی مبدل به تکنولوژِی تهیه پارچه از الیاف گوناگون طبیعی و مصنوعی شد.
رده بندی الیاف در صنعت نساجی
در صنعت نساجی الیاف به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:
الیاف طبیعی "Natural fibers" الیاف طبیعی شامل دو بخش الیاف نباتی و الیاف حیوانی میباشند.
الیاف نباتی مانند: پنبه، کتان، کنف، رامی و الیاف حیوانی مانند: پشم و ابریشم
الیاف کانی "Mineral fibres": الیاف کانی الیافی هستند که مواد اولیه آنها از کانیها بدست میآیند مانند الیاف شیشهای و الیاف فلزی.
الیاف مصنوعی که شامل دو دسته میباشند: یکی الیافی که منشا طبیعی دارند ولی توسط انسان دوباره تهیه می شوند مانند ویسکوز ، استات و تری استات که هر یک ریشه سلولزی دارند. و دیگری الیاف سینتتیک یا مصنوعی که از مشتقات نفتی تولید میشوند مانند: نایلون ، داکرون ، ارلون یا بطور کلی پلی آمیدها ، پلی استرها ، پلی اورتانها ، پلی اکریلونیتریل ، پلی وینیل کلراید و ... .
مقدمات تکمیل کالای نساجی
تمام پارچههای نساجی پس از خروج از سالن بافندگی کم و بیش دارای مقادیری ناخالصی و عیوب میباشند. لذا لازم است به منظور آماده کردن پارچه برای عملیات تکمیل اصلی آنرا تحت عملیات مقدمات تکمیل قرار داد. مانند توزین و متراژ پارچه ، کنترل عیوب پارچه ، گره گیری ، رفوگری و گرفتن ناخالصیها بخصوص در مورد پارچههای پشمی که دارای ناخالصیهای سلولزی و خرده چوب و ... میباشد.
روشهای تکمیل کالای نساجی
عملیات و کارهای تکمیل در نساجی برای افزایش نرمی زیر دست ، درخشندگی و بطور کلی افزایش مرغوبیت پارچه میباشد. عملیات تکمیل بستگی به چند عامل مهم دارد که عبارتند از: نوع الیاف ، ویژگی فیزیکی الیاف ، ابلیت جذب مواد گوناگون شیمیایی ، حساسیت الیاف نسبت به مواد تکمیل. عملیات تکمیل در مجاورت رطوبت ، دما و فشار معمولا به سه روش انجام میگیرد:
روشهای مکانیکی: مانند تراش پارچه ، خار زدن ، اطو کردن ، پرس کردن و ...
روشهای شیمیایی: مانند تکمیل رزین ، سفید کردن و مقاوم کردن پارچه در برابر آتش و غیره. در این روش معمولا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی حاصل بین لیف و ماده شیمیایی مصرف شده عمل تکمیل بدست میآید و یا اینکه ماده شیمیایی مصرف شده در اثر رسوب کردن و یا اضافه شدن در روی پارچه ، باعث تغییر در خواص پارچه میشود، مانند آهار دادن پارچه پنبهای با محلول مواد پلیمری.
روشهای مکانیکی- شیمیایی: در این حالت از روشهای مکانیکی و شیمیایی بطور توام بهره گرفته می شود، مانند بشور و بپوش کردن پارچه و یا تثبیت حرارتی پارچه.
انواع تکمیل
تکمیل موقت
در این نوع تکمیل ، کالا را به منظور خاصی تحت عملیات تکمیلی قرار میدهند بطوری که اثر تکمیلی آن در عملیات بعدی مثل شستشو و غیره از بین می رود، مانند آهار دادن پارچههای پنبهای برای عملیات بافندگی و شستشوی آهار پس از خاتمه عملیات بافندگی.
تکمیل دائم
در این نوع ، اثر تکمیلی تا زمانی که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش) باقی خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزینهای مصنوعی مثل استرها و اترهای سلولز در روی پارچه و یا کلرینه کردن کالای پشمی یا تکمیل با فرمالدئیدها.
تکمیل ثابت
در این نوع ، اثر تکمیل مادام العمر در روی کالا باقی میماند و حتی بعد از اینکه پارچه حالت و ماهیت خود را به عنوان پارچه خارجی از دست بدهد، آثار تکمیل در آن باقی خواهد ماند. مانند پلیمریزه کردن بعضی از منومرهای اکریلیکی در روی زنجیرهای اصلی مولکولهای پارچههای سلولزی و یا پروتئینی
شستشوی کالای نساجی
عمل شستشو ، اولین عمل تکمیل مرطوب میباشد و به منظور بر طرف کردن مواد خارجی مانند روغنهای ریسندگی ، واکسها و ناخالصیهای قابل حل در محلولهای شستشو انجام میگیرد. عملیات شستشو عبارتست از عمل کالا با پاک کنندههای مناسب همراه با مواد قلیایی و یا در غیاب مواد قلیایی. در صورت استفاده از صابون برای عملیات شستشو ، احتیاج به آب نرم میباشد. ولی برای پاک کنندههای مصنوعی چگونگی سختی آب اهمیت ندارد. همچنین برای اصلاح سفیدی پارچه و شفافیت رنگ الیاف آن عمل شستشو انجام میگیرد.
آهار زنی و آهار گیری
به منظور افزایش استحکام در برابر پارگی ، کاهش نیروی سایشی و خواباندن پرزهای سطحی الیاف نخهای تار را آهار می دهند. مواد آهاری ، ماکرومولکولهایی هستند که ممکن است بر اثر پیوند بین خود و یا با الیاف تشکیل پوششی به دو نخ دهند. آهار طبیعی عبارتند از: نشاستهها و مشتقات آنها ، مشتقات سلولزی و (پروتئینها)). آهارهای مصنوعی عبارتند از: انواع پلی وینیل الکلها ، انواع پلی اکریلات و انواع کوپلیمراستایرین و مائیک اسید.
قبل از انجام عملیات تکمیل مرطوب لازم است آهار نخ تار پارچه با اندازه کافی بر طرف شود تا در مراحل شستشو ، سفیدگری و رنگرزی یا چاپ ، مزاحمت و نایکنواختی ایجاد نکند و در ضمن مقداری از مواد در تکمیل رنگ را به خود جذب نکند. روشهای آهارگیری عبارتند از: آهار گیری با اسید ، آهار گیری با روش تخمیر ، آهار گیری با اکسید کنندهها ، آهار گیری با آنزیمها.
مرسریزاسیون
یکی از عملیاتی که روی پنبه انجام می شود، عمل مرسریزه میباشد که شامل تماس پنبه (اعم از الیاف نخ یا پارچه) با محلول سود سوزآور و سپس شستشوی محصول در محلول رقیق اسید و سپس آب سرد به منظور خنثی کردن قلیایی و سرانجام خشک کردن محصول است. بر اثر مرسریزاسیون درخشندگی و جلای پنبه افزایش مییابد و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آن تغییرات زیادی پیدا میکند. معمولا پارچههای مرغوب پنبهای پیراهنی ، رومیزی ، ملحفهای و همچنین نخهای قرقره مرسریزه میشوند.
سفیدگری
هدف از سفیدگری ، از بین بردن رنگدانهها و ناخالصیهای دیگر و در نتیجه سفید جلوه دادن الیاف میباشد. البته سفیدگری پنبه بسیار مهم تراز سفیدگری پشم میباشد، چون درصد بالایی از پشم بصورت کالای رنگی به بازار عرضه میشود. ولی در مقابل ، مقدار زیادی از پارچههای پنبهای بصورت سفید و یا پارچههای چاپ شده با زمینه سفید مورد استفاده قرار میگیرد. پارچههای ملحفهای ، رومیزی و پیراهنی نمونههایی از پارچههای پنبهای هستند که احتیاج به سفیدگری دارد.
سفیدگری پنبه بیشتر با مواد اکسید کننده مثل کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و آب اکسیژنه و مواد احیا کننده مانند هیدروسولفیت و سفیدگری پشم با اکسید کننده آب اکسیژنه همراه با آمونیاک یا سیلیکات قلیایی و مواد احیا کننده ، اکسید گوگرد و یا بی سولفیت سدیم و اسید سولفوریک و سفیدگری الیاف مصنوعی با اکسید کننده آب اکسیژنه ، کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و احیا کننده ، هیدروسولفیت و در صورت لازم مواد سفید نوری به همراه سفید کننده قبلی انجام میگیرد.
تکمیل ضد آب و دور کننده آب
تکمیل ضد آب پارچه به دو صورت امکان پذیر میباشد.
پوشش کل سطح پارچه توسط مواد هیدروفوب (موادی که آب را به خود جذب نمیکنند) است، به نحوی که تمام منافذ پارچه مسدود گردد. این روش تکمیل ضد آب نام دارد. پارچه با کاربردهای خیمه و چادر ماشین با این روش تکمیل میگردد.
الیاف و یا نخ از مواد ضد آب پوشیده میشوند، به این ترتیب فضای بین نخها در پارچه کاملا باز میماند و امکان انتقال هوا وجود دارد. این روش تکمیل دور کننده آب نام دارد و بیشتر پارچههای لباس مثل بارانی ، لباس ورزشی و کاربردهای مشابه با این روش تکمیل ضد آب میگردند. بعضی از مواد ضد آب و دور کننده آب عبارتند از: مواد هیدرولیز کننده نمکهای زیرکونیوم ، استره کردن سطح الیاف با اسیدهای چرب ، استفاده از رزینهای هیدروفوب مثل رزین کاربومید ، Permel ، Paraf fion و غیره ، ترکیبات آلی سیلیکونی و اسیدهای چرب کمپلکس گرم.
تکمیل ضد آتش
یکی از روش های تکمیل ضد آتش کالای نساجی ، پوشش آن بوسیله نمکهای آمونیوم میباشد که در گرما تولید آمونیاک نموده و بدین ترتیب با محبوس کردن آتش در خود باعث خاموش شدن و عدم پیشرفت آن میگردد. مناسبترین نمکهای آمونیوم ، دی آمونیوم فسفات و کربنات آمونیوم میباشد. سایر تکمیل کنندههای ضد آتش عبارتند از: اکسیدهای نامحلول قلع ، آنتیموان و تیتان ، استره کردن سطحی سلولز با اسید فسفریک و یا دی آمونیوم در حضور اوره هیدروکسی متیل فسفونیوم کلراید (THPC) و غیره.
تکمیل ضد باکتری و ضد قارچ
مواد تکمیل کننده ضد باکتری بعنوان محافظت کننده از عرق عمل کرده و از تاثیر باکتریها و یا قارچها بر آن جلوگیری میکنند لذا چنانچه لباسهای ورزشی و یا لباس زیر با این مواد تکمیل گردند، از تخمیر عرق بدن توسط باکتریهای موجود در هوا و در نتیجه تجزیه و بوی بد آن جلوگیری میکنند. برخی از این تکمیل کنندهها عبارتند از: ترکیبات آمونیوم چهارتایی ، Irgasan DP300 ، Dodigen 226 ، پیوند زدن سلولز با نمکهای مس و نقره توسط گروههای کربوکسیل اسید آکریلیک و یا اسید متاکلریلیک و غیره.
نرم کنندهها
نرم کنندهها مایه لطافت و نرمی زیر دست پارچه میشوند و در اثر بیشتر کارهای چاپ و رنگرزی و عملیات تکمیل مانند ضد آتش کردن و ضد چروک کردن پارچه زیردست، حالت خشک و شکنندهای پیدا میکند که آنها را بوسیله نرم کنندهها ، نرم و لطیف مینمایند.
متداولترین نرم کنندهها عبارتند از: استرهای اسیدفتالیک و بنزیل فتالاتها برای نرم کردن اغلب رزینها بویژه PVC ، تری ملیتانها برای نرم کردن رزینهای مصرفی در ساخت کابلهای سیم و برق و ساخت سایر عایقها ، هیدروکربنهای نفتی با وزن زیاد که دارای اتم N , S , O میباشند در ساخت لاستیکها بکار میروند، نرم کنندههای مقاوم در برابر آتش سوزی مانند فسفاتهای آلی و پارفینهای کلردار ، نرم کنندههای اپوکسی و پلی اورتان و غیره.
طبقه بندی رنگ براساس روشهای رنگرزی
نگاه اجمالی
رنگها را معمولا براساس خواص آنها و ساختمان ماده اصلی (ساختمان شیمیایی مواد) طبقه بندی میکنند. روش دیگر طبقه بندی رنگها براساس روش مصرف آنها در رنگرزی میباشد. روش و تکنیک رنگرزی به ساختمان ، طبیعت الیاف یا شئ مورد رنگرزی بستگی دارد. به عبارت دیگر رنگرزی پشم و ابریشم و دیگر الیاف به دست آمده از حیوانات با رنگرزی پنبه و الیاف به دست آمده از گیاهان تفاوت دارد.
نقش ساختمان شیمیایی الیاف در تعیین رنگ مورد نیاز
در رنگرزی همیشه ساختمان شیمیایی الیاف تعیین کننده نوع رنگ مورد نیاز و تکنیک رنگرزی میباشد. به عنوان مثال الیاف حیوان مانند پشم و ابریشم از پروتئین تشکیل شدهاند و دارای گروههای اسیدی و بازی میباشند. این گروهها نقاطی هستند که در آنها مولکول رنگ خود را به الیاف متصل میکند. پس برای رنگرزی این گونه الیاف باید از رنگهایی که دارای بنیان اسیدی و بازی هستند استفاده کرد.
پنبه یک کربوهیدرات میباشد و تنها محتوی پیوندهای خنثای اتری و گروههای هیدروکسیل است. در این نقاط پیوندهای هیدروژنی بین الیاف و رنگ ایجاد میشود. پس باید از رنگهای متناسب با خصوصیات الیاف پنبهای استفاده کرد. متصل کردن رنگ به الیاف مصنوعی و سنتزی مانند پلی اولفینها و هیدروکربنها که کاملا عاری از گروههای قطبی هستند، تکنیک و روش دیگری را میطلبد. بر اساس روش رنگرزی به صورت زیر دستهبندی میشود.
رنگهای مستقیم یا رنگهای جوهری
این دسته از رنگها دارای گروهها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با استفاده از این گروهها ، رنگ با الیاف ترکیب میشود. برای رنگرزی پارچه با اینگونه رنگها فقط کافی است که پارچه را در محلول آبی و داغ رنگ فرو ببریم. اسید پیکریک و ماریتوس زرد از جمله این رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسیدی بوده و با گروههای آمینه الیاف پروتئینی ترکیب میشوند. نایلون نیز که یک پلیآمید است، با این رنگها قابل رنگرزی است.
رنگ دانهای
این دسته از رنگها شامل ترکیباتی هستند که میتوانند با برخی از اکسیدهای فلزی ترکیب شده و نمکهای نامحلول و رنگی که لاک نامیده میشوند، تشکیل دهند. روش رنگرزی با این رنگها از کهنترین روشهای تثبیت رنگ روی الیاف بوده است. این رنگها بیشتر برای رنگرزی ابریشم و پنبه بکار میرود. در رنگرزی با رنگهای دانهای پارچه یا الیاف ، رنگی به نظر میرسند. چون الیاف توسط لایهای از رسوب رنگین پوشانده میشود. برای ایجاد دندانه روی رنگها معمولا از اکسیدهای آلومینیوم ، کروم و آهن استفاده میشود. آلیزارین نمونهای از این رنگها میباشد.
رنگ خمیری
رنگ خمیری مادهای است که در شکل کاهش یافته ، محلول در آب بوده و ممکن است بیرنگ هم باشد. در این حالت الیاف به این رنگ آغشته شده و پس از جذب رنگ توسط الیاف ، آنها را از خمره خارج کرده و در معرض هوا با یک ماده شیمیایی اکسید کننده قرار میدهند. در این مرحله رنگ اکسید شده و به صورت رنگین و نامحلول در میآید. رنگهای باستانی ایندیگو و تیریان از این جملهاند.
رنگ واکنشی
این رنگها که تحت عنوان رنگهای ظاهر شونده هم شناخته میشوند، در درون خود پارچه ، تشکیل شده و ظاهر میگردند. مثال مهمی از این گروه رنگها ، رنگهای آزو میباشند. رنگرزی با این رنگها به این صورت است که پارچه را در محلول قلیایی ترکیبی که باید رنگ در آن مشتق شود (فنل یا نفتول) فرو میبریم. سپس پارچه را در محلول سرد آمین دی ازت دار شده در داخل خود الیاف انجام شده و رنگ تشکیل میگردد. به رنگی که به این صورت حاصل میشود رنگ یخی نیز میگویند، زیرا برای پایداری و جلوگیری از تجزیه نمک دی آزونیوم دمای پائین ضرورت دارد.
رنگ پخش شونده
این دسته از رنگها در خود الیاف محلول هستند، اما در آب نامحلول میباشند. رنگهای پخش شونده در رنگرزی بسیاری از الیاف سنتزی بکار میروند. به این الیاف گاهی اوقات الیاف آبگریز نیز گفته میشود. معمولا ساختمان شیمیایی آنها فاقد گروههای قطبی است. روش رنگرزی به اینگونه است که رنگ به صورت پودر نرم در بعضی از ترکیبات آلی مناسب (معمولا ترکیبات فنل) حل میشود و در دما و فشار بالا در حمامهای ویژه به الیاف منتقل میشود.
شیمی نظری
دید کلی
شیمی را میتوان به صورت علمی که با توصیف ویژگیها ، ترکیب و تبدیلات ماده سروکار دارد، تعریف کرد. اما این تعریف ، نارساست. این تعریف ، بیانگر روح شیمی نیست. شیمی همچون دیگر علوم ، سازمانی زنده و در حال رشد است، نه انبارهای از اطلاعات. علم ، خاصیت تکوین خودبخود دارد. ماهیت هر مفهوم تازه آن ، خود محرک مشاهده و آزمایشی جدید است که به بهبود بیش از پیش آن مفهوم و سرانجام به توسعه دیگر مفاهیم میانجامد.
از آنجا که زمینههای علمی همپوشانی دارند، مرز متمایزی میان آنها نمیتوان یافت و در نتیجه مفاهیم و روشهای علمی کاربرد همگانی پیدا میکنند. در پرتو این گونه رشد علمی ، دیگر تعجبی ندارد که یک پژوهش علمی معین ، بارها از مرزهای مصنوعی و پرداخته ذهن بشر بگذرد.
قلمرو شیمی مفهومی متعارف
علم شیمی با ترکیب و ساختار مواد و نیروهایی که این ساختارها را بر پا نگه داشته است، سروکار دارد. خواص فیزیکی مواد از این رو مورد مطالعه قرار میگیرند که سرنخی از مشخصات ساختاری آنها را بدست میدهند و به عنوان مبنایی برای تعیین هویت و طبقهبندی بکار میروند و کاربردهای ممکن هر ماده بخصوص را مشخص میکنند. اما واکنشهای شیمیایی ، کانون علم شیمی هستند. توجه علم شیمی به هر گوشه قابل تصوری از این تغییر و تبدیلها کشیده میشود و شامل ملاحظاتی است از این قبیل:
شرح تفصیلی درباره چگونگی واکنشهای و سرعت پیشرفت آنها
شرایط لازم برای فراهم کردن تغییرات مطلوب و جلوگیری از تغییرات نامطلوب
تغییرات انرژی که با واکنشهای شیمیایی همراه است.
سنتز موادی که در طبیعت صورت میگیرد.
سنتز موادی که مشابه طبیعی ندارند.
روابط کمّی جرمی بین مواد در تغییرات شیمیایی.
پیدایش شیمی جدید
شیمی جدید که در اواخر سده هیجدهم ظاهر شده است، طی صدها سال ، توسعه یافته است. داستان توسعه شیمی را تقریبا به پنج دوره میتوان تقسیم کرد:
فنون عملی
این فنون تا 600 سال قبل از میلاد مسیح رایج بوده است. تولید فلز از کانهها ، سفالگری ، تخمیر ، پخت و پز ، تهیه رنگ و دارو فنونی باستانی است. شواهد باستان شناسی ثابت میکند که ساکنان مصر باستان و بینالنهرین در این حرفهها مهارت داشتهاند. ولی چگونه و چه وقت این حرفهها برای نخستین بار پیدا شدهاند، معلوم نیست.
در این دوره ، فنون مذکور که در واقع فرایندهای شیمیایی هستند، توسعه بسیار یافتهاند. اما این توسعه و پیشرفت ، تجربی بوده است، بدین معنی که مبنای آن تنها تجربه عملی بوده، بدون آنکه تکیه گاهی بر اصول شیمیایی داشته باشد. فلزکاران مصری میدانستند که چگونه از گرم کردن کانه مالاشیت با زغال ، مس بدست آورند، ولی نمیدانستند و در صدد دانستن آن هم نبودند که چرا این فرایند موثر واقع میشود و آنچه در آتش صورت میگیرد، واقعا چیست؟
نظریههای یونانی
این نظریهها از 600 تا 300 سال قبل از میلاد عنوان شدند. جنبه فلسفی یا جنبه نظری شیمی حدود 600 سال قبل از میلاد در یونان باستان آغاز شد. اساس علم یونانی ، جستجوی اصولی بود که از طریق آن ادراکی از طبیعت حاصل شود. دو نظریه یونانی در سدههای واپسین اهمیت فراوان یافت:
این مفهوم که تمام مواد موجود در زمین ، ترکیبی از چهار عنصر (خاک ، باد ، آتش و آب) است، به نسبتهای گوناگون ، از اندیشههای فیلسوفان یونانی این دوره نشات یافته است.
این نظریه که ماده از آحاد مجزا و جدا از همی به نام اتم ترکیب یافته است، بوسیله لوسیپوس پیشنهاد شد و دموکرتیس آن را در سده پنجم ق.م. توسعه داد.
نظریه افلاطون این بود که اتمهای یک عنصر از لحاظ شکل با اتمهای عنصر دیگر تفاوت دارد. علاوه بر این ، او باور داشت که اتمهای یک عنصر میتوانند با تغییر شکل به اتمهایی از نوع دیگر تغییر یابند یا استحاله پیدا کنند. مفهوم استحاله در نظریههای ارسطو نیز منعکس است.
ارسطو (که به وجود اتمها معتقد نبود) میگفت که عناصر و بنابراین تمام مواد از ماده اولیه یکسانی ترکیب یافتهاند و تفاوت آنها فقط از لحاظ صورتهایی است که این ماده اولیه به خود میگیرد. به نظر ارسطو ، صورت ماده نه تنها شکل ، بلکه کیفیتها (از لحاظ رنگ ، سختی و غیره) را نیز دربر میگیرد و همین صورت است که مادهای را از ماده دیگر متمایز میکند. او میگفت که تغییر صورت پیوسته در طبیعت صورت میگیرد و تمام اشیای مادی (جاندار و بی جان) از صورتهای نابالغ به صورتهای بالغ رشد و تکامل مییابند.
در سراسر قرون وسطی باور این بود که کانیها رشد میکنند و هرگاه کانیها از معادن استخراج شوند، معادن بار دیگر از کانیها پر میشوند.
کیمیاگری
کیمیاگری از 300 سال قبل از میلاد تا حدود 1650 میلادی رایج بود. سنت فلسفی یونان باستان و تجارت صنعتگران مصر باستان در شهری که بوسیله اسکندر کبیر در 331 ق.م. بنا شد یعنی اسکندریه مصر ، با هم جمع شدند و حاصل آمیزش آنها ، کیمیاگری بود. کیمیاگران اولیه برای ابداع نظریههایی درباره ماهیت ماده از روشهای مصری برای بکارگیری مواد استفاده میکردند.
کیمیاگران باور داشتند که یک فلز میتواند با تغییر کیفیات (بویژه رنگ آن) تغییر پذیرد و چنین تغییراتی در طبیعت صورت میگیرد. فلزات میکوشند تا همچون طلا کامل شوند. همچنین آنها باور داشتند که این گونه تغییرات ممکن است بوسیله مقدار بسیار اندکی از یک عامل استحاله کننده قوی (که بعدا سنگ فیلسوفان نامیده شد) ایجاد شود.
در سده هفتم میلادی ، مسلمانان مراکز تمدن هلنی (از جمله مصر در 640 میلادی) را تسخیر کردند و کیمیاگری بدست آنها افتاد. در سدههای دوازدهم و سیزدهم ، کیمیاگری به تدریج به اروپا راه یافت و آثار عربی به لاتین برگردانده شد. کیمیاگری تا سده هفدهم دوام یافت. در این زمان نظریهها و نگرشهای کیمیاگران بتدریج زیر سوال قرار میگرفت.
کار رابرت بویل که اثر معروف خود به نام شیمیدان شکاک را در 1661 منتشر کرد، در این باره ارزشمند است. گرچه بویل باور داشت که استحاله فلزات پست به طلا امکانپذیر است، ولی او اندیشه کیمیاگری را مورد انتقاد شدید قرار داد. بویل باور داشت که نظریه شیمیایی باید حاصل شواهد تجربی باشد.
فلوژیستون
این نظریه از 1650 تا 1790 میلادی رواج داشت. تقریبا در سراسر سده هجدهم ، نظریه فلوژیستون نظریهای مسلط در شیمی بود. این نظریه که بعدها معلوم شد نظریهای نادرست است، در اصل کار "گئورک ارنست اشتال" بود. فلوژیستون «اصل آتش» ، جز تشکیل دهنده مادهای دانسته میشد که متحمل سوختن میشود. چنین پنداشته میشد که یک جسم بر اثر سوختن ، فلوژیستون خود را از دست میدهد و به صورت سادهتری کاهیده میشود. باور این بود که نقش هوا در عمل سوختن ، انتقال فلوژیستون آزاد شده است.
بنا به نظریه فلوژیستون چوب در اثر سوختن به خاکستر و فلوژیستون (که بوسیله هوا جدا میشود)تبدیل میگردد. طبق نظریه فلوژیستون ، چوب ، ماده مرکبی است که از خاکستر و فلوژیستون ترکیب یافته است. همچنین در مورد عمل تکلیس ، این نظریه عنوان میدارد که فلز ، ماده مرکبی است که از یک کالکس و فلوژستیون ترکیب یافته است.
در نظریه فلوژیستون ، ذاتا" مشکلی است که هرگز توضیح کافی درباره آن داده نشد. وقتی چوب میسوزد، فرض بر این است که فلوژیستون از دست میدهد و نتیجه آن خاکستری است که وزن آن کمتر از قطعه چوب اصلی است. اما در عمل تکلیس ، از دست رفتن فلوژیستون با افزایش وزن همراه است، چون کالکس یا اکسید فلزی ، وزنش بیشتر از فلز اصلی است. طرفداران نظریه فلوژیستون این مشکل را تشخیص داده بودند، لیکن تقریبا در سراسر سده هیجدهم ، اهمیت توزین و اندازه گیری دانسته نشد.
شیمی جدید
کار آنتوان لاوازیه در اواخر سده هیجدهم را معمولا آغاز شیمی جدید میدانند. "لاوازیه" ، با تعمق کافی ، دستاندرکار براندازی نظریه فلوژیستون شد و انقلابی در شیمی پدید آورد. او که ترازوی شیمیایی بسیار استفاده میکرد، با تکیه بر نتایج آزمایشهای کمی ، به توضیح تعدادی از پدیدههای شیمیایی دست یافت.
قانون پایستاری جرم میگوید که در جریان یک واکنش شیمیایی تغییر محسوسی در جرم صورت نمیگیرد. به گفته دیگر ، جرم کل تمام موادی که در واکنش شیمیایی وارد میشوند، برابر جرم تمام محصولات واکنش است. این قانون ، توسط لاوازیه به وضوح بیان شد. برای لاوازیه نظریه فلوژیستون امری ناممکن بود.
اقداماتی که دانشمندان از سالهای 1970 به بعد به عمل آوردهاند، با استفاده از کتاب لاوازیه با عنوان « رسالهای مقدماتی درباره شیمی» که در سال 1789 منتشر شد، بیان شده است. آنچه در دو سده پس از لاوازیه درباره شیمی دانسته شده، بسیار بیشتر از بیست سده پیش از اوست. علم شیمی از آن زمان به بعد ، تدریجا در پنج شاخه اصلی بسط یافت. (البته این تقسیمات اختیاری است و به طبقه بندی آنها انتقادهایی وارد است.)
طبقهبندی شیمی
شیمی آلی : شیمی ترکیبات کربن است.
شیمی معدنی : شیمی تمامی عناصر به جز کربن. البته بعضی از ترکیبات ساده کربن مانند کربناتها و بطور سنتی در زمره ترکیبات معدنی طبقه بندی میشوند، زیرا از منابع معدنی بدست میآیند.
شیمی تجزیه : تشخیص اجزای تشکیل دهنده مواد ، هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی.
شیمی فیزیک : مطالعه اصول فیزیکی که زمینه درک ساختار ماده و تبدیلات شیمیایی است.
زیست شیمی : شیمی سیستمهای زنده اعم از گیاهی و حیوانی.
مطالب جالب شيمي
- تعیین دقیق زمان مرگ
تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود.
- صابون
همه ما روزانه از صابون هاي جامد و مايع براي شستشو استفاده مي كنيم و كارخانه هاي زيادي مشغول ساخت صابون هايي با عطر و رنگ هاي مختلفي هستند.
اگر استئارات گليسرول را با محلول غليظ ئيدروكسيد سديم مخلوط كنيم گليسرول و استئارات سديم (صابون)
به دست مي آيد(معادله1در پايين) اين گونه واكنش ها كه منجر به وجود آمدن صابون ميشوند را صابوني شدن مي نامندپس از پايان واكنش به آن محلول غليظ ئيدروكسيد سديم ميزنند در اثر آن گليسرول از محلول جدا مي شود و صابون به سطح محلول مي آيد.كه در دماي معمولي جامد است.
در روشهاي جديد تر صابون طي واكنش ها ي(2)و(3)ميسازند.
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3NaOH:3C17H35COONa+C3H5(OH)3 فرمول 1
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3H2O:3C17H35COOH+C3H5(OH)3 فرمول 2
C17H35COOH+NaOH:C17H35COONa+H2O فرمول 3
- آلکنها
در بسياری از هيدروکربنها دو اتم هيدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.اين هيدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH2 و n تعداد اتم های کربن است.ا
اتيلن:گازي بي رنگ با بويي ملايم و مطبوع است به مقدار كمي در آب حل مي شود.به عنوان هوشبر كاربرد دارد .
اتيلن هيدروكربن بسيار ارزنده اي است.به مقدار كمي در گياهان وجود دارد
در فرايند رسيدن ميوه ها دخالت دارد.افزايش غلظت آن باعث افزايش سرعت ميوه ها مي شود
از اين خاصيت در تجارت موز استفاده مي شود.اين ميوه را نارس مي چينند (زيرا ميوه نارس
كمتر از ميوه رسيده آسيب مي بيند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استيلن قرار مي دهند
و رنگ آنها هم زرد مي شود.و در ظاهر تفاوتي با موز هاي طبيعي ندارند
- چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد می شود ؟
ابتدای ماجرا : هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO2 به حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO2 حل شده در آن بیش از ظرفیت انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن CO2 دارد. برای این کار گاز CO2 محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO2 حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دور نی . به زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل حباب را بازی می کنند.به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین اتفاقی اصلا شیمیایی نیست. هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید. تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان به جای نمک خاک بریزید !!!
- آيا ميدانستيد تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش می یابد ؟
- آيا ميدانستيد استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید ؟
- آيا ميدانستيد کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دار د؟
- ساختن موشك با استفاده از هيدروژن پري اكسيد و نقره
براي اين كار هيدروژن پري اكسيد بايد غليظ شده باشد.(در حدود 90 درصد ) هيدروژن پري اكسيد كه در دارو خانه ها ميفروشند غلظلتش درحدود 3 در صد است.فرمول شيميايی هيدروژن پري اكسيد H2O2 است.وقتي با نقره واكنش برقرار ميكند نقره نقش كاتاليزور را بازي ميكند.اين واكنش اتم اضافه اكسيژن را ازاد كرده اب و گرماي زيادی توليد ميكند.گرما اب را به بخار تبديل كرده كه اين بخار ميتواند با سرعت بالا از نازل موشك خارج كند.
براي ساخت موشك ميتوانيد از بطری نوشابه هاي خانواده خالي استفاده كنيد به اين صورت كه در نوشابه را سوراخ كوچکي بكنيد(نقش نازل موشك) و مواد را در ان ريخته و در ان را ببنديد واكنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بيرون زده و اگر بطری نوشابه را بروي زمين بخوابانيد اين موشك حركت خواهد كرد
- آيا آرد (آرد گندم) ميتواند منفجر شود؟
همه ميدانيم كه بيشتر گندم سفيد از نشاسته درست شده است . و ميدانيم كه نشاسته از كربوهيدرات ساخته شده است يعني از به هم پيوستن زنجيره ی مولكولهاي شكر . هر كسي كه تا بحال مارشمالو (نوعي شيريني خميرمانند )را اتش زده باشد ميداند كه شكر براحتي ميسوزد , پس ارد هم ميتواند.آرد و خيلي از كربوهيدراتهاي ديگر ميتواند اتش بگيرند وقتي انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافيه در هر متر مكعب 50 گرم يا بيشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره هاي آرد انقدر كوچك هستند كه فورا ميسوزند. وقتي يك ذره بسوزد بقيه ذره هاي نزديكش را هم روشن ميكند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور كرده و منفجر ميشود. تقريبا هر كربو هيدرات بصورت گرد و غبار وقتي مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خيلي از انبارهاي آرد به همين صورت با يك جرقه يا يك منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزي ميشود.
- آيا ميدانستيد گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود ؟
- علت جرقه زني در سنگ چخماخ چيست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف مي باشد، تيره رنگ مي باشد و در شاخه کوارتزها قرار مي گيرد Flint نوع کوارتز آلفا مي باشد که تا دماي 573 درجه سانتيگراد پايداري دارد و به صورت گرهکهايي در گچ و سنگ آهک يافت مي شود .از سنگهاي حاوي سيليس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبي دارند مي باشد. اين سنگها يك پارچه بوده كه به علت نقص ساختماني در برخورد با يكديگر جرقه زده و O-3 آزاد مي نمايد اين سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف ميباشد .
- اطلاعات جالبی در مورد جيوه:
بيشترين معادن جيوه دنيا در اسپانيا و ايتالياست و مهمترين سنگ معدن آن سينابار يا سولفور جيوه است با گوگرد و هالوژنها تركيب مي شود اما با اسيدها به جز اسيدنيتريك بي اثر است جيوه و تركيبات آن توسط پوست و بلعيدن و تنفس جذب بدن مي شود ماكسيمم مقدار مجاز بخار جيوه در هواي محيط كار 1.0 ميلي گرم در متر مكعب و ماكسيمم مقدار جيوه مجاز موجود در ادرار 3.0 ميلي گرم در ليتر است كليه ها نقش مهمي در دفع جيوه از راه ادراري دارند ضمن اينكه بيشترين تجمع جيوه در اعضاي بدن نيز در كليه هاست .
- آيا ميدانستيد اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود ؟
- آيا ميدانستيد لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد ؟
- آيا ميدانستيد رادیم گرانترین فلز است ؟
شيمي سبز: پيشگيري از آلودگي در سطح مولكولي
شيمي نقشي بنيادي در پيشرفت تمدن آدمي داشته و جايگاه آن در اقتصاد، سياست و زندگيروزمره روز به روز پر رنگتر شده است. با اين همه، شيمي طي روند پيشرفت خود، كه همواره با سود رساندن به آدمي همراه بوده، آسيبهاي چشمگيري نيز به سلامت آدمي و محيط زيست وارد كرده است. شيميدانها طي سالها كوشش و پژوهش، مواد خامي را از طبيعت برداشت كردهاند، كه با سلامت آدمي و شرايط محيط زيست سازگاري بسيار دارند، و آنها را به موادي دگرگونه كردهاند كه سلامت آدمي و محيط زيست را به چالش كشيدهاند. همچنين، اين مواد بهسادگي به چرخهي طبيعي مواد باز نميگردند و سالهاي زيادي به صورت زبالههاي بسيار آسيبرسان و هميشگي در طبيعت ميماند.
بارها از آسيبهاي مواد شيميايي به بدن آدمي و محيط زيست شنيده و خواندهايم. اما، چارهي كار چيست؟ آيا دوري و پرهيز از بهرهگيري از مواد شيميايي ميتواند به ما كمك كند؟ تا چه اندازهاي ميتوانيم از آنها دوري كنيم؟ كدامها را ميتوانيم به كار نبريم؟ كداميك از فرآوردههاي شيميايي را ميتوان يافت كه با آسيب به سلامت آدمي يا محيط زيست همراه نباشد؟ داروهايي كه سلامتي ما به آنها بستگي زيادي دارد، خود با آسيبهايي به بدن ما همراهاند. آيا ميتوانيم آنها را به كار نبريم؟ آيا ميتوان آب تصفيه شده با مواد شيميايي را ننوشيم؟ پيرامون ما را انبوهي از مواد شيميايي گوناگون فراگرفتهاند كه در زهرآگين بودن و آسيبرسان بودن بيشتر آنها شكي نداريم و از بسياري از آنها نيز نميتوانيم دوري كنيم.
بيگمان هر اندازه كه بتوانيم از به كارگيري مواد شيميايي در زندگي خود پرهيز كنيم يا از رها شدن اين گونه مواد در طبيعت جلوگيري كنيم، به سلامت خود و محيط زيست كمك كردهايم. اما به نظر ميرسد در كنار اين راهكارهاي پيشگيرانه، كه تا كنون كارآمدي چشمگيري از خود نشان ندادهاند، بايد به راههاي كارآمدتري نيز بيانديشيم كه دگرگوني در شيوهي ساختن مواد شيمايي در راستاي كاهش آسيبهاي آنها به آدمي و محيط زيست، يكي از اين راههاست. امروزه، از اين رويكرد نوين با عنوان شيمي سبز ياد ميشود كه عبارت است از: طراحي فرآوردهها و فرآيندهاي شيميايي كه بهكارگيري و توليد مواد آسيبرسان به سلامت آدمي و محيط زيست را كاهش ميدهند يا از بين ميبرند.
بنيادهاي شيمي سبز
شيمي سبز، كه بيشتر به عنوان شيوهاي براي پيشگيري از آلودگي در سطح مولكولي شناخته ميشود، بر دوازده بنياد استوار است كه طراحي يا بازطراحي مولكولها، مواد و دگرگونيهاي شيميايي در راستاي سالمتر كردن آنها براي آدمي و محيط زيست، بر پايهي آنها انجام ميشود.
1. پيشگيري از توليد فراوردههاي بيهوده
توانايي شيميدانها براي بازطراحي دگرگونيهاي شيميايي براي كاستن از توليد فراوردههاي بيهوده و آسيبرسان، نخستين گام در پيشگيري از آلودگي است. با پيشگيري از توليد فراوردههاي بيهوده، آسيبهاي مرتبط با انباركردن، جابهجايي و رفتار با آنها را به كمترين اندازهي خود كاهش ميدهيم.
2. اقتصاد اتم، افزايش بهرهوري از اتم
اقتصاد اتم به اين مفهوم است كه بازده دگرگونيهاي شيميايي را افزايش دهيم. يعني طراحي دگرگونيهاي شيميايي به شيوهاي باشد كه گنجاندن بيشتر مواد آغازين را در فرآوردههاي نهايي درپي داشته باشد. گزينش اين گونه دگرگونيها، بازده را افزايش و فرآوردههاي بيهوده را كاهش ميدهد.
3. طراحي فرايندهاي شيميايي كمآسيبتر
شيميدانها در جايي كه امكان دارد بايد شيوهي را طراحي كنند تا موادي را به كار برد يا توليد كند كه زهرآگيني كمتري براي آدمي يا محيط زيست داشته باشند. اغلب براي يك دگرگوني شيميايي واكنشگرهاي گوناگوني وجود دارد كه از ميان آنها ميتوان مناسبترين را برگزيد.
4. طراحي مواد و فراوردههاي شيميايي سالمتر
فراوردههاي شيميايي بايد به گونهاي طراحي شوند كه با وجود كاهش زهرآگينيشان كار خود را بهخوبي انجام دهند. فراوردههاي جديد را ميتوان به گونهاي طراحي كرد كه سالمتر باشند و در همان حال، كار در نظر گرفته شده براي آنها را بهخوبي انجام دهند.
5. بهرهگيري از حلالها و شرايط واكنشي سالمتر
بهرهگيري از مواد كمكي(مانند حلالها و عاملهاي جداكننده) تا جايي كه امكان دارد به كمترين اندازه برسد و زماني كه به كار ميروند از گونههاي كمآسيبرسان باشند. دوري كردن از جداسازي در جايي كه امكان دارد و كاهش بهرهگيري از مواد كمكي، در كاهش فراوردههاي بيهوده كمك زيادي ميكند.
6. افزايش بازده انرژي.
نياز به انرژي در فرايندهاي شيميايي از نظر اثر آنها بر محيط زيست و اقتصاد بايد در نظر گرفته شود و به كمترين ميزان خود كاهش يابد. اگر امكان دارد، روشهاي ساخت و جداسازي بايد به گونهاي طراحي شود كه هزينههاي انرژي مرتبط با دما و فشار بسيار بالا يا بسيار پايين به كمترين اندازهي خود برسد.
7. بهرهگيري از مواداوليهي نوشدني
دگرگونيهاي شيميايي بايد به گونهاي طراحي شوند تا از مواد اوليهي نوشدني بهره گيرند. فرآوردههاي كشاورزي يا فرآوردههاي بيهودهي فرآيندهاي ديگر، نمونههايي از مواد نوشدني هستند. تا جايي كه امكان دارد، اين گونه مواد را بهجاي مواد اوليهاي كه از معدن يا سوختهاي فسيلي به دست ميآيند، به كار بريم.
8. پرهيز از مشتقهاي شيميايي.
مشتقگرفتن(مانند بهرهگيري از گروههاي مسدودكننده يا تغييرهاي شيميايي و فيزيكي گذرا) بايدكاهش يابد، زيرا چنين مرحلههايي به واكنشگرهاي اضافي نياز دارند كه ميتوانند فراوردههاي بيهوده توليد كنند. تواليهاي جايگزين ميتوانند نياز به گروههاي حفاظتكننده يا تغيير گروههاي عاملي را از بين ببرند يا كاهش دهند.
9. بهرهگيري از كاتاليزگرها
كاتاليزگرها گزينشي بودن يك واكنش را افزايش ميدهند؛ دماي مورد نياز را كاهش ميدهند؛ واكنشهاي جانبي را به كمترين اندازه ميرسانند؛ ميزان دگرگونشدن واكنشگرها به فرآوردههاي نهايي را افزايش ميدهند و ميزان فرآوردههاي بيهوده مرتبط با واكنشگرها را كاهش ميدهند.
10. طراحي براي خراب شدن
فروآردههاي شيميايي بايد به گونهاي طراحي شوند كه در پايان كاري كه براي آنها در نظر گرفته شده، به فرآوردههاي تجزيهشدني، بشكنند و زياد در محيط زيست نمانند. روش طراحي در سطح مولكول براي توليد فرآوردههايي كه پس از آزاد شدن در محيط به مواد آسيبنرسان تجزيه ميشوند، مورد توجه است.
11. تحليل در زمان واقعي براي پيشگيري از آلودگي
بسيار اهميت دارد كه پيشرفت يك واكنش را همواره پيگيري كنيد تا بدانيد چه هنگام واكنش كامل ميشود يا بروز هر فراوردهي جانبي ناخواسته را شناسايي كنيد. هر جا كه امكان داشته باشد، روشهاي آناليز در زمان واقعي به كار گرفته شوند تا به وجود آمدن مواد آسيبرسان پيگيري و پيشگيري شود.
12. كاهش احتمال رويدادهاي ناگوار
يك راه براي كاهش احتمال رويداهاي شيميايي ناخواسته، بهرهگيري از واكنشگرها و حلالهايي است كه احتمال انفجار، آتشسوزي و رهاشدن ناخواستهي مواد شيميايي را كاهش ميدهند. آسيبهاي مرتبط با اين رويدادها را ميتوان به تغييردادن حالت(جامد، مايع يا گاز) يا تركيب واكنشگرها كاهش داد.
كوششها و دستاوردهاي شيمي سبز
شيميدانهاي سبز در پي آن هستند كه روندهاي شيميايي سالمتري را جايگزين روندهاي كنوني كنند يا با جايگزين كردن مواد اوليهي سالمتر يا انجام دادن واكنشها در شرايط ايمنتر، فراوردههاي سالمتري را به جامعه هديه دهند. برخي از آن ها ميكوشند شيمي را به زيستشيمي نزديك كند، چرا كه واكنشهاي زيستشيميايي طي ميليونها سال رخ دادهاند و چه براي آدمي و چه براي محيط زيست، چالشها نگران كنندهي به وجود نياوردهاند. بسياري از اين واكنشها در شرايط طبيعي رخ ميدهند و به دما و فشار بالا نياز ندارند. فراوردههاي آنها نيز به آساني به چرخهي مواد بازميگردند و فراوردههاي جانبي آنها براي جانداران سودمند هستند. الگو برداري از اين واكنشها ميتواند چالشهاي بهداشتي و زيستمحيطي كنوني را كاهش دهد.
گروه ديگري از شيميدانهاي سبز ميكوشند بهرهوري اتمي را افزايش دهند. طي يك واكنش شيميايي شماري اتم آغازگر واكنش هستند و در پايان بيشتر واكنشها با فراوردههايي رو به رو هستيم كه شمار اتمهاي آنها از شمار همهي اتمهاي آغازين بسيار كمتر است. بيگمان آن اتمها نابود نشدهاند، بلكه در ساختمان فرآوردههاي بيهوده و اغلب آسيبرسان به طبيعت رها ميشوند و سلامت آدمي و ديگر جانداران را به چاش ميكشند. هر چه بتوانيم اتمهاي بيشتري در فرآوردههاي بگنجانيم، هم به سلامت خود و محيط زيست كمك كردهايم و هم از هدر رفتن اتمهايي كه به عنوان مواد اوليه براي آنها پول پرداخت كردهايم، پيشگيري ميكنيم.
بازطراحي واكنشهاي شيميايي نيز راهكار سودمند ديگري براي پيشگيري از پيامدهاي ناگوار مواد شيميايي است. در اين بازطراحيها از مواد آغازگر سالمتر بهره ميگيرند يا روندهايي را طراحي ميكنند كه با واكنشهاي مرحلهاي كمتر به فراورده برسند. همچنين، روندهايي را طراحي ميكنند كه به مواد كمكي كمتر، بهويژه حلالهاي شيميايي، نياز دارند. گاهي نيز واكنشهاي زيستشيمي و شيمي را به هم گره ميزنند و روند سالمتري و كارآمدتري را ميآفرينند. بازطراحي روند داروها ميتواند همراه با افزايش كارآمدي آنها به هر چه سالمتر شدن آنها بينجامد و اثرهاي جانبي آنها بر روندهاي زيست شناختي بدن، تا جايي كه امان دارد، كاهش دهد.
در ادامه به نمونههايي از كوششها و دستاوردهاي شيميدانهاي سبز اشاره مي شود.
1. سوختهاي جايگزين
به كارگيري سوختهاي فسيلي در خودروها با رهاشدن انبوهي از گازهاي گلخانهي به جو همراه شده كه دگرگونيهاي آب و هوايي را در پي داشته است. از سوختن نادرست آنها نيز، مواد زهرآگيني به هوا آزاد شده كه سلامتي آدمي را به چالش كشيده است. حتي اگر بتوانيم بر اين دو چالش بزرگ پيروز شويم، با كاهش روز افزون اندوختههاي فسيلي روبهرو هستيم كه از آن گريزي نيست. اين تنگناها همراه با افزايش روز افزون بهاي اين گونه سوختها، كه به نظر ميرسد همچنان ادامه يابد، پژوهشگران و مهندسان بسياري را به فكر طراحي خودروهايي با سوخت هيدروژن انداخته است. چرا كه خاستگاه اين سوخت، آب است كه فراوانترين ماده در طبيعت است و فرآوردهي سوختن اين سوخت در خودرو نيز خود آب است.
با اين همه، سوخت هيدروژن با چالش بزرگي روبهرو است. فراهم آوردن هيدروژن از آب با فرآيند الكتروليز انجام ميشود كه براي پيشبرد آن به الكتريسيته نياز هست و اكنون نيز بيشتر الكتريسيته از سوختن اندوختههاي فسيلي به دست ميآيد. شايد روزي با بهكاربردن برخي كاتاليزگرها بتوانيم از انرژي خورشيدي به جاي سوختهاي فسيلي در پيش بردن روند الكتروليز بهره گيريم، اما هنوز راهكار كارآمدي براي توليد ارزان هيدروژن پيشنهاد نشده است و به نظر نميرسد در آيندهاي نزديك به چنين تواني دست پيدا كنيم. با اين همه، برخي دانشمندان اميدوارند بتوانند خواستگاه زيستي براي هيدروژن به وجود آورند.
گروهي از پژوهشگران در سال 2000 ميلادي گزارش كردند كه توانستهاند از جلبكهاي سبز براي آزاد كردن هيدروژن از مولكولهاي آب، به همان اندازه كه از الكتروليز به دست ميآيد، بهره گيرند. اما نور خورشيد براي اين رويكرد گرفتاري درست ميكند، چرا كه جلبك طي فرآيند فتوسنتز اكسيژن نيز توليد ميكند. اين اكسيژن از كار آنزيم توليدكنندهي هيدروژن جلوگيري ميكند و در نتيجه هيدروژن اندكي به دست ميآيد دانشمندان ميكوشند با تغييرهايي كه در اين فرايند طبيعي ميدهند، بازدهي توليد هيدروژن را بالا ببرند. شايد يك روز آبگير كوچكي كه از جلبك پوشيده شده است، خواستگاه هيدروژن خودروهاي ما باشد.
در رويكرد ديگر كه مورد توجه است، از روغنهاي گياهي به عنوان خواستگاهي براي تهيهي سوخت جايگزين بهره ميگيرند. براي تهيهي اين نوع سوخت، كه با عنوان بيوديزل شناخته مي شود، پس ماندهي روغن آشپزي را نيز ميتوان به كار گرفت. هر چند از سوختن اين نوع سوخت نيز مانند ديگر سوختهاي فسيلي گاز گلخانهي آزاد ميشود، اما به اندازهاي توليد ميشود كه گياهان طي فرآيند فتوسنتز آن را براي توليد قند به كار ميگيرند. از سوي ديگر، روغنها گياهي نوشدني هستند و از سوختن آنها گوگرد و آلايندههاي آسيبرسان ديگري آزاد نميشود. از سودمنديهاي ديگر اين نوع سوخت اين است كه گليسرين، مادهاي كه در صابون، خميردندان، مواد آرايشي و جاهاي ديگر به كار ميرود، از فرآوردههاي جانبي روند توليد آن است. همچنين، چون طي روند توليد اين سوخت، به آن اكسيژن افزوده مي شود، بهتر از سوخت نفتي در موتور ميسوزد. به روغنكاري موتور نيز كمك ميكند و بر درازي عمر آن ميافزايد.
2. پلاستيكهاي سبز و تجزيهپذير
زندگي در جهاني بودن پلاستيك بسيار دشوار است. پلاستيكها د ر توليد هر گونه فرآورده ي صنعتي، از صنعت خودروسازي گرفته تا دنياي پزشكي، به كارگرفته شدهاند . تنها در ايالات متحده ي امريكا سالانه نزديك 50 ميليون تن پلاستيك توليد ميشود. اما اين مواد به عنوان زبالههاي پايدار به تجزيه ميكروبي، چالشهاي زيست محيطي پيچيدهاي به بار آوردهاند. پلاستيكها علاوه بر اين كه جاهاي به خاكسپاري زباله را پر كردهاند، سالانه در حجمي برابر با چند هزار تن به محيطهاي دريايي وارد ميشوند. برآورد شده است كه هر سال يك ميليون جانور دريايي به دليل خفگي حاصل از خوردن پلاستيكها به عنوان غذا يا به دام افتادن در زبالههاي پلاستيكي از بين ميروند.
در سال هاي اخير، كوششهاي قانوني براي جلوگيري از دورريزي پلاستيكهاي تجزيه ناشدني، افزايش يافته است. اين كوششها صنعتگران پلاستيك را واداشته است تا در پي پلاستيكهايي باشند كه پيامدهاي زيستمحيطي كمتري دارند. پلاستيكهاي نشاستهاي تجزيهپذير و پلاستيكهاي ميكروبي از دستاورد كوششهاي چند سالهي پژوهشگران اين زمينهي در حال پيشرفت و گسترش است.
در پلاستيك هاي نشاستهاي، قطعههاي كوتاهي از پلياتيلن با مولكولهاي نشاسته به هم ميپيوندند. هنگامي كه اين پلاستيكها در جاهاي به خاكسپاري زباله ها، دور ريخته ميشود، باكتريهاي خاك به مولكولهاي نشاسته يورش ميبرند و قطعههاي پلياتيلن را براي تجزيهي ميكروبي رها ميسازند. اين گونه پلاستيكها اكنون در بازار وجود دارند و به ويژه براي پلاستيكها جابهجايي و نگهداري مواد عذايي و ديگر وسايل يكبار مصرف بسيار سودمند هستند. با اين همه، كمبود اكسيژن در جاهاي به خاكسپاري زبالهها و اثر مهاري قطعههاي پلياتيلن بر عملكرد باكتريها، بهرهگيري استفاده از اين پلاستيكها را محدود ساخته است.
در سال 1925 ميلادي گروهي از دانشمندان كشف كردند كه گونههاي زيادي از باكتريها ، بسپار پليبي هيدروكسي بوتيرات(PHB) ميسازند و از آن به عنوان اندوختهي غذايي خود بهره ميگيرند. در دهه ي 1970، پژوهشهاي نشان داد كه PHB بسياري از ويژگيهاي پلاستيكهاي نفتي(مانند پلياتيلن) را دارد. از اين رو، كم كم گفت و شنود پيرامون بهرهگيري از اين بسپار به عنوان جايگزيني مناسب براي پلاستيكهاي تجزيهناپذير كنوني آغاز شد. سپس در سال 1992، گروهي از پژوهشگران ژنهاي درگير در ساختن اين بسپار را به گياه رشادي(Arabidopsis thaliana) وارد كردند و به اين ترتيب گياهي پديد آوردند كه پلاستيك توليد ميكند.
سال پس از آن، توليد اين پلاستيك سبز در گياه ذرت آغاز شد و براي اين كه توليد پلاستيك با توليد مواد غذايي رقابت نكند، پژوهشگران بخشهايي از گياه ذرت (برگها و ساقهها) را ، كه به طور معمول برداشت نميشوند، هدف قرار دادند. پرورش پلاستيك در اين بخشها به كشاورزان امكان ميدهد كه پس از برداشت دانههاي ذرت، زمين را براي برداشت ساقهها و برگهاي داراي پلاستيك درو كنند. پژوهشگران دربارهي افزايش مقدار پلاستيك در گياهان، پيشرفتهاي چشمگيري داشتهاند. با اين همه، هنوز دشواريهايي براي رسيدن به نتيجهي مناسب وجود دارد.
كلروپلاستهاي برگ بهترين جا براي توليد پلاستيك به شمار ميآيند، اما چون كلروپلاستهاي جاي جذب نور هستند، مقدار زياد پلاستيك ميتواند فتوسنتز را مهار كند و بازدهي محصول را كاهش دهد. بيرون كشيدن پلاستيك از گياه نيز دشوار است. اين كار به مقدار زيادي حلال نياز دارد كه بايد پس از بهرهگيري، بازيافت شود. بر اساس تازهترين تخمينها, توليد يك كيلوگرم PHB در گياه ذرت در مقايسه با پلياتيلن به سه برابر انرژي بيشتري نياز دارد. كشت انبوه ميكروبهاي پلاستيك ساز نيز به همين ميزان انرژي نياز دارد.
3. بازطراحي واكنشهاي شيميايي
در روند بازطراحي واكنشهاي شيميايي از واكنشگرهاي آغازكندهاي بهره گرفته ميشود كه سالمترند. در اين را ممكن است روندهاي زيستشيميايي نيز سودمند باشند. براي مثال، اديپيك اسيد، HOOC(CH2)4COOH يك مادهي خام كليدي در توليد نايلون و فرآوردههاي مانند آن است كه سالانه بيش از 2 ميليون تن از آن در صنعت به كار گرفته ميشود. اين ماده از بنزن ساخته ميشود كه سرطانزا است و از اندوختههاي فسيلي نونشدني به دست ميآيد. اما به تازگي دو شيميدان توانستهاند اين ماده را از يكي از فراوانترين، سالمترين و نوشدنيترين مواد طبيعي، يعني گلوكز، بسازند. آنها در اين راه از باكتريهايي كمك گرفتند كه با مهندسي ژنتيك آنزيم ويژهاي در آنها كار گذاشته شده بود و به ناچار طي يك روند زيستشيميايي ناخواسته، بنزن را از گلوكز ميسازند.
توجه به اقتصاد اتم نيز كمك زيادي ميكند. براي مثال، پژوهشگران توانستهاند اقتصاد اتمي را در روند توليد ايبوپورفن، تركيبي كه در بسياري از آرامشبخشها به كار ميرود، از 40 درصد به 77 درصد برسانند و اين يعني، اتمهاي بيشتري كه شركت داروسازي براي آنها هزينه پرداخته است، به صورت مولكول پر فروشي در ميآيند و فراوردههاي بيهوده، كه ميتوانند به محيطزيست آسيب برسانند، كمتر توليد ميشوند.
4. چندسازههاي زيستي
اگر چه موادشناسان تنها در چند دههي گذشته به سوي چندسازهها گرايش پيدا كردهاند، طبيعت در خود چندسازههاي بسيار سخت، پيچيده و گوناگوني دارد كه از ديدگاه سختي و وزن، مانندي براي آنها نميتوان يافت. به هر جاي طبيعت كه مينگريم، با يك چندسازه رو به رو ميشويم. براي نمونه، صدفهاي دريايي از چندسازهي سراميكي سختي ساخته شدهاند. اين سراميك از لايههايي از بلورهاي سخت تشكيل شده كه در زمينهي سيماني نرمتري جاي دارند. اين سراميك سخت و پايدار، جاندار درون خود را از آشوب موج نگهداري ميكند كه پيوسته آن را بر سطح سخرهها مي كوبد. بدن ما يك چند سازه است كه از چندسازههايي مانند استخوان، غضروف و پوست درست شده است.
بشر از ساليان دور از چندسازههاي طبيعي بهره گرفته است. كاه كه براي ساختن نخستين چندسازهها به كار ميرفت، خود نوعي چندسازه است. ابزارهاي چوبي، كفش و لباسي كه از پوست جانوران تهيه ميشود، همه چندسازههاي طبيعياند. به خاطر اين گوناگوني و ويژگيهاي بيمانند، موادشناسان تلاش ميكنند از اين مواد براي سختي بخشيدن به چندسازههاي ساختگي(مصنوعي) بهره گيرند تا از پيامدهاي زيست محيطي ناگوار ناشي از مواد ساختگي بكاهند. انويرون ( environ ) نمونهاي از اين چندسازههاست كه از 40 درصد كاغذ روزنامه، 40 درصد گرد سويا و 20 درصد تركيبهاي ديگر (از جمله رنگدهندهها و كاتاليزگري كه در حضور آب كارا ميشود و گرد سويا را به رزين دگرگونه ميكند) ساخته ميشود. فراوردهي كار، يك چندسازهي زيستي است كه ظاهري سنگ مانند دارد، اما مانند چوب ميتوان آن را بريد. از اين چندسازه ميتوان هر نوع ابزار چوبي را با ظاهري سنگ مانند ساخت.
سخن پاياني
بازطراحي واكنشها و روندهاي شيميايي فرصتهاي تازه و بيشماري براي شيميدانها به وجود آورده است و هر شيميداني ميتواند به طراحي هر يك از واكنشهاي شناختهشدهاي كه سالها در كارخانهها يا آزمايشگاههاي دانشگاهها به كار گرفته ميشد، در راستاي سالمكردن آن و كاهش هزينهها و افزايش كاراآمدي و بازده، بپردازد. از اين رو، به نظر ميرسد فرصتهايي كه براي شيميدانها طي تاريخ دراز و كهن اين دانش فراهم شده، اكنون بارديگر براي شيميدانهاي امروزي فراهم شده است تا با ويرايش آنچه آنان در تاريخ شيمي به يادگار گذاشتهاند، يادگارهاي سالمتري براي آيندگان برجاي گذارند.
می
چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری
چهارشنبهسوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنجه دزدیده یا اندرگاه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار میکنند.
در گاهشماری زرتشتی یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماهها بهحساب میآمده و «پنجه» نامیدهمیشود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز میشود. در این گاهشمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نامگذاری میشود ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن میگرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر میکنند و با همراه خانوادههایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفتهای آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند
در شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
واژه «چهارشنبهسوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفتهاست و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبهسوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان، ارمنیها، ترکها، کردها و زرتشتیها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.
رقص با آتش
امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتشبازی و انفجار ترقهها و فشفشهها نیز متداول است در سالهای اخیر، رسانههای ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان میدهند.
البته مراسمی که امروزه برپا میشود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بیاحترامی به آن نماد تلقی میشود جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
پیشینه
تصویری از یکی از دیوار نگارههای چهلستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبهسوری به تصویر کشیدهاست.
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بودهاست که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفتهاست که طلایهدار نوروز است
جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا میگشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفتهها تقسیم نمیکردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشتهاست که بهنام یکی از فرشتگان خوانده میشد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بودهاست و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده میشد و از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند
مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان ایرانی بودهاند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.
برخی آیینهای سوری
سال نو - کوزه نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزههای سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، بهزیر افکنده و آنها را میشکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین میساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم میگردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.
آجیل مشگلگشای، چهارشنبه سوری
در گذشته پس ار پایان آتشافروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم میآمدند و آخرین دانههای نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک میکردند و میخوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربانتر میگردد و کینه و رشک از وی دور میگردد. امروزه اصطلاح نمکگیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفتهاست.
پختن حلوا
فالگوشی و گرهگشایی
یکی از رسمهای چهارشنبهسوری است که در آن دختران جوان نیت میکنند، پشت دیواری میایستند و به سخن رهگذران گوش فرامیدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را میگیرند.
قاشقزنی
نوشتار اصلی: قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود میکشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی که به کاسهها میخورد به در خانه آمده و به کاسههای آنان آجیل چهارشنبهسوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول میریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.
شال انداختن
شالاندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کردهاست. پس از خاموشی آتش و کوزهشکستن و فالگوشی و گرهگشایی و قاشقزنی جوانان نوبت به شالاندازی میرسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر میساختند. آنگاه از راه پلکان خانهها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل میکنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست میگرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان میسازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شالهایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال میریزند و گرهای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه میسازند که هدیه سوری آمادهاست. آنگاه شالانداز شال را بالا میکشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواریها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.
چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون
افروختن آتش در معابر و خانهها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان میخوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنهای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.
افروختن آتش در معابر، کوزهشکستن، فالگوشی، گرهگشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبهسوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است
آتشبازی و گرهگشایی از قدیم معمول بودهاست. آتشافروختن در این اواخر متداول شدهاست. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمیشود اگر دوست یا مهمان و تازهواردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبهسوری خوانچهای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آبپاشی از بام خانهها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشنهای خود بر یکدیگر آب میریزند
منتقدان چهارشنبه سوری
نویسندگان و نظریهپردازانی نیز بودهاند که جشنهای چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم میدانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند در اسفند ماه سال ۱۳۸۸، خامنه ای در پاسخ به سوالی در خصوص مراسم چهارشنبه سوری این مراسم را «مستلزم ضرر و فساد» دانست و خواستار اجتناب ازآن شد. مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمقها» میدانست.
كاكتوس

كاكتوس اُپونتیا Opuntia، جنسی از خانواده كاكتوس Cactaceaeها است .از آنجا كه سطح اوپونتیا Opuntia پوشیده از خار میباشد لازم است دقت شود كه هیچگاه بدون دستكش ضخیم به آن دست نزنند . زیرا علاوه بر خارهای تیز درشت خارهای ریزتری نیز دارد كه بمحض تماس دست با آنها نوك خار شكسته و در پوست باقی میماند .
نگهداری تمام گونه های این گیاه بسیار آسان است .
بعضی از انواع آن را میتوان درتمام طول سال بیرون از اطاق نگهداری كرد .
سایر انواع را لازم است تابستانها در برابر آفتاب و زمستانها در مكانی خشك و خنك نگهداشت .
توصیه میشود خاك گلدان متخلخل و پوك باشد .
بیشترگونه ها تا باندازه های خیلی بزرگ نرسیده اند گل نمیدهند .
انواع مختلف اوپونتیا مقاوم به سرما :
كاكتوس اُپونتیا فیكوس-ایندیكا
میوه ای شبیه به انجیر میدهد كه خوراكی است .
ساقه های جدید از كناره ساقه های قدیمی میرویند و رنگ ساقه سبز و طول هر راكت بطور متوسط 10 تا 15 سانتیمتر میباشد این ساقه بدون خارهای بزرگ ولی دارای دسته خارهای ریز زرد رنگ مجتمع در یك نقطه می باشد .
خارهای تیز آن بسادگی پوست بدن را خراش میدهد و بسختی به دست چسبیده و در آوردن آن با اشكال صورت میگیرد .
بنابراین باید با احتیاط كامل به آن دست زد .
گلهای این گیاه معمولا زرد یا قرمز و بشكل زنگوله ای پهن میباشد و از كنار ساقه ها در ماههای تیر ـ مرداد آشكار می شود ولی بندرت در گلدان بگل می نشیند .
نیازهای گونه های مختلف اُپونتیا Opuntia كاملا با یكدیگر متفاوت است ولی تمام آنها به آفتاب و حرارت احتیاج دارند .
تمام گونه های اُپونتیا Opuntia به خاك غنی و به آب نسبتأ زیاد در تابستان نیاز دارند .
در ماههای اسفند و فروردین میتوان گلدانها را عوض نمود .
گونه اُپونتیا میكروداسیس Opuntia microdasys تا هفت درجه سانتیگراد را تحمل میكند در طول زمستان به آبیاری كم احتیاج دارد و گلدان آن باید بخوبی آب را ردكند .
آفات : این گیاه در بیشتر موارد مورد حمله شپشك آرد آلود و یا سایر شپشك های گیاهی واقع میشود .
روش كاشت و تكثیر :
زیاد كردن این گیاهان بادو روش كاشتن بذر و قلمه زدن انجام میگیرد .
الف ـ قلمه زدن : قسمتی از ساقه راكت مانند و رسیده گیاهان را در ماههای خرداد و تیر بریده و آنرا دوتا سه روز برای اینكه مقطع آن خشك شود نگاهداشته و سپس در ماسه میكارند و پس از ریشه دادن آنرا بخاك اصلی منتقل مینمایند .
باید توجه داشت كه آب زیادی باعث گندیدن قلمه ها می شود .
ب ـ كاشتن بذر : بذر كاكتوس راكتی دارای پوشش سختی میباشد و ممكن است هفته های متوالی برای سبز شدن آن طول بكشد .
بنابراین خیساندن آن قبل از كاشت در جوانه زدن آن موثر میباشد و بذور را باید در ابتدای بهار و زمانی كه درجه حرارت به 21 درجه سانتیگراد رسید كاشته شوند .
در نیمی از یك گلدان یا تغاری سنگریزه یا تیله بقسمی میریزند كه سنگریزه های درشت در ته گلدان و سنگریزه های ریزتر در روی آن قرار گیرند .
روی سنگریزه را یك ورقه زغال ریز و خرد شده میریزند (زغال نباید بصورت پودر باشد ) روی زغال یك ورقه از مخلوط خاك برگ خیلی پوسیده و ماسه شسته رودخانه بنسبت مساوی مخلوط كرده اند ریخته و بذر را می پاشند روی بذر یك ورقه ماسه شسته بقطر بذرها میپاشند این تغار یا گلدان را داخل ظرف دیگری كه محتوی آب است میگذارند تا خوب خیس شود .
بعد آنها را از ظرف بیرون آورده و نزدیك پنجره میگذارند بدون اینكه آفتاب مستقیمأ روی آن بتابد روی تغار یا گلدان را یك شیشه ای میگذارند .
بذور در ظرف یك ماه یا كمی بیشتر سبز می شوند .
ممكن است این عمل را درگلخانه ای انجام دهند كه حرارت روز30 ـ 35 درجه و حرارت شب 15 ـ 25 درجه باشد .
پس از سبز شدن بذر مختصری شیشه را بر میدارند تا بذرهای سبز شده هوا بخورد .
وقتی نشاء ها باندازه یك نخود شد آنرا جابجا میكنند .
موقع بذركاری در آپارتمان ها در اوائل بهار و در گلخانه ها در حوالی بهمن ماه می باشد . CACTUS OPUNTIA 2 ـ اوپونتیا پلی كانتا : این گونه نیز مقاوم به سرما میباشد و میتوان در تمام سال خارج از اطاق نگهداری نمود . 3 ـ اوپونتیا رودانتا : این گونه نیز مانند دو گونه فوق به سرما مقاوم است و نگهداری آن نیز بسیار آسان میباشد . 4 ـ اُپونتیا رافینسك : این قسم بخوبی در مناطق معتدله میتواند در هوای آزاد بماند . 1 ـ اوپونتیا ظریف : این گونه مقاوم بوده و آنرا میتوان در تمام طول سال در خارج نگهداری كرد . 5 ـ اُپونتیا معمولی : به بلندی 25 سانتیمتر تا 30 سانتیمتر با ساقه هائی بشكل خاص نوك مرغابی ، گوشتی و گلهای زرد . 6 ـ اُپونتیا فیكوس ایندیكا Opuntia ficus-indica: كه به انجیر هندی معروف است . 7 ـ اُپونتیا میكروداسیس Opuntia microdasys: یا كاكتوس راكتی كه در ایران به زبان مادر شوهر معروف شده است گیاهی است بند بند و ساقه آن شبیه راكت تنیس میباشد كه بومی مكزیك بوده و طول آن در وطن اصلی بیك متر میرسد
كاكتوس

كاكتوس راكـتـي يا زبان مادر شوهر »
كاكتوس اُپونتيا Opuntia، جنسي از خانواده كاكتوس Cactaceaeها است .
از آنجا كه سطح اوپونتيا Opuntia پوشيده از خار ميباشد لازم است دقت شود كه هيچگاه بدون دستكش ضخيم به آن دست نزنند .
زيرا علاوه بر خارهاي تيز درشت خارهاي ريزتري نيز دارد كه بمحض تماس دست با آنها نوك خار شكسته و در پوست باقي ميماند .
نگهداري تمام گونه هاي اين گياه بسيار آسان است .
بعضي از انواع آن را ميتوان درتمام طول سال بيرون از اطاق نگهداري كرد .
ساير انواع را لازم است تابستانها در برابر آفتاب و زمستانها در مكاني خشك و خنك نگهداشت .
توصيه ميشود خاك گلدان متخلخل و پوك باشد .
بيشترگونه ها تا باندازه هاي خيلي بزرگ نرسيده اند گل نميدهند .
انواع مختلف اوپونتيا مقاوم به سرما :
1 ـ اوپونتيا ظريف : اين گونه مقاوم بوده و آنرا ميتوان در تمام طول سال در خارج نگهداري كرد .
2 ـ اوپونتيا پلي كانتا : اين گونه نيز مقاوم به سرما ميباشد و ميتوان در تمام سال خارج از اطاق نگهداري نمود .
3 ـ اوپونتيا رودانتا : اين گونه نيز مانند دو گونه فوق به سرما مقاوم است و نگهداري آن نيز بسيار آسان ميباشد .
4 ـ اُپونتيا رافينسك : اين قسم بخوبي در مناطق معتدله ميتواند در هواي آزاد بماند .
5 ـ اُپونتيا معمولي : به بلندي 25 سانتيمتر تا 30 سانتيمتر با ساقه هائي بشكل خاص نوك مرغابي ، گوشتي و گلهاي زرد .
كاكتوس اُپونتيا فيكوس-اينديكا
6 ـ اُپونتيا فيكوس اينديكا Opuntia ficus-indica: كه به انجير هندي معروف است .
ميوه اي شبيه به انجير ميدهد كه خوراكي است .
7 ـ اُپونتيا ميكروداسيس Opuntia microdasys: يا كاكتوس راكتي كه در ايران به زبان مادر شوهر معروف شده است گياهي است بند بند و ساقه آن شبيه راكت تنيس ميباشد كه بومي مكزيك بوده و طول آن در وطن اصلي بيك متر ميرسد .
ساقه هاي جديد از كناره ساقه هاي قديمي ميرويند و رنگ ساقه سبز و طول هر راكت بطور متوسط 10 تا 15 سانتيمتر ميباشد اين ساقه بدون خارهاي بزرگ ولي داراي دسته خارهاي ريز زرد رنگ مجتمع در يك نقطه مي باشد .
خارهاي تيز آن بسادگي پوست بدن را خراش ميدهد و بسختي به دست چسبيده و در آوردن آن با اشكال صورت ميگيرد .
بنابراين بايد با احتياط كامل به آن دست زد .
گلهاي اين گياه معمولا زرد يا قرمز و بشكل زنگوله اي پهن ميباشد و از كنار ساقه ها در ماههاي تير ـ مرداد آشكار مي شود ولي بندرت در گلدان بگل مي نشيند .
نيازهاي گونه هاي مختلف اُپونتيا Opuntia كاملا با يكديگر متفاوت است ولي تمام آنها به آفتاب و حرارت احتياج دارند .
تمام گونه هاي اُپونتيا Opuntia به خاك غني و به آب نسبتأ زياد در تابستان نياز دارند .
در ماههاي اسفند و فروردين ميتوان گلدانها را عوض نمود .
گونه اُپونتيا ميكروداسيس Opuntia microdasys تا هفت درجه سانتيگراد را تحمل ميكند در طول زمستان به آبياري كم احتياج دارد و گلدان آن بايد بخوبي آب را ردكند .
آفات : اين گياه در بيشتر موارد مورد حمله شپشك آرد آلود و يا ساير شپشك هاي گياهي واقع ميشود .
روش كاشت و تكثير :
زياد كردن اين گياهان بادو روش كاشتن بذر و قلمه زدن انجام ميگيرد .
الف ـ قلمه زدن : قسمتي از ساقه راكت مانند و رسيده گياهان را در ماههاي خرداد و تير بريده و آنرا دوتا سه روز براي اينكه مقطع آن خشك شود نگاهداشته و سپس در ماسه ميكارند و پس از ريشه دادن آنرا بخاك اصلي منتقل مينمايند .
بايد توجه داشت كه آب زيادي باعث گنديدن قلمه ها مي شود .
ب ـ كاشتن بذر : بذر كاكتوس راكتي داراي پوشش سختي ميباشد و ممكن است هفته هاي متوالي براي سبز شدن آن طول بكشد .
بنابراين خيساندن آن قبل از كاشت در جوانه زدن آن موثر ميباشد و بذور را بايد در ابتداي بهار و زماني كه درجه حرارت به 21 درجه سانتيگراد رسيد كاشته شوند .
در نيمي از يك گلدان يا تغاري سنگريزه يا تيله بقسمي ميريزند كه سنگريزه هاي درشت در ته گلدان و سنگريزه هاي ريزتر در روي آن قرار گيرند .
روي سنگريزه را يك ورقه زغال ريز و خرد شده ميريزند (زغال نبايد بصورت پودر باشد ) روي زغال يك ورقه از مخلوط خاك برگ خيلي پوسيده و ماسه شسته رودخانه بنسبت مساوي مخلوط كرده اند ريخته و بذر را مي پاشند روي بذر يك ورقه ماسه شسته بقطر بذرها ميپاشند اين تغار يا گلدان را داخل ظرف ديگري كه محتوي آب است ميگذارند تا خوب خيس شود .
بعد آنها را از ظرف بيرون آورده و نزديك پنجره ميگذارند بدون اينكه آفتاب مستقيمأ روي آن بتابد روي تغار يا گلدان را يك شيشه اي ميگذارند .
بذور در ظرف يك ماه يا كمي بيشتر سبز مي شوند .
ممكن است اين عمل را درگلخانه اي انجام دهند كه حرارت روز30 ـ 35 درجه و حرارت شب 15 ـ 25 درجه باشد .
پس از سبز شدن بذر مختصري شيشه را بر ميدارند تا بذرهاي سبز شده هوا بخورد .
وقتي نشاء ها باندازه يك نخود شد آنرا جابجا ميكنند .
موقع بذركاري در آپارتمان ها در اوائل بهار و در گلخانه ها در حوالي بهمن ماه مي باشد
حقوق علم است یاهنر
حقوق علم است یاهنر
رومیان حقوق را هنر دادگری می دانستند و پیروان مکتب تحقیقی آن را در شمار سایرعلوم آورده اند.درباره معانی درست علم وهنر وتفاوت بین این دو گفتگو بسیار است:
مرسوم است که می گویند علم شناسایی منظم قواعدی است که برطبق آنها حوادث جهانی که در ان به سر می بریم رخ می دهد. دانسمندانامور را چنانکه درخارج است در نظرمی گیرند ودرپی استنباط قوانین حاکم براین هدف خاص تلاش می شود وبر پایه ابداع فکربشرو شوق رسیدن به کمال مطلوب استوار است. هنر مند تأ ثیرات خود را از عالم خارج مبنای کاوش قرار می دهد و تنها به دسته بندی حوادث خارجی قناعت نمی کند
بنظر پیروان مکتب تحقیقی اجتماعی وظیفۀ حقوقی عبارت از کشف ومطالعۀقواعد ی است که بر جوامع انسانی حگومت دارد:یعنی حقوق علم محض است وموضوع آن بررسی حوادث اجتماعی وسیر تاریخی آنهاست ولی بطوری کهدر مبنای حقوقی دیدیم باید انصاف داد که در ایجاد قواعد حقوقی تنها مشاهده وتجزیه وتحلیل امور اجتماعی دخالت نداردودولت در هنر حکومت کردن ووضع قانون از شوق رسیدن به هدف ها وآرمان ها ی خاص نیز الهام می گیرد
بااضافه این نکته میلم است که قانون نمی تواندتما م وقایعی راکه در لجتماع رخ می دهد پیش بینی می کند و خواه نا خواه علمای حقوق ودادرسان باید قواعدکلی را بر مصداق های ان منطبق سازدودر اینراه بی تردید از انچه که موافق عدالت ا می بینند پیروی خواهند کرد وعقاید اخلاقی ومذهبی ایشان در ساختن این دسته ازقواعد تاثیر فراوانی دارد.
پس بر مبنای تعاریفی که از علم وهنر شد باید گفت نظام حقوقی هردو جنبه رادارا است زیرا ایجاد قواعد آن از حوادث اجتماعی وآرمانهای اخلاقی هر دو استفاده می شود از طرفی باید نیازمندیهای اجتماع رابامشاهده وقایع خارجی تشخیس داد وبه روش سایر علوم رابطه علیت بین حوادث را دیافت واز سوی دیگر بایستی در پی بهترین قواعد بود وازمیان مقررات موجود دسته ای رابرگزید که با این نیازها سازگاری بیشتری دارند به گفته ژنی حقوق هنری است که بر مبنای علم استوار شده.
وکالت:
وكالت در لغت به معناي واگذار كردن، اعتماد و تكيه كردن به ديگري استو در اصطلاح فقهي عقدي است كه به موجب آن كسي ديگري را براي انجام كاري جانشين خود قرار ميدهدمعناي لغوي وکالت اعمّ است. زيرا در معناي لغوي واگذاركردن هر كاري به ديگري است. ولي معناي اصطلاحي اخصّ است. زيرا هر كاري را نميتوان به ديگري واگذار كرد. مثلاً انسان زنده نميتواند نماز واجبش را به ديگري واگذار كند تا او بخواند بنابراين بين معناي لغوي و اصطلاحي وكالت، عموم و خصوص من وجه است.
مستندات وكالت:
ادله متعددي بر مشروعيت آن اقامه شده است كه عبارتند از:
1- روايت معروف عروة بن جعد بارقي كه پيامبر (ص) وي را وكيل كرد در خريدن گوسفندي و گفت اين دينار را بگير و گوسفندي بخر. همچنين رواياتي كه اهل سنت نقل كردهاند كه پيامبر (ص) ابا رافع را در نكاح ميمونه دختر ابوسفيان وكيل كردند و احاديثي كه از معصومين (عليهمالسلام) در مورد وكالت آمده و عمل خود آنها كه در منازعات و ساير امور وكيل ميگرفتند.
2- اجماع بر جواز آن قائم شده است. بر اين كه درطول زمانها و زندگي بشر وكالت مشروع بوده و افرادي بعضي ديگر را در انجام کارها وكيل ميكردند، و چون ممكن نيست انسان تمام كارهايش را شخصاً انجام دهد. اين نياز انسان باعث مشروعيت وكالت ميشود
تبيين وكالت:
وكالت يك نوع عقد از عقود است كه بين موكل و وكيل بسته ميشود وكيل به جاي موكل كار مورد وكالت را انجام ميدهد مثلاً زيد عمر را وكيل ميكند به اين كه زميني براي او بخرد زيد موكل است و عمرو وكيل. اين عمرو به نيابت از زيد كار را انجام ميدهد. و موكل محدودهاي را كه براي وكيل مشخص كرده، وكيل حق تجاوز و تعدي از آن را ندارد. مثلاً موكل گفته اين خانه مرا بفروش به دويست تومان وكيل حق ندارد به كمتر از دويست تومان بفروشد. وكالت دو قسم است:
1- وكالت خاص
2- وكالت عام
اگر موكل به وكيل بگويد تو وكيل من هستي فقط در فروش اين خانه اين وكالت خاص است. و اين وكالت خاص هم يا به نحو مطلق است گفته وكيلي در فروش خانه، ولي معين نكرده نقداً بفروشد يا نسيه. به ثمن رايج بفروشد يا غير ثمن رايج. وكالت خاص يا به نحو مقيد است گفته وكيلي در فروش خانه و مشخص كرده به فلان مبلغ بفروشد يا نقد بفروشد.
وكالت عام:موكل به وكيل بگويد تو وكيل من هستي در همه چيز، در اين صورت شخص در بيع. هبه – رهن – اجاره – قرض – نكاح وكيل شخص ميگردد و وكيل ميتواند در اين نوع وكالت. خودش و كيل ديگري بگيرد.
شرايط صحت وكالت:
در وكالت شرط است كه هر يك از وكيل و موكل بالغ و عاقل باشند و موكل كاري را كه به وكالت ميدهد شرعاً از انجام آن کار ممنوع التصرف نباشد. كار مورد وكالت باید در ملكيت موكل باشد وقابلیت نيابت را داشته باشد بنابراين موكل نميتواند عبدي را كه در آينده ميخواهد بخرد كسي را وكيل كند در آزادی آن عبد، يا كسي را وكيل كند در گرفتن روزهاش، زيرا در دو مثال عبد هنوز به ملكيت موكل در نيامده و روزه هم قابل نيابت به ديگري نيست.
وكالت موقعي صحيح واقع ميشود كه به طور منجز واقع شود. اگر آن را به شرطی، مثل آمدن زيد يا به صفتی، مثل طلوع آفتاب يا روز جمعه معلق كنند وكالت صحيح نيست. مثلا زيد به عمرو بگويد تو وكيل من هستي اگر زيد از مسافرت بيايد
فرق وكالت با اذن:
اذن ايقاع است يك طرفي ميباشد احتياج به قبول ندارد ولي وكالت عقد است علاوه بر ايجاب به قبول نيز احتياج دارد
وكالت عقد جايز است و هر يك از طرفين در هر وقت خواسته باشند ميتوانند آن را فسخ كنند وكيل اگر وكالت را فسخ كند حق تصرف در كار مورد وكالت را ندارد ولي اگر موكل فسخ كند و بر عزل وكيل هم شاهد گرفته باشد تا زماني كه خبر عزل به وكيل نرسد وكالت فسخ نشده و تصرف وكيل هم صحيح است
مفهوم حق
بدون شک در جهان معاصر، حق محوريترين عنصر حقوق، سياست، اخلاق و به طور کلي اجتماع است که در يک روند تاريخي به اين حد رسيده است. حق در معناي مدرن آن متفاوت از حق تعريف شده در دنياي پيشمدرن است.
تفکيک حق به 2 مفهوم حق بودن )being right( و حق داشتن )having right( يک تفکيک اساسي است که فاصله دنياي مدرن و دنياي پيشمدرن را نيز نشان ميدهد. حق به معناي اول که در مقابل باطل قرار ميگيرد، هميشه در عرصه فکر، بهويژه فکر سياسي و اخلاقي حضور داشته است؛ اما حق به معناي دوم که ميتواند در مقابل تکليف قرار گيرد، محصول فکري جديد است که در پي کوششهاي نظري و عملي آزاديخواهانه و برابريطلبانه انسان در دوره مدرن تولد يافته است.
"جک دانلي" نيز تفکيکي با همين مضمون را مد نظر دارد. او being right را حق در معناي وظيفه اخلاقي يا درستي و having right را استحقاق مينامد.
براي مثال، وقتي که به شخص درمانده و فقيري کمک ميشود، اين يک عمل خوب، اخلاقي و حق است (معناي اول)؛ اما وقتي به فردي که به شخص مسکين و درمانده کمک ميکند، بگوييم حق کمک کردن داري؛ به اين معنا که تصميم تو بر کمک يا عدم کمک -هر کدام که باشد- به صرف تصميم تو بودن، از حمايت و تضمين برخوردار خواهد بود، حق را در معناي دوم آن به کار بردهايم.
"دانلي" ميگويد: "ما زماني که از استحقاق سخن ميگوييم، بهندرت از فعل بودن استفاده کرده و در عوض از داشتن و حق داشتن صحبت ميکنيم. ما وقتي از کار درست و استحقاق ميگوييم، در هر دو صحبت از حق است؛ اما در دو معناي کاملاً متفاوت و آنچه حقوق بشر مدرن از آن بهره ميگيرد و بر آن تأکيد دارد، حق در معناي دوم آن است."
تضمين زندگي، آزادي و مالکيت نيازمند چيزي بيش از حق صرف به معناي آنچه حق است (حق بودن) ميباشد و در اينجا حق به معناي حق داشتن است که جلوه مينمايد.
حال وقتي ما از حق در معناي حق داشتن (معناي دوم) سخن ميگوييم، ميتوانيم معاني متفاوتي را از آن استخراج کنيم. حق طلبکار بر دريافت بدهي خود، حق فرد بر توزيع اموال خود به وسيله وصيت، حق همسر در امتناع از اداي شهادت عليه همسر (در بعضي نظامهاي حقوقي) و حق کارگر بر نپيوستن به اتحاديههاي کارگري چند نمونه از کاربرد حق در معاني متفاوت هستند. اين تقسيمبندي توسط "هوفلد"، حقوقدان برجسته آمريکايي، صورت گرفته است. وي روابط حقوقي را به 4 دسته تقسيم ميکند:
1-حق- ادعا
2-حق - آزادي
3-حق- قدرت
4-حق- مصونيت
حقهايي مانند حق طلب دين که به نوعي مطالبه در مقابل تکليف ديگري است از نوع حق- ادعا، عدم حضور فرد در دادگاه براي اداي شهادت عليه همسر در برخي نظامهاي حقوقي از جمله آمريکا از نوع حق- آزادي يا حق- امتياز، انتقال مال از طريق وصيت يا هبه از نوع حق- قدرت و حق نگهداري طفل براي پدر و مادر و ممنوعيت انفصال قاضي از جمله مصاديق حق- مصونيت هستند.
در مفهوم مدرن، اگر حق با اصول ديگر تضاد پيدا کند، اين حق است که مورد وثوق قرار ميگيرد و اين چنين است که "دورکيم" حق را به برگ برنده تشبيه کرده است. حقها تنها نوعي هدف اخلاقي و اجتماعي نيستند که همسان با ديگر اهداف باشند؛ بلکه در شرايط معمولي حق بر محاسبات سودجويان و ملاحظات خط مشي اجتماعي اولويت دارد. در حقيقت، عمدهترين هدف حق اين است که از مالک و دارنده حق در برابر ادعاهاي مبتني بر آن اصول حفاظت کند.
محتواي حق
امروزه از 3 نوع حق يا به عبارتي 3 نسل حقوق صحبت به ميان ميآيد و هر حقي حداقل در يکي از اين نسلها قابل تعريف است که به نسلهاي سهگانه حقوق بشر معروف هستند.
نسل اول حقها:
حقهاي نسلاول عمدتاً همان حقوق و آزاديهاي سياسي- مدني هستند. حقهايي مانند آزادي بيان، انتخاب محل اقامت و آزادي مذهبي در زمره حقوق نسل اول قرار دارند. به طور کلي حقوق نسل اول متوجه فرد در برابر قدرت سياسي است و به نوعي به اصالت فرد نظر دارد.اين مهم در مواد 2 تا 21 اعلاميه جهاني حقوق بشر برجسته شده است. "مارتين گلدينگ" اين حقوق را حقوق "انتخابي" مينامد که اساساً با مفاهيم آزادي و انتخاب سروکار دارند. اين حقوق همان آزاديهاي سنتي و امتيازات شهرونديهستند که در قالب حقوق سياسي مدني شکل گرفتهاند. حقهاي نسل اول با سنت ليبراليسم همخواني بسياري دارند؛ زيرا حقوق سلبناشدني افراد هستند که مصون از تعرض مصلحت عمومي و اقتدار دولت ميباشند؛ نکتهاي که ليبراليسم بر آن تأکيد دارد.
نسل دوم حقها:
نسل دوم حقوق بشر در حوزه اجتماعي و اقتصادي خودنمايي ميکند. حقهايي همچون آموزش، مسکن، مراقبت بهداشتي، اشتغال و سطح مناسب زندگي از حقوق نسل دوم به شمار ميآيند.
حقهاي نسل دوم تضمينکننده يک زندگي فعال و همراه با سلامت است. اگر تغذيه سالم و مراقبت بهداشتي مناسب نباشد، آيا سلامت فرد و به تبع آن سلامت جامعه دچار لطمه نميشود؟
هرچند فشار کشورهاي سوسياليستي از زمان تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر تا سال 1967 تأثير فراواني بر تولد ميثاق بينالمللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي داشت؛ اما اين مهم از چشم تنظيمکنندگان اعلاميه جهاني حقوق بشر که عمدتاً ديدگاه ليبرالي داشتند، دور نمانده بود.
در مقدمه اين اعلاميه آمده است: " عدم شناسايي و تحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانهاي شده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است."
اين مقدمه بهخوبي اعلام ميکند که حقوق بشر علاوه بر آزاديهاي اساسي شامل امکانات کافي براي زندگي نيز هست. "گلدينگ" اين حقوق را حقوق "رفاهي" ناميده است. برخلاف حقهاي نسل اول که عموماًبر عدم مداخله دولت و نبود مانع تأکيد دارند (آزادي منفي)، حقهاي نسل دوم علاوه بر نبود مانع، ايجاد امکانات و لوازم را از طريق دولت ميطلبند (آزادي مثبت.)
ايده مبنايي چنين تفکيکي اين است که حقهاي دسته اول با خودداري از انجام عملي و حقهاي دسته دوم با انجام عملي محقق ميشوند؛ اما مهمترين وجه اشتراک اين دو نسل، تأکيد هر دو آنها بر فرد انساني يا به عبارت ديگر، صاحب حق بودن فرد است که اين خصيصه در نسل سوم حقوق بشر موجود نيست.
نسل سوم حقها:
به وجود آمدن نسل سوم حقها مولود نيازهاي جديد بشري بود. روند رو به گسترش انساني، بينالمللي، اجتماعي و اخلاقي شدن حقوق بينالملل و حقوق بشر و نيز کاستيهاي نسلهاي اول و دوم موجب ظهور نسل سوم حقوق بشر شد. حقوق نسل سوم يا حقوق همبستگي از فرد انساني سخن نميگويد؛ بلکه بر شهروند جهاني تأکيد دارد.
نسل سوم حقها برخلاف نسلهاي اول و دوم که محصول نظريهپردازي است (ليبرالها و سوسياليستها)، زاييده تجربه بشر است و واقعيات زندگي بشري باعث شده است اين حقوق به وجود بيايند. به عنوان مثال، بشر پيش از عصر حاضر مشکل محيط زيست نداشت؛ اما اکنون اين مسئله به يک مشکل حاد بدل شده است.
در اين نسل حقوقي، ذيحق جامعه و گروههاي اجتماعي هستند که البته نفع کلي آن نصيب فرد نيز ميشود. از جمله مهمترين ويژگيهاي نسل سوم حقها ايجاد يک احساس قوي بين آحاد جامعهجهاني، غيرقابل عدول بودن تعهدات ناشي از اين حقوق به دليل ضررهاي زيادي که نصيب همه ميشود، تأکيد بر موضوعاتي فراتر از حوزههاي جغرافيايي و يا سيستم اقتصادي و سياسي خاص و تصريح بر حقوقي است که به سبب حضور در جامعه بشري ايجاد شدهاند. عمده مصاديق نسل سوم حقوق بشر (حقوق همبستگي) عبارتند از: حق توسعه، حق صلح، حق مردم در تعيين سرنوشت خويش، حق برخورداري از محيط زيست سالم، حق ميراث مشترک بشريت، حق کمکهاي بشردوستانه و حق ارتباطات.
نظريههاي حق
در اين بخش با يک پرسش اساسي و محوري مواجه هستيم که پاسخ به آن ما را در ادامه بحث کمک شاياني خواهد کرد: حقها بر چه مبنايي استوارند و چگونه ميتوان آنها را استدلال کرد؟
حقوق بشر داراي ويژگيهايي همچون جهانشمولي، غيرقابل سلب بودن، تفکيکناپذيري و ذاتي بودن است که به هيچ وجه و تحت هيچ شرايطي نميتوان آنها را سلب و يا محدود کرد. حال چگونه ميتوان اين اصول بنيادين حقوق بشر را توجيه نمود؟
چارچوبهاي فکري فراواني له يا عليه حقوق بشر به وجود آمده است که از نظريههاي نافي و رقيب ميتوان به مارکسيسم، اخلاق فضيلتمدار، مکتب سودانگار و رويکردهاي محافظهکارانه، نسبيتگرايي فرهنگي و پستمدرنيسم اشاره کرد؛ اما در اين نوشتار بدون وارد شدن به اين حوزه، به مهمترين نظريههاي موجهساز و مؤيد حق پرداخته ميشود و 2 مکتب حقمدار "حقوق طبيعي" و "اخلاق کانتي" به دليل اهميت وافرشان مورد بررسي قرار ميگيرند.
مکتب حقوق طبيعي:
"لئو اشتراوس" در مقدمه کتاب "حقوق طبيعي و تاريخ" با دفاع از نظريه حق طبيعي ميگويد: "رد کردن حق طبيعي به آن ماند که بپذيريم هر حقي امري وضع شده و نهادني است. به عبارت ديگر به آن ماند که بگوييم حق فقط همان است که قانونگذاران و دادگاههاي کشورهاي متفاوت تعيين ميکنند.
در حالي که همه ميدانيم برخي قانونها يا تصميمگيريها منصفانه نيستند. پس در چنين مواردي معياري از درست و نادرست يا منصفانه و نامنصفانه، مستقل و برتر از حق وضعي در دست ما است که با استناد به آن در باب حقوق وضعي داوري ميکنيم."
اين ديدگاه اشتراوس به نوعي تفسيري از نظريه سنتي حقوق طبيعي است که در پي اثبات وجود يک قانون برتر و انطباق هنجارهاي حقوقي با قواعد برتر است؛ حال آن که دغدغه اصلي نظريهپردازان مدرن حقوق طبيعي ارائه تفسيري از ماهيت حقوق است. با وجود اين ميتوان مورد محوري در نظريه حقوق طبيعي را رابطه اخلاق و حقوق دانست.
جانمايه نظريه حقوق طبيعي اينگونه خلاصه ميشود که حقها ريشه در قانونگذاري نداشته و توسط دولت يا ملتي خاص توليد نشدهاند و به هيچ طريقي از جمله ادعاي نسبيت فرهنگي نميتوان اين حقوق را سلب يا محدود کرد.
ريشههاي نظريه حقوق طبيعي را ميتوان در يونان باستان جستوجو کرد. هرچند اين امر در عالم واقع صورت نگرفته و هيچکدام از فيلسوفان نيز به آن اشاره نکردهاند؛ اما در ادبيات يونان باستان به مواردي چند برميخوريم که مهمترين آنها نمايشنامه "آنتيگون" نوشته "سوفوکل" است.
شايد اين نمايشنامه پاسخي به سؤال بنيادين سده پنجم قبل از ميلاد باشد که آيا معيار برتري وجود دارد يا خير؟ سوفوکل در اين نمايشنامه سوگناک اين پرسش را در قالب معمايي مشهور چنان سليس به ما منتقل ميکند که گويي در آن زمان موضوعي شناخته شده و رايج بوده است.
جنگ داخلي ميان دو برادر جدايي افکنده بود. يکي از آن دو در حمله به تبس )thebes( کشته شد؛ در حالي که ديگري مدافع تبس بود. شاه دفن برادر مقتول را ممنوع کرد تا اين که پيکر او توسط حيوانات تکهپاره شود. مطابق عقايد مذهبي يونانيان اين کار مانع از آرام گرفتن روح او ميشد؛ چراکه نيل به آرامش حتي با مشتي خاک ميسر بود. "آنتيگون"، خواهر شخص متوفا به پيروي از دستورات اخلاقي ديني از فرمان شاه سر باز زد و بر جسدي که روي زمين افتاده بود، خاک ريخت و در نتيجه دستگير شد. شاه از او پرسيد که آيا از فرمانش باخبر بوده و اگر پاسخ مثبت است؛ چرا نافرماني کرده است؟ او در پاسخ ميگويد: اين قوانين از طرف زئوس نيامدهاند و او که بر کرسي خداي خدايان تکيه زده، مظهر عدالت است و چنين قوانين بشري را وضع نکرده است. من نيز نميپندارم که تو انسان فاني بتواني با يک فرمان، قوانين تغييرناپذير و نانوشته آسماني را لغو کني و زير پا بگذاري. آنها ديروز و امروز زاده نشدهاند، نميميرند و هيچکس نميداند چه وقت ظاهر شدهاند. اين متن بهخوبي نشاندهنده دغدغه اصلي نظريههاي سنتي حقوق طبيعي است که بر وجود قانون اولي و قواعد برتر تأکيد دارند.نظريه حقوق طبيعي در دوره روم باستان توسط "سيسرو"، وکيل و سياستمدار رومي، مورد استفاده واقع شد. او حقوق طبيعي را چنين بيان ميکند: "قوانين متفاوتي براي روم، آتن و يا براي حال و آينده وجود ندارد؛ بلکه تنها يک قانون جاري و غير قابل تغيير براي تمام ملتها و تمام زمانها معتبر است. ارباب و حکمراني براي همه ما جز خداوند وجود ندارد؛ چراکه او نويسنده، قانونگذار و قاضي نسبت به اين قانون است."وي در جايي ديگر و با واحد دانستن امر عدالت در تمامي جوامع ادامه ميدهد که اگر اصول عدالت استوار بر فرمان انسانها، احکام شاهزادگان يا آراي قضات بود، عدالت ميتوانست به استناد رأي يا فرمان توده مردم مؤيد دزدي، زنا و جعل وصيت باشد.تا اينجا ميبينيم که حسن و قبح اشيا نه براساس طبيعت آنها؛ بلکه بر پايه احکام الهي و آسماني است. ايدهاي که دستاورد افلاطون است، مطلوبيت و يا به عبارتي، حسن و قبح اشيا به خاطر آن است که خدايان خواستهاند. اين حسن و قبح ذاتي اشيا براساس طبيعت آنها (نه احکام الهي) از زمان "اکويناس" آغاز و پس از آن به غير ديني شدن و تفسيري عرفي از حقوق طبيعي منجر شد؛ مسيري که نقش "گروسيوس" در آن بسيار محسوس بود؛ زيرا او بود که در جدا کردن حقوق طبيعي از الهيات کوشيد. عبارت "حتي اگر خدا هم وجود نداشت، حقوق طبيعي بود" مؤيد اين مطلب است.اما تا قرن هفدهم ميتوان گفت که بيشترين تأکيد بر وظايف و تکاليف و تبعيت از قانون برتر است. از اين تاريخ به بعد است که بر اثر نفوذ آموزههاي نوميناليزم و اصلاحات پروتستان -که هر دو بر اهميت ويژه فرد پاي ميفشردند- نقطه تأکيد از قانون طبيعي به حق طبيعي انتقال يافت.در ادامه، ديدگاه دو تن از نظريهپردازان حقوق طبيعي به اختصار بررسي ميشود.
جان لاک
بدون شک، "لاک" جزو آن دسته از متفکراني است که تأثير بسياري بر حقوق بشر مدرن داشته است. در يکي از بندهاي اعلاميه استقلال آمريکا چنين آمده است: "ما اين حقايق را به خودي خود مسلم ميدانيم و معتقديم که همه آدميان برابر زاده ميشوند و آفريدگارشان حقوقي به آنان داده که بازپسگرفتني نيستند؛ مانند حق حيات، آزادي و جستوجوي سعادت."اين کلمات همه از تأثيرگذاري "جان لاک" بر بنيانگذاران قانون اساسي ايالات متحده آمريکا و تدوينکنندگان اعلاميه استقلال اين کشور حکايت دارد. حتي برخي نويسندگان، تمام ويژگيهاي فرهنگ آمريکايي و قانون اساسي آن را به ليبراليسم لاکي نسبت ميدهند."لاک" به مانند "هابز" صحبت از حالت طبيعي ميکند؛ اما حالت طبيعي او برخلاف هموطن خود، حالت جنگ تضاد و کشمکش نيست. "لاک" اعتقاد دارد که انسانها به طور طبيعي در وضعيت و حالت آزادي کامل و برابري هستند و همه اشخاص حقوقي طبيعي نسبت به آزادي و برابري دارند. او ميگويد: "بر حالت طبيعي، قانوني طبيعي نيز حاکم است که هرکس را مکلف ميکند و عقل که همان قانون است، به نوع بشر -که حتماً به آن رجوع ميکند- تعليم ميدهد انسانها که همگي برابر و مستقل هستند نبايد به زندگي، سلامت، آزادي يا داراييهاي ديگران صدمه برسانند. اين تعهد به صدمه نزدن به ديگران -بنا بر فرض لاک- مستلزم حق همگان به صدمه نديدن است.نگاه "لاک" به حقوق طبيعي نگاهي سنتي است. هرچند "جک دانلي" ميخواهد به چنين نتيجهاي نرسد؛ اما "مايکل فريمن" در مقاله "حقوق بشر، دين و سکولاريسم" بر آن صحه ميگذارد. "لاک" انسانها را به طور طبيعي برابر دانسته و بر عدم تابعيت يک شخص از ديگري تأکيد دارد؛ اما اضافه ميکند: "مگر آن که خالق و پروردگار آنان با اعلام آشکار و صريح اراده خود، يکي را بر ديگري سروري دهد و با انتصابي آشکار و روشن، حقي ترديدناپذير به او ارزاني دارد تا سلطه و حاکميت بيابد."
به اين ترتيب، "لاک" ميگويد که آزادي طبيعي انسانها با قانون طبيعت محدود ميشود؛ قانوني که منبع آن در فلسفه "لاک" خداوند است.درخصوص آموزههاي "لاک" درباره مالکيت، ميتوان او را نه تنها از "هابز"؛ بلکه از نظريههاي سنتي تمييز داد. تعاليم "لاک" در باب مالکيت و در نتيجه، کل فلسفه او نه تنها نسبت به سنت توراتي؛ بلکه نسبت به کل سنت فلسفي جنبه انقلابي دارد. در اين فلسفه بر وظايف و تکاليف فرد تأکيد نميشود؛ بلکه حقوق طبيعي او در درجه اول اهميت قرار دارد.
لان فولر (1978- 1902)
"لان فولر"، فيلسوف آمريکايي، از هواداران جديد حقوق طبيعي است؛ اما او برخلاف نظريهپردازان حقوق طبيعي، دغدغههايي متفاوت از آنان دارد. همانگونه که گفته شد، نظريهپردازان حقوق طبيعي بر رابطه اخلاق و حقوق از نظر محتواي هنجاري حقوقي تأکيد داشتند؛ اما "فولر" در پي تبيين مفهوم حقوق از نظر فرآيند شکلگيري و شرايط شکلي قانون اخلاقاً موجه بود.بر همين اساس، او پيوند و همخواني قانون و اخلاق را تنها در سطح کليت يک نظام حقوقي ضروري ميداند و بيشتر بر شرايط شکلگيري و انتشار قواعد و قوانين اهميت ميدهد. او قانوني را که واجد شرايط هشتگانه زير نباشد، شايسته اطلاق قانون نميداند:
1- عموميت 2- انتشار رسمي 3- عطف به ماسبق نشدن 4- وضوح و شفافيت 5- غيرمتعارض بودن 6- امکان استمثال؟ (فراتر از توان افراد نباشد) 7- استمرار نسبي (دچار تغييرات مکرر و مداوم نباشد، به گونهاي که شهروندان نتوانند عمل خود را با آن تنظيم کنند.) 8- وجود انطباق بين قانون اعلامي و اجراي آن توسط کارگزاران و مجريان.
اين فهرست ارائه شده از سوي "فولر" که معيارهاي اخلاق دروني حقوق از منظر اوست، عکسالعملي به رشد پوزيتيويسم و عملکرد و دفاع نازيها مبني بر قانوني بودن اعمالشان بود. "فولر" عقيده دارد که رژيمهاي توتاليتر با استفاده از اهرم قانون رفتارهاي غيرانساني کردهاند و آن را قانوني جلوه دادهاند. پس بايد به طريقي اين حکومتهاي فاسد را از اين حربه خلع سلاح کرد. از آنچه گفته شد، ميتوان نتيجه گرفت که "فولر" در اينجا با نظريهپردازان سنتي حقوق طبيعي هم آواست؛ با اين تفاوت که وي به جاي محتوا بر نحوه شکلگيري تأکيد دارد. "فولر" معتقد است که از نظر او اين فهرست به نوعي حقوق طبيعي منتهي ميشود. وي استدلال خود را با يک سؤال آغاز ميکند: آيا اين اصول نمايانگر نوعي حقوق طبيعي هستند؟ پاسخ، يک آري مؤکد؛ اما مقيد است. آنچه تلاش کردهام انجام دهم، شناسايي و شرح گونه خاصي از قوانين طبيعي مربوط به نوع ويژهاي از مسئوليت انساني بوده است. اين مسئوليت را امر تابع ساختن رفتار انسان به حاکميت قواعد ناميدهام. قوانين طبيعي ياد شده هيچ ربطي به حضور دايمي متفکرانه در آسمانها ندارند. همچنين، آنها کمترين ارتباطي با گزارههايي مثل اين که استفاده از وسايل ضدبارداري ناقض قانون خداوند است، ندارند. آنها به تمامي در اصل و کاربرد زميني هستند. آنها مانند قوانين طبيعي درودگري يا دستکم همانند قوانيني هستند که اگر درودگر بخواهد خانهاي که ميسازد، سر پا بايستد و منظور افراد ساکن در آن را برآورده سازد، بايد از آن پيروي کند. به عنوان يک شيوه آسان (اگرچه نه کاملاً رضايتبخش) با توضيح تفکيکي که انجام شد، ميتوانيم از يک حقوق طبيعي شکلي در مقابل يک حقوق طبيعي ماهوي سخن به ميان آوريم. به اين معنا، آنچه را که اخلاق دروني حقوق ناميدهام (معيارهاي عادلانه بودن آن) يک قرائت شکلي از حقوق طبيعي است." بدون وارد شدن به ايرادهاي وارده به "فولر" در جمعبندي حقوق طبيعي ميتوان چنين گفت که اين دسته از حقوق در سير تحول خود به حقوق طبيعي عرفي (سکولار) تبديل شده و آنچنان که "پوفندورف" ميگويد از هرگونه ارتباط با وحي الهي بري بوده و بهتمامي محصول عقل است. به هر حال، حقوق طبيعي بهرغم انتقادهايي که صورت گرفته، به عنوان يکي از مهمترين نظريههاي مؤيد حق زنده و پوياست و بسياري از دادگاهها به استناد حقوق طبيعي آراي خود را صادر کردهاند.
مکتب اخلاقي کانت:
اخلاق از ديدگاه "کانت" چيست؟ در گفتمان اخلاق کانتي عمل مبتني بر اراده آزاد و همراه با نيت، چيزي که ريشه در استقلال فردي داشته و بدون لحاظ تمايلات نفساني و خودخواهيهاي شخصي انجام گيرد، اخلاقي تلقي خواهد شد. "کانت" هر آموزهاي که غير قابل تسري به ديگران باشد را اخلاقي نميداند و بر همين اساس تلاش ميکند جهانشمولي ميان حق و اخلاق را در محدوده دانش اخلاق مستدل سازد. وي در متافيزيک اخلاق به طور مبسوط، فلسفه حق خود را بيان کرده و پيوندهاي حق و اخلاق را تبيين نموده است. او معتقد است که از پيوند و تأثير متقابل ميان اخلاق و حق نتيجهاي حاصل ميشود و آن اين است که آزادي هر فرد اجازه ندارد در رفتار و کنش بيروني، خود را آنچنان متجلي سازد که آزادي ديگران را خدشهدار کند. اين نتيجه به دست آمده خود مستلزم دو اصل اساسي و مهم "کانت" است:
1- تنها براساس آن اصل عمل کن که ميتواني همزمان آن را يک قانون جهانشمول بگرداني. 2- به گونهاي عمل کن که انسانيت موجود در خود و ديگران را هميشه به عنوان غايت و نه هرگز به عنوان وسيله در نظر گرفته باشي.
از اين ديدگاه "کانت" است که ميتوان نتيجه گرفت او ارزشي والا و نامشروط براي حرمت و منزلت انساني قائل است و اگر نزد "کانت" حقيقتي مطمئن، روشن و نامشروط وجود داشته باشد، همين يقين مربوط به حرمت و منزلت تفويض و تفکيکناپذير انسان است. ژرفانديشيهاي "کانت" در مورد انسان و حرمت و منزلت او يکي از ستونهاي محکم انديشه حقوق بشر در فرهنگ مغربزمين به شمار ميرود. با اين بيان "کانت" است که احترام به شخص انسان، معيار اخلاقي بودن يک عمل قرار ميگيرد. به عبارت ديگر، اصل اخلاق کانتي متضمن حق همه انسانها در بهرهمندي از محترم شمرده شدن حيثيتشان به عنوان موجوداتي است که فينفسه و نه به خاطر عوامل ديگر از ارزش ذاتي برخوردارند.
ترجمان اصل اخلاق کانتي در حوزه توجيهي حقوق بشر بسيار واضح است؛ از آنجا که همه انسانها به صورت برابر از حيثيت ذاتي و انساني برخوردارند، پس به صورت برابر و فقط به دليل انسان بودنشان از حقهايي که لازمه محترم شمردن آنها به عنوان غايت ذاتي است، بهرهمند هستند.
ولایت در قرآن
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ولایت در قرآن
ولایت گاه به معنایی استعمال میشود که رتبه وجودی اولیای الهی را نشان میدهد و زمانی به معنایی به کار میرود که سمت اعتباری والیان جامعه و متولیان امت اسلامی را بازگو میکند؛ نوشته حاضر به لحاظ این که در صدد تبیین رهنمودهای قرآن کریم برای «ولی الله» شدن انسان است، از همه مباحث مربوط به ولایت، خصوصاً مباحث فقهی و اجتماعی آن بحث نمیکند، بلکه از ولایت خاص سخن میگوید.
ولایت اولیای الهی به لحاظ این که به علتهای برتر وابسته است، با ظهور آن علل، ضروری و با خفای آن ممتنع میگردد، از اینرو ولایت با انشا و اعتبار بشری وضع نشده و با تهاجم ضد بشری از بین نمیرود. بر خلاف ولایت والیان که هم با انشا و اعتبار بشری وضع و هم با نقض بشری زوال میپذیرد.
معنا و مفهوم ولایت
معنای اصلی کلمه ولایت قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است، به گونهای که فاصلهای میان آنها نباشد. اگر دو شیء آنچنان به هم متصل باشند که چیز دیگری میان آنها نباشد و یا اگر دو نفر کنار هم نشسته باشند و وضع و ترتیب نشستن آنها به نحوی باشد که یکی متصل به دیگری باشد. بنابراین ولایت به معنای اتّصال و قرب است و این کلمه، گاهی در امور معنوی به کار گرفته میشود و گاهی در امور مادی و جسمانی.
ولایت که امری اضافی است، اگر به فتح «واو» باشد، تأثیر آن یک جانبه است و از کسی که ولی است، به عنوان والی یاد میشود. اما اگر دو جانبه بود، از آن به ولایت (ه کسر «واو») تعبیر میشود و خدا ولی و والی است؛ یعنی خدا سرپرست است و موجودات و مخلوقات تحت ولایت و سرپرستی او قرار دارند.
به عبارت دیگر، ولایت به معنای قرب بر دو قسم است:
۱٫ قرب اعتباری که اضافه و نسبت آن مبتنی بر دوطرف است.
۲٫ قرب حقیقی که از آن به اضافه اشراقی تعبیر میکنند؛ اساس این قرب بر مضاف الیه استوار است؛ یعنی مضاف الیه ظهور میکند، سپس اضافه ظهورمییابد و در سایه اضافه، مضاف پیدا میشود، نظیر خورشید و نور آن که اضافه یک طرفه است؛ یعنی خورشید نور میدهد و با ظهور نور از خورشید، نور موجود شده و با خورشید ارتباط برقرار میکند. بنابراین ولایت اعتباری به لحاظ این که بر دو پایه استوار گردیده، نظیر رابطه ولایی که بین انسانها برقرار است، قابلیت امر و نهی را دارد. اما ولایت واقعی و حقیقی امری است که زمامش به دست مولی است و مولّی علیه فرع بر مولی است.
ولایت و قرب خدا به انسان از نوع ولایت حقیقی است، از این رو قرب از ناحیه خداوند همواره حاصل است،لکن ممکن است که از ناحیه انسان قرب حاصل نشده باشد؛ به بیان دیگر، خداوند به همه بندگان نزدیک است، اما بندگان در قرب به خدا متفاوتند، مؤمنان به خدا نزدیک، و کافران از خدا دورند.
آسانی اثبات وجود ولایت
اثبات ولایت یک جانبه برای همه انسانها آسان است، زیرا هر انسانی با ولایت تکوینی بر خویش زندگی میکند. توضیح مطلب آن که انسان هر وقت بخواهد بدن خود را حرکت میدهد و هر زمان اراده کند، آن را به بستر میکشاند و سپس رابطه خود را با آن تا حدّ حیات گیاهی و یا تا حدّ ضعیفی از حیات حیوانی پایین میآورد، و سپس به عالم رؤیا سفر میکند. انس ما به این مقدار از ولایت مانند انس ماهی به آب است. از این رو، همانگونه که ماهی از وابستگی حیات خود به آب غافل است، انسان نیز از ولایت تکوینی روح و اندیشه نسبت به بدن غافل است.
انسان همانگونه که ولایت خود بر نفس و ولایت خدا بر جهان و انسان را مییابد، ولایت بر طبیعت و دیگران را نیز مشاهده میکند و میبیند که انسان چگونه در طبیعت تصرف میکند یا تدبیر امور دیگران را بر عهده میگیرد. بنابراین، ولایت به معنای تدبیر و سرپرستی و همچنین ولایت به معنای محبت و نصرت که دو جانبه است بین انسانها تحقق دارد.
علاوه براین بیان روشنگر عقلی، قرآن کریم نیز در آیات فراوانی از تحقق ولایت در خارج خبر میدهد؛ گاهی از ولایت خدای سبحان سخن میگوید، گاهی از ولایت انسان سخن به میان میآورد و گاهی از ولایت شیطان و فرشتگان. در مورد ولایت انسان نیز گاهی از ولایت اثباتی و مثبت بحث میکند و گاهی از ولایت سلبی و منفی؛ یعنی انسان باید خود را تحت ولایت خدا قرار داده و از ولایت شیطان برهاند تا ولی خدا شود. انسان باید ولایت مؤمنان را بپذیرد و از ولایت کفار و معاندان اجتناب کند.
ولایت شیطان در قرآن
خداوند در بعضی از آیات قرآن، درباره ولایت شیطان و لزوم اجتناب از تولّی شیطان و پذیرش ولایت او مطالبی را مطرح فرموده است، چنانکه میفرماید: شیطان اعمال عدّهای را تزیین میکند و ولی آنها میشود؛ ﴿فزیّن لهم الشیطان أعمالهم فهو ولیّهم الیوم ولهم عذاب ألیم﴾[۱]؛ شیطان اعمال آنها را بر ایشان آراست و امروز هم ولی و سرپرست آنهاست و برای آنها عذابی دردناک خواهد بود.
ولایت مؤمنان در قرآن
قرآن از ولایت مؤمنان نسبت به یکدیگر خبر میدهد و میفرماید: مؤمنان برادران یکدیگرند؛ ﴿إنّما المؤمنون اِخوة﴾[۲]، و نسبت به هم ولایت دارند: ﴿المؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر﴾[۳]؛ مؤمنان نسبت به هم ولایت دارند و نتیجه این ولایت آن است که آنها چون همدیگر را دوست دارند، به ارشاد و هدایت یکدیگر برمیخیزند و همدیگر را به معروف امر و از منکر باز میدارند.
ولایت کافران در قرآن
بسیاری از آیات قرآن، از ولایت کافران و لزوم پرهیز از پذیرش ولایت آنان و همچنین پیامدهای آن خبر داده و فرموده است: ﴿یا أیّها الّذین ءامنوا لا تتخذوا عدوّی و عدوّکم أولیاء تلقون إلیهم بالمودّة وقد کفروا بما جائکم من الحق﴾[۴]؛ ای کسانی که
ایمان آوردید! دشمن من و دشمن خودتان را «ولی» نگیرید که دوستی بر آنان افکنید و حال آن که به حقّی که شما را آمده است، کافر شدهاند.
لزوم هشیاری انسان در اتخاذ ولی
از مجموعه این آیات استفاده میشود که اصل وجود ولایت قطعی است. اما مسأله لازم آن است که انسانچه در ولای یک جانبه و چه در ولای دو جانبه باید هوشیار بوده و دقیق و حساب شده عمل کند و بداند که تحت ولایت چه کسی قرار میگیرد و چه کسی را ولی خود اتخاذ میکند.
برای تحقق بخشیدن به این هوشیاری، لازم است به یافتههای عقلانی و ره آورد وحیانی توجه کرده و از آنها رهنمود بگیرد. قرآن کریم به ما میفرماید: ولایت «الله»را بپذیرید و خود را تحت ولایت خداوند قرار دهید، زیرا او خالق، مالک، علیم و قدیر محض است. از ولایت شیطان اجتناب کنید، اگر کسی غیر خدا را ولی خود قرار دهد، زمینه سقوط و تباهی خود را فراهم کرده است. اگر انسان مؤمن ولایت خدا را پذیرفت و از ولایت شیطان سرباز زد، خود از اولیای الهی میشود. قرآن میفرماید: خدا ولی مؤمنان است و مؤمنان اولیای الهی هستند.
البته مقصود از ولایت خدا نسبت به مؤمنان آن است که آن حضرت محبت، لطف و نصرتش را بهره مؤمنان میکند و مقصود از ولایت مؤمنان نسبت به خدا آن است که آنان عقاید، اخلاق و اعمالشان را در اختیار خدای سبحان قرار میدهند.
بنابراین ولایت خدای سبحان نسبت به انسانها ولایت تدبیری است و چون تدبیری است، هم آنها را دوست دارد و هم ناصر آنها است و انسان هم نسبت به خدا ولایت دارد؛ یعنی هم خدا را دوست دارد و هم ناصر خدا است. در نتیجه خدا محبوب و منصور انسان است.
تمثیل تجلّی ولایت
بهترین مثالی که ظهور و تجلی ولایت الهی را در مجلای مظاهر نشان میدهد، مثال آینه است که هرچه در برابر آن قرار گیرد در آن منعکس میشود. آینه مجلایی است برای تجلّی اشیایی که در مقابل آن واقع شده است.
اگر صورت مرآتیهای که در آیینه در مقابل صاحب صورت قرار دارد، با صاحب صورت مقایسه شود، روشن است که این صورت نه در عرض صاحب صورت هست و نه در طول آن. گرچه ممکن است در آغاز تصور شود، در طول صاحب صورت است، اما وقتی دقّت شود معلوم میشود که در آینه چیزی نیست تا در قبال صاحب صورت کاری انجام دهد. آنچه در آینه هست، فقط آیت و علامت صاحب صورت است و تنها او را نشان میدهد
اقتباس از کتاب شمیم ولایت، ص۳۵ تا ۱۰۷
[۱] ـ سوره نحل، آیه ۳۶٫
[۲] ـ سوره حجرات، آیه ۱۰٫
[۳] ـ سوره توبه، آیه ۱۷٫
[۴] ـ سوره ممتحنه، آیه ۱٫
ولایت فقیه
ولایت فقیه نظریهای در فقه شیعه است که نظام سیاسی مشروع در دوران غیبت امام معصوم را بیان میکند. نظام جمهوری اسلامی ایران بر مبنای این نظریه تأسیس شدهاست.
این نظریه که بیش از همه توسط روحالله خمینی مطرح و تشریح شده، ولایت فقیه را به کلیه امور نه تنها شرعی و دینی، بلکه حکومتی و سیاستی، جانی و مالی گسترش میدهد. یعنی در زمان غیبت امام معصوم فقها نایبان عام امامان معصوم هستندو ولایت بر تقریبا تمام امور مربوط به امام معصوم (حتی جهاد ابتدایی اما نه امور شخصی مسلمین) دارند.
تعریف ولایت
تاریخچه
شیخ مرتضی انصاری از نخستین فقیهانیست که به بحث در مورد ولایت فقیه میپردازد. او این بحث را در کتاب مکاسب خود مطرح کرده و منصب فقیه جامعالشرایط را در سه منصب افتا، قضا و سیاست شرح میدهد. او ولایت فقیه در افتا و قضاوت را میپذیرد ولی در گسترش آن به حوزه امور سیاسی تردید جدی دارد. او معتقد است «استقلال فقیه در تصرف اموال و انفس، جز آنچه از اخبار وارده در شأن علما تخیل میشود، به عموم ثابت نشدهاست.» و «اقامه دلیل بر وجوب اطاعت فقیه همانند امام جز آنچه با دلیل خاص خارج میشود، خار در خرمن کوبیدن است».
در واقع ولایت محدود فقیه مدتهاست که در فقه شیعه پذیرفته شده و به آن عمل میشود. از هنگام خلق مقام مرجعیت در سده چهارم قمری. بر مبنای این نظریه مجتهدین حق قضاوت، صدور فتوی و اخذ وجوهات شرعی را دارند.
به طور کلی فقه سیاسی رهبران مشروطه در دو بنیاد متفاوت توسعه یافتهاست، نخست اندیشه گران مخالف ولایت سیاسی فقیهان که مرتضی انصاری به این دسته تعلق دارد و دوم اندیشههای مبتنی بر ولایت سیاسی فقیه که صاحب جواهر، احمد نراقی و کاشفالغطاء مهمترین نمایندگان آن هستند.
ادله
پشتوانه روایی ولایت فقیه، مقبوله عمر بن حنظله است. بنابر این روایت، فقیه دارای صلاحیت را امامان شیعه به نیابت نصب کردهاند و این نیابت به گونهٔ عام است. فقهای شیعه بر اصل حجت بودن فتوای فقیه عادل دارای شرایط فتوا بر افرادی که آن فقیه را به عنوان مرجع تقلید، یعنی به عنوان متخصصی که در احکام تحقیق کرده و دارای اجتهاد میباشد، صرفاً در مورد احکام شرعی متفق اند و حتی برخی از آنان، این اصل را بدیهی دانستهاند. اما گسترش این نیابت در کلیه امور مورد اختلاف مخالفین نظریه ولایت مطلقه فقیه میباشد.
مبنای مشروعیت
در بین مدافعان نظریه ولایت فقیه در مورد مبنای مشروعیت حکومت ولی فقیه اختلاف مهمی وجود دارد. برخی قائل به نظریه مشروعیت الهی هستند که به ولایت انتصابی فقیه معروف است و برخی دیگر مشروعیت او را ناشی از انتخاب مردم میدانند که به ولایت انتخابی فقیه یا ولایت فقیه آیتالله منتظری معروف است.
هر دو این نظریات بهشدت تحت تأثیر تجربه ولایت فقیه در دوران جمهوری اسلامی هستند
نظریه نصب
مصباح یزدی در کتاب «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» و عبدالله جوادی آملی در کتاب «پیرامون وحی و رهبری» بیش از همه به شرح این نظریه پرداختهاند. البته این دیدگاه خاص این دو نیست و اندیشمندانی چون ناصر مکارم شیرازی و لطفالله صافی گلپایگانی نیز دیدگاهی اینچنینی دارند.
براساس این نظریه مشروعیت حکومت در زمان غیبت با حکم الهی و مشروعیت ولی فقیه ناشی از نصب او توسط امام معصوم است. به این ترتیب این نظام است که مشروعیت خود را از ولی فقیه میگیرد -نه برعکس- و تمام کارهای قوای سهگانه زمانی اعتبار دارد که رضایت ولی فقیه را به همراه داشته باشد.
جوادی آملی نیز در تحلیلی عقلی از قاعده لطف به مثابه استدلالی برای انتصابی بودن ولایت فقیه بهره میگیرد. موافقان این نظریه به نوشتهها و فعالیتهای آیتالله روحاله خمینی نیز استناد میکنند. او در کتاب بیع در استدلال عقلی خود بر ولایت فقیه مینویسد: «هرآنچه دلیل امامت است، عین همان ادله دلیل بر لزوم حکومت بعد از غیبت ولی امر است.» و مسلم است که در نگرش رایج شیعه ادله امامت بر وجوب نصب امامان معصوم از جانب خداوند دلالت دارند.
نظر و انتخاب مردم در این نظریه هیچ مشروعیتی به حکومت فقیه نمیدهد و رأی به خبرگان در واقع رجوع به بینهاست. یعنی مردم کارشناسان مذهبی را انتخاب میکنند تا آنان فقیه اصلح و اعلم را کشف کنند و شهادن آنها موجب یقین دیگران میشود..
همچنین مصباح سخنان آیتالله خمینی در زمان انتصاب مهندس بازرگان، استفاده از کلمه «منصوب میکنم» در تنفیذ احکام ریاست جمهوری بنیصدر، رجایی و خامنهای و به ویژه فرمان تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام که در اختیارات رهبر در قانون اساسی پیش بینی نشده بود را شاهدی بر فراتر بودن ولی فقیه از قانون، و اعمال ولایت مطلقه فقیه میداند. او تشکیل مجمع تشخیص مصلحت را نشانه تمثیلی بودن اختیارات رهبر که در اصل ۱۱۰ بیان شده، میداند. یعنی در شرایط عادی ولی فقیه در همین چارچوب است اما در در شرایط فوقالعاده رهبر به اقتضای ولایت مطلقه الهی خود میتواند تصمیمات مقتضی را اتخاذ کند.
مدافعان این نظریه همچنین اصول ۵ و ۱۰۷ قانون اساسی را نیز شاهدی بر نظریه خود میدانند.
نظریه انتخاب
بر اساس این نظریه در زمان غیبت امامان معصوم و در شرایطی که نمایندهای نیز از جانب او مشخص نشدهاست، بر مردم واجب است که فقیه جامعالشرایطی را برای حکومت برگزینند.
این نظریات طبعی انتقادی دارند و با توجه به مشکلات نظری و عملی نظریه نصب و تجربه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی شکل گرفتهاند. آثار متعددی در این زمینه نوشته شده که کتاب «ولایت فقیه، حکومت صالحان» اثر نعمتالله صالحی نجفآبادی و به ویژه «دراسات فی ولایة الفقیه» اثر حسینعلی منتظری از مهمترین آنها هستند.
صالحی با تقسیم نظریههای ولایت فقیه به «ولایت به مفهوم خبری» و «ولایت به مفهوم انشایی» این دو نظریه را از هم متمایز میکند. او معتقدان نظریه نصب را قائلان به ولایت فقیه به مفهوم خبری میداند، به این صورت که؛ «فقهای عادل از طرف خدا منصوب به ولایت هستند» و ولایت فقیه به مفهوم انشایی را به صورت؛ «مردم باید فقیهی دارای شرایط را به ولایت انتخاب کنند» بیان میکند.
او در دفاع از مفهوم انشایی ولایت فقیه که نقش اصلی را به انتخاب مردم میدهد، معتقد است که نصب فقیه از سوی خدا به این معنا که همه فقها -یا یک فقیه غیر معین- از طرف خداوند ولایت دارند در مرحله ثبوت محال است و قابل تصور نیست. در مرحله اثبات نیز ادله کافی برای آن وجود ندارد. پس دلایل عقلی و نقلی ناظر بر ولایت فقیه را باید ناظر به مفهوم انشایی ولایت فقیه دانست.
منتظری نیز استدلالهای مشابهی را با افزودهها و نظم بیشتری دنبال کرده و در مجموعه استدلالهای دیگری ولایت انتخابی را منوط به فرض عدم اثبات مدعای نظریه نصب میکند. او در توضیح عدم امکان نصب عام و خدشه آن در مقام ثبوت، فرضی را مطرح میکند که در یک زمان بیش از یک فقیه دارای شرایط ولایت موجود باشد و پنج احتمال قبل تصور را در چنین حالتی مطرح کرده و ایرادات جدی به هر یک از آنان وارد میکند.
· احتمال یکم. همه فقهای واجد شرایط یک عصر به صورت عام استغراقی از جانب ائمه(ع) منصوب باشند. در این صورت هریک از آنان بالفعل ولایت داشته و مستقلا حق اعمال ولایت دارند.
· احتمال دوم. همه فقها به نحو عموم ولایت دارند، اما اعمال ولایت جز برای یکی از آنان جایز نیست.
· احتمال سوم. فقط یکی از آنان به ولایت منصوب شده باشد.
· چهارم. همه منصوب به ولایت باشند، لکن اعمال ولایت هر یک از آنان مقید به هماهنگی و اتفاق نظر با دیگران باشد.
· پنجم. مجموع آنان منصوب به ولایت باشند که در واقع همه آنان به منزله امام واحد هستند که واجب است در اعمال ولایت با یکدیگر توافق و هماهنگی کنند.
او در بطلان هر یک از این احتمالات به دلایل عقلی و روایات بسیاری رجوع میکند و در پایان نصب فقیهان را محال میداند. و همچنین ۲۶ دلیل عقلی و نقلی دیگر را نیز در تقویت دیدگاه انعقاد امامت به انتخاب امت مطرح میکند.
مدافعان نظریه انتخاب نیز به برخی از سخنان و نوشتهها و استفتائات آیتالله خمینی، اصول ششم، پنجاه و ششم، یکصدوهفتم و یکصدوچهلو دوم قانون اساسی و به ویژه اصل ۱۱۱ که به امکان عزل رهبر و اصل ۱۴۲ که به بررسی اموال رهبری مربوط است را مورد استناد قرار میدهند. نجف آبادی همچنین سخنان خامنهای در خطبههای نماز جمعه تهران در ۱۲ آبان ۱۳۶۱ را مورد اشاره قرار میدهد:
|
حتی مقام رهبری هم بنا بر نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی ما که ملهم از دین و اسلام است با انتخاب مردم انجام میگیرد. این مردمند که عالیترین مقام کشور ... یعنی رهبر را انتخاب میکنند، آنها میخواهند تا رهبر، رهبر شود...همه در نهایت به انتخاب مردم برمیگردند. |
هاشمی رفسنجانی نیز در حمایت از نظریه انتخاب به فرایند تعیین رهبر از سوی مجلس خبرگان اشاره میکند و میگوید:
|
بعضیها روی نظریه کشف تأکید کرده و می گفتند: نقش ما این است که آن چیزی را که در واقع متعیّن است، کشف کنیم. ولی من فکر میکنم ممکن است در هر زمانی تعداد زیادی از فقها باشند که صلاحیت داشته باشند، ولی نهایتاً باید یکی از آنها انتخاب شود... ممکن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد؛ یعنی اکثریت اعضای مجلس خبرگان به یک فرد رأی بدهند، اما در عین حال فرد اصلحی هم در جامعه وجود داشته باشد. در چنین صورتی طرفداران نظریه کشف چه میگویند، آنها باید بپذیرند فردی که انتخاب شده ولی امر واقعی نیست. |
ولایت مطلقه فقیه
بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه لازمه پذیرش حکومت اسلامی، روا داشتن اختیارات مطلق برای فقیهاست. فقیه، حاکم علی الاطلاق است و همه اختیارات امام معصوم شیعه را دارا است؛ زیرا ولایت مطلق، به معنای رعایت مصالح عام در سرپرستی جامعهاست و چون حوزه حکومت، مصالح عمومی را نیز در بر میگیرد، بدون ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام دین ممکن نیست.[۱۸]
به گفته سید علی خامنهای ، ولی فقیه تمام اختیارات پیامبر اسلام (حتی اختیار بر نفس و جان مسلمانان) را داراست و رای او بر نظر همه مردم و حتی سایر فقها برتری و رجحان دارد:
|
مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد دین حکومت و اداره امور جامعهاست، لذا همه طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسائل پیشرفت و شکوفائی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است. |
وی همچنین معتقد است که «اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات مردم، مقدم و حاکم است».
ولایت فقیه و قانون اساسی
ولایت فقیه پس از انقلاب ۵۷ با مصوبه مجلس خبرگان به قانون اساسی جمهوری اسلامی اضافه شد و روز بروز اختیاراتش افزایش یافت. به بیان دیگر ولایت فقیه در متون شیعه تداعی کننده «فقاهت فقیه» است، در حالیکه پس از انقلاب مقصود روح الله آیتالله خمینی و همفكرانش از کلمه «ولایت فقیه» در اختیار گرفتن حاکمیت سیاسی با تمام اختیاراتی است که برای پیامبر و امام معصوم در مذهب شیعه وجود دارد.[۲۱]
در پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی که در زمان دولت مهدی بازرگان تدوین شده بود اشارهای به ولایت فقیه نشده بود، آیتالله خمینی نیز بدون اشاره بدان ، پیش نویس را تایید کرد و با تصویب شورای انقلاب بجای رای گیری عمومی مجلس خبرگان به بررسی و تدوین نهایی قانون اساسی پرداخت. [۲۲] [۲۳] ولایت فقیه و مجلس خبرگان در مجلس ۷۵ نفرهای که ریاستش را دکتر بهشتی بر عهده داشت، به این پیشنویس اضافه شدهاند.[۲۴] گرچه اعضای مجلس خبرگان اطلاعات دقیقی از مذاکرات پشت پرده بدست ندادهاند ، اما بنا به متن رسمی مذاکرات (که در سال ۱۳۶۳ انتشار یافت) اول بار در جلسه سوم مجلس خبرگان سیدمحمد کیاوش نماینده خوزستان و پس از او عبدالرحمن حیدری نماینده ایلام و سپس حسن آیت به طرح موضوع پرداختند.
بنا به روایتی که ابوالحسن بنی صدر نقل میکند ، پس از آگاهی از آنکه مجلس خبرگان تصمیم دارد قانون اساسی را بر مبنای ولایت فقیه تنظیم کند، او به همراه ۷ تن دیگر از جمله آیتالله طالقانی ،عزت الله سحابی ، علی گلزاده غفوری ، آیتالله مکارم شیرازی[۲۵] ، نوربخش و مقدم مراغهای تصمیم به استعفا در اعتراض به این موضوع داشتند اما نهایتا ماندن در مجلس خبرگان و مخالفت با اصل ولایت فقیه را به مصلحت میبینند. بنا به روایت وی مرتضی حائری یزدی (فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم) نیز با ولایت فقیه مخالف بود اما به بهانه کسالت از مطرح کردن مخالفت خود خودداری کرد.به گفته بنی صدر مکارم شیرازی نیز سخت بر علیه ولایت فقیه سخنرانی کرد و گفت امروز روز سیاه تاریخ ایران است.
عزت الله سحابی میگوید آیتالله بهشتی نیز با ولایت فقیه مخالف بوده اما به وی گفتهاست :«الان شرایطی نیست که بتوانیم این مباحث را مطرح کنیم.» اما آنگونه که در متن منتشر شده از مذاکرات دیده میشود ، در جلسه رای گیری پیرامون ولایت فقیه پس از سخنرانی مهندس مقدم مراغهای در مخالفت با ولایت فقیه ، بهشتی در دفاع از آن سخنرانی کردهاست.
آنگونه که از سخنان هاشمی رفسنجانی بر میآید ،علت آنکه آیتالله خمینی و سایر روحانیون در ابتدا ولایت فقیه را در پیش نویس قانون اساسی وارد نکردند ، سردرگمی آنان از چگونگی طرح آن بودهاست ، نه آنکه آیتالله خمینی ولایت فقیه را مد نظر نداشتهاست. از سویی آیتالله خمینی طی سخنانی تاکید دارد که اختیارات ولی فقیه به مراتب بیش از این است و برای جلوگیری از انتقاد روشنفکران به این مقدار قناعت کردهاند.
در بازنگری قانون اساسی درسال ۶۸ شرط مرجعیت از شرایط ولی فقیه حذف و عبارت مطلقه اضافه و اختیارات وی گسترده تر شد. (اصل ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی)
نظرات مختلف پیرامون ولایت فقیه
گرچه مرجعیت فقیه به عنوان یک متخصص در علوم مذهبی و به معنای رسیدگی به امور مذهبی شیعیان توسط فقیه سابقه تاریخی دارد. ـ که آن هم هر فرد شیعه با اختیار و تحقیق خود به طور مجزا فقیهی واجد شرایط را به عنوان متخصص آن هم فقط در احکام دین، برای خود و نه برای دیگران به عنوان مرجع انتخاب میکند ـ اما لزوم حاکمیت سیاسی فقیه بر جامعه تا پیش از نظام جمهوری اسلامی مطرح نشده بود و با مخالفت مراجع عظام تقلید در زمان خود مواجه شد. همچنین منتظری بعنوان بانی اضافه شدن اصل ولایت فقیه به قانون اساسی جمهوری اسلامی و ارائه اختیارات گسترده به وی، در سالهای پایانی زندگیاش مخالف سرسخت آن بود.
- آیتالله سید کاظم شریعتمداری مخالف اختیارات نامحدود ولی فقیه بود و به اصل ۱۱۰ قانون اساسی رای نداد.
- آیتالله حسینعلی منتظری ولایت فقیه جامع الشرایط را تایید میکند ولی ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک میداند.
- آیتالله سید ابوالقاسم خویی نظریهٔ ولایت فقیه را یک «بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی» میدانستند. او میگوید: «ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمیشود. «ولایت» تنها به پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) اختصاص دارد. آنچه از روایات برای فقها، اثبات میشود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوایشان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون «ولایت» است ـ ندارند مگر در امور حسبیه[۳۴] و فقها در این محدوده «ولایت» دارند، اما نه به معنای ادعا شده [یعنی نه به معنای ولایت] بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش... بنابراین، آنچه برای فقیه، ثابت میباشد «جواز تصرف» است، نه «ولایت».
- آیتالله سید حسن طباطبایی قمی با نظریه ولایت فقیه مخالف بود. او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد.
- آیتالله سید علی سیستانی دربارهٔ ولایت فیقه چنین بیان میکند که ولایت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبیه خوانده میشود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.
- علامه محمدجواد مغنیه فقیه و مفسر قرآن لبنانی معتقد بود کسی که قائل به ولایت فقیه به این شکل باشد یا جاهل است و یا قصد بدعت در دین را دارد.
- آیتالله مرتضی مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی میگوید:«ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار گیرد و عملاً حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی ... نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم.... صتور مردم آن روز ـ دورهٔ مشروطیت ـ و نیز تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و ادارهٔ مملکت را بهدست گیرند...»
- علامه سید علی امین فقیه لبنانی، عذرخواهی آیتالله منتظری از مردم و اعتراض فرزندان انقلاب ایران و دوستان آیتالله خمینی به «ولی فقیه» را نشانه آن میداند که این نظریه آزمون خود را پس داده و در آزمون اجرا مردود شدهاست.
ویژگی های دوران نوجوانی
ویژگی های دوران نوجوانی
نوجوانی اغلب به دوره ای بین كودكی و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.
هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیكی ، روانی و اجتماعی دسته بندی كرد. از جمله آنها كه به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.
دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ای كه با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :
1 – نوجوانی ، یك دوره مهم به شمار می رود.
گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این كه سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیكن دوره ی نوجوانی ، یكی از دوره هایی است كه از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیكی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیكن نوجوانی از هر دو جهت مهم است.
2 – نوجوانی ، یك دوره ی انتقال ( برزخی ) است.
انتقال به معنی یك وقفه یا تغییر از آنچه كه قبلاً انجام شده نیست، بلكه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است كه آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه كه در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . كودكان در زمانی كه از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های كودكانه را كنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود كه ترك كرده اند.
به هرحال ، این مهم است كه درك كنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد.
در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه كودك و نه بزرگسال است. اگر مانند كودكان رفتار كند ، به او گفته می شود كه به مانند سن خودش عمل كند و اگر سعی كند نظیر بزرگسالان عمل كند ، اغلب متهم می شود كه برای شلوارهای كوتاه خود ، خیلی بزرگ شده و برای این تلاشی كه انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل كند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد كه فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند كه چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.
3 – نوجوانی ، یك دوره ی تغییر است.
میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی كه تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان كه تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند.
تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد كه در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:
نخست
آن كه ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد كه در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود.دوماین كه ، سرعت تغییراتی كه با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می كنند، احساسی كه اغلب با تدابیر مبهمی كه آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می كنند، تشدید می شود.
سوم ، تغییراتی است كه در بدن ، علائق و نقش هایی كه در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان كم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و كمتر از آنچه كه قبلاً تصور می كردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این كه آنها مسائلشان را حل كرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.
چهارم ، همچنان كه الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه كه در زمان كودكی برایشان مهم بود، اكنون كه در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، كمتر اهمیت پیدا می كند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی كه از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است كه سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اكنون به مسئله كیفیت ، بیشتر از كمیت، اهمیت می دهند.
پنجم این كه ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی كه همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.
4 – نوجوانی ، سنی مسئله آفرین است
گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است كه آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:
اول اینكه ، در سرتاسر دوره ی كودكی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی كه بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند.
دوم اینكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند كه خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و كوشش هایی را كه از جانب والدین و معلمان برای كمك به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند.
5 – نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است
در سراسر سن گروه گراییِ اواخر كودكی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان كه قبلاٌ اشاره شد ، كودكان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند كه تقریباً و در حد امكان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این كه شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.
6 – نوجوانی ، سن هراس است
بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد نوجوانان ( 13 تا 19 ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را كه باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت كرده است كه از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری كه در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.
7 – نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است
نوجوانان تمایل دارند كه به زندگی از ورای عینك سایه و روشن نگاه كنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند كه دوست دارند بهتر از آنچه كه هستند ، خود را باور كنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناكامی است و نوجوانان زمانی كه احساس كنند دیگران آنها را دست كم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.
با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفكر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور كلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها كمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی كه جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یكی از موقعیت هایی است كه آنها را در شادی های بیشتری كه خاص نوجوانان رشد یافته تر است ، مشاركت می دهد.
8 – نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است
همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا كنند كه نزدیك بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می كنند ولی با این حال تصور می كنند كه اینها كافی نیست. بنابراین ، روی رفتارهایشان متمركز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند كه این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.
هدفمند ی یارانه
مقدمه
رويكرد انتخاب عمومي از دهه 1960 به عنوان كاربرد روشهاي تحليلي اقتصاد در سياست معرفي شد و رقيب رويكرد ماليه عمومي سنتي در اقتصاد بخش عمومي شد. مهمترين فرض ماليه عمومي سنتي اين است كه سياستمداران و ديوانسالاران منتخب آنها در دولت ميخواهند رفاه اجتماعي را حداكثر كنند ولي نميدانند چگونه؟ بنابراين اين صاحبنظران اقتصادي هستند كه به آنها ميگويند چگونه با ماليات، يارانه و يا با مليسازي و مقرراتگذاري ميتوانند رفاه اجتماعي را حداكثر كنند.
ولي در رويكرد انتخاب عمومي بيان ميشود كه حتي اگر سياستمداران و ديوانسالاران از روش حداكثرسازي رفاه اجتماعي آگاه باشد احتمال دارد منافع آنها در چنين كاري نباشد. زيرا آنها نيز منافع شخصي خود را حداكثر ميكنند و قواعد اساسي و فرايندهاي سياسي و ديوانسالاري شايد به گونهاي باشد كه اين حداكثرسازي لزوماً به حداكثرسازي رفاه اجتماعي منجر نشود.
فروض رويكرد انتخاب عمومي را نميتوان درباره همه سياستمداران صادق دانست.{1} بلكه بحث درباره اين مسئله است كه چگونه ميتوان با اصلاح نهادهاي مرتبط از بروز زيانهاي چنين رفتاري در تصميمات جمعي جلوگيري كرد.
در اين مقاله برمبناي چند ابزار تحليلي مهم از رويكرد انتخاب عمومي، لايحه هدفمند كردن يارانهها ارزيابي ميشود. در قسمت اول، آثار ايجاد توهم مالي در لايحه دولت بحث ميشود؛ در قسمت دوم، مصاديق منافع خاص در لايحه مطرح ميشود؛ درقسمت سوم، نقش ديوانسالاران در لايحه تحليل ميشود و در قسمت چهارم بررسي ميشود كه تصويب اين لايحه در قواعد اساسي چه تغييراتي و به نفع چه كسي ايجاد ميكند و در پايان نتيجهگيري ارائه ميشود.
1. ايجاد توهم مالي
توهم مالي به اين مفهوم است كه با توجه گستردگي و متنوع بودن ماهيت دريافتيهاي دولت و خدمات دولتي، افراد جامعه به خوبي نميتوانند ارزش واقعي پرداختهاي خود به دولت و دريافتهاي خود از دولت را مشخص كنند. در اين شرايط، فرصت مناسبي در اختيار دولت قرار دارد كه به صورت تبليغاتي يا با مخفي نگه داشتن اطلاعات، ارزش خدمات خود به مردم را بيش از حد و ارزش دريافتي خود از مردم را كمتر از حد نشان دهد.
نگاهی به لایحه ارائه شده تحت «هدفمند كردن يارانهها» عنوان نشان می دهد دولت دراین لایحه سعي داشته توهم مالي ايجاد كند. لايحهاي كه با عنوان «يارانه» به مجلس شوراي اسلامي آمده است قطعاً لايحهاي براي دريافت «ماليات» از نفت خام، گاز و فرآوردههاي نفتي و افزايش قيمت محصولات دولتي است و پرداخت يارانه طبق اين لايحه فقط يك احتمال است. طبق پيشبينيهاي انجام شده، برمبناي سناريوي مورد نظر دولت حدود 390 هزار ميليارد ريال از مردم دريافت ميشود و پس از جبران قيمت تمام شده محصولات دولتي از مابقي (كه احتمالاً چيزي نخواهد ماند) فقط 60 درصد آن طبق ماده (5) لايحه به صورت نقدي يا خدمات دولتي به عنوان يارانه به مردم خواهد رسيد. ولي دولت براي ايجاد توهم از عنوان معكوس يعني يارانه براي لايحه استفاده كرده است. اين امر براي كمتر از حد نشان دادن بار مالي لايحه بر دوش مردم (به عمد يا غيرعمد) محقق شده است.
درحالي كه دولت درباره پرداخت نقدي يارانهها در جامعه تبليغات داشته، اما این موضوع را فقط در يكي از مواد لايحه و آن هم به صورت بسيار مبهم (در بند الف ماده 5 لايحه){2} مطرح كرده است. اين امر نيز براي بيش از حد نشان دادن خدمات دولتي براي مردم به عمد يا غيرعمد محقق شده است.
شايد اين ديوانسالاران مامور از طرف حاكمان براي پيشبرد تغييرات قانوني و اجرايي هستند كه براي پيشبرد اهداف خود به عناويني متوسل ميشوند كه با ماهيت واقعي آن اصلاحات متفاوت و حتي مغاير است. اين موضوع در قسمتهاي بعدي بحث ميشود.
2. نفع خاص
منفعت خاص در ادبيات انتخاب عمومي به اعتباراتي گفته ميشود عدهاي زياد مبلغ اندكي را ميپردازند و تبديل به مبلغ زيادي ميشود كه عدهاي اندك از آن استفاده ميكنند يا آن را تخصيص ميدهند. هرچند اين مفهوم را ميتوان براي بسياري از مصاديق به كار برد ولي در انتخاب عمومي براي مالياتها (بهويژه مالياتهاي با پايه گسترده) به كار ميرود. طبق لايحه هدفمند كردن يارانهها، دولت دو نوع ماليات خواهد گرفت:
اول، ماليات بر فروش نفت خام و گاز در داخل كه تاكنون فقط از نفت خام صادراتي دريافت كرده است و براساس نرخهايي تعيين شده كه در بودجههاي سالانه دولت (تبصره 11 بودجههاي قبل از 1387 و بند 7 بودجه 1386) به تصويب مجلس شوراي اسلامي ميرسيد. در كشورهاي ديگر به چنين دريافتهاي دولت «ماليات بر منابع طبيعي» گفته ميشود و چنين مالياتي از ساير منابع طبيعي نيز دريافت ميشود. طبق تبصره (1) ماده (1) اين لايحه{2} به دولت اجازه داده شده است كه از نفت خام مصرف داخلي نيز ماليات بگيرد بدون اين كه از عنوان ماليات استفاده كند. اين ماليات در واقع، ماليات بر داراييهاي اشتراكي ملت ايران است كه اگر فرض بر اين باشد كه تمام افراد اين نسل و نسلهاي بعدي ملت به طور مساوي از آن سهم دارند در نتيجه به عده بسيار زيادي مبلغ اندكي خواهد رسيد ولي اين سهمهاي اندك براي دولت، اعتبار بسيار زيادي خواهد شد كه تخصيص آن در اختيار 290 نماينده مجلس، يك رئيس جمهور، 21 وزير و چند مدير شركت دولتي است.
دوم، ماليات بر فروش كالاهاي خاص مانند سيگار، بنزين و ساير فرآوردهها، تلفن همراه و مانند آن يكي ديگر از مالياتهايي است كه پايه گستردهاي دارد و مبلغ اندك پرداختي توسط تعداد زيادي از افراد ميتواند منابع مالي قابل توجهي براي دولت فراهم كند. چنين مالياتي طبق قانون ماليات بر ارزش افزوده فقط بر انواع سيگار و محصولات دخاني (15 درصد)، انواع بنزين و سوخت هواپيما (30 درصد)، نفت سفيد و نفت گاز (10 درصد) و نفت كوره (5 درصد) تعيين شده است. اما دولت طبق ماده (2) لايحه اختيار تصميمگيري درباره دریافت و مصرف مهمترين قسمت اين ماليات را كسب خواهد كرد.
3. پوشش اهداف ديوانسالاران
نيسكانن به عنوان يكي از مهمترين نظریه پردازان رويكرد انتخاب عمومي معتقد است، ديوانسالاران در سازمانهاي دولتي تحت فرمان خود دنبال هدف حداكثرسازي حوزه قدرت خود هستند كه اين هدف با حداكثرسازي بودجه سازمان آنها محقق خواهد شد. آنها در اين فرايند همچون انحصارگراني عمل ميكنند كه محصول خود را نه بر مبناي قيمت بازاري بلكه به بالاترين قيمت ممكن به فروش خواهند رساند.
در لايحه پيشنهادي دولت چنين سازوكاري قابل مشاهده است. زيرا، دولت طبق اين لايحه خواسته است كه قيمت محصولات انحصاري خود را به قيمت تمامشدهاي كه ديوانسالاران ناكارا توليد كردهاند به فروش برساند. تاكنون ديوانسالاران مدير در شركتهاي توليدكننده اين محصولات، عمدتاً هدف حداكثرسازي بودجه خود را از طريق بودجه عمومي دولت محقق ساختهاند. ولي در سالهاي اخير بودجه دريافتي آنها از دولت بيش از حد زياد شده است بهطوري كه سهم عمدهاي از بودجه عمومي به آنها اختصاص می یابد. همچنين با بالا رفتن قيمت جهاني نفت خام، كسب ارزش نفت خام فروخته شده در داخل براي اين ديوانسالان بسيار وسوسهانگيز شد. اما هنگامي كه قيمت جهاني نفت خام از اواسط سال 1387 پايين آمد، به طوري كه منابع آنها از بودجه عمومي دولت نيز در هالهاي از ابهام قرار گرفت اين ديوانسالاران به تكاپو افتادهاند كه با افزايش قيمت محصولات انحصاري خود به اهداف خودشان دست يابند.
يكي ديگر از مصاديق لايحه درباره گسترش حوزه قدرت ديوانسالاران در دولت كه بهويژه در چند سال اخير نمود بيشتري يافته است راهاندازي يك واحد دولتي ديگر با عنوان «صندوق هدفمند كردن يارانهها» در ماده (9) لايحه است. اين صندوق از لحاظ كاركردي و ماهيت حقوقي موردنظر اين ديوانسالارن شبيه به صندوق مهر امام رضا (ع) و ستاد اجرايي طرح سهام عدالت است كه در سالهاي اخير با هدف توزيع اعتباراتي بين مردم تأسيس شدند وهمگی در یک موضوع یعنی حداكثرسازي حوزه قدرت دیوانسالاران مشترک اند.
4. اضمحلال قانون اساسي
يكي از مهمترين مباحث انتخاب عمومي شكلگيري و اضمحلال قواعد اساسي در جوامع است. بوكنن (برنده نوبل اقتصاد در سال 1986) بيان ميكند كه وظيفه اقتصاددانان اين است كه قواعد شكلگيري سياستهاي دولت را تحليل كنند نه نتايج احتمالي اين سياستها را و مهمترين قواعد براي تحليل، قواعد اساسي است. علاوه بر شكلگيري يكي از مباحث آنها نحوه اضمحلال قواعد اساسي است. طبق اين بحث، معمولا كساني كه براساس قانون اساسي به قدرت ميرسند در پي تغيير قانون اساسي به نفع خود هستند. اين موضوع را ميتوان در فرازهايي از لايحه پيشنهادي دولت مشاهده كرد.
همانطور كه تشريح شد دولت طبق تبصره (1) ماده (1) لايحه اجازه خواهد داشت كه از نفت خام مصرف داخلي نيز ماليات بگيرد بدون اين كه از عنوان ماليات استفاده كند. اين كار دولت به دليل اين است كه اگر دولت، اعتبارات حاصل از افزايش قيمت نفت خام فروخته شده در داخل را با عنوان ماليات از پالايشگاهها دريافت كند از لحاظ قانون اساسي محدوديتهايي برايش ايجاد ميشود: الف، وضع مالياتها طبق اصل 51 قانون اساسي بايد به موجب قانون مصوب مجلس باشد. ب، اگر دريافتي دولت از اين محل عنوان ماليات بگيرد بايد طبق اصل 53 قانون اساسي در خزانه متمركز شود، درحاليكه با سازوكار پيشنهادي دولت در لایحه ارائه شده، اين دريافتي يا در بانك مركزي، يا شركت ملي نفت و يا در صندوق ماده (13) لايحه متمركز خواهد شد كه قواعد نظارتي متفاوت با خزانه دارند.
دولت در تبصره ماده (2) لايحه خواسته است كه اختيار وضع ماليات بر كالاهاي خاص را بر عهده گيرد و در ماده (14) نيز اختيار تعيين معافيت مالياتي را درخواست كرده است. اين خواستهها نيز اصل 51 قانون اساسي را به نفع دولت تفسير ميكند.
در ماده (9) لايحه آمده است كه «صندوق هدفمند كردن يارانهها توسط هيئت امنايي به رياست رئيس جمهور (يا معاون اول وي) و مركب از وزير امور اقتصادي و دارايي، وزير رفاه و تامين اجتماعي و معاون برنامهريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور ... به صورت موسسه عمومي غيردولتي اداره ميشود». چنين صندوقي اين هدف را محقق خواهد كرد كه تخصيص اعتبارات موجود در اين صندوق لازم نيست طبق اصل 53 قانون اساسي توسط مجلس به تصويب برسد بلكه طبق تبصره (2) ماده (9) با تصويب هيئت امنا تخصيص خواهد يافت.
5. نتيجهگيري
در اين مقاله برمبناي چند ابزار تحليلي مهم از رويكرد انتخاب عمومي، لايحه هدفمند كردن يارانهها ارزيابي شد. دولت در اين لايحه با ايجاد توهم مالي سعي دارد كه «پايه مالياتي» گسترهاي ايجاد كند ولي لايحهاي با عنوان «يارانه» به مجلس آورده است؛ مالياتهايي كه در اين لايحه پيشبيني شده مصداقي از منافع خاص است يعني عده زيادي آن را ميپردازند ولي منافع آن براي گروه اندكي خواهد بود؛ منافع لايحه ميتواند اهداف ديوانسالاران براي افزايش بودجه سال 1388 را پوشش دهد درحالي كه دولت، سال آينده تنگناي مالي بزرگي دارد؛ دولت با اين لايحه سعي دارد قواعد اساسي را به نفع خود تغيير دهد.
در شكلگيري تصميمات جمعي، اشخاص بسياري با اهداف و قدرت متفاوت حضور دارند. اين امر كه در يك تصميم جمعي، حداكثرسازي منافع جمع بايد اهميت داشته باشد بر كسي پوشيده نيست ولي لزوماً در تصميمگيريهاي جمعي اين هدف متعالي محقق نميشود. هدف از اين تحليل اين بود كه نشان دهد مسائلي در فرايند تصميمگيري درباره لايحه هدفمند كردن يارانهها وجود دارد كه هرچند اهداف سياستمداران و بهويژه ديوانسالاران منتخب آنها را برآورده ميكند ولي شايد منافع جمعي را برآورده نكند. در اين راه، اين اشخاص به ابزاري مانند ايجاد توهم مالي، گسترش منافع خاص و اضمحلال قانون اساسي متوسل شدهاند تا اهداف ديوانسالارنه خود را برآورده كنند.
اقتصاددانان در رويكرد انتخاب عمومي بيش از آن كه به سياستمداران و ديوانسالاران مشاوره (مجاني يا پولي) بدهند بايد به جامعه مشاوره دهند تا افراد در دولت از اطلاعات ناقص و بياطلاعي عقلايي شهروندان سوء استفاده نكنند. بنابراين، بهتر است همراه با تحليل نتايج احتمالي تصميمات احتمالي دولت، نحوه شكلگيري اين تصميمات نيز تشريح شود.
****************************
پاورقی:
* دانشجوي دكتري اقتصاد دانشگاه تهران
1. . Bohm (1987)
2. الف) كمك مستقيم و در قالب پرداخت نقدي و يا غيرنقدي يا واگذاري سهام از جمله سهام قابل عرضه در بورس بر حسب اختيار به خانوارهاي جامعه هدف.
3. تبصره 1- قيمت فروش نفت خام به پالايشگاههاي داخلي حداقل 95 درصد قيمت فوب خليج فارس تعيين ميشود و قيمت فرآوردهها متناسب با آن تعيين ميشود ...
4. ماده 2- دولت مجاز است براي مديريت آثار نوسان قيمتهاي بينالمللي حاملهاي انرژي بر اقتصاد ملي، ماليات بر مصرف انرژي را متناسب با اين عوامل تعيين و اخذ نموده و همچنين از طريق تعيين و اخذ عوارض و با اخذ مابهالتفاوت و يا پرداخت يارانه اقدام نمايد. وجوه حاصل از اين ماده در اختيار صندوق موضوع ماده (9) اين قانون براي مصرف در امور موضوع اين قانون قرار ميگيرد.
5. Niskanen
6. Buchanan
7. هيچ نوع ماليات وضع نميشود مگر به موجب قانون. موارد معافيت و بخشودگي و تخفيف مالياتي به موجب قانون مشخص ميشود – اصل 51 قانون اساسی.
8. كليه دريافتهاي دولت در حسابهاي خزانه داري كل متمركز ميشود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام ميگيرد.
9. بودجه سالانه كل كشور به ترتيبي كه در قانون مقرر ميشود از طرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم ميگردد. هر گونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.
10. تبصره 2- صددرصد وجوه واريزي به صندوق به شرح سرفصلهاي مندرج در مواد (5)، (6) و (8) اين قانون با تصويب هيئت امناء اختصاص مييابد.
هرس
هرس
هرس به معنای بریدن و کوتاه نمودن شاخه های درختان و درختچه هاست. این کار باعث تقویت نهال گشته و عمر آن را طولانی می کند. به وسیله هرس می توانید درختان را هر طور که مایلید با سلیقه خودتان فرم بدهید
تا شکل مناسب پیدا کنند.
زمان مناسب:
اواخر پاییز یا اواخر زمستان، زمان مناسبی برای هرس درختان و درختچه هاست.
درختان میوه مانند سیب و گلابی را بعد از برداشت میوه هرس کنید. اگر تا پایان پاییز یا اوایل زمستان فرصت کافی برای این کار نیافتید، اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درخت از خواب زمستانه به این کار اقدام نمایید.
هرس درختان و درختچه های
زینتی:
همان طور که گفته شد در گیاهان زینتی هدف هرس، تربیت شاخه ها و ایجاد فرم مناسب است. مثلاً درختان بالا رونده را لازم است طوری هرس کنیم که به قیم یا داربست تکیه زده و در مسیر خود بالا بروند.
با قطع نوک شاخه های شمشاد آنها را صاف و یکدست کنید و به درختان سوزنی برگ، فرم دلخواه بدهید. بسیاری از سوزنی برگها قابلیت طبقه طبقه شدن را دارند. در صورتی که مایل باشید می توانید آن را به شکل مطبق در آورید. (شکل 1)
روش هرس:
بسیاری از شاخه های درختان در کنار یکدیگر رشد می کنند. در این صورت ممکن است به هم بپیچند و برای سایر شاخه ها ایجاد مزاحمت کنند.
از دو شاخه مجاور هم یکی را که ضعیف تر از دیگری است یا در قسمت داخل قرار گرفته حذف کنید. همه شاخه ها باید امکان استفاده از نور و هوای کافی را داشته باشند. (شکل 2)
بعضی از شاخه ها از تنه درخت خارج شده و به صورت عمودی رشد می کنند. این شاخه ها که اصطلاحا (نَرَک) گفته می شوند نه تنها میوه
تولید نمی کنند بلکه برای شاخه های بار دهنده مزاحمت زیادی ایجاد می کنند. شاخه های نرک را حذف کنید. (شکل 3)
حذف کلیه پاجوشها و شاخه های نرک به رشد بهتر و تقویت درخت کمک می کند.
هر قدر شاخه های جانبی نهال بیشتر هرس شود تنه اصلی بهتر رشد نموده و درخت، بلندتر خواهد شد.
برای اینکه درخت کوتاه گشته و گسترش جانبی پیدا کند قسمتی از بالای تنه اصلی را قطع کنید. در درختان خزان پذیر، هرس را از سال اول شروع کنید. در سال اول فقط دو بازو روی تنه اصلی نگهداری نموده و بقیه شاخه ها را حذف کنید. سال بعد به اندازه یک سوم از طول قسمت تازه رشد کرده را قطع کنید. همچنین کلیه شاخه هایی را که از کنار یکدیگر عبور نموده اند، شاخه های بیمار و آفت زده و قسمتهایی را که مورد تهاجم سوسکهای چوبخوار قرار گرفته اند، ببرید.
هفته سلامت و سالروز جهاني بهداشت گرامي باد
هفته سلامت و سالروز جهاني بهداشت گرامي باد
با توجه به اهميت «سلامتي» در زندگي انسانها و نقشي كه «انسان سالم» مي تواند در شكل دهي «جامعه سالم» داشته باشد، تعيين زماني خاص براي تكريم فعاليتهاي دست اندركاران بهداشت و درمان ضروري به نظر مي رسد، لذا به همين مناسبت «هفته سلامت» از 18 تا 24 فروردين 1382 برگزار خواهد شد. يكي از برنامه هاي اين هفته، برگزاري «جشن سلامتي» يا گراميداشت سلامتي است.«جشن سلامتي» به مضمون تأمين سلامتــي مردم با ريشه كني و در نهايت حذف يك نوع بيماري خواهد بود.
شعار امسال سازمان جهاني بهداشت براي بزرگداشت اين روز (محيط زيست سالم ـ كودك سالم ) مي باشد.
در انتخاب اين شعار فاكتورهاي متعددي دخيل بوده است ولي مهمترين مسأله اين است كه وقتي به محيط زيست سالم اشاره مي كنيم ارتقاي بهداشت در تمامي زمينه ها مدنظر قرار مي گيرد. محيط زيست سالم به صورت واضح در زندگي انسان از ابتداي دوران كودكي تأثير دارد، چرا كه كودكان ايمني كمتري داشته و در ابتداي زندگي در محاصره عوامل مخاطره آميز هستند و اين عوامل در سراسر زندگي آنها را تهديد مي كند.
در حالـــــي كه كودك رشد مي كند عوامل خطرزا در تمام محيط ها (محيط زندگي، محل درس خواندن، محل بازي) حال و آينده وي را تهديد مي كند.
لذا درك ما از موضوع محيط زيست سالم نبايد فقط محدود به آب و هواي سالم باشد، بلكه بايد شامل خانه سالم، تغذيه سالم، محل كار سالم، مدارس سالم همراه با وابستگي هاي اجتماعي سالم باشد.
پس مي توان گفت شعار امسال روز جهاني بهداشت بر اساس اين جمله مي باشد: « زندگي آينده مان را با ايجاد محيط هاي سالم براي كودكان بنا كنيم.»
اهداف بزرگداشت هفته سلامت
1 ـ بزرگداشت اهميت فعاليتهاي بهداشتي و درماني و تقدير از فعالان حوزه هاي مذكور
2 ـ تبييــن اهميــــت سلامتـــي ( بهداشت و درمان ) در برقراري «توسعه پايدار»
3 ـ جلب مشاركت و همكاري عمومي در راستاي توجه به نقش سلامتي و پيشگيري براي داشتن جامعه اي سالم
4 ـ تبيين انسان سالم، به عنوان محور توسعه پايدار
5 ـ جلب همكاريهاي بين بخشي
6 ـ جلب مشاركت مردم
7 ـ تأكيد بر اصلاح روش هاي زندگي براي تأمين سلامتي مردم.
فعاليت هاي متعددي را مي توان براي بزرگداشت آن روز پيش بيني كرد:
ـ برگزاري مسابقات ورزشي در محلهاي خاص كه بيانگر محيط سالم باشد، در اين مسابقات گروههاي مختلف مردمي و مسؤولان مملكتي مي توانند شركت نمايند.
ـ چاپ تمبر مخصوص اين روز با شعار روز جهاني بهداشت
ـ برگزاري سخنرانيها، كنفرانسها، نشستهاي علمي در اين روز و بحث و گفتگو در مورد مقوله بهداشت و فرهنگ مؤثر در محيط زيست سالم بخصوص در محلهاي اجتماع مردمي مثل استاديومهاي ورزشي.
ـ سازماندهي بسيج محيط زيست سالم در باشگاههاي ورزشي، دانشگاهها با انجام برنامه هاي علمي، هنري و ورزشي.
ـ تشويق و ترغيب سازمانهاي غيردولتي جهت شركت در بزرگداشت اين روز
ـ وزارت آموزش و پرورش ( قسمت سلامت ) حداقل يك ساعت را در روز جهاني بهداشت يا طي هفته آينده آن در مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستانها اختصاص دهد و در مورد كليه موارد محيط زيست سالم خصوصاً آب آشاميدني سالم و تهويه خوب براي دانش آموزان بحث شود.
ـ سازمان محيط زيست مي تواند فعاليتهاي متفاوتي را ارايه دهد. مثلاً درختكاري در آن روز به عنوان الگويي براي ايجاد محيط سالم انجام شود و شعارشـــــان براي آن روز مي تواند به صورت اين جمله باشد: كاشت يك درخت براي محيط زيست سالم.
ـ تأكيد روحانيون در مساجد و كشيش ها در كليساها در مورد محيط زيست سالم و تميز در نماز جمعه روز 4 آوريل و در كليساها روز يكشنبه 6 آوريل 2003 … )
ـ برگزاري مسابقات بهداشتي در كشور با موضوع روز جهاني بهداشت براي دانش آموزان مدارس و تشويق دانش آموزان جهت شركت گسترده در اين مسابقه و ارســال به دبيرخانه دفتر مركزي مديترانه شرقي، در قاهره ـ مصر.
ـ ارايه ايده هاي نو براي بزرگداشت و برگزاري هر چه بهتر اين روز و ارسال آن به حوزه معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان مزيد امتنان مي باشد
هفته سلامت،
هفته سلامت، به سلامت
خبرگزاري فارس: هفته سلامت، امسال با برنامههاي نمادين و شعار جهاني «شهرنشيني و سلامت» به پايان رسيد اما حكايت مشكلات تأمين سلامت مردم همچنان باقي است.
مراسم هفته سلامت، امسال هم مانند هر سال با توجه به روز جهاني بهداشت در 7 آوريل يا 24 فروردين از 18 تا 24 فروردين در سراسر كشور برگزار شد. سازمان بهداشت جهاني شعار امسال اين روز را براي توجه دادن كشورها به موضوع مخاطرات زندگي شهري « شهرنشيني و سلامت» نامگذاري كرد و وزارت بهداشت كشورمان نيز بر همين اساس روزهاي اين هفته را نامگذاري كرد.
جامعه سالم- مدارس مروج سلامت؛ جامعه ايمن- رانندگي ايمن؛ شهر سالم- ورزش همگاني و پياده روي خانوادگي؛ جامعه سالم- تغذيه سالم و امنيت غذايي؛ شهر سالم، همكاريهاي بين بخشي و اجتماعي و شهر سالم هواي سالم و عاري از دخانيات، نامهايي بود كه دستگاه متولي سلامت كشور براي روزهاي اين هفته انتخاب كرد تا به طور نمادين به هر يك از اين مسائل در اين هفته پرداخته شود.
نشستهاي خبري و مراسم مختلفي با حضور مسئولان وزارت بهداشت در اين هفته برگزار شد، مرضيه وحيد دستجردي، وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در اين مراسم وعده داد كه طرح پزشك خانواده كه به علت اختلاف نظر با وزارت رفاه هنوز بعد از 5 سال در شهرها اجرايي نشده است، امسال در شهرهاي زير 50 هزار نفر اجرا ميشود. همچنين اولويت امسال نظام سلامت را علاوه بر اجراي اين طرح ملي، افزايش رضايتمندي مردم از خدمات درماني به خصوص بهبود اورژانسهاي بيمارستاني و استاندارد سازي خدمات بيمارستانها اعلام كرد.
اولين وزير زن نظام جمهوري اسلامي ايران كه سكان مديريت نظام سلامت كشور را به عهده گرفته است در هفته سلامت به مردم توصيه كرد كه براي ارتقاي سلامت خود به تغيير سبك زندگي بپردازند، مصرف نمك را كاهش دهند، روزي 30 دقيقه ورزش كنند، مصرف روغنهاي جامد اشباع را به حداقل برسانند. او افزايش بيماريهاي غير واگير به خصوص بيماريهاي قلبي و سرطان را مهمترين چالش نظام سلامت اعلام كرد و هشدار داد كه با اين روند، بيماريهاي قلبي كه اكنون رتبه اول بار بيماريها در كشور است طي 10 سال آينده 2 برابر و ميزان بيماران مبتلا به سرطان در اين مدت 3 برابر ميشود.
وزير بهداشت گفت كه براي رسيدن به اهداف اعلام شده همكاري وزارت بهداشت و رفاه براي اجراي طرح ملي پزشك خانواده حاصل شده و حتماً اين طرح امسال در شهرها اجرا ميشود تا اين افراد به عنوان نگهبانان سلامت مردم، حافظ آنان باشند. آموزش دهند. راهنمايي كنند و از مراجعه غير ضرور مردم به پزشك متخصص، سردرگمي، هزينههاي اضافي و مصرف بي رويه دارو كه خود عامل بسياري از بيماريها و ناتوانيهاست، جلوگيري كنند.
به همين خاطر هم بود كه وحيد دستجردي گفت، امسال آموزش عمومي مردم براي ارتقاي سلامت اولويت مهم اين وزارتخانه است كه البته هنوز برنامه مشخصي در اين زمينه اعلام نشده است.
هفته سلامت تمام شد و سخنرانيها به پايان رسيد اما چالشهاي مهم نظام سلامت به قوت خود باقي است، بيماريهاي غير واگير رو به فزون است، مصرف بي رويه و بسيار بيش از حد مجاز روغنهاي جامد، غذاهاي آماده، نمك، شكر، نوشابههاي گازدار قندي و دخانيات ادامه دارد. توزيع مواد غذايي غير بهداشتي در اغذيه فروشيهاي شهري و برون شهري ادامه دارد و نظارت مناسبي بر عملكرد آنها كه عامل مهم بروز بيماريهاي حاد و مزمن است ادامه دارد. حاشيهنشينان از خدمات مناسب بهداشتي و درماني برخوردار نيستند. مسئله آلودگي هوا و بيماريهاي ناشي از آن لاينحل مانده است. سرطان با هزينههاي گران درمان و داروهاي آن كمر ميشكند، استانداردهاي نور، هوا، صوت و ارگونومي در اماكن شغلي موضوعي تجملي و فراموش شده است. تصادفات رانندگي سالانه 23 هزار نفر را ميكشد، بيش از 200 هزار نفر را راهي بيمارستان ميكند و بيش از 2 هزار قطع نخاعي بر جا ميگذارد.
ميزان رضايتمندي مردم از بيمارستانها رضايتبخش نيست، مردم براي گرفتن خدمت مناسب در مراكز قابل قبول دولتي بايد مدتها در نوبت بمانند و بماند حرف و حديثها و كج خلقيهايي كه بايد در هنگام گرفتن خدمت تحمل كنند، هزينههاي دريافت خدمات مناسب در بخش خصوصي هم كه در توان پرداخت همه نيست.
قانون برنامه توسعه چهارم براي حل برخي از اين مشكلات تكاليفي را براي متوليان نظام سلامت الزام كرده بود. قرار بود، طرح پزشك خانواده در سراسر كشور اجرا شود. سطح بندي خدمات پزشكي و نظام ارجاع اجرا شود، با همكاري بين بخشي با نيروي انتظامي، صنايع خودروسازي و وزارت راه تعداد مصدومان و فوتيهاي تصادفات نصف شود. بيمارستانها و مراكز بهداشتي و درماني كشور استانداردسازي و رتبهبندي شوند. ميزان پرداخت از جيب مردم به 30 درصد كاهش يابد. براي تأمين امنيت و سلامت غذايي مردم، سبدغذايي مطلوب ايرانيان تعريف و اجرايي شود. بار بيماريهاي رواني و اعتياد در جامعه كم شود و بهرهوري خدمات نظام سلامت افزايش يابد.
5 سال گذشت و بسياري از مواد اين قانون عملي نشد يا نيمه تمام ماند. هزاران دليل براي نرسيدن به اين اهداف عنوان شد. كسري بودجه و نبود اعتبار و امكانات، ضعف مديريت، ناهماهنگي بين مديران و دستگاههاي اجرايي، تعريف نشدن مسئول و متولي واحد سلامت ايرانيان در كشور و وجود جزاير پراكنده، سرانه درمان پايين، واقعي نبودن تعرفههاي پزشكي، تخلفات برخي از افراد در جامعه پزشكي و نبود نظارت موثر در اين زمينه و هزاران دليل ديگر.
اكنون با گذشت هفته سلامتي ديگر با نيم نگاهي به گذشته و افزايش انتظاراتي كه به علت وجود اين تجارت تلخ و درس آموز به دست آمده است بايد ديد آينده چگونه خواهد بود به خصوص اينكه مرضيه وحيد دستجردي، وزير بهداشت خود گفته است بايد از تعارف كم كنيم و بر مبلغ اضافه كنيم.
هفته کاهش بلایای طبیعی
هفته کاهش بلایای طبیعی از 18 لغایت 24 مهرماه و با توجه به موضوع شعار جهانی بلایای طبیعی با عنوان " کاهش خطر پذیری در مناطق شهری و برگشت پذیری شهرها در مقابل حوادث " برگزار می شود.
این مناسبت فرصت خوبی است که مدیریت شهری و شهرداریها در زمینه معرفی و ارائه آمار عملکرد شهرداری و سازمانهای وابسته در زمینه های مرتبط با حوادث و مدیریت بحران نظیر برنامه های آموزشی و پیشگیری و احداث و راه اندازی پروژه های عمرانی ، معرفی طرحها و پروژه های شاخص در زمینه کاهش آسیب پذیری شهری در برابر حوادث و برگزاری نمایشگاهها و جشنواره های مرتبط با سوانح و بلایای طبیعی در اماکن عمومی از طریق رسانه های خبری برنامه ریزی و اقدام لازم را به عمل آورند .
وقوع حوادث و سوانح متعدد از جمله زلزله های مهیب، سیل، طوفان های فصلی،خشکسالی، رانشهای مکرر زمین ، بارش برف سنگین و موج سرما و یخبندان، آتش سوزی های وسیع جنگلها، حوادث شهری و سایر حوادث گوناگون در کشور باعث شده ایران یکی از 10 کشور آسیب پذیر جهان از حیث وقوع حوادث طبیعی محسوب شود.
با توجه به اینکه شهرهای کشور که 70 درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده اند بیشترین آسیب پذیری را در زمان وقوع هر یک از حوادث و سوانح دارا می باشند لذا وقوع حوادث طبیعی و انسان ساخت علاوه بر بروز تلفات انسانی، موجب آسیب و خسارتهای سنگین بر ساخت و سازهای شهری، تأسیسات زیربنائی، اماکن مسکونی و تجاری و کارخانجات همچنین امنیت روحی، روانی و اقتصادی مردم را نیز به خطر می اندازد. بنابراین به نظر می رسد نقش شهرداریها در این زمینه باید برجسته تر گردد و در شهرهای بزرگ محور اصلی مدیریت بحران و اقدامات مرتبط با کاهش بلایا باید شهرداریها باشند.
مدیریت شهری در سرتاسر کشور ناگزیر است برای کاهش اثرات بلایای طبیعی در شهرها، از کارایی بسیار بالایی برخوردار باشد و آن را با گذشت زمان افزایش دهد. همچنین، همواره روش های مدیریت و فناوری های موجود را به ویژه در مورد ایمن سازی خدمات تأسیسات و ساختمانهای شهر بهبود بخشد و به هنگام نماید .
ابعاد وسیع خسارات و تلفات ناشی از بلایای طبیعی در شهرهای گوناگون جهان سبب شده است پژوهش های کاربردی گسترده ای در زمینه بهینه کردن ایمن سازی شهرها انجام گیرد. از سوی دیگر، روش های مقابله با بلایای طبیعی و ایمن سازی شهرها، افزایش کارایی روش های مقابله با بلایای طبیعی و ایمن سازی شهری را ضرورت بخشیده است. بنابراین آشکار است که پژوهش های کاربردی در امور مربوط به ایمن سازی شهرها در برابر بلایای طبیعی سبب افزایش ابتکارات در طراحی ها و یافتن بهترین سیاست ها و کارآترین و با صرفه ترین روشها و فناوری ها خواهد شد .
برای دستیابی به این هدف، گنجاندن برنامه های کاهش آسیب پذیری شهروندان و جامعه که در معرض مخاطرات و بلایای طبیعی هستند در طرح های توسعه شهری ضرورت دارد.
خوشبختانه در سالهای اخیر مدیریت بحران و ایمن سازی شهرهای کشور مورد توجه قرار گرفته است، زیرا مدیریت شهری کشور ناگزیر است برای کاهش اثرات بلایای طبیعی در شهرها منسجم تر و کارآتر از گذشته عمل نماید و روش های مدیریت و فناوری های مرتبط با ایمن سازی خدمات تأسیسات و ساختمانهای شهر را دائماٌ بهبود بخشد و به روز نماید.
در این راستا، در طرح های توسعه شهری، کاهش آسیب پذیری شهروندان و جامعه در معرض مخاطرات و بلایا ضرورت دارد. بنابراین، برای توسعه پایدار، نخست شهرها باید در جهت بقای سالم خود بکوشند. با همین دیدگاه است که باید شهرها و شهروندان را با شیوه های ارتقای آمادگی از جمله مانورهای مقابله با بحران در مقابل بلایای طبیعی و حوادث و ارائه آموزشهای کاربردی به خانواده ها به ویزه زنان و جوانان توانمند و استوار نمود تا بتوانند به حیات و رشدشان ادامه دهند.
از سوی دیگر، افزایش آگاهی مردم در مورد خطرات ناشی از بلایای طبیعی و ایجاد تغییرات در رفتار مردم ضرورت دارد. شهروندان باید اعتقاد پیدا کنند که با فراگیری آموزش های مناسب، می توانند خود را طوری سازماندهی نمایند که در مقابل بلایای طبیعی،پیش گیری و خودامدادی نمایند.
همچنین برای ایمن سازی شهرها در مقابل بلایای طبیعی، فرهنگ ایمن سازی شهرها باید گسترش یابد. بدیهی است در اجرای سیاست های ایمن سازی شهرها، مردم، مدیران شهری و مسئولان دولتی نیز باید مشارکت و تعهد کافی داشته و همچنین دانش لازم را کسب نمایند.
از پیش مشخص کردن نقش و مسئولیت های مدیران شهری بر اساس برنامه های جامع مدیریت بحران بلایای طبیعی در سطح شهرداری ها، استانداری ها و سایر دستگاههای مرتبط در کشور از جمله اولویتهای مهم در این بخش است .
در سطح مناطق شهرداری نیز، هسته های مدیریت بحران نقش و اهمیت بسزائی داشته و در هنگام رویداد واقعه می بایست بصورت عملیاتی در کوتاهترین زمان ممکن وارد عملیات امداد و نجات گردند.
آماده سازی شهروندان برای مقابله با بلایای طبیعی عامل مهم دیگر در این زمینه است که بر اساس آن اعضای جامعه شهری را باید از مسئولیت خود برای حفاظت از خودآگاه ساخت. باید با تبلیغات و آموزش باید سطح آگاهی مردم را نسبت به ریسک های بلایای طبیعی بالا برد؛ افزون براین، باید آنها را در مورد اقدامات و آمادگی و ایمن سازی در مقابله با بلایای طبیعی آموزش و مشارکت داد که در این بین انجام مانورهای شهری از اهمیت خاصی برخودار است.
فرهنگسازی برای مقابله با سوانح و بلایای طبیعی باید از سنین کودکی آغاز شود تا بتوان در سایر سطوح جامعه آن را تعمیم داد. علت اینکه هنوز آنطور که باید توفیق لازم برای نهادینهسازی جهت آمادگی و مقابله با حوادث طبیعی در جامعه ایجاد نشده این است که باید آموزشها از سنین پایین آغاز شود.
با توجه به اینکه بیشترین آسیبپذیریها در زمان حوادث در سنین پایین است، لذا آموزش قشر نوجوان در مدارس بسیار با اهمیت است .
هزینههایی که برای برگزاری این مانورها و انتقال آموزشهای لازم انجام میگیرد در واقع سرمایهگذاری برای پیشگیری از تدوام آسیبپذیری هموطنان در مواقع بحران و سوانح بعدی است.
همچنین مستند سازی اصولی و صحیح رویدادهای مربوط به این مانور از سوی دستگاههای دست اندرکار میتواند فعالیتهای مختلف و رفتارهای مناسب برای مقابله با حوادث را در معرض استفاده همگان قرار دهد.
در این عرصه نقش تشکل های مردمی و خانواده ها به ویزه زنان و جوانان را در پیشگیری و کنترل حوادث و سوانح مهم است و تشکل های مردمی و خانواده ها می توانند به عنوان بازوی توانمند شهرداریها در زمینه کنترل و پیشگیری از وقوع حوادث و سوانح انجام وظیفه نمایند .
همچنین نقش آموزش همگانی که از جمله وظایف عمده شهرداریها در این موضوع است بسیار با اهمیت است و این آموزش ها را می توان تعاملی دو جانبه جهت مداخله مؤثر در کاهش مخاطرات و افزایش ایمنی شهری محسوب کرد
پیامبران
هَلِْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذینَ لایَعْلَمُونَ
آیا آنان که به سلاح علم مجهزند و افرادی که با جهل ونادانی دست به گریبانند با هم برابرند؟
پیامبران از چه طریقی راه کمال را در برابر انسان ها قرار دادند
١- رابطه علم با رشد و کمال و پیشرفت انسان چیست؟
٢-آیا بدون علم می توان به مراتب انسانی دست پیدا کرد ؟
٣- پیامبران از چه طریقی راه کمال را برای انسان ها قرار دادند؟
1- دریافت وحی و رساندن آن به مردم
3-ولایت و سرپرستی جامعه برای اجرای قوانین الهی
بران از چه طريقي راه کمال را در برابر انسان ها قرار دادند ؟
|
همانگونه که آفرينش موجودات از خداي متعال است. ادامه ي هستي و پرورش و رشد و هدايت آنها نيز وابسته به اوست. همه موجودات از اين هدايت الهي برخوردارند و هدايتگر همه ي آنها در مسير تکامل، خداي جهان آفرين است . خدايي که مايه ي حرکت و راه يابي و رشد و کمال را در وجود اين موجودات نهاده است. اين هدايت يک هدايت عمومي است. |
|
سه اصل اساسي : |
|
بسياري از پيامبران دين و شريعت ويژه اي نداشته و شريعت پيامبران بزرگ پيش از خود را ترويج مي کرده اند. بايد دانست که حقيقت و اصول اديان پيامبران يکي بوده و همه ي آنان انسانها را به سوي يک هدف دعوت کرده اند و برنامه ي واحدي داشته اند. همه اديان آسماني بر اين سه اصل استوارند: |
|
ويژگي هاي پيامبران |
|
همانطور که مي دانيد پيامبر از جهت جسم و تن همانند ديگرانسانهاست. پيامبران از جنبه ي روح و نفس، درک حقايق و معارف دين از انسانهاي ديگر به مراتب بالاتر است. |
|
2 – عصمت از گناه و اشتباه : |
|
پيامبران از هر گونه گناه آلودگي معصوم بودند. دليل اين عصمت و پيراستگي وجود معرفت و بينش عميقي بود که خداي متعال به آنان عنايت کرده بود. آنان زشتي و پليدي گناه را به روشني درک مي کردند و به همين دليل، هرگز خود را به گناه و عصيان نمي آلودند . پيامبران در گفتار، صادق و در عمل و رفتار کاملاً دقيق و درستکار بودند. آنها در دريافت ابلاغ وي هم معصوم بودند. يعني پيام و وحي الهي را به درستي و کمال دريافت مي نمودند و آن را به درستي و کمال به مردم ابلاغ مي کردند. در رهبري و هدايت مردم هيچ لغزشي و انحرافي نداشتند و خداي مهربان در همه ي مراحل پشتيبان و نگهبان آنها بودند. |
|
3 – ايمان به هدف و پايداري در راه خدا : |
|
پيامبران سرشار از ايمان و يقين بودند، مأموريت و هدف آنها چنان روشن بود که کوچکترين شک و ترديدي در آن نداشتند. ايمان به خدا و يقين به جهان آخرت در اعمال جانشان نفوذ کرده بود. |
|
خلاصه |
|
– در اين جهان همه موجودات با هدايت پروردگار متعال به سوي رشد و کمال وجودي خويش حرکت مي کنند اما هدايت انسان که متفکر و انتخابگر آفريده شده است، با نشان دادن را ه سعادت و شقاوت به او انجام مي پذيرد. |
|
بينديشيد و پاسخ دهيد : |
|
همانگونه که آغاز آفرينش موجودات از خداي متعال است ، ادامه وجود آن ها، پرورش و رشد و هدايت آنها نيز وابسته به اوست . يا به طور کلي هدايتي که باعث مي شود که همه موجودات زنده همچون هسته ي بادام هر يک راه معين را براي رسيدن به تکامل خود بپيمايد هدايت عمومي مي گويند. |
|
2 – تفاوت انسان با ساير موجودات چيست؟ |
|
انسان با ديگر موجودات يک تفاوت بسيار روشن دارد و آن قدرت تفکر و تصميم گيري و اختيار اوست. |
|
3 – اگر انسان موجودي با فکر و انتخابگر نبود هدايت او چگونه بود؟ اکنون که موجودي فکور و انتخابگر است، هدايت او چگونه است ؟ |
|
اجباري – اختياري – انسان هم مانند موجودات ديگر اين جهان با هدايت پروردگار متعال به سوي رشد و کمال وجودي خويش حرکت مي کرد. اما هدايت انسان که موجودي متفکر و انتخابگر آفريده شده است به صورت ارائه راه سعادت و شقاوت به او انجام مي پذيرد. |
|
4 – سه اصل اساسي که پيامبران انسانها را به آوردن آنها فرا مي خوانند، کدامند؟ |
|
1 – شناخت خداي يگانه و جهان آفرين و ايمان به او (توحيد) |
|
5- ارتباط پيامبران با خدا از چه طريقي بوده است؟ |
|
پيامبر داراي چنان لياقت، قدرت و نيروي نفساني است که مي تواند حقايق و معارف دين را که از جانب خداي متعال بر قلب پاک و تابناکش نازل مي شود و دريافت دارد و آن را حفظ و نگهداري نمايد و بدون کم و زياد به مردم ابلاغ نمايد ، چنين ارتباطي را در فرهنگ دين «وحي » مي نامند. |
|
6 – دليل پيراستگي پيامبران از گناه چيست؟ |
|
عصمت و پيراستگي پيامبران از گناه به خاطر معرفت و بينش عميقي بود که خداي متعال به آنان عنايت کرده بود به اين جهت که آنان زشتي و پليدي و معصيت و گناه را به روشني ادراک مي کردند و لذا خود را با گناه و عصيان هرگز آلوده نمي نمودن
|
همت مضاعف،كار مضاعف
آیتالله سیداحمد خاتمی
نامگذاری سالها از سوی رهبر معظم انقلاب ابتكاری است كه صرفاً یك حركت تشریفاتی نیست، بلكه تعیین جهتگیری مورد نیاز سال است. رهبر معظم انقلاب بهعنوان دیدهبان هوشیار و دقیق نظام در آغاز هر سالی نیاز كشور را رصد میكنند و جهتگیری دستگاههای مختلف نظام را مشخص مینمایند. معنی این نامگذاری این است كه همهی دستگاههای مرتبط نظام، چه آنهایی كه در محدودهی سه قوه میگنجند و چه آنها كه در این محدوده نیستند، هر چه جدیتر به سوی این هدف مشخص شده حركت كنند.
امسال را رهبر معظم انقلاب به نام «سال همت مضاعف و كار مضاعف» نامیدهاند. تجربهی موفق 31 سال انقلاب نشان داده كه شعار «ما میتوانیم» یك حقیقت است. تجسم این شعار در عرصهی انرژی هستهای، سلولهای بنیادی، سدسازی، فناوری هوا و فضا، پیشرفتهای پزشكی و دهها عنوان دیگر خود را نشان داده است. پس ما كه چنین تجارب موفقی داریم، چه دلیلی دارد كه برای فتح قلههای بلندتر خیز برنداریم؟ به نظر میرسد كه نامگذاری امسال به نام همت مضاعف و كار مضاعف به دلیل توفیقات گذشته و ترسیم افق روشن آینده است؛ افق روشنی كه با دو عنصر همت مضاعف و كار مضاعف رقم میخورد. اگر همت مضاعف باشد، اما كار مضاعف نباشد، میشود بلندپروازی و اگر كار مضاعف باشد، ولی همت مضاعف نباشد، میشود در خود تنیدن و در جا زدن. پس این دو با هم، برای رشد كشور در همهی زمینهها ضروری است.
متأسفانه سال گذشته فتنهگران از تحقق شكوفایی بیشتر كشور جلوگیری كردند و تقریباً یك سال تمام كشور را در آتش فتنهگری و التهاب سوزاندند. درواقع آنها از كشور فرصتسوزی كردند و این همت مضاعف و كار مضاعف میتواند جبران فرصتسوزیهای سال گذشته هم باشد.
معتقدم این نام برای امسال یك عنوان عام بوده و باید در همهی عرصهها مورد توجه قرار گیرد. لكن آنچه در تفسیر این نامگذاری مورد تأكید است، همت و كار مضاعف برای رفع فقر از جامعه است. به نظر میرسد كه همت مضاعف و كار مضاعف در عرصهی فقرزدایی با توجه به پهناوری كشور و زمینهای حاصلخیز و استعدادهای موجود در كشور جلوهی بیشتری دارد. ما باید تلاش كنیم كه شاهد میزان كمتری از فقر در جامعه باشیم، چراكه وجود فقر در شأن نظام جمهوری اسلامی ایران نیست و نباید از پركردن این خلأ اغماض كرد. البته خوشبختانه در این زمینه بسیار كار شده، اما چون گودالهای فقر در جامعه بسیار عمیق است، برای رفع آنها نیاز مبرم داریم به همت مضاعف و كار مضاعف.
در مورد ارتباط نام سالها با یكدیگر نیز باید تصریح كنیم كه «اصلاح الگوی مصرف» زیربنای رشد و توسعهی كشور است و محدود به سال گذشته نیست. علاوه بر اینكه ایشان فرمودند: حركت به سوی اصلاح الگوی مصرف، كه این مقوله هم نیاز به همت مضاعف دارد تا بتوانیم اسراف و تبذیر را از سطح جامعه كم كنیم و این وظیفهای همگانی است كه در این مسیر گام برداریم.
در حالیكه این نامگذاریها نوعی رهبری فرهنگی و فرهنگسازی است، برخی معتقدند كه این نامگذاریها جنبهی نمادین دارد، ولی تأكید میكنم كه این سخن نادرست است، چراكه نهتنها تحقق همت مضاعف و كار مضاعف نیازی به بودجههای كلان ندارد، بلكه متكی بر یك اراده و تصمیم راسخ است. در ضمن حركتی صرفاً نمادین نیست، بلكه كاملاً واقعبینانه و شدنی است. اینكه همهی اقشار جامعه همتشان را بیشتر كنند و برای پیشرفت كشور گام بردارند، نیازی به بودجه ندارد. مثلاً كافی است كارمندان ما زودتر سركار حاضر شوند تا كار مردم را بهتر و آسانتر راهاندازی كنند یا طلبهها و دانشجویان ما سعی كنند كه با همت مضاعف تعطیلات كمتری داشته باشند. مسلماً این موارد نیازی به بودجه ندارد. البته بخشهایی كه نیاز به هزینه دارد نیز اگر همان هزینهی مصوب را درست اجرا كنند، میشود همت و كار مضاعف.
گروهی نیز عقیده دارند كه حلقهی مشاوران باید نام سال را به رهبر معظم انقلاب پیشنهاد دهند، باید اشاره كنیم كه به نظر میرسد این افراد نسبت به این موضوع ناآگاه هستند كه رهبر معظم انقلاب نهتنها در عرصهی نامگذاری بلكه، در همهی عرصهها شدیداً معتقد به كار كارشناسی هستند و قطعاً این نامگذاری با یك كارشناسی دقیق صورت گرفته است. ایشان تابع سیرهی رسولالله هستند و اصل «شاورهم فی الامر» را بهخوبی لحاظ میكنند.همه چیز در مورد شیمی
همه چیز در مورد شیمی
شیمی نفت
تاریخچه
این ماده را از قرنها پیش بصورت گاز در آتشکده و یا به فرم قیر (کاده ای که پس از تبخیر مواد فرار یا سبک نفت از آن باقی میماند) میشناختهاند یا بطوری که در کتب مقدس و تاریخی اشاره شده است که در ساختمان برج بابل از قیر استفاده گردیده و کشتی نوح و گهواره موسی نیز به قیر اندوده بوده است. بابلیها از قیر بعنوان ماده قابل احتراق در چراغها و تهیه ساروج جهت غیر قابل نفوذ نمودن سدها و بالاخره جهت استحکام جادهها استفاده میکردهاند.
مدت زمان مدیدی ، مورد استعمال نفت فقط برای مصارف خانگی و یا به عنوان چربکنندهها بود، اما از آغاز قرن شانزدهم میلادی روز به روز موارد استعمال آن رو به افزایش نهاد تا اینکه در سال 1854 دو نفر داروساز وجود یک فراکسیون سبک قابل اشتعال را در روغن زمینی تشخیص دادند و همچنین به کمک تقطیر ، مواد دیگری بدست آوردند که برای ایجاد روشنایی بکار میرفت. بر اساس این کار آزمایشگاهی بود که بعدا دستگاههای عظیم تصفیه نفت طرحریزی و مورد بهره برداری قرار گرفت. صنعت نفت در آتازونی در سال 1859 شروع شد.
تاریخچه استخراج نفت در ایران
صنعت نفت ایران نیز از سال 1908 پس از هفت سال تفحص مکتشفین و کشف نفت در مسجدسلیمان واقع در دامنه جبال زاگرس ، پا به عرصه وجود گذاشت.
نفت خام
امروزه چاههای نفت متعددی در سراسر جهان وجود دارد که از آنها نفت استخراج میکنند و به نفتی که از چاه بیرون کشیده میشود، نفت خام میگویند. نفت خام را تصفیه میکنند، یعنی هیدروکربنهای گوناگونی را که نفت خام از آنها تشکیل شده است از یکدیگر جدا میکنند که به این کار پالایش نفت میگویند و در پالایشگاهها این کار انجام میشود. نفت منبع انرژی و سرچشمه مواد اولیه بسیاری از ترکیبات شیمیایی است و این دور از عوامل اصلی اقتصادی مدرن بشمار میرود. در صنایع جدید از ثروت بیکران و تغییر و تبدیل مواد خام اولیه آن بیاندازه استفاده میشود.
تشکیل نفت
نحوه پیدایش نفت دقیقا تشخیص داده نشده و در این مورد فرضیات گوناگونی پیشنهاد شده است. برخی از این تئوریها ، مربوط به مواد معدنی و بعضی دیگر مربوط به ترکیبات آلی میباشد.
تشکیل نفت از مواد معدنی
اساس این فرضیه بر این است که کربورهای فلزی تشکیل شده در اعماق زمین در اثر تماس با آبهایی که در زمین نفوذ مینماید، ابتدا ایجاد هیدروکربورهای استیلنی با رشته زنجیر کوتاه میکند. سپس هیدروکربورهای حاصل در اثر تراکم و پلیمریزه شدن ایجاد ترکیبات پیچیده و کمپلکس را می نماید که اغلب آنها اشباع شده است.
تشکیل نفت از مواد آلی
بر اساس این فرضیه تشکیل نفت را در اثر تجزیه بدن حیوانات در مجاورت آب و دور از هوا میدانند. زیرا در این شرایط ، قسمت اعظم مواد ازته و گوگردی تخریب و مواد چرب باقیمانده در اثر آب ، هیدرولیز میگردد. اسیدهای چرب حاصله ، تحت اثر فشار و درجه حرارت با از دست دادن عوامل اسیدی تولید هیدروکربورهائی با یک اتم کربن کمتر مینماید.
"انگلر Engler" از تقطیر حیوانات دریائی توانسته است مواد نفتی را تهیه نماید و با توجه به خاصیت "چرخش نوری" مواد نفتی که علت آن وجود گلسترین است (ماده ای که در بدن حیوانات وجود دارد) این فرضیه بیان و مورد تایید شده است. در صورتی که فرضیه های دیگر که مبتنی بر اساس مواد معدنی در تشکیل نفت میباشد، هیچگونه توضیح و دلیل قانع کننده ای در مورد این ویژگی نمیتواند بیان نماید.
همچنین نفت میتواند از تجزیه گیاهان تولید گردد. در این حالت ، خاصیت چرخش نور را به علت وجود ترکیب مشابه گلسترین یعنی پلی استرولها میدانند."مرازک Mrazec" ، میکروبها را در این تغییر و تبدیل موثر میداند.
تئوری تشکیل نفت بر مبنای مواد آلی ، فعلا بیشتر مورد قبول میباشد و اختلاف قابل ملاحظهای را که بین ژیزمانها (منابع نفتی) مشاهده میگردد، بعلت شرایط و عوامل مختلف تشیکل ژیزمانها میدانند.
مواد سازنده نفت خام
مواد سازنده نفت از نظر نوع هیدروکربور و همچنین از نظر نوع ترکیبات هترواتم دار بستگی به محل و شرایط تشکیل آن دارد. بنابراین مقدار درصد مواد سازنده نفت خام در یک منبع نسبت به منبع دیگر تغییر میکند. بطور کلی مواد سازنده نفت شامل: هیدروکربورها- ترکیبات اکسیژنه - سولفوره - ازته و مواد معدنی میباشد.
خواص نفت خام
گرانی
چگالی نفتهای خام را بیشتر بر حسب درجه A.P.I به جای گرانی ویژه (چگالی نسبی) بیان میکنند. ارتباط بین این دو ، به گونه ای است که افزایش گرانی API با کاهش گرانی ویژه مطابقت میکند. گرانی نفت خام میتواند بین پایینتر از 10API تا بالاتر از 50API قرار بگیرد، ولی گرانی اکثر نفتهای خام در گستره بین 20 تا 45API قرار دارد. گرانی API همواره به نمونه مایع در 60 درجه فارینهایت اشاره دارد.
مقدار گوگرد
مقدار گوگرد و گرانی API دو خاصیتی هستند که بیشترین اثر را به ارزشگذاری نفت خام دارند. مقدار گوگرد بر حسب درصد وزنی گوگرد بیان میشود و بین 0,1 در صد تا 5 درصد تغییر میکند. نفتهایی که بیش از 0,5 درصد گوگرد دارند، در مقایسه با نفتهای کمگوگردتر ، معمولا محتاج فراورشهای گستردهتری هستند.
نقطه ریزش
نقطه ریزش نفت خام بر حسب F˚ یا c˚ معرف تقریبی پارافینی بودن یا آروماتیکی بودن نسبی آن است. هرچه نقطه ریزش پایینتر باشد، مقدار پارافین کمتر و مقدار آروماتیک بیشتر است.
حلالیت
قابلیت انحلال هیدروکربورها در آب عموما خیلی کم میباشد. مقدار آب موجود در هیدروکربورها با افزایش درجه حرارت زیاد میشود. حلالیت هیدروکربورها در کلروفرم ، سولفورکربن و تتراکلریدکربن حائز اهمیت است که با افزایش درجه حرارت ، زیاد و با افزایش وزن مولکولی کاسته میگردد. قابلیت انحلال آروماتیکها بیشتر بوده و بعد از آنها اولفینها - نفتنها - متانیها قرار دارد.
ضمنا قابلیت انحلال ترکیبات اکسیژنه - ازته - سولفوره ، کمتر از هیدروکربورها میباشد. بالاخره نفت ، حلال هیدروکربورهای گازیشکل و تقریبا تمام هیدرورکربورهای جامد - گریسها - رزینها - گوگرد و ید میباشد.
نقطه جوش
نقطه جوش هیدروکربورهای خالص با وزن مولکولی و همچنین برای سریهای مختلف با تعداد مساوی اتم کربن بترتیب از هیدروکربورهای اشباعشده به اولفینها - نفتنها و آروماتیکها افزایش مییابد. بدین ترتیب نقطه جوش هیدروکربورهای اشباع شده و اولفینها از همه کمتر و سیکلوآلکانها و آروماتیکها از سایرین بیشتر میباشد.
برای برشهای نفتی که مخلوطی از هیدروکربورهای مختلف میباشند، یک نقطه جوش ابتدائی و یک نقطه جوش انتهایی در نظر گرفته میشود و حد فاصل بین این دو نقطه برای یک برش به نوع مواد سازنده اغلب زیاد و متغیر میباشد که به این حد فاصل بین دو نقطه "گستره تقطیر" گفته میشود.
گرمای نهان تبخیر
گرمای نهان تبخیر در یک سری همولوگ از هیدروکربنها بترتیب از مواد سبک به سنگین کاهش مییابد و همچنین مقدار آن از یک سری به سری دیگر ، مثلا بترتیب از آروماتیکها به نفتنها و هیدروکربورهای اشباع شده نقصان مییابد. بنابراین گرمای نهان تبخیر با دانسیته فراکسیون مربوط بستگی دارد.
قدرت حرارتی
قدرت حرارتی عبارت از مقدار کالری است که از سوختن یک گرم ماده حاصل میشود. قدرت حرارتی هیدروکربورها به ساختمان مولکولی آنها و قدرت حرارتی یک برش نفتی به نوع و مواد سازنده آن سبتگی دارد. قدرت حرارتی متان بیشتر از سایر هیدروکربورها و برابر با 13310 کیلوکالری به ازای یک کیلوگرم میباشد و مواد سنگین حاصله از نفت خام دارای قدرت حرارتی در حدود 10000 کیلو کالری میباشد.
اثر اسید نیتریک هیدروکربورها در اثر اسید نیتریک به ترکیبات نیتره یا پلینیتره تبدیل میشود. نیتراسیون برخی از مواد نفتی منجر به تهیه ترکیبات منفجره یا مواد رنگین میگردد.
موارد استعمال برخی از برش های نفتی بدست آمده از نفت خام
1- شیرین کردن آب دریا
یکی از موارد استعمال گازهای نفتی در صنایع وابسته به پالایشگاهها تهیه آب شیرین از آب شور میباشد.
2- به عنوان سوخت
از جمله ، بنزین برای سوخت موتورهای مختلف ، کروزون سوخت اغلب تراکتورها و ماشینهای مورد استفاده در کشاورزی و همچنین موتورهای جت هواپیماها اغلب از کروزون یا نفت سفید میباشد، گازوئیل که موتورهای دیزل بعنوان سوخت از نفت گاز (گازوئیل) استفاده مینمایند، نفت کوره یا مازوت یک جسم قابل احتراق با قدرت حرارتی 10500 کالری بوده که بخوبی میتواند جانشین زغال سنگ گردد و سوختن آن تقریبا بدون دود انجام میگیرد.
3- روشنایی
از کروزون جهت روشنایی و همچنین برای علامت دادن به کمک آتش استفاده میشود، چون نقطه اشتعال کروزون بالاتر از 35 درجه است، لذا از نظر آتشسوزی خطری ندارد.
4- حلال
از هیدروکربورهای C4 تا C10 میتوان برشهائی با دانسیته و نقاط جوش ابتدائی و انتهایی متفاوت تهیه نمود که مورد استعمال آنها اغلب بعنوان حلال میباشد. بعنوان مثال ، اتر نفت یک حلال سبک با نقطه جوش 75-30 درجه سانتیگراد و وایت اسپیریت (حلال سنگین) که از تقطیر بنزین بدست میآید بعنوان حلال ، رنگهای نقاشی و ورنی ها استفاده میگردد. همچنین برای تمیز کردن الیاف گیاهی و حیوانی و یا سطح فلزات از برشهای خیلی فرار (تقطیر شده قبل از 110 درجه سانتیگراد) استفاده میشود.
5- روان کاری
روغنهای چرب کننده: نوعی روغن که جهت روان کاری بکار میرود. بستگی به شارژ ، سرعت ، درجه حرارت دستگاه دارد. انواع روغنها عبارتند از:
روغن دوک برای چرب کردن دوک ، موتورهای الکتریکی کوچک و ماشین های نساجی و سانتریفوژهای کوچک
روغن ماشینهای یخ سازی جهت روغنکاری کمپرسورهای آمونیاکی کارخانجات یخسازی
روغن ماشینهای سبک جهت روان کاری موتورهای الکتریکی ، دینامها و سانتریفوژهای با قدرت متوسط
روغن ماشینهای سنگین مخصوص روغنکاری موتورهای دیزلی است مانند دیزلهای سورشارژه و غیره روغن برای سیلندرهای ماشین بخار
روغن برای توربین ها
روغن برای موتورهای انفجاری (اتومبیل و غیره)
روغن دنده
روغن موتورهایی که دائما با آب در تماس است.
گریس ها: یک روان کننده نیمه جامد است و متشکل از یک روغن نفتی و یک پر کننده (از سری صابونهای فلزی) یا سفتکننده (از مواد پلیمری) میباشد. کاربرد گریس بیشتر برای اتومبیلها و برخی صنایع مناسب میباشد.
آسفالت و قیراندودی: در حال حاضر 75 درصد از باقیمانده حاصل از عمل تقطیر در خلاء برای پوشش جادهها مورد استفاده قرار میگیرد.
موارد استعمال داروئی: از قبیل وازلین باعث نرم شدن پوست بدن گردیده و برای بهبود سرمازدگی نیز موثر است.
پارافین: از پارافین ذوب شده و خالص شده جهت ساخت داروهای زیبائی استفاده میگردد.
گلیسیرین: مقدار قابل ملاحظه ای از این ماده ، از نفت تهیه میگردد. علاوه بر مصارفی که گلیسیرین در صنعت (برای تهیه باروت دینامیت ، مرکب و غیره) دارد، از آن برای فرم نگه داشتن پوست بدن و یا تهیه داروهائی از قبیل گلیسیرین یده استفاده میشود.
اصلاح خاکهای شور و قلیا
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانبار خاکهای شور و قلیا ، آنها را به راههای مختلف اصلاح میکنند تا گیاهان مختلف قادر به تحمل این خاکها باشند.
دید کلی
تجمع املاح در خاک ، تاثیر عمدهای بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی رس و هوموس داشته، کمیت و کیفیت جامعه نباتی عالی و پست خاک را تعیین میکند. اغلب وجود املاح سدیم موجب انتشار ذرات رس و هوموس شده، لایه یا افق بسیار متراکمی در زیر خاک تشکیل میشود که مانع عبور آب و هوا به ریشه نباتات میشود. املاح موجود در خاک ، فشار اسمزی محلول خاک را افزایش داده، بدین ترتیب قدرت جذب آب را توسط گیاهان کاهش میدهند. از طرفی تعادل یونی را به هم زده و در بعضی مواد مانند املاح بر برای گیاهان سمی هستند. محصول گیاهان مزروعی در مناطق شور قلیایی ناچیز و کمیت و کیفیت محصول نیز قابل توجه نیست. این گیاهان در مقابل امراض و افات نیز مقاومت کمتری دارند.
چگونگی رشد گیاهان در خاکهای هالومورفیک
در خاکهای شور و شور _ قلیا که Ph آنها کمتر از 8.5 است، صدمات وارده به گیاهان از غلظت زیاد نمک در محلول خاک ناشی میشود. سلولهای گیاه در محلولهای نمکی آب خود را از دست داده و به اصطلاح پلاسمولیزه میشوند. این پدیده از این امر ناشی میشود که حرکت آب طبق خاصیت اسمز از محیط رقیقتر داخل سلولی به محیط غلیظ خارج صورت میگیرد. شدت وقوع این پدیده به عواملی مانند نوع نمک ، نوع سلول گیاهی و شرایط فیزکی خاک بستگی دارد.
محیط خاکهای قلیای با سدیم زیاد به سه طریق روی گیاه اثر نامطلوب بر جای میگذارد:
اثرات مضر قلیائیت زیاد تحت تاثیر غلظت های بالای کربنات و بیکربنات سدیم.
اثرات سمی یونهای بیکربنات ، Oh و ...
اثرات مضر سدیم روی متابولیزم و تغذیه.
این آثار نه تنها در خاکهای قلیایی ظاهر میشوند، بلکه در خاکهای شور و قلیای که نمکهای خنثای آنها شسته شدهاند، نیز آشکار میگردند.
اصلاح و اداره خاکهای شور و قلیایی
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانآور خاکهای شور و قلیایی به سه طریق مختلف با این خاکها رفتار میشود: روش اول از میان بردن این نمکها است. روش دوم تبدیل نمکهای مضر به نمکهای کم ضررتر میباشد. روش سوم را میتوان کنترل نامید. در دو روش اول هدف دفع نمکها و یا تغییر و تبدیل آنها است، در حالی که در روش سوم نحوه اداره خاک و عملیات کشاورزی را طوری تنظیم میکنند که نمک بطور یکنواخت در تمام خاک پخش شده و از تمرکز غلظت زیاد نمک در یک نقطه جلوگیری شود.
دفع نمک
معمولترین راههای خروج نمک از خاک دو نوع است: زهکشی زیرزمینی و شستشوی خاک. بکار بردن این دو طریق تواما ، یعنی شستشوی خاک پس از گذاردن زهکشها در آن موثرترین و رضایتبخشترین وسیله برای دفع نمک از خاک است. نمکهایی که از طریق بارندگی یا آبیاری وارد محلول خاک میشوند، از طریق زهکشها خارج میگردند.
اصلاح خاکهای شور و قلیایی موقعی موثر است که آب بکار رفته دارای نمک زیاد، ولی سدیم کم باشد، زیرا استفاده از آبهای کم نمک ، ممکن است به علت دفع نمکهای خنثی مساله قلیائیت را حادتر نماید. خروج نمکهای خنثی درصد سدیم قابل تعویض را در خاک بیشتر نموده و در نتیجه باعث افزایش غلظت یون Oh در محلول خاک میشود. این پدیده نامطلوب را میتوان با تبدیل کربناتها و بیکربنات سدیم به سولفات سدیم دفع کرد. این امر را میتوان با اضافه کردن سولفات کلسیم یا ژیپس ، به خاک قبل از شستشو انجام داد
خاکهای شور و قلیا
خاکهای شور و قلیا مخصوص مناطق نیمه مرطوب یا خشک بوده و زهکشی در آنها نامناسب است. این خاکها دارای مقدار زیادی املاح محلول هستند که فقط گیاهان نمک دوست در این خاکها قابلیت زیست دارند. خاکهای قلیا اغلب در خاکهای شور به صورت نقاط پراکنده یافت میشوند.
دید کلی
مناطق خشک به مناطقی گفته میشود که میزان باران سالیانه آنها معمولا کمتر از 50 سانتیمتر است. به علت عدم شسته شدن طبیعی مواد در این موارد ، مقدار کاتیونهای بازی این خاکها زیاد است. در بعضی از افقهای این خاکها تجمع کربنات کلسیم () به مقدار زیاد صورت گرفته و هر قدر مقدار بارندگی کمتر باشد، این لایه کربناتی نزدیکتر به سطح خاک قرار دارد. PH این خاکها بازی است. خاک بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک سرشار از املاح محلول است که منشا متفاوتی دارد.
در بعضی خاکها ، سنگ مادر خود محتوی املاح است و در برخی دیگر در اثر هوازدگی ، املاح محلول از سنگ مادر آزاد میشود، ولی چون مقدار رطوبت کم است، نمیتواند آبشویی یافته و از خاک خارج شود. وزش باد نیز میتواند املاحی را از سطح دریا و اقیانوس انتقال داده و در سواحل به جای گذارد. این نوع خاکها اصطلاحا هالومورفیک نامیده میشوند، به سه گروه شور ، شور و قلیایی و قلیایی تقسیم بندی میشوند.
خاکهای شور (Saline Soils)
مقدار نمکهای خنثی در این خاکها به حدی است که در رشد طبیعی بیشتر گیاهان اختلالاتی ایجاد میشود. PH این خاکها معمولا کمتر از 8.5 است. آنیونهای عمده کلر ، سولفات کلسیم ، منیزیم و سدیم در بعضی مواد نیترات و بیکربنات است که به آسانی قابل شستشو بوده ولی شستشوی آنها سبب بالا رفتن PH خاک نمیشود. به علت وجود لکههای سفید پراکنده نمک در سطح این خاکها به آنها خاکهای قلیایی سفید (White alkali) گفته میشود.
انواع خاکهای شور
انواع مهم خاکهای شور عبارتند از:
خاک شور نیتراتی ، که محتوی املاح نیترات سدیم و نیترات پتاسیم است.
خاک شور کلروری ، محتوی املاح کلرور سدیم ، منیزیم و کلسیم است. این خاکها بیشتر در نقاط ساحلی قرار دارد و شوری آب زیرزمینی نیز قابل توجه است.
خاک شور سولفات و کلرور ، دارای درصد متفاوتی از کلر و سولفات بوده و کلر بیشتر از سولفات است.
خاک شور سولفاتی ، دارای سولفاتهای سدیم ، منیزیم و کلسیم بوده ، آبشویی و اصلاح آن آسان است.
خاکهای شور کربناتی ، این خاکها محتوی کربنات و بیکربنات سدیم بوده و PH بین 9 تا 11 نوسان دارد.
خاک شور بوراتی ، این خاکها در نواحی آتشفشانی مشاهده شده، محتوی املاح بورات هستند. بوراتها معمولا با کلرورها و سولفاتها یافت میشوند و از حاصلخیزی خاک میکاهند.
خاکهای شور قلیایی
در این خاکها میزان نمکهای محلول زیاده بوده، علیرغم سدیم زیاد ، وجود نمکهای خنثی همچنان PH را در حد کمتر از 8.5 حفظ مینماید، ولی بر عکس خاکهای شور شستشوی این خاکها ، سبب بالا رفتن PH میگردد، زیرا با شسته شدن نمکهای خنثی قسمتی از سدیم قابل تعویض هیدرولیز شده و مقدار یون در محلول بالا میرود. سدیم همچنین در صورت شسته شدن سایر نمکها سبب از هم پاشیدگی ذرات خاک شده و قابلیت نفوذ آن را به شدت کاهش میدهد. علاوه بر این اثرات نامطلوب سدیم بطور مستقیم میتواند برای گیاهان اثر سمی نیز داشته باشد.
درباره خاکهای شور و قلیا مطالعات فراوانی در کشورهای مختلف صورت گرفته و سازمان بینالمللی یونسکو نیز از سال 1952 مطالب جالبی در این موارد منتشر کرده است. رسوب املاح در خاکهای مختلف با نوع خاصی از پستی و بلندی همراه است و بطور کلی زمینهای شور و قلیا همیشه در نقاط پست مانند دلتا ، تراسهای رودخانهای و دریاچهای وجود دارند و سفره آب زیرزمینی در این مناطق نیز چندان عمیق نیست.
خاک قلیایی
مقدار نمکهای محلول در این خاکها ، کم ، ولی مقدار سدیم آن زیاد است. به علت هیدرولیز شدن قابل ملاحظه سدیم ، PH خاک بالا رفته، ممکن است حتی تا 10 هم برسد. اثرات مضر این خاکها روی رشد گیاهان از سدیم و یون OH زیاد ناشی میشود. به علت اثر از هم پاشیدگی سدیم ، این خاکها دارای شرایط فیزیکی نامناسب میباشند. محیط قلیایی زیاد این خاکها سبب حل هوموس خاک و حمل آن به سطح خاک و تیره کردن رنگ آن میشود. به همین دلیل به این خاکها نام قلیایی سیاه هم داده شده است.
روابط بین شوری و قلیائیت خاک
مطالعات دانشمندان در نقاط مختلف دنیا حاکی از این است که بین شوری و قلیائیت خاک همبستگی خاص وجود دارد. اگر غلظت املاح در خاک کمتر از 4 گرم در لیتر باشد، PH چنین محلولی معمولا از 8 کمتر است. هرچه میزان املاح افزایش یابد، میزان قلیائیت رو به کاهش میگذارد. خاکهای بسیار شور در مناطقی ایجاد میشوند که آب زیرزمینی فوقالعاده شور بوده، قلیائیت آن بسیار اندک است و خاکهای قلیایی نیز در مناطقی تشکیل میشوند که مقدار املاح آنها کمتر باشد.
ساختمان خاکهای شور و قلیا
سطح خاکهای مناطق شور و قلیا ، اغلب ساختمان ورقهای دارد که رگبارهای فصلی نیز بر تراکم آن میافزاید. در زیر این قشر سطحی ساختمان اغلب تکهای ، منشوری و یا ستونی است. وجود املاح سدیم و تا حدی منیزیم تاثیر عمدهای در ساختمان خاک دارد، زیرا املاح موجب تجمع ذرات رس شده و هرچه مقدار املاح بیشتر باشد، خاک دانههای حاصل ساختمان سختتری پیدا میکند.
وجود سدیم سبب میشود که ذرات سطح خاک به حالت انتشار در آمده، حتی در شیبهای کمتر از یک درصد نیز فرسایش قابل توجهی صورت گیرد. آبیاری خاکهای شور و قلیا همواره با خرابی ساختمان خاک همراه است، مگر اقدامات اصلاحی انجام شود.
کانیهای رسی خاکهای شور و قلیایی
کانیهای رسی ، استعداد حاصلخیزی هر خاک را تعیین میکنند. مونتموریلونیت ، میکا ، کلریت و کوارتز مهمترین کانیهای مناطق شور و قلیا میباشد. چون شرایط اقلیمی مناطق خشک برای تغییر و تحول کانیها مساعد نیست، لذا اغلب کانیهای این خاکها مشابه کانیهای سنگ بستر یا سنگ مادر است
شیمی در کشاورزی
نگاه اجمالی
برای کمک به تولید مقدار مواد غذایی کلان ، کشاورزی ما باید به روش علمی جدید انجام گیرد و در این صورت به انواع مواد شیمیایی کشاورزی ، از جمله کودهای گوناگون ، انواع داروی بیماریهای حیوانی و گیاهی ، مواد آفت کش ، مواد مکمل غذایی و بسیاری دیگر از این قبیل نیازمندیم که باید آنها را به طریق صنعتی تهیه کنیم. بدیهی است که تهیه غذای کافی برای جمعیت در حال انفجار روی زمین ، فقط با درک شیمیایی تولید مواد غذایی و بکار بستن همه جانبه فنون جدید تولید مواد غذایی میسر میشود.
گیاهان ، منبع اصلی مواد غذایی ما هستند. ما گیاهان یا گوشت جانوران گیاهخوار را میخوریم. رشد گیاهان مستلزم دمای مناسب ، مواد مغذی ، هوا ، آب ، و گرفتار نشدن به انواع بیماری ناشی از آفات مضر علفهای هرز است. برای گیاهان ، مواد مغذی مناسب و موادی برای رهانیدن آنها از ابتلا به بیماریهای گوناگون فراهم میآورد.
تاریخچه
بعضی از تمدنهای باستانی به تجربیات مفیدی در کارهای کشاورزی دست یافتهاند که بطور مستقیم در تاریخ ثبت نشده است. در عصر رومیان ، "کاتوی کبیر" اشاراتی دارد به انتخاب تخم ، تهیه کود سبز با گیاهان تیره نخود ، آزمایش خاصیت اسیدی خاک ، استفاده از خاکهای آهکی ، ارزش یونجه و شبدر ، ترکیب نگهداری و استفاده از کود حیوانی ، ترتیب چرای حیوانات ، اهمیت چارپایان در عملیات کشاورزی و مانند آنها. این گونه پیشرفت ما که مبنای تجربه عملی داشته، گاه به گاه در جریان تاریخ ، بدست آمده و از میان رفته است.
"آرتوریانگ" ، در قرن هیجدهم در انگلیس ، علم جدید کشاورزی را بنیان نهاد. او به عنوان نخستین پژوهشگر مشهور کشاورزی گسترده ، سیستمی برای اشاعه اطلاعات کشاورزی به راه انداخت که امروزه گسترشی جهانمشمول یافته است. در سال 1840 "یوستوس فون لیبیگ" ، کتاب خود را به عنوان کاربردهای شیمی آلی در کشاورزی و فیزیولوژی منتشر کرد. لیبیگ را به خاطر کارهایی را که انجام داده بود، پدر علم جدید خاک شناسی نامیدهاند.
انقلاب صنعتی ، ابزار و توان بهتری فراهم آورد که کارهای فیریکی-کشاورزی را نسبتا آسان کرد. اما ، حتی امروزه با بهترین تخمین ، دو سوم کشاورزی جهان عقب مانده است.
رشد گیاهان
خاکهای طبیعی منبع مواد مغذی برای گیاهان است. خاک سطحی شامل بیشترین مقدار ماده زنده و هوموس ، حاصل از موجودات مرده است. خاک زیرین شامل مواد معدنی و مواد آلی است. اکسایش جزئی مواد آلی در فضای بسته زیر خاک و مصرف اکسیژن آن ، باعث تولید دیاکسید کربن میشود. افزایش این گاز در خاک ، باعث اسیدی شدن آبهای جاری در زیر زمین میشود.
علت عمده جذب و جذب سطحی آب در خاک ، وفور اکسیژن در ساختمان شیمیایی غالب مواد خاکی است که چند نمونه آنها سیلیکاتها (SiO3-2) ، فسفاتها (PO4-3) و کربناتها (CO3-2) هستند. خاکهای که تراوایی خوبی دارند، آب را در جریان طبیعی از تمام منافذ کوچک خود میگذارنند.
جاری شدن آب از میان خاک ، امری ضروری است، زیرا برای کشت و تهیه یک کیلو گرم ماده غذایی ، صدها لیتر آب لازم است. خاکها ، نه تنها به علت اکسید شده مواد آلی ، بلکه به علت آب شویی گزینشی توسط جریان آب در زمین ، نیز اسیدی میشوند.
تاثیر عناصر موجود در خاک در رشد گیاهان
نمکهای فلزات قلیایی و قلیایی خاکی ، بیشتر از نمکهای فلزات گروه (III) و فلزات وابسته در آب محلولند. گیاهانی که در خاک پُرسلنیم میرویند، مقداری از عنصر را جذب میکنند و برای انسان مضر و سمی هستند. اگر هموس که منبع مواد مغذی برای گیاه است تجریه نشود، خاک ارزش حاصلخیزی ندارد و به آنها کودهای فسفات و پتاس می افزایند. ترکیبات شیمیایی خاکها ، منعکس کننده ترکیب پوسته زمین ، ترکیب سنگهای مادر و فعالیتهای فیزیکی و شیمیایی است که در حین تشکیل خاک و پس از آن ، صورت میگیرد.
سلیسیم در مقایسه با اکسیژن ، عنصر محوری خاک است. خاک سیاه ، ماده آلی فراوان دارد. خاک قرمز ، احتمالا آهن زیاد دارد و خاک سفید ، شدیدا آبشویی شدهاست و کیفیت مناسبی ندارد. مواد مغذی اولیه خاک نیتروژن ، فسفر و پتاسیم است. غالب گیاهان در خاکهای غنی از نیترات رشد میکنند. منبع عمده ذخیره نیتروژن در خاک ، موجودات مرده و فضولات حیوانی است.
فسفر نیز مانند نیتروژن باید به صورت یک ماده معدنی یا غیر آلی در آید تا مورد استفاده گیاه قرار گیرد. یون پتاسیم یک عنصر کلیدی در کنترل آنزیمی تبادل قندها ، نشاستهها و سلولز است. کلسیم و منیزیم به صورت یونهای (Ca+2) و (Mg+2) ، مواد مغذی ثانویه برای گیاه هستند. آهن ، یک جز اصلی کاتالیزوری است که در تشکیل کلروفیل یا سبزینه گیاه دخالت دارد.
کودهای طبیعی مکمل خاک
کود شیمیایی علاوه بر داشتن یون مطلوب ، آن یون را به صورتی در خاک جای میدهد که گیاه بتواند آن را به طور مستقیم جذب کند. کودهای نیترات جامد از آمونیاک تهیه میشود. اوره یکی از مهمترین مواد شیمیایی جهان بشمار میآید. زیرا هم به عنوان کود و هم به عنوان ماده مکمل غذایی چارپایان مصرف میشود. سنگ فسفات و پتاس ، دو ماده معدنی مهمی هستند که میتوان آنها را از معدن استخراج کرد، سایید و به صورت گرد ، آنها را مستقیما به خاکهای فاقد این مواد افزود.
کودهای فسفات به صورت سوپر فسفات که انحلال پذیری بیشتری دارد، استفاده میشود.
ایجاد رشد برتر در گیاهان
علاوه بر کودهایی که به فرایندهای طبیعی رشد زیست شیمیایی گیاهان یاری میدهند، موادی به نام افزاینده رشد گیاهان ، موجب نوعی رشد متعارفی یا غیر طبیعی میشوند. اتیلن یا استیلن ، شکوفایی و گل دهی آناناس را زیاد میکنند. اکسینها موجب دراز شدن سلولهای نهال میشوند. شاید مهمترین تنظیم کنندهای رشد گیاه ، گروهی از مواد باشند که به نام گیب برلینها معروفند.
حفاظت گیاهان برای تولید مواد غذایی بیشتر
هرساله ، یک سوم محصولات غذایی جهان بر اثر آفات (بیماریهای ناشی از ویروسها ، باکتریها ، قارچها ، جلبکها ، علفهای هرز و کرم حشرات گیاه خوار) از میان میرود. آفت کشها دفاع شیمیایی برای کنترل آفت بشمار میروند. دو نوع آفت کش داریم که عبارتند از:
حشره کشها و آفت کشها
مصرف حشره کشهایی مانند (DDT) موجب شده است که به دیگر اشکال حیوانی ، مانند ماهیها و پرندگان ، آسیب جدی برسد. بسیاری از حشره کشها ، برای انسان ، بسیار سمیتر از (ِDDT) است. از این جمله مواد غیر آلی ، ترکیبات آرسینک دار و انواع بسیاری از مشتقات فسفر که ما آنها را در محیط زندگی خود و در منابع آب وارد میکنیم. از طرف دیگر اگر استفاده از آنها را کنار بگذاریم باید با انواع بیماریها مواجه باشیم.
علف کشها
علف کشها ، گیاهان را میکشند. این مواد ممکن است گزینشی باشند و فقط گروه خاصی از گیاهان را از بین ببرند، یا ممکن است غیر گزینشی باشند و زمین را از هر گونه حیات گیاهی پاک کنند.
شیمی کاغذ
دید کلی
برخلاف این تصور که تولید کاغذ اساسا یک فرآیند مکانیکی است، در این فرآیند ، پدیدههای شیمیایی نقش برجستهای دارند. از تبدیل چوب به خمیر کاغذ گرفته تا تشکیل کاغذ ، اصول شیمیایی دخالت آشکاری دارند. لیگنین زدایی از یک منبع گیاهی مناسب ، معمولا چوب ، یک فرآیند شیمیایی ناهمگن است که در دما و فشار زیاد انجام میشود.
دامنه شیمی کاغذ ، وسیع و جالب است شامل مباحثی از قبیل شیمی کربوهیدراتها ، رنگدانههای معدنی ، رزینهای آلی طبیعی و سنتزی و افزودنیهای پلیمری متعدد میباشد. در فرآیند تشکیل نیز تا حد زیادی شیمی کلوئید و شیمی سطح دخالت دارد. نقش پلیمر ، شیمی محیط زیست و شیمی تجزیه را نیز نباید فراموش کرد.
ترکیب شیمیایی کاغذ
از آنجا که کاغذ از الیافی ساخته میشود که قبلا تحت تاثیر تیمارهای فیزیکی و شیمیایی قرار گرفتهاند، سلولهای گیاهی حاصل از ترکیب شیمیایی ثابتی نسبت به ساختار منابع گیاهی اولیه برخوردار نیستند. سلولهای گیاهی عمدتا از پلیمرهای کربوهیدراتی آغشته شده به مقادیر مختلف لیگنین (یک ترکیب پلیمری آروماتیک که میزان آن با افزایش سن گیاه افزایش مییابد و در حین فرآیند لیگنینی شدن تولید میگردد) تشکیل شدهاند. بخش کربو هیدراتی سلول بطور عمده از پلی ساکارید سلولز تشکیل شده است. بخشی از این ترکیبات شامل پلی ساکاریدهای غیر ساختمانی با وزن مولکولی کم به نام همی سلولز هستند، که نقش بسیار مهمی در خصوصیات خمیر و کاغذ دارند.
به نظر میرسید که با توجه به نام همی سلولزها ، این ترکیبات با سلولز ارتباط داشته باشند و به روش مشابهی با سلولز بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر بخوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر به خوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز میشوند و نقش ویژهای در دیواره سلول گیاهان ایفا میکنند. علاوه بر این ترکیبات مهم ، مقادیر کمی از مواد آلی قابل استخراج و مقادر بسیار کمی از مواد معدنی نیز در دیواره سلولی الیاف وجود دارد.
سلولز (%) همی سلولزها (%) لیگنین(%) مواد عصارهای و اندک (%)
سوزنی برگان 40 تا 45 20 25 تا 35 10>
پهن برگان 40 تا 45 15 تا 35 17 تا 25 10>
ترکیب کلی استخراج الیاف گیاهی از نظر درصد کربن ، هیدروژن و اکسیژن بسته به درجه لیگنین شدن متغیر است. میزان این عناصر برای چوب حدود 50% کربن ، 6% هیدروژن و 44% اکسیژن است. از آنجایی که ترکیب عنصری کربوهیدراتها کم و بیش به صورت CH2O)n) است، میزان کربن موجود تقریبا حدود 40% است. لیگنین یک ترکیب آروماتیک با فرمول تقریبی C10H11O4 میباشد. بنابراین ، میزان کربن آن بطور متوسط حدود 65 - 60% است.
سلولز
سلولز مهمترین ترکیب ساختاری دیوارههای سلول است و بعد از حذف لیگنین و انواع دیگر مواد استخراجی نیز مهمترین ترکیب ساختاری کاغذ محسوب میشود. از نظر شیمیایی ، سلولز یک پلیمر دارای ساختمان میکرو فیبریلی شبه بلوری متشکل از واحدهای D-β گلوکوپیرانوزی با اتصالات (4 <---- 1) گلیکوزیدی است. همچون بسیاری از پلی ساکاریدها ، سلولز پلیمری بسپاشیده با وزن مولکولی زیاد است. بسته به نوع منبع سلولزی، درجه پلیمریزاسیون سلولز از 10000 تا 15000 متفاوت است.
سلولز 100% بلوری شناخته نشده است، اما ساختمان سلولز دارای یک بخش بلوری و یک بخش غیر بلوری یا بیشکل است. درجه بلورینگی بستگی به منشاء سلولز دارد. سلولز پنبه و انواع جلبکها مانند والونیا درجه بلورینگی بسیار بالایی است. در حالیکه سلولز چوب درجه بلورینگی پایینی دارد. سلولز بوسیله باکتریها نیز تولید میگردد که البته به عنوان منابع سلولزی برای کاغذ کاربردی ندارند.
همی سلولزها
همی سلولزها گروهی از پلی ساکاریدهای غیر ساختاری با وزن مولکولی کم و اغلب ناهمگن هستند که ارتباطی با سلولز نداشته و از راه بیوسنتز متفاوتی تولید میشوند. نام همی سلولزها نشان دهنده ارتباط یا نزدیکی آنها با سلولز نیست. نقش همی سلولزها در دیوراه سلول بخوبی شناخته شده نیست، اما وزن مولکولی خیلی کم آنها نمیتواند همی سلولزها را به عنوان یک پلیمر ساختاری مطرح کند (درجه پلیمریزاسیون آنها بین 150 - 200 است).
تحقیقات نظری در این زمینه نشان میدهد که همی سلولزها ممکن است نقشی در انتقال آب داشته باشند. همی سلولزها معمولا از واحدهای مونومری هگزوزی مثل D- گلوکوپیرانوز ، D- مانوپیرانوز و D- گالاکتوپیرانوز و واحدهای پنتوزی مثل D- زایلو پیرانوز و –L آرابینوفورانوز تشکیل شدهاند. بخش قابل توجهی از همی سلولزها حتی بعد از لیگنین زدایی شیمیایی ، در خمیر کاغذ باقی میمانند. مهمترین همی سلولز موجود در سوزنی برگان گالاکتو گلوکومانان است که حدود 20% از وزن خشک چوب را تشکیل میدهد.
لیگنین
لیگنین ، پلیمری آروماتیک با ساختاری بسیار پیچیده است. تقریبا کلیه خصویات لیگنین در کاربردهای کاغذ سازی نقش منفی دارند و کاغذهای با کیفیت خوب از الیافی ساخته میشود که تقریبا عاری از لیگنین هستند. لیگنین سبب شکننده شدن کاغذ میشود و به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروههای رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ میشود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و بطور کلی کلیه خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگنین وجود دارد، چنین اثرهایی را نشان میدهد.
رزینها و مواد استخراجی
چوب حاوی مقدار کمی (کمتر از 5%) از ترکیباتی است که توسط حلالهای آلی مثل اتانول یا دی کلرومتان قابل استخراج هستند. میزان این ترکیبات در پهن برگان و سوزنی برگان و در بین گونههای مختلف چوبی متفاوت است. اگر چه این ترکیبات ممکن است در حین فرآیندهای شیمیایی تهیه خمیر کاغذ حذف شوند، اما همیشه مقداری از آنها در کاغذ باقی میماند. ترکیب شیمیایی این مواد بسیار متغیر است و شامل آلکانها ، آلکنها ، اسیدهای چرب (اشباع یا غیز اشباع) ، استرهای گلیسرول ، مومها ، اسیدهای رزینی ، ترپنها و ترکیبات فنولی هستند.
میزان باقیمانده این ترکیبات این ترکیبات در خمیر و کاغذ بستگی به فرآیند تهیه خمیر مورد استفاده دارد. در مجموع ، ترکیبات اسیدی مثل اسیدهای چرب و رزینی در محیط قلیایی براحتی از طریق تبدیل شدن به نمکهای محلول حل میگردند، اما در خمیر سازی اسیدی ، این ترکیبات براحتی قابل حل و خارج سازی نیستند. چندین محصول فرعی مفید در عملیات خمیر سازی از مواد استخراجی قابل استحصال است که مهمترین آنها شامل تربانتین و روغن تال است. تربانتین مخلوطی از هیدروکربنهای دو حلقهای با فرمول C10H16 است که ترکیبات عمده آن α و β- پنن است.
این ترکیبها به صورت محصولات فرعی فرار با بازده 5-4 لیتر به ازای هر تن چوب (کاج) قابل استحصال بوده و به عنوان حلال مور استفاده اند. روغن تال عمدتا از اسیدهای رزینی به همراه حدود 10% ترکیبات خنثی تشکیل شده است. این اسیدها از نظر ساختمانی ایزومرهای اسید آبیتیک هستند و به عنوان مواد افزودنی شیمیایی و مواد آهارزنی در تهیه کاغذ مصرف میشوند.
شیمی نساجی
تاریخچه
از آغاز پیدایش انسان ، همواره چگونگی پوشش و نجات او از سرما مطرح بوده است. مصریها نزدیک به 5500 سال پیش هنر ریسندگی و بافندگی پنبه را آموختند و چینیها با پرورش کرم ابریشم در حدود 3600 سال پیش مشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگلیسی به نام رابرت هوک "Robert- Hooke" پیشنهاد کرد که میتوان الیاف را با توجه به شیوهای که کرم ابریشم عمل میکند تولید نمود.
پس از آن ، یک بافنده انگلیسی به نام لویزشواب Lois- Schwabe توانست الیاف بسیار ظریف شیشه را با عبور شیشه مذاب از منافذ بسیار ریز تهیه نماید. پس از چندی ، سایر دانشمندان موفق به استخراج سلولز چوب و در نتیجه تولید الیاف شدند در سدههای هجده و نوزدهم، همراه با انقلاب صنعتی ، رسیدگی و بافندگی مبدل به تکنولوژِی تهیه پارچه از الیاف گوناگون طبیعی و مصنوعی شد.
رده بندی الیاف در صنعت نساجی
در صنعت نساجی الیاف به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:
الیاف طبیعی "Natural fibers" الیاف طبیعی شامل دو بخش الیاف نباتی و الیاف حیوانی میباشند.
الیاف نباتی مانند: پنبه، کتان، کنف، رامی و الیاف حیوانی مانند: پشم و ابریشم
الیاف کانی "Mineral fibres": الیاف کانی الیافی هستند که مواد اولیه آنها از کانیها بدست میآیند مانند الیاف شیشهای و الیاف فلزی.
الیاف مصنوعی که شامل دو دسته میباشند: یکی الیافی که منشا طبیعی دارند ولی توسط انسان دوباره تهیه می شوند مانند ویسکوز ، استات و تری استات که هر یک ریشه سلولزی دارند. و دیگری الیاف سینتتیک یا مصنوعی که از مشتقات نفتی تولید میشوند مانند: نایلون ، داکرون ، ارلون یا بطور کلی پلی آمیدها ، پلی استرها ، پلی اورتانها ، پلی اکریلونیتریل ، پلی وینیل کلراید و ... .
مقدمات تکمیل کالای نساجی
تمام پارچههای نساجی پس از خروج از سالن بافندگی کم و بیش دارای مقادیری ناخالصی و عیوب میباشند. لذا لازم است به منظور آماده کردن پارچه برای عملیات تکمیل اصلی آنرا تحت عملیات مقدمات تکمیل قرار داد. مانند توزین و متراژ پارچه ، کنترل عیوب پارچه ، گره گیری ، رفوگری و گرفتن ناخالصیها بخصوص در مورد پارچههای پشمی که دارای ناخالصیهای سلولزی و خرده چوب و ... میباشد.
روشهای تکمیل کالای نساجی
عملیات و کارهای تکمیل در نساجی برای افزایش نرمی زیر دست ، درخشندگی و بطور کلی افزایش مرغوبیت پارچه میباشد. عملیات تکمیل بستگی به چند عامل مهم دارد که عبارتند از: نوع الیاف ، ویژگی فیزیکی الیاف ، ابلیت جذب مواد گوناگون شیمیایی ، حساسیت الیاف نسبت به مواد تکمیل. عملیات تکمیل در مجاورت رطوبت ، دما و فشار معمولا به سه روش انجام میگیرد:
روشهای مکانیکی: مانند تراش پارچه ، خار زدن ، اطو کردن ، پرس کردن و ...
روشهای شیمیایی: مانند تکمیل رزین ، سفید کردن و مقاوم کردن پارچه در برابر آتش و غیره. در این روش معمولا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی حاصل بین لیف و ماده شیمیایی مصرف شده عمل تکمیل بدست میآید و یا اینکه ماده شیمیایی مصرف شده در اثر رسوب کردن و یا اضافه شدن در روی پارچه ، باعث تغییر در خواص پارچه میشود، مانند آهار دادن پارچه پنبهای با محلول مواد پلیمری.
روشهای مکانیکی- شیمیایی: در این حالت از روشهای مکانیکی و شیمیایی بطور توام بهره گرفته می شود، مانند بشور و بپوش کردن پارچه و یا تثبیت حرارتی پارچه.
انواع تکمیل
تکمیل موقت
در این نوع تکمیل ، کالا را به منظور خاصی تحت عملیات تکمیلی قرار میدهند بطوری که اثر تکمیلی آن در عملیات بعدی مثل شستشو و غیره از بین می رود، مانند آهار دادن پارچههای پنبهای برای عملیات بافندگی و شستشوی آهار پس از خاتمه عملیات بافندگی.
تکمیل دائم
در این نوع ، اثر تکمیلی تا زمانی که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش) باقی خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزینهای مصنوعی مثل استرها و اترهای سلولز در روی پارچه و یا کلرینه کردن کالای پشمی یا تکمیل با فرمالدئیدها.
تکمیل ثابت
در این نوع ، اثر تکمیل مادام العمر در روی کالا باقی میماند و حتی بعد از اینکه پارچه حالت و ماهیت خود را به عنوان پارچه خارجی از دست بدهد، آثار تکمیل در آن باقی خواهد ماند. مانند پلیمریزه کردن بعضی از منومرهای اکریلیکی در روی زنجیرهای اصلی مولکولهای پارچههای سلولزی و یا پروتئینی
شستشوی کالای نساجی
عمل شستشو ، اولین عمل تکمیل مرطوب میباشد و به منظور بر طرف کردن مواد خارجی مانند روغنهای ریسندگی ، واکسها و ناخالصیهای قابل حل در محلولهای شستشو انجام میگیرد. عملیات شستشو عبارتست از عمل کالا با پاک کنندههای مناسب همراه با مواد قلیایی و یا در غیاب مواد قلیایی. در صورت استفاده از صابون برای عملیات شستشو ، احتیاج به آب نرم میباشد. ولی برای پاک کنندههای مصنوعی چگونگی سختی آب اهمیت ندارد. همچنین برای اصلاح سفیدی پارچه و شفافیت رنگ الیاف آن عمل شستشو انجام میگیرد.
آهار زنی و آهار گیری
به منظور افزایش استحکام در برابر پارگی ، کاهش نیروی سایشی و خواباندن پرزهای سطحی الیاف نخهای تار را آهار می دهند. مواد آهاری ، ماکرومولکولهایی هستند که ممکن است بر اثر پیوند بین خود و یا با الیاف تشکیل پوششی به دو نخ دهند. آهار طبیعی عبارتند از: نشاستهها و مشتقات آنها ، مشتقات سلولزی و (پروتئینها)). آهارهای مصنوعی عبارتند از: انواع پلی وینیل الکلها ، انواع پلی اکریلات و انواع کوپلیمراستایرین و مائیک اسید.
قبل از انجام عملیات تکمیل مرطوب لازم است آهار نخ تار پارچه با اندازه کافی بر طرف شود تا در مراحل شستشو ، سفیدگری و رنگرزی یا چاپ ، مزاحمت و نایکنواختی ایجاد نکند و در ضمن مقداری از مواد در تکمیل رنگ را به خود جذب نکند. روشهای آهارگیری عبارتند از: آهار گیری با اسید ، آهار گیری با روش تخمیر ، آهار گیری با اکسید کنندهها ، آهار گیری با آنزیمها.
مرسریزاسیون
یکی از عملیاتی که روی پنبه انجام می شود، عمل مرسریزه میباشد که شامل تماس پنبه (اعم از الیاف نخ یا پارچه) با محلول سود سوزآور و سپس شستشوی محصول در محلول رقیق اسید و سپس آب سرد به منظور خنثی کردن قلیایی و سرانجام خشک کردن محصول است. بر اثر مرسریزاسیون درخشندگی و جلای پنبه افزایش مییابد و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آن تغییرات زیادی پیدا میکند. معمولا پارچههای مرغوب پنبهای پیراهنی ، رومیزی ، ملحفهای و همچنین نخهای قرقره مرسریزه میشوند.
سفیدگری
هدف از سفیدگری ، از بین بردن رنگدانهها و ناخالصیهای دیگر و در نتیجه سفید جلوه دادن الیاف میباشد. البته سفیدگری پنبه بسیار مهم تراز سفیدگری پشم میباشد، چون درصد بالایی از پشم بصورت کالای رنگی به بازار عرضه میشود. ولی در مقابل ، مقدار زیادی از پارچههای پنبهای بصورت سفید و یا پارچههای چاپ شده با زمینه سفید مورد استفاده قرار میگیرد. پارچههای ملحفهای ، رومیزی و پیراهنی نمونههایی از پارچههای پنبهای هستند که احتیاج به سفیدگری دارد.
سفیدگری پنبه بیشتر با مواد اکسید کننده مثل کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و آب اکسیژنه و مواد احیا کننده مانند هیدروسولفیت و سفیدگری پشم با اکسید کننده آب اکسیژنه همراه با آمونیاک یا سیلیکات قلیایی و مواد احیا کننده ، اکسید گوگرد و یا بی سولفیت سدیم و اسید سولفوریک و سفیدگری الیاف مصنوعی با اکسید کننده آب اکسیژنه ، کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و احیا کننده ، هیدروسولفیت و در صورت لازم مواد سفید نوری به همراه سفید کننده قبلی انجام میگیرد.
تکمیل ضد آب و دور کننده آب
تکمیل ضد آب پارچه به دو صورت امکان پذیر میباشد.
پوشش کل سطح پارچه توسط مواد هیدروفوب (موادی که آب را به خود جذب نمیکنند) است، به نحوی که تمام منافذ پارچه مسدود گردد. این روش تکمیل ضد آب نام دارد. پارچه با کاربردهای خیمه و چادر ماشین با این روش تکمیل میگردد.
الیاف و یا نخ از مواد ضد آب پوشیده میشوند، به این ترتیب فضای بین نخها در پارچه کاملا باز میماند و امکان انتقال هوا وجود دارد. این روش تکمیل دور کننده آب نام دارد و بیشتر پارچههای لباس مثل بارانی ، لباس ورزشی و کاربردهای مشابه با این روش تکمیل ضد آب میگردند. بعضی از مواد ضد آب و دور کننده آب عبارتند از: مواد هیدرولیز کننده نمکهای زیرکونیوم ، استره کردن سطح الیاف با اسیدهای چرب ، استفاده از رزینهای هیدروفوب مثل رزین کاربومید ، Permel ، Paraf fion و غیره ، ترکیبات آلی سیلیکونی و اسیدهای چرب کمپلکس گرم.
تکمیل ضد آتش
یکی از روش های تکمیل ضد آتش کالای نساجی ، پوشش آن بوسیله نمکهای آمونیوم میباشد که در گرما تولید آمونیاک نموده و بدین ترتیب با محبوس کردن آتش در خود باعث خاموش شدن و عدم پیشرفت آن میگردد. مناسبترین نمکهای آمونیوم ، دی آمونیوم فسفات و کربنات آمونیوم میباشد. سایر تکمیل کنندههای ضد آتش عبارتند از: اکسیدهای نامحلول قلع ، آنتیموان و تیتان ، استره کردن سطحی سلولز با اسید فسفریک و یا دی آمونیوم در حضور اوره هیدروکسی متیل فسفونیوم کلراید (THPC) و غیره.
تکمیل ضد باکتری و ضد قارچ
مواد تکمیل کننده ضد باکتری بعنوان محافظت کننده از عرق عمل کرده و از تاثیر باکتریها و یا قارچها بر آن جلوگیری میکنند لذا چنانچه لباسهای ورزشی و یا لباس زیر با این مواد تکمیل گردند، از تخمیر عرق بدن توسط باکتریهای موجود در هوا و در نتیجه تجزیه و بوی بد آن جلوگیری میکنند. برخی از این تکمیل کنندهها عبارتند از: ترکیبات آمونیوم چهارتایی ، Irgasan DP300 ، Dodigen 226 ، پیوند زدن سلولز با نمکهای مس و نقره توسط گروههای کربوکسیل اسید آکریلیک و یا اسید متاکلریلیک و غیره.
نرم کنندهها
نرم کنندهها مایه لطافت و نرمی زیر دست پارچه میشوند و در اثر بیشتر کارهای چاپ و رنگرزی و عملیات تکمیل مانند ضد آتش کردن و ضد چروک کردن پارچه زیردست، حالت خشک و شکنندهای پیدا میکند که آنها را بوسیله نرم کنندهها ، نرم و لطیف مینمایند.
متداولترین نرم کنندهها عبارتند از: استرهای اسیدفتالیک و بنزیل فتالاتها برای نرم کردن اغلب رزینها بویژه PVC ، تری ملیتانها برای نرم کردن رزینهای مصرفی در ساخت کابلهای سیم و برق و ساخت سایر عایقها ، هیدروکربنهای نفتی با وزن زیاد که دارای اتم N , S , O میباشند در ساخت لاستیکها بکار میروند، نرم کنندههای مقاوم در برابر آتش سوزی مانند فسفاتهای آلی و پارفینهای کلردار ، نرم کنندههای اپوکسی و پلی اورتان و غیره.
طبقه بندی رنگ براساس روشهای رنگرزی
نگاه اجمالی
رنگها را معمولا براساس خواص آنها و ساختمان ماده اصلی (ساختمان شیمیایی مواد) طبقه بندی میکنند. روش دیگر طبقه بندی رنگها براساس روش مصرف آنها در رنگرزی میباشد. روش و تکنیک رنگرزی به ساختمان ، طبیعت الیاف یا شئ مورد رنگرزی بستگی دارد. به عبارت دیگر رنگرزی پشم و ابریشم و دیگر الیاف به دست آمده از حیوانات با رنگرزی پنبه و الیاف به دست آمده از گیاهان تفاوت دارد.
نقش ساختمان شیمیایی الیاف در تعیین رنگ مورد نیاز
در رنگرزی همیشه ساختمان شیمیایی الیاف تعیین کننده نوع رنگ مورد نیاز و تکنیک رنگرزی میباشد. به عنوان مثال الیاف حیوان مانند پشم و ابریشم از پروتئین تشکیل شدهاند و دارای گروههای اسیدی و بازی میباشند. این گروهها نقاطی هستند که در آنها مولکول رنگ خود را به الیاف متصل میکند. پس برای رنگرزی این گونه الیاف باید از رنگهایی که دارای بنیان اسیدی و بازی هستند استفاده کرد.
پنبه یک کربوهیدرات میباشد و تنها محتوی پیوندهای خنثای اتری و گروههای هیدروکسیل است. در این نقاط پیوندهای هیدروژنی بین الیاف و رنگ ایجاد میشود. پس باید از رنگهای متناسب با خصوصیات الیاف پنبهای استفاده کرد. متصل کردن رنگ به الیاف مصنوعی و سنتزی مانند پلی اولفینها و هیدروکربنها که کاملا عاری از گروههای قطبی هستند، تکنیک و روش دیگری را میطلبد. بر اساس روش رنگرزی به صورت زیر دستهبندی میشود.
رنگهای مستقیم یا رنگهای جوهری
این دسته از رنگها دارای گروهها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با استفاده از این گروهها ، رنگ با الیاف ترکیب میشود. برای رنگرزی پارچه با اینگونه رنگها فقط کافی است که پارچه را در محلول آبی و داغ رنگ فرو ببریم. اسید پیکریک و ماریتوس زرد از جمله این رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسیدی بوده و با گروههای آمینه الیاف پروتئینی ترکیب میشوند. نایلون نیز که یک پلیآمید است، با این رنگها قابل رنگرزی است.
رنگ دانهای
این دسته از رنگها شامل ترکیباتی هستند که میتوانند با برخی از اکسیدهای فلزی ترکیب شده و نمکهای نامحلول و رنگی که لاک نامیده میشوند، تشکیل دهند. روش رنگرزی با این رنگها از کهنترین روشهای تثبیت رنگ روی الیاف بوده است. این رنگها بیشتر برای رنگرزی ابریشم و پنبه بکار میرود. در رنگرزی با رنگهای دانهای پارچه یا الیاف ، رنگی به نظر میرسند. چون الیاف توسط لایهای از رسوب رنگین پوشانده میشود. برای ایجاد دندانه روی رنگها معمولا از اکسیدهای آلومینیوم ، کروم و آهن استفاده میشود. آلیزارین نمونهای از این رنگها میباشد.
رنگ خمیری
رنگ خمیری مادهای است که در شکل کاهش یافته ، محلول در آب بوده و ممکن است بیرنگ هم باشد. در این حالت الیاف به این رنگ آغشته شده و پس از جذب رنگ توسط الیاف ، آنها را از خمره خارج کرده و در معرض هوا با یک ماده شیمیایی اکسید کننده قرار میدهند. در این مرحله رنگ اکسید شده و به صورت رنگین و نامحلول در میآید. رنگهای باستانی ایندیگو و تیریان از این جملهاند.
رنگ واکنشی
این رنگها که تحت عنوان رنگهای ظاهر شونده هم شناخته میشوند، در درون خود پارچه ، تشکیل شده و ظاهر میگردند. مثال مهمی از این گروه رنگها ، رنگهای آزو میباشند. رنگرزی با این رنگها به این صورت است که پارچه را در محلول قلیایی ترکیبی که باید رنگ در آن مشتق شود (فنل یا نفتول) فرو میبریم. سپس پارچه را در محلول سرد آمین دی ازت دار شده در داخل خود الیاف انجام شده و رنگ تشکیل میگردد. به رنگی که به این صورت حاصل میشود رنگ یخی نیز میگویند، زیرا برای پایداری و جلوگیری از تجزیه نمک دی آزونیوم دمای پائین ضرورت دارد.
رنگ پخش شونده
این دسته از رنگها در خود الیاف محلول هستند، اما در آب نامحلول میباشند. رنگهای پخش شونده در رنگرزی بسیاری از الیاف سنتزی بکار میروند. به این الیاف گاهی اوقات الیاف آبگریز نیز گفته میشود. معمولا ساختمان شیمیایی آنها فاقد گروههای قطبی است. روش رنگرزی به اینگونه است که رنگ به صورت پودر نرم در بعضی از ترکیبات آلی مناسب (معمولا ترکیبات فنل) حل میشود و در دما و فشار بالا در حمامهای ویژه به الیاف منتقل میشود.
شیمی نظری
دید کلی
شیمی را میتوان به صورت علمی که با توصیف ویژگیها ، ترکیب و تبدیلات ماده سروکار دارد، تعریف کرد. اما این تعریف ، نارساست. این تعریف ، بیانگر روح شیمی نیست. شیمی همچون دیگر علوم ، سازمانی زنده و در حال رشد است، نه انبارهای از اطلاعات. علم ، خاصیت تکوین خودبخود دارد. ماهیت هر مفهوم تازه آن ، خود محرک مشاهده و آزمایشی جدید است که به بهبود بیش از پیش آن مفهوم و سرانجام به توسعه دیگر مفاهیم میانجامد.
از آنجا که زمینههای علمی همپوشانی دارند، مرز متمایزی میان آنها نمیتوان یافت و در نتیجه مفاهیم و روشهای علمی کاربرد همگانی پیدا میکنند. در پرتو این گونه رشد علمی ، دیگر تعجبی ندارد که یک پژوهش علمی معین ، بارها از مرزهای مصنوعی و پرداخته ذهن بشر بگذرد.
قلمرو شیمی مفهومی متعارف
علم شیمی با ترکیب و ساختار مواد و نیروهایی که این ساختارها را بر پا نگه داشته است، سروکار دارد. خواص فیزیکی مواد از این رو مورد مطالعه قرار میگیرند که سرنخی از مشخصات ساختاری آنها را بدست میدهند و به عنوان مبنایی برای تعیین هویت و طبقهبندی بکار میروند و کاربردهای ممکن هر ماده بخصوص را مشخص میکنند. اما واکنشهای شیمیایی ، کانون علم شیمی هستند. توجه علم شیمی به هر گوشه قابل تصوری از این تغییر و تبدیلها کشیده میشود و شامل ملاحظاتی است از این قبیل:
شرح تفصیلی درباره چگونگی واکنشهای و سرعت پیشرفت آنها
شرایط لازم برای فراهم کردن تغییرات مطلوب و جلوگیری از تغییرات نامطلوب
تغییرات انرژی که با واکنشهای شیمیایی همراه است.
سنتز موادی که در طبیعت صورت میگیرد.
سنتز موادی که مشابه طبیعی ندارند.
روابط کمّی جرمی بین مواد در تغییرات شیمیایی.
پیدایش شیمی جدید
شیمی جدید که در اواخر سده هیجدهم ظاهر شده است، طی صدها سال ، توسعه یافته است. داستان توسعه شیمی را تقریبا به پنج دوره میتوان تقسیم کرد:
فنون عملی
این فنون تا 600 سال قبل از میلاد مسیح رایج بوده است. تولید فلز از کانهها ، سفالگری ، تخمیر ، پخت و پز ، تهیه رنگ و دارو فنونی باستانی است. شواهد باستان شناسی ثابت میکند که ساکنان مصر باستان و بینالنهرین در این حرفهها مهارت داشتهاند. ولی چگونه و چه وقت این حرفهها برای نخستین بار پیدا شدهاند، معلوم نیست.
در این دوره ، فنون مذکور که در واقع فرایندهای شیمیایی هستند، توسعه بسیار یافتهاند. اما این توسعه و پیشرفت ، تجربی بوده است، بدین معنی که مبنای آن تنها تجربه عملی بوده، بدون آنکه تکیه گاهی بر اصول شیمیایی داشته باشد. فلزکاران مصری میدانستند که چگونه از گرم کردن کانه مالاشیت با زغال ، مس بدست آورند، ولی نمیدانستند و در صدد دانستن آن هم نبودند که چرا این فرایند موثر واقع میشود و آنچه در آتش صورت میگیرد، واقعا چیست؟
نظریههای یونانی
این نظریهها از 600 تا 300 سال قبل از میلاد عنوان شدند. جنبه فلسفی یا جنبه نظری شیمی حدود 600 سال قبل از میلاد در یونان باستان آغاز شد. اساس علم یونانی ، جستجوی اصولی بود که از طریق آن ادراکی از طبیعت حاصل شود. دو نظریه یونانی در سدههای واپسین اهمیت فراوان یافت:
این مفهوم که تمام مواد موجود در زمین ، ترکیبی از چهار عنصر (خاک ، باد ، آتش و آب) است، به نسبتهای گوناگون ، از اندیشههای فیلسوفان یونانی این دوره نشات یافته است.
این نظریه که ماده از آحاد مجزا و جدا از همی به نام اتم ترکیب یافته است، بوسیله لوسیپوس پیشنهاد شد و دموکرتیس آن را در سده پنجم ق.م. توسعه داد.
نظریه افلاطون این بود که اتمهای یک عنصر از لحاظ شکل با اتمهای عنصر دیگر تفاوت دارد. علاوه بر این ، او باور داشت که اتمهای یک عنصر میتوانند با تغییر شکل به اتمهایی از نوع دیگر تغییر یابند یا استحاله پیدا کنند. مفهوم استحاله در نظریههای ارسطو نیز منعکس است.
ارسطو (که به وجود اتمها معتقد نبود) میگفت که عناصر و بنابراین تمام مواد از ماده اولیه یکسانی ترکیب یافتهاند و تفاوت آنها فقط از لحاظ صورتهایی است که این ماده اولیه به خود میگیرد. به نظر ارسطو ، صورت ماده نه تنها شکل ، بلکه کیفیتها (از لحاظ رنگ ، سختی و غیره) را نیز دربر میگیرد و همین صورت است که مادهای را از ماده دیگر متمایز میکند. او میگفت که تغییر صورت پیوسته در طبیعت صورت میگیرد و تمام اشیای مادی (جاندار و بی جان) از صورتهای نابالغ به صورتهای بالغ رشد و تکامل مییابند.
در سراسر قرون وسطی باور این بود که کانیها رشد میکنند و هرگاه کانیها از معادن استخراج شوند، معادن بار دیگر از کانیها پر میشوند.
کیمیاگری
کیمیاگری از 300 سال قبل از میلاد تا حدود 1650 میلادی رایج بود. سنت فلسفی یونان باستان و تجارت صنعتگران مصر باستان در شهری که بوسیله اسکندر کبیر در 331 ق.م. بنا شد یعنی اسکندریه مصر ، با هم جمع شدند و حاصل آمیزش آنها ، کیمیاگری بود. کیمیاگران اولیه برای ابداع نظریههایی درباره ماهیت ماده از روشهای مصری برای بکارگیری مواد استفاده میکردند.
کیمیاگران باور داشتند که یک فلز میتواند با تغییر کیفیات (بویژه رنگ آن) تغییر پذیرد و چنین تغییراتی در طبیعت صورت میگیرد. فلزات میکوشند تا همچون طلا کامل شوند. همچنین آنها باور داشتند که این گونه تغییرات ممکن است بوسیله مقدار بسیار اندکی از یک عامل استحاله کننده قوی (که بعدا سنگ فیلسوفان نامیده شد) ایجاد شود.
در سده هفتم میلادی ، مسلمانان مراکز تمدن هلنی (از جمله مصر در 640 میلادی) را تسخیر کردند و کیمیاگری بدست آنها افتاد. در سدههای دوازدهم و سیزدهم ، کیمیاگری به تدریج به اروپا راه یافت و آثار عربی به لاتین برگردانده شد. کیمیاگری تا سده هفدهم دوام یافت. در این زمان نظریهها و نگرشهای کیمیاگران بتدریج زیر سوال قرار میگرفت.
کار رابرت بویل که اثر معروف خود به نام شیمیدان شکاک را در 1661 منتشر کرد، در این باره ارزشمند است. گرچه بویل باور داشت که استحاله فلزات پست به طلا امکانپذیر است، ولی او اندیشه کیمیاگری را مورد انتقاد شدید قرار داد. بویل باور داشت که نظریه شیمیایی باید حاصل شواهد تجربی باشد.
فلوژیستون
این نظریه از 1650 تا 1790 میلادی رواج داشت. تقریبا در سراسر سده هجدهم ، نظریه فلوژیستون نظریهای مسلط در شیمی بود. این نظریه که بعدها معلوم شد نظریهای نادرست است، در اصل کار "گئورک ارنست اشتال" بود. فلوژیستون «اصل آتش» ، جز تشکیل دهنده مادهای دانسته میشد که متحمل سوختن میشود. چنین پنداشته میشد که یک جسم بر اثر سوختن ، فلوژیستون خود را از دست میدهد و به صورت سادهتری کاهیده میشود. باور این بود که نقش هوا در عمل سوختن ، انتقال فلوژیستون آزاد شده است.
بنا به نظریه فلوژیستون چوب در اثر سوختن به خاکستر و فلوژیستون (که بوسیله هوا جدا میشود)تبدیل میگردد. طبق نظریه فلوژیستون ، چوب ، ماده مرکبی است که از خاکستر و فلوژیستون ترکیب یافته است. همچنین در مورد عمل تکلیس ، این نظریه عنوان میدارد که فلز ، ماده مرکبی است که از یک کالکس و فلوژستیون ترکیب یافته است.
در نظریه فلوژیستون ، ذاتا" مشکلی است که هرگز توضیح کافی درباره آن داده نشد. وقتی چوب میسوزد، فرض بر این است که فلوژیستون از دست میدهد و نتیجه آن خاکستری است که وزن آن کمتر از قطعه چوب اصلی است. اما در عمل تکلیس ، از دست رفتن فلوژیستون با افزایش وزن همراه است، چون کالکس یا اکسید فلزی ، وزنش بیشتر از فلز اصلی است. طرفداران نظریه فلوژیستون این مشکل را تشخیص داده بودند، لیکن تقریبا در سراسر سده هیجدهم ، اهمیت توزین و اندازه گیری دانسته نشد.
شیمی جدید
کار آنتوان لاوازیه در اواخر سده هیجدهم را معمولا آغاز شیمی جدید میدانند. "لاوازیه" ، با تعمق کافی ، دستاندرکار براندازی نظریه فلوژیستون شد و انقلابی در شیمی پدید آورد. او که ترازوی شیمیایی بسیار استفاده میکرد، با تکیه بر نتایج آزمایشهای کمی ، به توضیح تعدادی از پدیدههای شیمیایی دست یافت.
قانون پایستاری جرم میگوید که در جریان یک واکنش شیمیایی تغییر محسوسی در جرم صورت نمیگیرد. به گفته دیگر ، جرم کل تمام موادی که در واکنش شیمیایی وارد میشوند، برابر جرم تمام محصولات واکنش است. این قانون ، توسط لاوازیه به وضوح بیان شد. برای لاوازیه نظریه فلوژیستون امری ناممکن بود.
اقداماتی که دانشمندان از سالهای 1970 به بعد به عمل آوردهاند، با استفاده از کتاب لاوازیه با عنوان « رسالهای مقدماتی درباره شیمی» که در سال 1789 منتشر شد، بیان شده است. آنچه در دو سده پس از لاوازیه درباره شیمی دانسته شده، بسیار بیشتر از بیست سده پیش از اوست. علم شیمی از آن زمان به بعد ، تدریجا در پنج شاخه اصلی بسط یافت. (البته این تقسیمات اختیاری است و به طبقه بندی آنها انتقادهایی وارد است.)
طبقهبندی شیمی
شیمی آلی : شیمی ترکیبات کربن است.
شیمی معدنی : شیمی تمامی عناصر به جز کربن. البته بعضی از ترکیبات ساده کربن مانند کربناتها و بطور سنتی در زمره ترکیبات معدنی طبقه بندی میشوند، زیرا از منابع معدنی بدست میآیند.
شیمی تجزیه : تشخیص اجزای تشکیل دهنده مواد ، هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی.
شیمی فیزیک : مطالعه اصول فیزیکی که زمینه درک ساختار ماده و تبدیلات شیمیایی است.
زیست شیمی : شیمی سیستمهای زنده اعم از گیاهی و حیوانی.
مطالب جالب شيمي
- تعیین دقیق زمان مرگ
تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود.
- صابون
همه ما روزانه از صابون هاي جامد و مايع براي شستشو استفاده مي كنيم و كارخانه هاي زيادي مشغول ساخت صابون هايي با عطر و رنگ هاي مختلفي هستند.
اگر استئارات گليسرول را با محلول غليظ ئيدروكسيد سديم مخلوط كنيم گليسرول و استئارات سديم (صابون)
به دست مي آيد(معادله1در پايين) اين گونه واكنش ها كه منجر به وجود آمدن صابون ميشوند را صابوني شدن مي نامندپس از پايان واكنش به آن محلول غليظ ئيدروكسيد سديم ميزنند در اثر آن گليسرول از محلول جدا مي شود و صابون به سطح محلول مي آيد.كه در دماي معمولي جامد است.
در روشهاي جديد تر صابون طي واكنش ها ي(2)و(3)ميسازند.
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3NaOH:3C17H35COONa+C3H5(OH)3 فرمول 1
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3H2O:3C17H35COOH+C3H5(OH)3 فرمول 2
C17H35COOH+NaOH:C17H35COONa+H2O فرمول 3
- آلکنها
در بسياری از هيدروکربنها دو اتم هيدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.اين هيدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH2 و n تعداد اتم های کربن است.ا
اتيلن:گازي بي رنگ با بويي ملايم و مطبوع است به مقدار كمي در آب حل مي شود.به عنوان هوشبر كاربرد دارد .
اتيلن هيدروكربن بسيار ارزنده اي است.به مقدار كمي در گياهان وجود دارد
در فرايند رسيدن ميوه ها دخالت دارد.افزايش غلظت آن باعث افزايش سرعت ميوه ها مي شود
از اين خاصيت در تجارت موز استفاده مي شود.اين ميوه را نارس مي چينند (زيرا ميوه نارس
كمتر از ميوه رسيده آسيب مي بيند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استيلن قرار مي دهند
و رنگ آنها هم زرد مي شود.و در ظاهر تفاوتي با موز هاي طبيعي ندارند
- چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد می شود ؟
ابتدای ماجرا : هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO2 به حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO2 حل شده در آن بیش از ظرفیت انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن CO2 دارد. برای این کار گاز CO2 محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO2 حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دور نی . به زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل حباب را بازی می کنند.به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین اتفاقی اصلا شیمیایی نیست. هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید. تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان به جای نمک خاک بریزید !!!
- آيا ميدانستيد تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش می یابد ؟
- آيا ميدانستيد استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید ؟
- آيا ميدانستيد کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دار د؟
- ساختن موشك با استفاده از هيدروژن پري اكسيد و نقره
براي اين كار هيدروژن پري اكسيد بايد غليظ شده باشد.(در حدود 90 درصد ) هيدروژن پري اكسيد كه در دارو خانه ها ميفروشند غلظلتش درحدود 3 در صد است.فرمول شيميايی هيدروژن پري اكسيد H2O2 است.وقتي با نقره واكنش برقرار ميكند نقره نقش كاتاليزور را بازي ميكند.اين واكنش اتم اضافه اكسيژن را ازاد كرده اب و گرماي زيادی توليد ميكند.گرما اب را به بخار تبديل كرده كه اين بخار ميتواند با سرعت بالا از نازل موشك خارج كند.
براي ساخت موشك ميتوانيد از بطری نوشابه هاي خانواده خالي استفاده كنيد به اين صورت كه در نوشابه را سوراخ كوچکي بكنيد(نقش نازل موشك) و مواد را در ان ريخته و در ان را ببنديد واكنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بيرون زده و اگر بطری نوشابه را بروي زمين بخوابانيد اين موشك حركت خواهد كرد
- آيا آرد (آرد گندم) ميتواند منفجر شود؟
همه ميدانيم كه بيشتر گندم سفيد از نشاسته درست شده است . و ميدانيم كه نشاسته از كربوهيدرات ساخته شده است يعني از به هم پيوستن زنجيره ی مولكولهاي شكر . هر كسي كه تا بحال مارشمالو (نوعي شيريني خميرمانند )را اتش زده باشد ميداند كه شكر براحتي ميسوزد , پس ارد هم ميتواند.آرد و خيلي از كربوهيدراتهاي ديگر ميتواند اتش بگيرند وقتي انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافيه در هر متر مكعب 50 گرم يا بيشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره هاي آرد انقدر كوچك هستند كه فورا ميسوزند. وقتي يك ذره بسوزد بقيه ذره هاي نزديكش را هم روشن ميكند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور كرده و منفجر ميشود. تقريبا هر كربو هيدرات بصورت گرد و غبار وقتي مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خيلي از انبارهاي آرد به همين صورت با يك جرقه يا يك منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزي ميشود.
- آيا ميدانستيد گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود ؟
- علت جرقه زني در سنگ چخماخ چيست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف مي باشد، تيره رنگ مي باشد و در شاخه کوارتزها قرار مي گيرد Flint نوع کوارتز آلفا مي باشد که تا دماي 573 درجه سانتيگراد پايداري دارد و به صورت گرهکهايي در گچ و سنگ آهک يافت مي شود .از سنگهاي حاوي سيليس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبي دارند مي باشد. اين سنگها يك پارچه بوده كه به علت نقص ساختماني در برخورد با يكديگر جرقه زده و O-3 آزاد مي نمايد اين سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف ميباشد .
- اطلاعات جالبی در مورد جيوه:
بيشترين معادن جيوه دنيا در اسپانيا و ايتالياست و مهمترين سنگ معدن آن سينابار يا سولفور جيوه است با گوگرد و هالوژنها تركيب مي شود اما با اسيدها به جز اسيدنيتريك بي اثر است جيوه و تركيبات آن توسط پوست و بلعيدن و تنفس جذب بدن مي شود ماكسيمم مقدار مجاز بخار جيوه در هواي محيط كار 1.0 ميلي گرم در متر مكعب و ماكسيمم مقدار جيوه مجاز موجود در ادرار 3.0 ميلي گرم در ليتر است كليه ها نقش مهمي در دفع جيوه از راه ادراري دارند ضمن اينكه بيشترين تجمع جيوه در اعضاي بدن نيز در كليه هاست .
- آيا ميدانستيد اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود ؟
- آيا ميدانستيد لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد ؟
- آيا ميدانستيد رادیم گرانترین فلز است ؟
شيمي سبز: پيشگيري از آلودگي در سطح مولكولي
شيمي نقشي بنيادي در پيشرفت تمدن آدمي داشته و جايگاه آن در اقتصاد، سياست و زندگيروزمره روز به روز پر رنگتر شده است. با اين همه، شيمي طي روند پيشرفت خود، كه همواره با سود رساندن به آدمي همراه بوده، آسيبهاي چشمگيري نيز به سلامت آدمي و محيط زيست وارد كرده است. شيميدانها طي سالها كوشش و پژوهش، مواد خامي را از طبيعت برداشت كردهاند، كه با سلامت آدمي و شرايط محيط زيست سازگاري بسيار دارند، و آنها را به موادي دگرگونه كردهاند كه سلامت آدمي و محيط زيست را به چالش كشيدهاند. همچنين، اين مواد بهسادگي به چرخهي طبيعي مواد باز نميگردند و سالهاي زيادي به صورت زبالههاي بسيار آسيبرسان و هميشگي در طبيعت ميماند.
بارها از آسيبهاي مواد شيميايي به بدن آدمي و محيط زيست شنيده و خواندهايم. اما، چارهي كار چيست؟ آيا دوري و پرهيز از بهرهگيري از مواد شيميايي ميتواند به ما كمك كند؟ تا چه اندازهاي ميتوانيم از آنها دوري كنيم؟ كدامها را ميتوانيم به كار نبريم؟ كداميك از فرآوردههاي شيميايي را ميتوان يافت كه با آسيب به سلامت آدمي يا محيط زيست همراه نباشد؟ داروهايي كه سلامتي ما به آنها بستگي زيادي دارد، خود با آسيبهايي به بدن ما همراهاند. آيا ميتوانيم آنها را به كار نبريم؟ آيا ميتوان آب تصفيه شده با مواد شيميايي را ننوشيم؟ پيرامون ما را انبوهي از مواد شيميايي گوناگون فراگرفتهاند كه در زهرآگين بودن و آسيبرسان بودن بيشتر آنها شكي نداريم و از بسياري از آنها نيز نميتوانيم دوري كنيم.
بيگمان هر اندازه كه بتوانيم از به كارگيري مواد شيميايي در زندگي خود پرهيز كنيم يا از رها شدن اين گونه مواد در طبيعت جلوگيري كنيم، به سلامت خود و محيط زيست كمك كردهايم. اما به نظر ميرسد در كنار اين راهكارهاي پيشگيرانه، كه تا كنون كارآمدي چشمگيري از خود نشان ندادهاند، بايد به راههاي كارآمدتري نيز بيانديشيم كه دگرگوني در شيوهي ساختن مواد شيمايي در راستاي كاهش آسيبهاي آنها به آدمي و محيط زيست، يكي از اين راههاست. امروزه، از اين رويكرد نوين با عنوان شيمي سبز ياد ميشود كه عبارت است از: طراحي فرآوردهها و فرآيندهاي شيميايي كه بهكارگيري و توليد مواد آسيبرسان به سلامت آدمي و محيط زيست را كاهش ميدهند يا از بين ميبرند.
بنيادهاي شيمي سبز
شيمي سبز، كه بيشتر به عنوان شيوهاي براي پيشگيري از آلودگي در سطح مولكولي شناخته ميشود، بر دوازده بنياد استوار است كه طراحي يا بازطراحي مولكولها، مواد و دگرگونيهاي شيميايي در راستاي سالمتر كردن آنها براي آدمي و محيط زيست، بر پايهي آنها انجام ميشود.
1. پيشگيري از توليد فراوردههاي بيهوده
توانايي شيميدانها براي بازطراحي دگرگونيهاي شيميايي براي كاستن از توليد فراوردههاي بيهوده و آسيبرسان، نخستين گام در پيشگيري از آلودگي است. با پيشگيري از توليد فراوردههاي بيهوده، آسيبهاي مرتبط با انباركردن، جابهجايي و رفتار با آنها را به كمترين اندازهي خود كاهش ميدهيم.
2اقتصاد اتم، افزايش بهرهوري از اتم
اقتصاد اتم به اين مفهوم است كه بازده دگرگونيهاي شيميايي را افزايش دهيم. يعني طراحي دگرگونيهاي شيميايي به شيوهاي باشد كه گنجاندن بيشتر مواد آغازين را در فرآوردههاي نهايي درپي داشته باشد. گزينش اين گونه دگرگونيها، بازده را افزايش و فرآوردههاي بيهوده را كاهش ميدهد.
3. طراحي فرايندهاي شيميايي كمآسيبتر
شيميدانها در جايي كه امكان دارد بايد شيوهي را طراحي كنند تا موادي را به كار برد يا توليد كند كه زهرآگيني كمتري براي آدمي يا محيط زيست داشته باشند. اغلب براي يك دگرگوني شيميايي واكنشگرهاي گوناگوني وجود دارد كه از ميان آنها ميتوان مناسبترين را برگزيد.
4. طراحي مواد و فراوردههاي شيميايي سالمتر
فراوردههاي شيميايي بايد به گونهاي طراحي شوند كه با وجود كاهش زهرآگينيشان كار خود را بهخوبي انجام دهند. فراوردههاي جديد را ميتوان به گونهاي طراحي كرد كه سالمتر باشند و در همان حال، كار در نظر گرفته شده براي آنها را بهخوبي انجام دهند.
5. بهرهگيري از حلالها و شرايط واكنشي سالمتر
بهرهگيري از مواد كمكي(مانند حلالها و عاملهاي جداكننده) تا جايي كه امكان دارد به كمترين اندازه برسد و زماني كه به كار ميروند از گونههاي كمآسيبرسان باشند. دوري كردن از جداسازي در جايي كه امكان دارد و كاهش بهرهگيري از مواد كمكي، در كاهش فراوردههاي بيهوده كمك زيادي ميكند.
6. افزايش بازده انرژي.
نياز به انرژي در فرايندهاي شيميايي از نظر اثر آنها بر محيط زيست و اقتصاد بايد در نظر گرفته شود و به كمترين ميزان خود كاهش يابد. اگر امكان دارد، روشهاي ساخت و جداسازي بايد به گونهاي طراحي شود كه هزينههاي انرژي مرتبط با دما و فشار بسيار بالا يا بسيار پايين به كمترين اندازهي خود برسد.
7. بهرهگيري از مواداوليهي نوشدني
دگرگونيهاي شيميايي بايد به گونهاي طراحي شوند تا از مواد اوليهي نوشدني بهره گيرند. فرآوردههاي كشاورزي يا فرآوردههاي بيهودهي فرآيندهاي ديگر، نمونههايي از مواد نوشدني هستند. تا جايي كه امكان دارد، اين گونه مواد را بهجاي مواد اوليهاي كه از معدن يا سوختهاي فسيلي به دست ميآيند، به كار بريم.
8. پرهيز از مشتقهاي شيميايي.
مشتقگرفتن(مانند بهرهگيري از گروههاي مسدودكننده يا تغييرهاي شيميايي و فيزيكي گذرا) بايدكاهش يابد، زيرا چنين مرحلههايي به واكنشگرهاي اضافي نياز دارند كه ميتوانند فراوردههاي بيهوده توليد كنند. تواليهاي جايگزين ميتوانند نياز به گروههاي حفاظتكننده يا تغيير گروههاي عاملي را از بين ببرند يا كاهش دهند.
9. بهرهگيري از كاتاليزگرها
كاتاليزگرها گزينشي بودن يك واكنش را افزايش ميدهند؛ دماي مورد نياز را كاهش ميدهند؛ واكنشهاي جانبي را به كمترين اندازه ميرسانند؛ ميزان دگرگونشدن واكنشگرها به فرآوردههاي نهايي را افزايش ميدهند و ميزان فرآوردههاي بيهوده مرتبط با واكنشگرها را كاهش ميدهند.
10. طراحي براي خراب شدن
فروآردههاي شيميايي بايد به گونهاي طراحي شوند كه در پايان كاري كه براي آنها در نظر گرفته شده، به فرآوردههاي تجزيهشدني، بشكنند و زياد در محيط زيست نمانند. روش طراحي در سطح مولكول براي توليد فرآوردههايي كه پس از آزاد شدن در محيط به مواد آسيبنرسان تجزيه ميشوند، مورد توجه است.
11. تحليل در زمان واقعي براي پيشگيري از آلودگي
بسيار اهميت دارد كه پيشرفت يك واكنش را همواره پيگيري كنيد تا بدانيد چه هنگام واكنش كامل ميشود يا بروز هر فراوردهي جانبي ناخواسته را شناسايي كنيد. هر جا كه امكان داشته باشد، روشهاي آناليز در زمان واقعي به كار گرفته شوند تا به وجود آمدن مواد آسيبرسان پيگيري و پيشگيري شود.
12. كاهش احتمال رويدادهاي ناگوار
يك راه براي كاهش احتمال رويداهاي شيميايي ناخواسته، بهرهگيري از واكنشگرها و حلالهايي است كه احتمال انفجار، آتشسوزي و رهاشدن ناخواستهي مواد شيميايي را كاهش ميدهند. آسيبهاي مرتبط با اين رويدادها را ميتوان به تغييردادن حالت(جامد، مايع يا گاز) يا تركيب واكنشگرها كاهش داد.
كوششها و دستاوردهاي شيمي سبز
شيميدانهاي سبز در پي آن هستند كه روندهاي شيميايي سالمتري را جايگزين روندهاي كنوني كنند يا با جايگزين كردن مواد اوليهي سالمتر يا انجام دادن واكنشها در شرايط ايمنتر، فراوردههاي سالمتري را به جامعه هديه دهند. برخي از آن ها ميكوشند شيمي را به زيستشيمي نزديك كند، چرا كه واكنشهاي زيستشيميايي طي ميليونها سال رخ دادهاند و چه براي آدمي و چه براي محيط زيست، چالشها نگران كنندهي به وجود نياوردهاند. بسياري از اين واكنشها در شرايط طبيعي رخ ميدهند و به دما و فشار بالا نياز ندارند. فراوردههاي آنها نيز به آساني به چرخهي مواد بازميگردند و فراوردههاي جانبي آنها براي جانداران سودمند هستند. الگو برداري از اين واكنشها ميتواند چالشهاي بهداشتي و زيستمحيطي كنوني را كاهش دهد.
گروه ديگري از شيميدانهاي سبز ميكوشند بهرهوري اتمي را افزايش دهند. طي يك واكنش شيميايي شماري اتم آغازگر واكنش هستند و در پايان بيشتر واكنشها با فراوردههايي رو به رو هستيم كه شمار اتمهاي آنها از شمار همهي اتمهاي آغازين بسيار كمتر است. بيگمان آن اتمها نابود نشدهاند، بلكه در ساختمان فرآوردههاي بيهوده و اغلب آسيبرسان به طبيعت رها ميشوند و سلامت آدمي و ديگر جانداران را به چاش ميكشند. هر چه بتوانيم اتمهاي بيشتري در فرآوردههاي بگنجانيم، هم به سلامت خود و محيط زيست كمك كردهايم و هم از هدر رفتن اتمهايي كه به عنوان مواد اوليه براي آنها پول پرداخت كردهايم، پيشگيري ميكنيم.
بازطراحي واكنشهاي شيميايي نيز راهكار سودمند ديگري براي پيشگيري از پيامدهاي ناگوار مواد شيميايي است. در اين بازطراحيها از مواد آغازگر سالمتر بهره ميگيرند يا روندهايي را طراحي ميكنند كه با واكنشهاي مرحلهاي كمتر به فراورده برسند. همچنين، روندهايي را طراحي ميكنند كه به مواد كمكي كمتر، بهويژه حلالهاي شيميايي، نياز دارند. گاهي نيز واكنشهاي زيستشيمي و شيمي را به هم گره ميزنند و روند سالمتري و كارآمدتري را ميآفرينند. بازطراحي روند داروها ميتواند همراه با افزايش كارآمدي آنها به هر چه سالمتر شدن آنها بينجامد و اثرهاي جانبي آنها بر روندهاي زيست شناختي بدن، تا جايي كه امان دارد، كاهش دهد.
در ادامه به نمونههايي از كوششها و دستاوردهاي شيميدانهاي سبز اشاره مي شود.
1. سوختهاي جايگزين
به كارگيري سوختهاي فسيلي در خودروها با رهاشدن انبوهي از گازهاي گلخانهي به جو همراه شده كه دگرگونيهاي آب و هوايي را در پي داشته است. از سوختن نادرست آنها نيز، مواد زهرآگيني به هوا آزاد شده كه سلامتي آدمي را به چالش كشيده است. حتي اگر بتوانيم بر اين دو چالش بزرگ پيروز شويم، با كاهش روز افزون اندوختههاي فسيلي روبهرو هستيم كه از آن گريزي نيست. اين تنگناها همراه با افزايش روز افزون بهاي اين گونه سوختها، كه به نظر ميرسد همچنان ادامه يابد، پژوهشگران و مهندسان بسياري را به فكر طراحي خودروهايي با سوخت هيدروژن انداخته است. چرا كه خاستگاه اين سوخت، آب است كه فراوانترين ماده در طبيعت است و فرآوردهي سوختن اين سوخت در خودرو نيز خود آب است.
با اين همه، سوخت هيدروژن با چالش بزرگي روبهرو است. فراهم آوردن هيدروژن از آب با فرآيند الكتروليز انجام ميشود كه براي پيشبرد آن به الكتريسيته نياز هست و اكنون نيز بيشتر الكتريسيته از سوختن اندوختههاي فسيلي به دست ميآيد. شايد روزي با بهكاربردن برخي كاتاليزگرها بتوانيم از انرژي خورشيدي به جاي سوختهاي فسيلي در پيش بردن روند الكتروليز بهره گيريم، اما هنوز راهكار كارآمدي براي توليد ارزان هيدروژن پيشنهاد نشده است و به نظر نميرسد در آيندهاي نزديك به چنين تواني دست پيدا كنيم. با اين همه، برخي دانشمندان اميدوارند بتوانند خواستگاه زيستي براي هيدروژن به وجود آورند.
گروهي از پژوهشگران در سال 2000 ميلادي گزارش كردند كه توانستهاند از جلبكهاي سبز براي آزاد كردن هيدروژن از مولكولهاي آب، به همان اندازه كه از الكتروليز به دست ميآيد، بهره گيرند. اما نور خورشيد براي اين رويكرد گرفتاري درست ميكند، چرا كه جلبك طي فرآيند فتوسنتز اكسيژن نيز توليد ميكند. اين اكسيژن از كار آنزيم توليدكنندهي هيدروژن جلوگيري ميكند و در نتيجه هيدروژن اندكي به دست ميآيد دانشمندان ميكوشند با تغييرهايي كه در اين فرايند طبيعي ميدهند، بازدهي توليد هيدروژن را بالا ببرند. شايد يك روز آبگير كوچكي كه از جلبك پوشيده شده است، خواستگاه هيدروژن خودروهاي ما باشد.
در رويكرد ديگر كه مورد توجه است، از روغنهاي گياهي به عنوان خواستگاهي براي تهيهي سوخت جايگزين بهره ميگيرند. براي تهيهي اين نوع سوخت، كه با عنوان بيوديزل شناخته مي شود، پس ماندهي روغن آشپزي را نيز ميتوان به كار گرفت. هر چند از سوختن اين نوع سوخت نيز مانند ديگر سوختهاي فسيلي گاز گلخانهي آزاد ميشود، اما به اندازهاي توليد ميشود كه گياهان طي فرآيند فتوسنتز آن را براي توليد قند به كار ميگيرند. از سوي ديگر، روغنها گياهي نوشدني هستند و از سوختن آنها گوگرد و آلايندههاي آسيبرسان ديگري آزاد نميشود. از سودمنديهاي ديگر اين نوع سوخت اين است كه گليسرين، مادهاي كه در صابون، خميردندان، مواد آرايشي و جاهاي ديگر به كار ميرود، از فرآوردههاي جانبي روند توليد آن است. همچنين، چون طي روند توليد اين سوخت، به آن اكسيژن افزوده مي شود، بهتر از سوخت نفتي در موتور ميسوزد. به روغنكاري موتور نيز كمك ميكند و بر درازي عمر آن ميافزايد.
2. پلاستيكهاي سبز و تجزيهپذير
زندگي در جهاني بودن پلاستيك بسيار دشوار است. پلاستيكها د ر توليد هر گونه فرآورده ي صنعتي، از صنعت خودروسازي گرفته تا دنياي پزشكي، به كارگرفته شدهاند . تنها در ايالات متحده ي امريكا سالانه نزديك 50 ميليون تن پلاستيك توليد ميشود. اما اين مواد به عنوان زبالههاي پايدار به تجزيه ميكروبي، چالشهاي زيست محيطي پيچيدهاي به بار آوردهاند. پلاستيكها علاوه بر اين كه جاهاي به خاكسپاري زباله را پر كردهاند، سالانه در حجمي برابر با چند هزار تن به محيطهاي دريايي وارد ميشوند. برآورد شده است كه هر سال يك ميليون جانور دريايي به دليل خفگي حاصل از خوردن پلاستيكها به عنوان غذا يا به دام افتادن در زبالههاي پلاستيكي از بين ميروند.
در سال هاي اخير، كوششهاي قانوني براي جلوگيري از دورريزي پلاستيكهاي تجزيه ناشدني، افزايش يافته است. اين كوششها صنعتگران پلاستيك را واداشته است تا در پي پلاستيكهايي باشند كه پيامدهاي زيستمحيطي كمتري دارند. پلاستيكهاي نشاستهاي تجزيهپذير و پلاستيكهاي ميكروبي از دستاورد كوششهاي چند سالهي پژوهشگران اين زمينهي در حال پيشرفت و گسترش است.
در پلاستيك هاي نشاستهاي، قطعههاي كوتاهي از پلياتيلن با مولكولهاي نشاسته به هم ميپيوندند. هنگامي كه اين پلاستيكها در جاهاي به خاكسپاري زباله ها، دور ريخته ميشود، باكتريهاي خاك به مولكولهاي نشاسته يورش ميبرند و قطعههاي پلياتيلن را براي تجزيهي ميكروبي رها ميسازند. اين گونه پلاستيكها اكنون در بازار وجود دارند و به ويژه براي پلاستيكها جابهجايي و نگهداري مواد عذايي و ديگر وسايل يكبار مصرف بسيار سودمند هستند. با اين همه، كمبود اكسيژن در جاهاي به خاكسپاري زبالهها و اثر مهاري قطعههاي پلياتيلن بر عملكرد باكتريها، بهرهگيري استفاده از اين پلاستيكها را محدود ساخته است.
در سال 1925 ميلادي گروهي از دانشمندان كشف كردند كه گونههاي زيادي از باكتريها ، بسپار پليبي هيدروكسي بوتيرات(PHB) ميسازند و از آن به عنوان اندوختهي غذايي خود بهره ميگيرند. در دهه ي 1970، پژوهشهاي نشان داد كه PHB بسياري از ويژگيهاي پلاستيكهاي نفتي(مانند پلياتيلن) را دارد. از اين رو، كم كم گفت و شنود پيرامون بهرهگيري از اين بسپار به عنوان جايگزيني مناسب براي پلاستيكهاي تجزيهناپذير كنوني آغاز شد. سپس در سال 1992، گروهي از پژوهشگران ژنهاي درگير در ساختن اين بسپار را به گياه رشادي(Arabidopsis thaliana) وارد كردند و به اين ترتيب گياهي پديد آوردند كه پلاستيك توليد ميكند.
سال پس از آن، توليد اين پلاستيك سبز در گياه ذرت آغاز شد و براي اين كه توليد پلاستيك با توليد مواد غذايي رقابت نكند، پژوهشگران بخشهايي از گياه ذرت (برگها و ساقهها) را ، كه به طور معمول برداشت نميشوند، هدف قرار دادند. پرورش پلاستيك در اين بخشها به كشاورزان امكان ميدهد كه پس از برداشت دانههاي ذرت، زمين را براي برداشت ساقهها و برگهاي داراي پلاستيك درو كنند. پژوهشگران دربارهي افزايش مقدار پلاستيك در گياهان، پيشرفتهاي چشمگيري داشتهاند. با اين همه، هنوز دشواريهايي براي رسيدن به نتيجهي مناسب وجود دارد.
كلروپلاستهاي برگ بهترين جا براي توليد پلاستيك به شمار ميآيند، اما چون كلروپلاستهاي جاي جذب نور هستند، مقدار زياد پلاستيك ميتواند فتوسنتز را مهار كند و بازدهي محصول را كاهش دهد. بيرون كشيدن پلاستيك از گياه نيز دشوار است. اين كار به مقدار زيادي حلال نياز دارد كه بايد پس از بهرهگيري، بازيافت شود. بر اساس تازهترين تخمينها, توليد يك كيلوگرم PHB در گياه ذرت در مقايسه با پلياتيلن به سه برابر انرژي بيشتري نياز دارد. كشت انبوه ميكروبهاي پلاستيك ساز نيز به همين ميزان انرژي نياز دارد.
3. بازطراحي واكنشهاي شيميايي
در روند بازطراحي واكنشهاي شيميايي از واكنشگرهاي آغازكندهاي بهره گرفته ميشود كه سالمترند. در اين را ممكن است روندهاي زيستشيميايي نيز سودمند باشند. براي مثال، اديپيك اسيد، HOOC(CH2)4COOH يك مادهي خام كليدي در توليد نايلون و فرآوردههاي مانند آن است كه سالانه بيش از 2 ميليون تن از آن در صنعت به كار گرفته ميشود. اين ماده از بنزن ساخته ميشود كه سرطانزا است و از اندوختههاي فسيلي نونشدني به دست ميآيد. اما به تازگي دو شيميدان توانستهاند اين ماده را از يكي از فراوانترين، سالمترين و نوشدنيترين مواد طبيعي، يعني گلوكز، بسازند. آنها در اين راه از باكتريهايي كمك گرفتند كه با مهندسي ژنتيك آنزيم ويژهاي در آنها كار گذاشته شده بود و به ناچار طي يك روند زيستشيميايي ناخواسته، بنزن را از گلوكز ميسازند.
توجه به اقتصاد اتم نيز كمك زيادي ميكند. براي مثال، پژوهشگران توانستهاند اقتصاد اتمي را در روند توليد ايبوپورفن، تركيبي كه در بسياري از آرامشبخشها به كار ميرود، از 40 درصد به 77 درصد برسانند و اين يعني، اتمهاي بيشتري كه شركت داروسازي براي آنها هزينه پرداخته است، به صورت مولكول پر فروشي در ميآيند و فراوردههاي بيهوده، كه ميتوانند به محيطزيست آسيب برسانند، كمتر توليد ميشوند.
4. چندسازههاي زيستي
اگر چه موادشناسان تنها در چند دههي گذشته به سوي چندسازهها گرايش پيدا كردهاند، طبيعت در خود چندسازههاي بسيار سخت، پيچيده و گوناگوني دارد كه از ديدگاه سختي و وزن، مانندي براي آنها نميتوان يافت. به هر جاي طبيعت كه مينگريم، با يك چندسازه رو به رو ميشويم. براي نمونه، صدفهاي دريايي از چندسازهي سراميكي سختي ساخته شدهاند. اين سراميك از لايههايي از بلورهاي سخت تشكيل شده كه در زمينهي سيماني نرمتري جاي دارند. اين سراميك سخت و پايدار، جاندار درون خود را از آشوب موج نگهداري ميكند كه پيوسته آن را بر سطح سخرهها مي كوبد. بدن ما يك چند سازه است كه از چندسازههايي مانند استخوان، غضروف و پوست درست شده است.
بشر از ساليان دور از چندسازههاي طبيعي بهره گرفته است. كاه كه براي ساختن نخستين چندسازهها به كار ميرفت، خود نوعي چندسازه است. ابزارهاي چوبي، كفش و لباسي كه از پوست جانوران تهيه ميشود، همه چندسازههاي طبيعياند. به خاطر اين گوناگوني و ويژگيهاي بيمانند، موادشناسان تلاش ميكنند از اين مواد براي سختي بخشيدن به چندسازههاي ساختگي(مصنوعي) بهره گيرند تا از پيامدهاي زيست محيطي ناگوار ناشي از مواد ساختگي بكاهند. انويرون ( environ ) نمونهاي از اين چندسازههاست كه از 40 درصد كاغذ روزنامه، 40 درصد گرد سويا و 20 درصد تركيبهاي ديگر (از جمله رنگدهندهها و كاتاليزگري كه در حضور آب كارا ميشود و گرد سويا را به رزين دگرگونه ميكند) ساخته ميشود. فراوردهي كار، يك چندسازهي زيستي است كه ظاهري سنگ مانند دارد، اما مانند چوب ميتوان آن را بريد. از اين چندسازه ميتوان هر نوع ابزار چوبي را با ظاهري سنگ مانند ساخت.
سخن پاياني
بازطراحي واكنشها و روندهاي شيميايي فرصتهاي تازه و بيشماري براي شيميدانها به وجود آورده است و هر شيميداني ميتواند به طراحي هر يك از واكنشهاي شناختهشدهاي كه سالها در كارخانهها يا آزمايشگاههاي دانشگاهها به كار گرفته ميشد، در راستاي سالمكردن آن و كاهش هزينهها و افزايش كاراآمدي و بازده، بپردازد. از اين رو، به نظر ميرسد فرصتهايي كه براي شيميدانها طي تاريخ دراز و كهن اين دانش فراهم شده، اكنون بارديگر براي شيميدانهاي امروزي فراهم شده است تا با ويرايش آنچه آنان در تاريخ شيمي به يادگار گذاشتهاند، يادگارهاي سالمتري براي آيندگان برجاي گذارند.
اطلاعات عمومی هندبال
اطلاعات عمومی
هندبال یک بازی تیمی است که اساس آن با اقتباس از بازی فوتبال پایه ریزی گردیده و نحوه ترکیب تیم و حتی تعیین فصلهای مناسب برای مسابقات بر مبنای بازی فوتبال تنظیم شده است. در این بازی هر تیم سعی میکند توپ را با دست به دروازه تیم مقابل پرتاب کند و در عین حال از دروازه خود در مقابل حملات تیم مقابل دفاع نماید . هر تیم دارای 10 بازیکن و دو دروازه بان است که در داخل زمین فقط 6 بازیکن و یک دروازه بان بازی میکنند . بازیکنان از تکنیکهای مختلف در جهت پاس دادن توپ به یکدیگر و شوت کردن آن و یا انجام انواع حمله و ضد حمله استفاده میکنند و با سد نمودن راه بازیکنان تیم مقابل ، مانع موفقیت آن تیم میگردند. بازی هندبال در فضای باز توسط دو تیم که هر تیم از 11 بازیکن تشکیل شده است ، انجام میگیرد .
هندبال که به مادر ورزش های توپی شهرت دارد به اشکال زیر بازی می شود:
1. هندبال هفت نفره
2. مینی هندبال
3. هندبال نشسته
4. هندبال با ویلچر
5. هندبال ساحلی
تجهیزات مورد نیاز
- توپ : توپ هندبال کرهای شکل و یک رنگ بوده و از جنس چرم طبیعی و یا مصنوعی است . سطح توپ نباید برق و لیز باشد . محیط توپ برای مردان 58 الی 60 سانتیمتر و وزن آن 425 الی 475 گرم میباشد . در بازیهای زنان محیط توپ 54 الی 56 سانتیمتر و وزن آن 325 الی 400 گرم است .
قوانین کلی هندبال
1- بازی هندبال توسط دو تیم و در یك تیم رسمی ، هندبال با 12 نفر بازیكن انجام می شود .
2- زمین هندبال دارای 40 متر طول و 20 متر عرض می باشد و در هر نیمه از زمین یك دروازه وجود دارد .
3- وقت بازی برای بازیكنان زن و مرد 16 سال به بالا عبارت است از دو نیمه 30 دقیقه ای با 10 دقیقه استراحت بین آن .
4- هدف از انجام این بازی عبور دادن توپ از خط دروازه با استفاده از شوت كه با رعایت قوانین مربوط توسط دستها انجام می شود ، می باشد .
5- توپ را می توان با پاسهای مختلف ( بالای سر ، سینه و ...) ، دریبل ، سه گام و ....... با رعایت قوانین در زمین حركت داد تا منجر به زدن گل شود ، هر گل در این بازی یك امتیاز محسوب می شود .
هنر نقاشی
|
هنر نقاشی نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار میرود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. وقتی واژه نقاشی یا نقاشی کردن به میان می آید طبیعتاً پدیده ای در نظر ما مجسم می شود که از ترکیب رنگها به وجود آمده و به دست انسان ساخته شده است .
ـ نقاشی تصویری : این نقاشی شامل سبکهای متنوعی است. هنرمند با توجه به اشکال موجود مثل انسان ، حیوان ، درخت و میوه ترکیباتی می آفریند و با سلیقه ای که در رنگ آمیزی و ترکیب اشیاء به کار می برد اثری می آفریند که نمایشگر شکلهای شناخته شده است. نقاشانی که طبیعت را مدل قرار داده اند ( در هر زمان و مکتبی ) با وجود وفاداری به شکلهای طبیعی هرگز آنچه را که می بینند عیناً نقاشی نمی کنند بلکه طبیعت را از دیدگاه مخصوص به خود نشان می دهند و اثری به وجود می آورند که با وجود شباهت به طبیعت با آن متفاوت است. به عبارت دیگر نقاشی برداشت تصویری هنرمند از محیط اطراف خود می باشد و این تفاوت عمل هنرمند نقاش است با دوربین عکاسی که عیناً واقعیات را ثبت می کند. عده ای از هنرمندان ماهر پس از یک سلسله تجربیات طولانی در زمینه نقاشی تصویری و ساده نمودن شکلهای طبیعت به این نتیجه رسیدند که بدون اشاره به طبیعت یعنی فقط از ترکیب فرم و رنگ هم می توان احساسات شاعرانه و ادراک هنری را بیان نمود. آثاری که به این شیوه آفریده شدند راه تازه ای را در بیان احساس از طریق نقاشی باز نموده و به دلیل آنکه کاملاٌ فرآورده فکر و اندیشه انسان می باشند و همانطور که می دانید، اندیشه یک عنصر مجرد است، این شیوه نقاشی را مجرد یا انتزاعی نام نهادند . |
هنرمنبت كاری
هنرمنبت كاری
مقدمه
كلمه ی منبت به معنی كنده كاری روی چوب می باشد و منبت كار كسی است كه روی چوب عمل كنده كاری را انجام می دهد. این فن ، سابقه ای بسیار طولانی دارد؛ تا حدی كه آغاز تاریخ منبت را می توان به زمانی نسبت داد كه انسان برای اولین بار با ابزارهای تیز و برّنده آشنا و چوب را تراش داده است .
منبت كاری در ایران پیشینه ای بسیار طولانی دارد و یادگاری از دوران گذشته می باشد كه برای رسیدن به مراحل فعلی راهـی بس طولانی را پیموده است و شـاید بتوان گفت كه تاریخ منبت كـاری در ایران به زمانی می رسد كه ایرانیان با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند ؛ و با این توضیح در واقع نمی توان تاریخ منبت كاری را جدا از تاریخ استفاده چوب دانست.
باستان شناسان و مورخان تاریخ ، استفاده از چوب برای ساخت خانه ها را در ایران مربوط به 4200 سال پیش از میلاد مسیح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر و دورانی كه بومی ها قبل از مهاجرت آریایی ها در ایرن زندگی می كردند، می دانند.
قطعات چوبی در یكی از مقبره های شهرستان فسا، در استان فارس، به دست آمده كه مربوط به 5000 سال قبل بوده و نشان دهنده ی این است كه ایرانیان باستان از چوب برای ساخت ابزارهای مختلف استفاده می كرده اند.
استفاده از چوب در زمانهای مختلف در ایران مرسوم بوده و در كشاورزی ، خانه سازی و همچنین ساخت آلات و ابراز استفاده می شده است. از ظهور سلجوقیان تدریجاً استفاده از چوب شكل عوض كرده و كنده كاری روی چوب مرسوم شده كه متأسفانه نمونه های چندانی از هنر صنعت چوب ِ در این دوره در دست نیست؛ ولی با توجه به دو قطعه از یك منبر ساخته ی قرن 12 میلادی كه مربوط به اواخر دوره ی سلجوقیان است و هم اینك در موزه نگهداری می شود ، درمی یابیم كه تزئین چوب با گل و بوته های برجسته و فرو رفته (شبیه به منبت امروزی) رواج داشته است. آثار صنعت منبت كاری در دوره ی چنگیز و تیمور نسبتاً بیشتر است و نقوش ایرانی و طرح های چینی فراوانی به چشم می خورد، از آثار این دوره می توان منبر مسجد نائین به تاریخ سال 711 هجری قمری و مرقد حضرت عبدالعظیم در شهرری را نام برد كه با اشكال هندسی و برگ های مدور تزئین شده است
آشنایی با هنر منبت کاری
منبت کاری با چوب یکی از ظریف ترین صنایع دستی است که تلفیقی از هنر و حوصله هنرمندانی است که با مواد اولیه ی ارزان و ساده، محصولاتی با ارزش خلق می کنند، هنرمندانی که با چند قلم و اسکنه ای فلزی ذهنیات خود را با خطوط کوفی ، نقوش اسلیمی، ختایی و گل و مرغ و ... روی چوب کنده کاری می کنند.
منبت کاری هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری بر روی چوب . این هنر دستی نماد احساس، ادراک ، اندیشه و خلاقیت هنرمندان که با ذوق و سلیقه سرشار ، اثر هنری را ابداع می کنند.
با توجه به اسناد و مدارک موجود منبت کاری در ایران ، سابقه این صنعت به 1500 سال می رسد و قدیمی ترین اثر منبت کاری موجود یک لنگه در چوبی است و روی آن با خلال هایی از چوب گردو و نقوش زیبایی تزئین شده است.
بعد از ظهور اسلام و با توجه به شیوع روحیه ساخت مراکز و مساجد اسلامی ، هنرمندان ایرانی جز اولین کسانی بودند که تمامی توان و استعداد خویش را صرف تزئین مساجد کردند و به موازت هنرنمایی معماری ، کاشیکاران و گچبرها منبت کاران نیز آثاری چون رحل قرآن، منبر، در و پنجره های که نشان دهنده ذوق و هنر بود ، را خلق کردند.
ایرانیان باستان هم چنان که در هنر نقاشی و کنده کاری و حجاری پیش از دیگر اقوام به موفقیت هایی دست یافته بودند،به تدریج به فنون و ظرافت هنری این رشته نیز آشنایی پیدا کرده اند.
مهرهای استوانه یی مربوط به آریاهاهمراه با نقوش بسیار زیبا و حک صور و اشکال مختلف بر روی آنها از هنرهای ارزنده ی قوم آریایی است که نمونه هایی از آنها مربوط به چندهزار سال قبل باقی مانده است.
سامی ها این هنر را از ایرانیان باستان تقلید و اقتباس کرده و بعد ها وسیله(فینیقی ها) به یونان راه یافته است.
همایونفرخ می نویسد« خوشبختانه اینک آثار بسیاری از نشان های (مهره های استوانه ای) متعلق به قبل از دوران ماد در ایران به دست آمده است،از جمله یازده مهر استوانه یی که دارای خطوط و علائمی هستند و از کاوشهای مارلیک کشف شده و خواندن خطوط آن به آقای دکتر کامرون محول شده است.
از ملت سونگیری(سومر)نیز تاکنون مهره های حکاکی شده بسیاری به دست آمده است و مسلم می دارد که آشوری ها و سپس یونانی ها از آنها این هنر را فرا گرفته اند.»
سابق بر این مغرضان و معاندان فرهنگ وتمدن ایرانی چنین وانمود می کردند که هنر حکاکی و منبت کاری متعلق به یونانی ها بوده است ولی با کشف مهرهای استوانه ای مربوط به شش هزار سال قبل از میلاد،دیگر چنین ادعاها رنگ و رویی ندارد و تعصب داشتن و غیر علمی بودن نشریه آنها را آشکار ساخته است.
پادشاهان ایران از قدیم وسیله ی مهرهای استوانه ای که به طرز هنرمندانه ای حکاکی میشد،فرمانهای لازم را صادر می کردند و علامات و سمبل هایی نیز به مناسبت امور مختلف بر روی این مهرها حک می کردند .
گرچه تعدای زیادی از این مهرهای حکاکی شده ی مربوط به آریاها و قبل از روی کار آمدن شاهنشاهی هخامنشی موجود است ، ولی متاسفانه از مهرهای دوره ی هخامنشی زیاد به دست نیامده است.تعدادی از مهرهای این دوره موجود است که از روی آنها می توان به چگونگی هنر حکاکی و دقت و ذوق هنری آنها پی برد.
مهرهای اورارتویی و هخامنشی از نظر ظرافت و هنر حکاکی در حد اعلای زیبایی است.هنرمندان ایرانی با ذوق و قریحه خاص خود،سنگهای عقیق و زیبای الوان برای حکاکی انتخاب کرده وصورتها و اشکال مورد نظر را به طور برجسته بر روی عتیق حکاکی و تراشکاری می کرده اند.
پروفسور پوپ می نویسد: «اساساً باید گفته شود هنر حکاکی عتیق و سنگهای قیمتی دیگر مانند لاژورد و قان داش به چند هزار سال قبل از هخامنشی میرسد و ایرانی ها ، قرنها قبل از به وجود آمدن دولت هخامنشی این هنر را ابداع کرده و به کار می برده اند.»
همین دانشمند در جای دیگر رسماً اعلام می کند: سبکی که به غلط و اشتباه یونانی می خواندند امروز اصلاح شده و آن را نمونه ی هنر هخامنشی می دانند و در واقع یونانی ها در حکاکی و مهر سازی مقلد هخامنشی ها بوده اند. پروفسور پوپ این نظریه را جهت بطلان گفته های قبل که اصرار می شد به نحوی هنر دوره ی هخامنشی را ماخوذ از یونان بدانند آورده است.
از آثار مختلف، نمونه های بسیار زیبایی از هنر حکاکی و نقاری مربوط به هخامنشیان، مانند سکه های دریک(داریک) به دست آمده است
حکاکی این سکه ها نشان می دهد که استادان حکاک،با شیوه ها و سبکهای مختلف این هنر آشنایی داشته و آموزش ها و فنون لازم را کسب کرده اند.
با توجه به پیشرفت کلی هخامنشیان به خصوص در معماری و تزیینات مربوط به آن و حکاکی هایی که بر روی ظروف وسکه ها به صورت کنده کاری بر روی تمثالها و تصاویر به دست آمده باید قبول کرد که نحوه ی فراگیری و آموزش این هنر در این زمان به نحو قابل ملاحظه ای پیشرفت داشته است.علاوه بر این در روی بسیاری از سر ستونها و اشیا فلزی و گچ بری ها ، ریزه کاری های هنری بسیار جالبی به چشم می خورد که به حق باید گفت استاد کاران و هنرمندان این دوره دستگاه و وسایل منظم آموزشی برای تعلیم این هنرها داشته اند.
در زمان اشکانیان نیز این هنر اصالت خود را حفظ کرده، چنان که از روی سکه های مختلف و اشیا فلزی و کنده کاری های این دوره می توان به پایداری و رواج این هنر در زمان پارتیان پی برد.هنر حکاکی و منبت کاری و نقاری این دوره نه تنها تحت تاثیر هنر یونانی قرار نگرفته،بلکه دنباله ی هنر هخامنشی است.
از آثار و بقایایی که از دهکده های پارتی واقع در مغان آذربایجان کشف شده نمونه هایی از هنر حکاکی و منبت کاری این عهد را به دست می دهد،که مهارت و استادی سازندگان آنها را به خوبی آشکار می سازد.
ضمن بحث از دهکده های پارتی و قبور آنها کامبخش فرد می نویسد:
« در چند نمونه از این قبور در پنج انگشت دست مرده، انگشتری وجود دارد که از آهن و یا برنز ساخته شده و عموماً دارای نگین شیشه می باشد.
نگین ها اگر چه کوچکند، ولی در کمال مهارت حکاکی شده و هیکل انسانی و نیم تنه(سه ربع صورت و یا نیم رخ) با سبک یونانی در آنها حک شده است».
در موارد مختلف هخامنشیان و اشکانیان جنبه های ارزنده و مفید هنر ملل مختلف را گرفته و با هنر اصیل ایرانی تلفیق نموده و شاهکارهای هنری مستقل و نوینی را خلق و ابداع کردند و سبک تازه یی را به وجود آوردند که نشان دهنده ی تحول هنری در این دوران است.
استادان پارتی اشکال و صور گوناگون را به صورت مراسم مذهبی و یا جنگ تن به تن بر روی ابزار و ادوات، کنده کاری می کردند. بقایایی از این ابزار و کنده کاری ها در کوه خواجه نشان می دهد که هنرمندان پارتی با ظرافت هر چه بیشتر در خلق آثار بدیع به صورت کنده کاری، گچ بری، منبت کاری مهارت پیدا کرده و دانش خاص هنری خود را در این آثار جلوه گر ساخته اند.
در زمان ساسانیان هنر منبت کاری و حکاکی توسعه و ترقی بیشتر داشته و بر تعدد و تنوع آنها افزوده شده است. ساسانیان در نگاهداشتن و بهتر ساختن و افزودن به میراث هنری نیاکان خود اهتمام ورزیده و در پایداری و تحویل آنها به آیندگان کوشا بوده اند.آثار هنری این دوره به قدری غنی و پیشرفته است که در این مختصر نمی گنجد و فقط به ذکر نمونه هایی از آنها اکتفا می شود.علاوه بر انواع حکاکی ها و کنده کاری هایی که در دوره های قبل به آنها اشاره شد و در زمان ساسانیان ترقی و تکامل یافت، انواع مدال های نقره ای شاهنشاهان ساسانی به طرز بسیار جالبی ساخته می شده است.
از جمله مدال های نقره یی بهرام سوم به شکل بیضی می باشد که در وسط آن نیم رخ بهرام با تاج و تزیینات حک شده و یکی از زیباترین نوع حکاکی و نمونه ی پیشرفت این هنر در آن دوران است.
از حکاکی های دیگر دوره ی ساسانی مهرهای استوانه یی متعددی است که بیشتر مربوط به خسروپرویز است، این مهرها بر روی عقیق و سنگهای گرانبهای دیگر به طرز جالب و زیبایی حکاکی شده و در حال حاضردر موزه ی ارمیتاژ لنین گراد نگه داری می شود.دقایق و ریزه کاری های هنر حکاکی این دوره حاکی از پیشرفت و تکامل آموزش هنری و وجود هنرمندان ماهر و چیره دستی است که از دانش های مربوط به این رشته از هنرها اگاهی کامل داشته ومدتها تحت نظر استادان فن به آموختن و فراگیری فنون لازم قرار می گرفتند.
منبت كاري مانند خاتم كاري در دوران صفويه راه پيشرفت و ترقي را به سرعت پيمود و هنرمندان منبت كار آثار بسيار زيبائي در اين دوره از خود باقي گذاردند؛ ولي در دوره قاجاريه به علت عدم توجهي كه به هنر و هنرمندان شد، اين هنر نيز در بوتة فراموشي ماند و رو به انحطاط نهاد، تا اين كه با ظهور سلسله پهلوي هنر منبت نيز مانند ساير صنايع مستظرفه مورد توجه قرارگرفت و موجبات احياي اين هنر فراهم گشت.
يك فرد با ذوق و علاقمند به اين هنر، اگر بخواهد براي اولين بار با فنون و اصول منبت كاري آشنا شود و به فراگرفتن اين هنر اشتغال ورزد بايد گام نخستين را از كوي طراحي بردارد و پس از آن با آشنائي كامل به انواع چوبها و وسايل كار و آموختن فن درودگري، هنر مشبك را تعقيب و فنون موزائيك كاري، معرق كاري، رنگ كاري و رويه كوبي را فرا گيرد.
براي توضيح مختصر هر يك از فنون ذكر شده مي توان چنين گفت:
منبت كاري در دو نوع ريز و درشت برروي چوب و عاج و استخوان انجام مي شود و شامل مجسمه سازي، نيمرخ و تمام رخ، گلبرگهاي اسليمي، ختائي و غيره ميباشد.
مشبك كاري در تزيين قابها و ساير وسايل تجملي به كار برده مي شود و معمولاً بر روي چوبهاي گوناگون و عاج و استخوان انجام مي گردد.
معرق كاري و موزائيك كاري شامل قرار دادن چوبهائي به رنگهاي طبيعي و عاج و استخوان و صدف در كنار هم و به هم آميختن آنها و ايجاد يك سري نقشه هاي زيبا و بديع مانند اشكال گوناگون هندسي، برگ اسليمي، مينياتور و نظائر آن است.
رنگ كاري و رويه كوبي به منظور زيباتر ساختن و جلا بخشيدن به كارهاي منبت كاري است تقريباً مراحل نهائي كار است و در هنر تزئيني منبت مورد نظر هنرمندان و صاحبنظران اين فن ميباشد. رنگ كاري و رويه كوبي علاوه بر افزودن بر زيبائي اثر، چوب را از گزند رطوبت و گرما و نظائر آن حفظ ميكنند.
در بين شهرهاي ايران دو شهر آباده و شيراز از مراكزي است كه در آن منبت كاري و ساير رشته هاي اين هنر رواج بسيار دارد و مخصوصاً در شهر آباده هنر مزبور رونق بيشتري دارد.
. مواد اولیه در منبت كاری
چوب:مهمترین ماده اولیه در منبت كاری چوب است. انتخاب چوب در منبت كاری یكی از مراحل مهم منبت كاری می باشد.بایدسعی شود چوبی كه برای منبت كاری انتخاب می شود بدون گره و باختگی باشد.
درخت: چوب، حاصل درخت است و درخت مواد غذایی خود را از زمین و هوا گرفته و رشد می كند. درخت از طریق ریشه ، مواد غذایی را از زمین می گیرد و به سایر قسمت های خود هدایت می كند. این كار به وسیله ی لوله های باریك مویی و با نیروی مویی انجام می شود. نیروی مویی یا كاپیلارتیه باعث به جریان افتادن آب آزاد از طریق حفره های سلولی و روزنه های ریز دیوارهی سلول می گردد.
درخت ، گاز كربنیك هوا را همراه با مواد غذایی كه از زمین گرفته، تحت تأثیر نور خورشید به مواد سازنده ی چوب تبدیل می كند، كه مهمترین این مواد عبارتند از :مواد قندی، سفیده ای، سلولز صمغ، قلیایی ، دباغی و مواد رنگی.
1- پوست درخت:
پوست درخت به دو لایه تقسیم می شود : پوست بیرونی یا "لایه ی مرده" كار آن حفاظت از تنه درخت است و ضخامت آن بستگی به گونه و سن درخت دارد. این قسمت از سلول ها و بافت های مرده شما تشكیل می شود .لایه زنده یا پوست درونی كه از بافت های زنده، نرم و مرطوب تشكیل شده است و مواد غذایی تهیه شده را به نقاط مختلف درخت هدایت می كند.
2- پوسته چوبساز یا كامبیوم (لایه زاینده): زایش و تقسیم سلول ها در این قسمت انجام می شود و سلولهای تشكیل دهنده چوب را تشكیل می دهند. قسمتی از سلول ها به صورت چوب درآمده و در داخل درخت قرار می گیرند و قسمت دیگر از طرف خارج پوست آن را شامل می شوند.
3- چوب:كه قسمت اعظم تنهی درخت را تشكیل می دهد، خود به دو قسمت تقسیم می شود:چوب برون، كه به آن « چوب جوان » نیز می گویند، قسمت فعال چوب بوده و معمولاً رنگ آن روشن است و شیرابه را از ریشه به برگها انتقال می دهد.
چوب درون، یا «چوب پیر» كه قسمت میانی تنه درخت است. سلول های این قسمت غیر فعال بوده و رنگ تیره دارند و كار آن ها ذخیره ی مواد استخراجی و استحكام بخشیدن به تنه درخت است.
4- اشعهی مركزی یا پره های چوبی:نوارهایی هستند كه از یك یا چند ردیف سلول های شعاعی تشكیل شده اند كه از پوست تا مركز درخت و عمود بر دوایر سالانه امتداد دارند و كار آنها انتقال و ذخیره مواد غذایی است و خاصیت آن این است كه بین حلقه های سالیانه اتصال ایجاد كرده و درخت را محكم می كند.
5- چوب بهاره و چوب تابستانه: چوب بهاره یا آغازی چوبی است به رنگ روشن، كه در آغاز فصل رویش تشكیل می شود و معمولاً حاوی سلول هایی درشت با دیواره سلولی نازك است.
چوب تابستانه، چوبی است كه در پایان دوره ی رویش به وجود می آید؛ به دلیل كم بودن جریان آب، سلول هایی با حفره های سلولی تنگ تر و به هم چسبیده می باشند و غشای سلولی ضخیم تر دارند و رنگ آن تیره تر از چوب بهاره است. چوب بهاره و تابستانه در یك دوره رویش تولید می شود و یك دایره را تشكیل می دهد كه به آن دایره حلقه رویش سالیانه می گویند.
پهن برگان: درختان پهن برگ، برگ هایی درشت و پهن دارند و در فصل پاییز برگ آنها می ریزد مانند گونه های چنار، راش ، توسكا و ... پهن برگان معمولا دارای چوبی محكم تر و ریزبافت هستند.
سوزنی برگان: درختانی كه برگ های سوزنی شكل دارند و معمولاً در چهار فصل سال دارای برگ های سبز هستند.
عمل رویش در درختان پهن برگ فقط زمانی كه درخت برگ دارد انجام می شود؛ عمل رویش در بهار با شدت و در فصل پاییز به كندی انجام می شود و سپس در زمستان قطع می شود و مجدداً در بهار سال بعد آغاز می شود. عمل رویش در درختان سوزنی برگ در بهار و تابستان است و با رسیدن فصل سرما رویش آن به آرامی انجام می شود.
چوب را می توان از سه مقطع یا برش مطالعه نمود:
1-برش عرضی:كه سطح برش عمود بر جهت طول ساقه درخت است.
2-برش شعاعی: كه سطح برش موازی جهت پره های چوبی است .
3-برش مماسی: كه سطح برش شعاعی و پرده های چوبی است.
معمولا در قسمت های خمیده تنه و شاخه های درخت، چوبی تشكیل می شود كه خصوصیات آن با چوب طبیعی كاملاً فرق دارد. این گونه چوب ها در سوزنی برگان به چوب فشاری و در پهن برگان به چوب كششی معروف است.
چوب فشاری كه در قسمت زیرین تنه خمیده شاخه های درختان سوزنی برگ به وجود می آید، معمولاً دارای دوایر رویش سالیانه عریض تر از دوایر رویش سالیانه چوب های طبیعی است و به علت عدم وجود اختلاف زیاد بین چوب درون و چوب برون تعیین سن آن با شمارش دوایر رویش سالیانه مشكل است.
چوب كششی در قسمت فوقانی تنه خمیده و شاخه های درختان پهن برگ تشكیل می شود و از خصوصیات بارز آن این است كه هنگام بریده شدن به ویژه در چوب های تر، چوب به شكل كُركدار در می آید كه اره كشی روی آن بسیار دشوار است.
تعریف رطوبت چوب:مقدار آبی كه در واحد وزن چوب موجود است را رطوبت چوب می نامند و معمولا نسبت به وزن خشك چوب سنجیده می شود.
رطوبت چوب را به درصد می سنجند. بنابر تعریف فوق برای محاسبه مقدار درصد رطوبت چوب نسبت به وزن خشك از فرمول زیر استفاده می شود:
وزن خشك چوب در مخرج كسر، وزن خشكِ نمونه است نه وزنِ كل نمونه، به همین جهت میزان رطوبتی كه به دست می آید می تواند بیش از صد درصد باشد.
چوب ماده ای است كه آبدوست و به رطوبت در حالت های مایع و بخار كاملاً حساس است، یعنی اگر قطعه چوب خشكی در محیط مرطوب قرار گیرد رطوبت را جذب می كند و بر عكس .
مثال : مقدار 350 گرم پوشال از چوب خیس برمی داریم. پس از خشك كردن وزن آن به 220 گرم كاهش می یابد. رطوبت چوب چه مقدار است؟
پاسخ: 60%
چوب یكی از عوامل مهم مورد نیاز برای رشد و فعالیت عوامل بیولوژیكی مخرب چوب (حشرات و قارچ ها) است و رشد و فعالیت حشرات و قارچ ها باعث كاهش دوام و كیفیت چوب می گردد. رطوبت در رنگ پذیری، چسب خوری و حتی اره كشی چوب تاثیر می گذارد. (امروز رطوبت سنج های دیجیتالی كامپیوتری به بازار عرضه شده كه با تماس دادن به چوب مقدار رطوبت را نشان می دهد.)
1-آب آزاد موجود در چوب: آبی كه به صورت مایع در حفره های سلول های چوب وجود دارد و توسط نیروی كاپیلاریته نگهداری می شود (نیروی كاپیلاریته یا نیروی مویی نیرویی است كه در لوله های كم قطر باعث بالا آمدن آب می شود). این آب در مراحل اولیه خشك كردن چوب از آن خارج می شود.
2-آب آغشتگی: این آب در داخل دیواره سلول های چوبی است و به كمك نیروهای جذب سطحی به حالت چسبیده به مولكول های زنجیره سلول قرار دارد. جدا سازی این آب از چوب به انرژی بیشتری (نسبت به آب آزاد) احتیاج دارد. پس چوب ابتدا آب آزاد و بعد آب آغشتگی را از دست می دهد.
3-آب نهادی:آبی كه در ساختمان مولكولی غشاء سلولی وجود دارد و جدا كردن آن از چوب مشكل است و باید چوب تجزیه شود. این مقدار آب در اندازه گیری مقدار رطوبت چوب تاثیری ندارد. چوب های تازه قطع شده را كه دارای آب آزاد و آب آغشتگی در چوب هستند،«چوب تَر» یا «چوب سبز» نامیده می شوند.
اگر چوب طوری خشك شود كه فقط آب آزاد از چوب خارج شود و آب آغشتگی در چوب باقی بماند، در این حالت چوب در «حد نقطه اشباع الیاف» است. مقدار رطوبت چوب در این نقطه حدود 30% است ولی مقدار واقعی بین 20% تا 30% متغیر است كه به گونه چوب بستگی دارد.
در عصر تیموریان شیوه ی منبت كاران دوره ی مغول ها ادامه یافت و از نمونه های خوب این دوره " دو لنگه ی در " متعلق به نیمه های دوم قرن پانزدهم میلادی (قرن 9 هجری قمری) است كه در موزه متروپولیتن نگاهداری می شود. رُویه ی این دولنگه در، به قطعات مربع تقسیم و داخل هر كدام نیز تقسیمات دیگری شده و تزئینات آن عبارت است از اشكال هندسی و برگهای ظریفی كه معمولاً تذهیب كاران دوره تیموری از آنها استفاده می كردند. در دوره ی زندیه و قاجار، منبت كاری رو به انحطاط رفت و ساختن درهای منبت و قطعات بزرگ ، جای خود را به قطعات كوچكتر مانند رحل قرآن و قاب آئینه داد.
به طور كلی آثار معتبری از گذشتگان در دست نیست و علت آن امر را می توان عمر كوتاه چوب كه به مرور از بین می رود و همچنین عدم نگهداری درست وسایل چوبی به دلیل نبود مواد و وسایل حفاظتی (مانند لاكها و رنگهایی كه امروزه استفاده می شود) دانست. ولی با این حال ، آثار نسبتاً قدیمی از منبت كاری در كشور ما به جای مانده كه بیشتر بر روی در مقبره ها، منابر و در مساجد انجام شده و دلیل سالم ماندن آن نیز به خاطر احترام مذهبی مردم به این اماكن می باشد كه قدمت بعضی از آنها به 1000 سال هم می رسد.
در حال حاضر منبت كاری در گوشه و كنار ایران رواج دارد و می توان گفت كه در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، آباده، شاهرود و ... نسبتاً منبت كاری بیشتر انجام می شود. طرح های اصیل ایرانی شامل اسلیمی ها، ختایی، گل و بوته، گل و مرغ و ... می باشد كه تدریجاً انواع طرح های خارجی مانند گوشواره ای، فرشته ای و ... جای آن ها را می گیرند.
باستان شناسان و مورخان ، تاریخ استفاده از چوب برای ساخت خانه ها در ایران را مربوط به 4200 سال پیش از میلاد مسیح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر است یعنی زمانی كه بومی ها قبل از مهاجرت آریایی ها در ایران زندگی می كردند